به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار شکر در سال ۲۰۲۵ وارد مرحلهای شده که بهسختی میتوان آن را صرفاً یک اصلاح دورهای دانست؛ بلکه مجموعهای از عوامل ساختاری، تولیدی، سیاستی و حتی رفتاری، روندی فرسایشی و ممتد را بر قیمت ایجاد کرده است. سقوط قیمتها به محدوده ۱۴ تا ۱۵ سنت به ازای هر پوند در قراردادهای ICE No.11 و لمس کفهای پنجساله، نشان میدهد که ما با یک موج عرضه قدرتمند و یک چشمانداز تقاضای محدود مواجهیم؛ موجی که با وجود برخی جرقههای صعودی کوتاهمدت مانند کاهش سهمیه صادرات هند هنوز نشانهای از بازگشت پایدار در آن دیده نمیشود. همزمان الگوهای تکنیکال نیز بر ادامه روند نزولی میانمدت تأکید دارند و محدوده ۱۲ تا ۱۴ سنت را بهعنوان منطقهای حساس از نظر تاریخی، روانی و فیبوناچی معرفی میکنند. در چنین شرایطی، بازار شکر در نقطۀ تلاقی دو نیرو قرار دارد: از یکسو، مازاد عرضه جهانی که برای ۲۰۲۵/۲۶ به حدود ۸.۷ میلیون تن رسیده، سقفی سنگین بر بازار ایجاد کرده و از سوی دیگر، عوامل بنیادین در حال شکلگیریاند که احتمالاً مسیر قیمت را در سال ۲۰۲۶ و پس از آن تحت تأثیر قرار خواهند داد. این تحلیل مروری جامع بر وضعیت کنونی، نیروهای بنیادین و رفتار تکنیکال بازار شکر ارائه میدهد و در نهایت چشماندازی سناریو محور برای ماههای پیشرو ترسیم میکند.
تحلیل بنیادی
1. وضعیت کلی عرضه و تقاضا
بازار جهانی شکر در فصل ۲۰۲۵/۲۶ با وجود افزایش تدریجی مصرف در برخی اقتصادهای نوظهور، همچنان تحتتأثیر مازاد عرضهای قرار دارد که نسبت به سال گذشته نیز بزرگتر شده است. برآوردهای بهروزشده نشان میدهند که تولید جهانی به حدود ۱۸۱.۸ میلیون تن رسیده که رشد ۳.۲ درصدی را نسبت به سال قبل نشان میدهد. این در حالی است که مصرف جهانی با وجود رشد تدریجی و با اتکا به تقاضای بخش غذا و نوشیدنی، تنها به حدود ۱۷۸.۵ میلیون تن رسیده و رشد ۱.۵ درصدی داشته است. نتیجه این شکاف، ایجاد یک مازاد حدود ۸.۷ میلیون تنی است که نهادهای تحلیلی مانند Czarnikow و ISO آن را نسبت به برآوردهای قبلی بزرگتر میدانند. در چنین ساختاری، حتی کوچکترین شوکهای افزایشی در تولید یا بهبود شرایط آبوهوایی میتواند روند نزولی را تشدید کند. البته برخی کشورها مانند هند با سیاستهای محدودکننده صادرات سعی کردهاند بخشی از فشار عرضه را تعدیل کنند، اما وزن سنگین برزیل و تایلند بهمراتب بیشتر از این اقدامات است و مانع شکلگیری بازگشت قیمتی قابلاتکا شده است.
