به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز شورای امنیت سازمان ملل یکی از بحثبرانگیزترین قطعنامههای سالهای اخیر را تصویب کرده؛ قطعنامهای که عملاً طرح ۲۰ بندی دولت ترامپ برای پایان جنگ غزه را وارد چارچوب قانونی بینالمللی میکند. این رأی، نه فقط تایید یک آتشبس دو ساله و توافق تبادل گروگانهاست، بلکه مجوز استقرار یک «نیروی بینالمللی تثبیتکننده» را صادر میکند؛ نیرویی که قرار است خلعسلاح غزه، تخریب زیرساختهای نظامی و هدایت مرحله گذار را به دست بگیرد.
اهمیت لحظه دقیقاً اینجاست: تا دیروز طرح ترامپ یک ابتکار آمریکایی بود، امروز به سند رسمی شورای امنیت تبدیل شده و راه برای ایجاد یک ساختار حکمرانی جدید در غزه باز شده است. اسرائیل و حماس مجبور شدند اولین فاز این طرح را بپذیرند، اما قطعنامه سازمان ملل وزن سیاسی کاملاً متفاوتی دارد؛ قطعنامهای که میتواند آینده غزه را نه در میدان نبرد، بلکه پشت میز سیاستگذاری جهانی تعیین کند.
این رایآوری درحالی اتفاق افتاد که جهان هنوز با پرسش بزرگ روبهروست: آیا این نقشه راه واقعاً پایان جنگ را تضمین میکند، یا شروع دورهای است که نیروهای خارجی و قدرتهای بزرگ برای غزه تصمیم خواهند گرفت؟
واکنشها؛ از خشم حماس تا دلخوری محتاطانۀ روسیه و چین
تصویب قطعنامه، موجی از واکنشهای متضاد را بهدنبال داشت. حماس، همانطور که قابل پیشبینی بود، تیر خلاص را زد و اعلام کرد که «قیمومیت بینالمللی بر غزه» را نمیپذیرد. موضعش کاملاً روشن است: نه حاضر است خلعسلاح شود، نه اجازه میدهد نیروی چندملیتی زیرساختهای نظامیاش را برچیند. این یعنی از همان لحظه اول، طرح با یک تناقض سنگین مواجه شده؛ نیروهایی قرار است وارد غزه شوند که بزرگترین بازیگر میدانی آن، اساساً مشروعیتشان را به رسمیت نمیشناسد.
اما دعوا فقط با حماس نیست. در نیویورک، روسیه و چین که قبل از رأیگیری تهدید به مخالفت کرده بودند، در نهایت رأی ممتنع دادند؛ نه تأیید کردند، نه وتو. اعتراضشان اما تند بود. از نگاه مسکو، این قطعنامه «اختیار کامل غزه را» در مشت واشنگتن میگذارد و سازمان ملل در آن نقشی حاشیهای دارد. چین هم تقریباً همین نگرانی را تکرار کرد: اینکه مبهمبودن «نیروی بینالمللی» و «هیئت صلح» عملاً کنترل آینده غزه را از دست سازمان ملل خارج میکند.
در میان این کشمکشها، یک بازیگر آرام اما تعیینکننده هم موضع گرفت: تشکیلات خودگردان فلسطین. برخلاف حماس، این نهاد طرح را پذیرفت و اعلام کرد که برای اجرای آن آماده است. همین حمایت باعث شد روسیه از وتو صرفنظر کند و مسیر قطعنامه باز بماند. بهعبارتی، یک شکاف سیاسی مهم میان حماس و تشکیلات خودگردان، حالا نقشه راه جدید غزه را شکل میدهد؛ شکافی که در ادامه قرار است پیامدهایش جدیتر هم شود.
بحران در تلآویو؛ سایه «دولت فلسطینی» کابینه نتانیاهو را میلرزاند
اگر تصویب این قطعنامه در غزه با مقاومت حماس روبهرو شده، در داخل اسرائیل با چیزی شبیه بحران سیاسی مواجه است. دلیلش هم یک جمله حساس در متن قطعنامه است؛ همان بخشی که میگوید حالا «شرایط برای یک مسیر قابلاعتماد به سمت خودمختاری و حتی دولت فلسطین» ممکن است فراهم شده باشد. همین جمله آرامِ دیپلماتیک کافی بود تا راستگرایان کابینه نتانیاهو آتشبسوزند.
نتانیاهو فوراً واکنش نشان داد و اعلام کرد اسرائیل همچنان مخالف تشکیل دولت فلسطینی است و غزه را «چه آسان، چه سخت» خلعسلاح خواهد کرد. این موضعگیری فقط یک پیام خارجی نیست؛ دفاعی است از بقای سیاسی خودش، چون در داخل دولتش جناحهایی وجود دارند که هر اشارهای به «دولت فلسطین» را خیانت میدانند.
