به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار ارز در هفتههای اخیر وارد فاز سکونی شده که بیشتر شبیه تعادل پس از خستگی است تا نشانهای از ثبات واقعی. دلار در محدودهی ۱۰۷ تا ۱۰۸ هزار تومان در رفتوآمد است؛ محدودهای که به نظر میرسد خریداران و فروشندگان موقتاً بر سر آن به توافق رسیدهاند. این رفتار برای فعالان بازار تازگی ندارد. در ماههای گذشته نیز دلار بارها در نقاط مشابهی متوقف شده بود: یکبار در محدودهی ۸۱ تا ۸۳ هزار تومان، و بار دیگر در ۹۱ تا ۹۳ هزار تومان، که در هر دو مورد پس از مدتی رکود، با جهش ناگهانی همراه شد. به طوری که در آخرین حرکتی صعودی توانست حتی تا ۱۱۷ هزار تومان بالا برود.
الگوی تکرارشوندهی بازار ارز بهخوبی نشان میدهد که دلار، پس از هر دوره از التهاب و شوکهای کوتاهمدت، دوباره به نقطهای تازه از تعادل اسمی بازمیگرد. نقطهای که نه حاصل سیاستگذاری دقیق، بلکه نتیجهی فرسایش تدریجی ارزش پول ملی و انتظار عمومی برای تورم بیشتر است.
به همین دلیل، آرامش فعلی بازار را نمیتوان «ثبات» نامید، بلکه باید آن را نقطهی توقف موقت در مسیر یک اقتصاد پرتورم دانست؛ جایی که نیروهای عرضه و تقاضا فقط برای مدتی کوتاه، یکدیگر را خنثی کردهاند.
تعادل روی پایههای لرزان؛ ثباتی که از دل اصلاحات نیامده است
هرچند ظاهر بازار ارز آرام است، اما این تعادل نه بر پایهی اصلاحات اقتصادی، بلکه بر ستونهای فرسودهی کنترلهای مقطعی و انفعال سیاستگذار بنا شده است.
در واقع، دلار امروز حاصل سکوتی است که از درماندگی اقتصادی میآید، نه از ثبات. دولت و بازارساز با مهار روانی تقاضا، محدودسازی خریدهای خرد و تزریقهای محدود ارزی توانستهاند قیمت را موقتاً در محدودهی ۱۰۸ هزار تومان نگه دارند، اما هیچ تغییری در متغیرهای بنیادی رخ نداده است.
در اقتصاد ایران، هر بار که دولت با همین رویکرد دستوری و مقطعی وارد بازار شده، نتیجه تکرار شده: کاهش کوتاهمدت قیمت و جهش شدیدتر پس از پایان کنترل.
چون ریشهی ماجرا نه در حجم معاملات روزانه، بلکه در عمق ساختار اقتصاد است؛ جایی که کسری بودجهی مزمن، رشد نقدینگی، بدهیهای سنگین بانکی و تورم دائمی اجازه نمیدهد نرخ ارز واقعاً تثبیت شود.
به زبان سادهتر، ثبات فعلی بازار ارز مانند دیواری است که با رنگ تازه پوشانده شده، اما از درون ترک خورده است. این آرامش نتیجهی اصلاح نیست، بلکه حاصل خستگی بازیگران و توقف موقت در مسیری است که دیر یا زود باید دوباره تعیین تکلیف شود. یا با تصمیمی ساختاری، یا با جهشی تازه در نرخ دلار.
دلار و واقعیت اقتصاد ایران؛ چرا دیگر نباید انتظار کاهش داشت
دلار امروز نه از سر هیجان بالا مانده و نه از کمتدبیری کوتاهمدت، بلکه در جایگاهی ایستاده که منطق اقتصاد ایران آن را طبیعی میداند.
در کشوری که تورم سالانهاش دو رقمی و مزمن شده، پایه پولی پیوسته در حال رشد است، درآمد ارزی محدود و هزینههای دولت بیانضباط است، کاهش نرخ ارز دیگر معنای اقتصادی ندارد. دلار به سطحی رسیده که بازتاب واقعیتِ قدرت خرید ریال است؛ واقعیتی تلخ اما انکارناپذیر.
طی دو دهه گذشته، هر زمان سیاستگذار کوشیده با فشار دستوری، تزریق منابع یا سرکوب قیمتی دلار را پایین نگه دارد، نتیجه یکسان بوده: جهش بعدی شدیدتر و ماندگارتر از قبل.
اکنون نیز بازار بهخوبی میداند که تا زمانی که نقدینگی مهار نشود، بودجه دولت متعادل نگردد و تولید داخلی جایگزین واردات نشود، هیچ سطح قیمتی در بازار ارز پایدار نیست.
به همین دلیل است که بسیاری از فعالان اقتصادی محدودهی فعلی را “نقطهی تعادل واقعی دلار” میدانند. قیمتی که نه با وعدههای سیاسی پایین میآید و نه با سیاستهای موقتی مهار میشود.
به زبان ساده، دلار پایین نمیآید چون اقتصاد بالا نرفته است؛ و این حقیقت، شاید تلخترین توصیف از وضعیت امروز پول ملی باشد.
جمعبندی و تحلیل نهایی: تعادل فعلی، پذیرش یک واقعیت است نه بازگشت ثبات
بازار ارز ایران امروز در نقطهای ایستاده که بیش از آنکه نشان از کنترل موفق داشته باشد، نشانهای از پذیرش واقعیت اقتصادی کشور است. دلار در محدوده ۱۰۷ تا ۱۰۸ هزار تومان، به سطحی رسیده که نه بازارساز تمایلی برای پایینتر آوردنش دارد و نه فعالان اقتصادی باوری به کاهش آن دارند.
این نرخ، حاصل سالها سیاستگذاری غلط، رشد بیوقفه نقدینگی و بیانضباطی مالی است؛ نه نتیجه تعادل در عرضه و تقاضا.
در چنین ساختاری، حتی اگر منابع ارزی جدیدی وارد شود یا درآمدهای نفتی افزایش یابد، بدون اصلاح بنیادین در نظام بودجه، کنترل تورم و بازسازی اعتماد به ریال، نرخ دلار تنها موقتاً آرام میگیرد و سپس در مسیر طبیعی خود، دوباره بالا میرود. بازار به این درک رسیده که ثبات قیمتی در غیاب ثبات سیاستی معنایی ندارد.
سکوت این روزهای دلار، سکوتی آگاهانه است؛ سکوت بازاری که میداند نه از مسیر وعدههای سیاسی، بلکه تنها از مسیر اصلاحات عمیق میتوان به ثبات واقعی رسید.
اگر این اصلاحات همچنان به تعویق بیفتد، همین نقطه تعادل ۱۰۸ هزار تومانی هم دوام چندانی نخواهد داشت و دیر یا زود جای خود را به عددی بالاتر خواهد داد. عددی که باز هم نه محصول بحران، بلکه نتیجه ادامه همان مسیر قدیمی بیانضباطی مالی و پولی خواهد بود.















نظرات کاربران