2. نقش تعیینکننده برزیل در عرضه جهانی
برزیل همچنان بازیگر اصلی بازار و عامل تعیینکننده سمت عرضه است. تولید ناحیه Center-South تا پایان اکتبر با رشد ۱.۶ درصدی به ۳۸.۰۸۵ میلیون تن رسید و پیشبینی Conab نشان میدهد که تولید کل فصل به ۴۵ میلیون تن خواهد رسید؛ رقمی که نسبت به برآورد قبلی (۴۴.۵ میلیون تن) افزایش محسوسی دارد. نکته مهمتر این است که نرخ تبدیل نیشکر به شکر در این کشور به دلیل نسبت قیمتی مطلوب شکر به اتانول و تقویت دلار آمریکا نسبت به رئال، همچنان به نفع تولید شکر است. با این حال، اگر قیمت ذرت در بازار جهانی از سطح ۵ دلار به ازای هر بوشل عبور کند، امکان دارد ۲ تا ۳ میلیون تن از شکر به سمت اتانول منحرف شود. چنین سناریویی میتواند اولین جرقههای سمت عرضه برای کاهش مازاد را شکل دهد، اما تا زمانی که این تغییر رخ ندهد، تولید برزیل نقش یک وزنه خنثیکننده هرگونه تلاش بازار برای بازگشت قیمتی را ایفا میکند.
3. سیاستهای هند و تأثیر محدود آنها
هند در سال جاری شاهد بهبود قابل توجه در بارشهای موسمی بود و بارشها ۸ درصد بالاتر از میانگین قرار داشت؛ امری که موجب شد انجمن ISMA برآورد تولید را به ۳۱ میلیون تن افزایش دهد که رشد ۱۸.۸ درصدی را نشان میدهد. دولت هند برای مدیریت ذخایر داخلی، سهمیه صادرات را در سطح ۱.۵ میلیون تن تثبیت کرده است که کمتر از انتظار قبلی ۲ میلیون تن است. این تصمیم، یکی از عوامل شکلگیری رشد هفتگی ۶.۱۰ درصدی در قیمتها در نیمه نوامبر بود، اما این محرک سیاستی، در برابر موج عرضه جهانی چندان پایدار نماند. همچنین حذف تعرفه صادرات ملاس باعث شده صادرات جانبی تقویت شود، اما تأثیر مستقیمی بر عرضه شکر خام ندارد. در مجموع، هند نقش یک تعدیلکننده کوچک را ایفا میکند نه یک عامل ساختارشکن.
4. تحولات تقاضا و ریسکهای ساختاری
مصرف جهانی شکر همچنان بهطور عمده تحتتأثیر صنایع غذایی و نوشیدنی است و این بخش حدود ۸۰ درصد تقاضای جهانی را تشکیل میدهد. کشورهای آسیایی و آفریقایی در حال تجربه رشد مصرف با نرخ ۵ درصد CAGR تا سال ۲۰۳۳ هستند و ارزش بازار جهانی نیز از ۷۰.۶۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ به ۱۲۲.۸۳ میلیارد دلار در ۲۰۳۳ خواهد رسید که بیانگر یک رشد قابلتوجه ۶.۲۳ درصدی است. از سوی دیگر، تحولات صنعت ethanol همچنان متغیری حیاتی برای بازار شکر محسوب میشود: در برزیل، محدودیت رشد اتانول به دلیل قیمت بالای ذرت، فضا را برای استمرار تولید شکر باز نگه داشته، اما در هند، برنامه افزایش سهم اتانول در ترکیب سوخت میتواند ۱ تا ۲ میلیون تن از شکر را به مصرف داخلی منتقل کند. از طرف دیگر، برخی ریسکها مانند گسترش استفاده از داروهای کاهش اشتها (GLP-1) میتواند ۱ تا ۲ درصد از مصرف کشورهای توسعهیافته بکاهد. در کنار آن، تنشهای سیاسی مانند تعرفه آمریکا بر واردات شکر و مالیات مکزیک بر نوشیدنیهای شیرین، جریان تجارت را پیچیدهتر کردهاند؛ اما همچنان نیروی اصلی تعیینکننده قیمتها، مازاد عرضه جهانی و قدرت تولیدکنندگان بزرگ است.
جمعبندی بنیادین در یک نگاه
-
عوامل صعودی: کاهش سهمیه صادرات هند، احتمال انحراف ۲–۳ میلیون تن از شکر برزیل به اتانول در صورت افزایش قیمت ذرت، رشد تقاضای بازارهای نوظهور.
-
عوامل نزولی: مازاد ۸.۷ میلیون تنی، افزایش تولید برزیل، جهش ۱۸ درصدی تولید تایلند، فشار دلار آمریکا، ریسک کاهش تقاضا به دلیل داروهای GLP-1.