در واقع، قطعنامه سازمان ملل اسرائیل را در موقعیتی دوگانه قرار داده: از یکسو نمیتواند مقابل طرح آمریکا بایستد، چون ستون سیاست امنیتیاش بر حمایت واشنگتن بنا شده؛ از سوی دیگر، نمیتواند بپذیرد که همین طرح، روزی مسیر تشکیل دولت فلسطینی را هموار کند. این تنش درونی احتمالاً در هفتههای آینده صحنه اصلی دعوا در سیاست داخلی اسرائیل خواهد بود و میتواند سرنوشت دولت نتانیاهو را تحتتأثیر قرار دهد.
بحران در تلآویو؛ سایه «دولت فلسطینی» کابینه نتانیاهو را میلرزاند
اگر تصویب این قطعنامه در غزه با مقاومت حماس روبهرو شده، در داخل اسرائیل با چیزی شبیه بحران سیاسی مواجه است. دلیلش هم یک جمله حساس در متن قطعنامه است؛ همان بخشی که میگوید حالا «شرایط برای یک مسیر قابلاعتماد به سمت خودمختاری و حتی دولت فلسطین» ممکن است فراهم شده باشد. همین جمله آرامِ دیپلماتیک کافی بود تا راستگرایان کابینه نتانیاهو آتشبسوزند.
نتانیاهو فوراً واکنش نشان داد و اعلام کرد اسرائیل همچنان مخالف تشکیل دولت فلسطینی است و غزه را «چه آسان، چه سخت» خلعسلاح خواهد کرد. این موضعگیری فقط یک پیام خارجی نیست؛ دفاعی است از بقای سیاسی خودش، چون در داخل دولتش جناحهایی وجود دارند که هر اشارهای به «دولت فلسطین» را خیانت میدانند.
در واقع، قطعنامه سازمان ملل اسرائیل را در موقعیتی دوگانه قرار داده: از یکسو نمیتواند مقابل طرح آمریکا بایستد، چون ستون سیاست امنیتیاش بر حمایت واشنگتن بنا شده؛ از سوی دیگر، نمیتواند بپذیرد که همین طرح، روزی مسیر تشکیل دولت فلسطینی را هموار کند. این تنش درونی احتمالاً در هفتههای آینده صحنه اصلی دعوا در سیاست داخلی اسرائیل خواهد بود و میتواند سرنوشت دولت نتانیاهو را تحتتأثیر قرار دهد.
جمعبندی تحلیلی؛ پایان جنگ یا آغاز نظم تازهای که مالک اصلیاش واشنگتن است؟
قطعنامه شورای امنیت شاید روی کاغذ یک راهحل برای پایان جنگ غزه باشد، اما در عمل بیش از آنکه پایان یک درگیری باشد، طراحی یک صحنۀ جدید قدرت است. نیروی بینالمللی که قرار است وارد غزه شود، ساختاری دارد که تمام خطوط فرماندهی و هدفگذاریاش زیر سایه آمریکا شکل گرفته. «هیئت صلح» یا همان Board of Peace نیز بیشتر از آنکه شبیه یک نهاد مشترک جهانی باشد، چیزی است شبیه یک شورای ادارهکننده با محوریت واشنگتن.
این یعنی آینده غزه دارد از دست بازیگران منطقهای خارج و در مدار سیاستگذاری آمریکا قرار میگیرد. موافقت تشکیلات خودگردان، مخالفت علنی حماس و سردی روسیه و چین نشان میدهد که این طرح، غزه را وارد دورهای میکند که نه با مقاومت مسلحانه سازگار است، نه با مدل امنیتیِ اسرائیل و نه با تعادل قدرتهای جهانی.
تناقضهای داخلی هم کم نیست، از یک طرف حماس حاضر به خلعسلاح نیست و میتواند هر لحظه این روند را از ریل خارج کند؛ از طرف دیگر، اسرائیل خود را در برابر اشاره مبهم به «احتمال تشکیل دولت فلسطینی» معلق میبیند و این فشار سیاسی را تاب نمیآورد.
در واقع، قطعنامه بیش از آنکه پایان یک جنگ باشد، آغاز نبردی دیپلماتیک است بر سر این که چه کسی «آینده غزه» را مینویسد. اگر این طرح موفق شود، غزه وارد نوعی قیمومیت بینالمللی با معماری آمریکایی خواهد شد؛ و اگر شکست بخورد، همان بازیگران قدیمی، با همان سلاحها، فقط با نفرتی عمیقتر بازمیگردند.
بهنظر میرسد واشنگتن امیدوار است این بار نه با تانک و موشک، بلکه با قانون و نهادسازی، فصل جدیدی را بر غزه تحمیل کند؛ فصلی که هنوز معلوم نیست صلح میآورد یا فقط شکل جنگ را عوض میکند.















نظرات کاربران