تحلیل تکنیکال
1. روند اصلی و ساختار کلان بازار
نمودار آتی شکر No.11 از اوایل ۲۰۲۳ تاکنون در یک کانال نزولی بلندمدت قرار دارد و هر تلاش برای خروج از این کانال در سطوح بالایی مانند ۱۸.۵۰ سنت با شکست مواجه شده است. پس از سقوط از قله ۲۸.۱۴ سنت سال ۲۰۲۳، قیمتها نزدیک به سطح ۳۷.۷ درصد فیبوناچی (۱۷.۵۲ سنت) چند بار واکنش نشان دادند، اما از اوایل ۲۰۲۵ این محدوده رو به پایین شکسته شد و مسیر برای سقوط به سمت کفهای چندساله باز شد. ورود قیمت به محدوده ۱۴.۰۴ سنت، که پایینترین سطح از اکتبر ۲۰۲۰ بود، نشان میدهد که بازار وارد مرحله «تسلیم معاملهگران» شده و ساختار میانمدت بهطور کامل در کنترل فروشندگان قرار دارد. بازگشتهای جزئی اخیر مانند جهش کوتاهمدت به ۱۵ سنت بیشتر ماهیت اصلاحی دارند تا بازگشتی ساختاری.
2. رفتار قیمت در تایمفریمهای مختلف
در تایمفریم روزانه، حمایتهای اصلی در ۱۴.۰۰ و سپس ۱۳.۵۰ سنت قرار دارند؛ محدودهای که با کف نقدی بازار نیز همخوانی دارد. مقاومتهای نزدیک نیز در ۱۵.۰۰ و سپس ۱۵.۸۰ سنت قرار گرفتهاند؛ جایی که سابقه واکنشهای قیمتی و حجم قابلتوجهی دیده میشود. RSI در حوالی ۴۵ قرار دارد که نشاندهنده یک وضعیت خنثی متمایل به نزولی است و MACD نیز همچنان کراس نزولی و بدون واگرایی مثبت قابلاعتماد را نمایش میدهد. میانگین متحرک ۵۰ روزه نیز در سطح ۱۶.۲۰ سنت بهطور مداوم شیب نزولی دارد و از منظر روندی هیچ نشانهای از بازگشت پایدار دیده نمیشود. در تایمفریم هفتگی، حمایت ۱۲ تا ۱۴ سنت با همپوشانی فیبوناچی ۶۱.۸ درصد اهمیت دوچندان دارد و از طرف دیگر مقاومت ۱۸ تا ۱۸.۶۰ سنت با میانگین ۲۰۰ روزه همراستا شده است. تایمفریم ماهانه نیز با نشان دادن الگوی کندلی engulfing نزولی در نوامبر، تصویری کلی از ادامه فشار فروش ارائه میکند.
3. الگوهای مهم تکنیکال
از منظر الگوهای بلندمدت، نمودار ماهانه در حال نزدیک شدن به ناحیه نهایی یک مثلث متقارن چنددهساله است که از دهه ۱۹۷۰ شکل گرفته و اکنون قیمت در بازه ۱۴ تا ۲۰ سنت در ثلث پایانی این مثلث قرار دارد. انتظار میرود نقطه اوج این ساختار در سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۷ مشخص شود. سطح حیاتی این ساختار، محدوده ۶۱.۸ درصد فیبوناچی در ۱۶.۴۴ سنت است؛ حفظ آن میتواند اولین نشانههای یک چرخش بلندمدت باشد. در کوتاهمدت نیز کانال نزولی از فوریه ۲۰۲۵ فعال است و شکست سقف کانال در حوالی ۱۸.۵۰ سنت میتواند آغاز یک موج اصلاحی قوی باشد. با این حال، ناتوانی قیمت در عبور از ۱۵ سنت پس از رشد هفتگی اخیر، نشان میدهد که بازار هنوز آمادگی یک موج صعودی پایدار را ندارد. از زاویه الگوهای موجی نیز برخی تحلیلها احتمال یک اصلاح موج 4 را تا محدوده ۱۵.۲۰ تا ۱۶ سنت مطرح میکنند، اما تا زمان شکست مقاومت ۱۵.۸۰ سنت نمیتوان این سناریو را تأیید کرد.
4. سیگنالهای معاملاتی و رفتار معاملهگران
گزارش COT نشان میدهد که در هفتههای اخیر، موقعیتهای خرید صندوقها بیش از ۱۰ هزار قرارداد کاهش یافته و بازار وارد مرحلهای شده که شورتکاورینگها بیشتر موجب نوسانات کوتاهمدت میشوند. سیگنال اصلی روند نزولی این است که تثبیت قیمت زیر ۱۴.۷۵ سنت مسیر را بهسمت ۱۳.۵۰ سنت باز میکند، در حالیکه هرگونه بستهشدن قدرتمند بالای ۱۵.۸۰ سنت با حجم بیش از ۸۰ هزار قرارداد، میتواند بازار را به سمت ۱۹.۵۰ سنت (بازگشت ۵۰ درصد فیبوناچی) هدایت کند. با این حال، حجم معاملات در موجهای صعودی اخیر کاهش یافته و نشان میدهد سرمایهگذاران بزرگ هنوز تمایلی به شکلگیری یک روند صعودی پایدار ندارند.
خلاصه تکنیکال
-
سناریوی نزولی: شکست ۱۴.۷۵ → هدف ۱۳.۵۰ سنت و سپس ۱۲ سنت.
-
سناریوی صعودی: عبور قدرتمند از ۱۵.۸۰ → هدف ۱۹.۵۰ سنت.
-
سطوح کلیدی: حمایت ۱۴.۰۰، مقاومت ۱۵.۰۰ و ۱۵.۸۰، کف تاریخی ۹.۲۱.
جمعبندی و چشمانداز
بازار شکر در آستانۀ پایان سال ۲۰۲۵ در موقعیتی قرار دارد که هم از نظر بنیادی و هم از نظر تکنیکال، تحتفشار شدید عرضه و روند نزولی بلندمدت است. با این حال، بازار در نقطهای حساس قرار گرفته که میتواند یکی از آخرین مرحلههای نزول پیش از ورود به چرخه صعودی ۲۰۲۶–۲۰۲۷ باشد. در کوتاهمدت، محدوده ۱۴ تا ۱۳.۵۰ سنت بهعنوان منطقهای استراتژیک تعیین میکند که آیا روند فروش ادامه مییابد یا بازار توان ساختن یک کف دوقلو را خواهد داشت. از منظر بنیادی، مازاد ۸.۷ میلیون تنی مهمترین مانع بازگشت قیمتها در پایان سال است و تنها سناریوی افزایشی معتبر، کاهش تولید برزیل از طریق افزایش تقاضای اتانول یا محدودیتهای صادراتی جدید از سوی هند است. در افق میانمدت، شکلگیری نقطه اوج مثلث بلندمدت و احتمال کاهش عرضه در ۲۰۲۶ میتواند قیمتها را در یک چرخه صعودی ۲۰ تا ۳۰ درصدی قرار دهد؛ چرخهای که هدفهای ۱۸ تا ۲۰ سنتی را دوباره در دسترس قرار خواهد داد. از منظر معاملاتی، حفظ حمایت ۱۴ سنت میتواند یک فرصت تجمیع کمریسک برای بازیگران بلندمدت باشد، در حالیکه معاملهگران کوتاهمدت باید بهطور کامل به رفتار کانال نزولی و گزارشهای COT توجه کنند. سناریوی نزولی در کوتاهمدت همچنان غالب است، اما هر پیامی از جانب بازار اتانول یا شرایط آبوهوایی آسیا میتواند نقطه شروع یک بازگشت تدریجی باشد. در نهایت، سال ۲۰۲۶ میتواند به سالی تبدیل شود که چرخه قیمتی شکر از فاز نزول چندساله خارج شده و دوباره به سمت محدودههای تاریخی ۱۸–۲۰ سنت حرکت کند البته اگر بازار بتواند نخستین گام را با تثبیت بالای ۱۵.۸۰ سنت بردارد.















نظرات کاربران