خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
ای‌ان‌زد پیش‌بینی قیمت نفت برنت در پایان سال را ۱۰۵ دلار اعلام کرد

ای‌ان‌زد پیش‌بینی قیمت نفت برنت در پایان سال را ۱۰۵ دلار اعلام کرد

ایکیوتی با خرید ۱۳٫۸ میلیارد دلاری رنج ریسورسز، تولیدکننده‌ای بزرگ در آپالاچی می‌سازد

ایکیوتی با خرید ۱۳٫۸ میلیارد دلاری رنج ریسورسز، تولیدکننده‌ای بزرگ در آپالاچی می‌سازد

شل و توتال‌انرجیز به بالاترین سود فصلی از ۲۰۲۲ رسیدند؛ حاشیه پالایش چند برابر شد

شل و توتال‌انرجیز به بالاترین سود فصلی از ۲۰۲۲ رسیدند؛ حاشیه پالایش چند برابر شد

انتریپرایز پیش‌بینی تولید گاز و مایعات گازی پرمین را بالا برد

انتریپرایز پیش‌بینی تولید گاز و مایعات گازی پرمین را بالا برد

کمیسر انرژی اروپا: بسیاری از شهروندان توان پرداخت هزینه سوخت و گرمایش ندارند

کمیسر انرژی اروپا: بسیاری از شهروندان توان پرداخت هزینه سوخت و گرمایش ندارند

ارائه چهار دستاورد پژوهشی گروه فولاد خوزستان در سمپوزیوم فولاد ۱۴۰۵؛ از هوشمندسازی انرژی تا فناوری نانو و صادرات کم‌کربن

ارائه چهار دستاورد پژوهشی گروه فولاد خوزستان در سمپوزیوم فولاد ۱۴۰۵؛ از هوشمندسازی انرژی تا فناوری نانو و صادرات کم‌کربن

اذعان مقام ارشد اتحادیه اروپا به ناتوانی شهروندان اروپایی در تهیه سوخت

اذعان مقام ارشد اتحادیه اروپا به ناتوانی شهروندان اروپایی در تهیه سوخت

قطر انرژی خرید گاز مایع آمریکا را گسترش می‌دهد؛ پوشش ریسک تنگه هرمز

قطر انرژی خرید گاز مایع آمریکا را گسترش می‌دهد؛ پوشش ریسک تنگه هرمز

قیمت گاز اروپا به بالاترین رقم ۴ سال اخیر رسید؛ وزیران راه‌حل کوتاه‌مدت ندارند

قیمت گاز اروپا به بالاترین رقم ۴ سال اخیر رسید؛ وزیران راه‌حل کوتاه‌مدت ندارند

تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند بحران گازوئیل تا ۲۰۲۷ بماند؛ اثرش بر قیمت کالا چیست؟

تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند بحران گازوئیل تا ۲۰۲۷ بماند؛ اثرش بر قیمت کالا چیست؟

نرخ سوم بنزین آمد

از کنترل مصرف تا غیبت عدالت؛ روایت پنهان بنزین ۵ هزار تومانی

بازدید ۹۱۵نویسنده: رضا هاشمی
از کنترل مصرف تا غیبت عدالت؛ روایت پنهان بنزین ۵ هزار تومانی

با اجرای بنزین سه‌نرخی، دولت تلاش کرده مصرف مازاد را مهار کند؛ تلاشی که اگرچه قیمتی است، اما پرسش عدالت یارانه‌ای را بی‌پاسخ گذاشته است.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز از بامداد امروز و هم‌زمان با اجرای مصوبه جدید هیات وزیران، بنزین ۵ هزار تومانی رسماً وارد سبد سوخت کشور شد و نظام سه‌نرخی بنزین کلید خورد؛ تصمیمی که در ظاهر با هدف مهار مصرف مازاد و کنترل کارت‌های جایگاه معرفی شده، اما از همان لحظه اجرا، یک پرسش قدیمی را دوباره به مرکز بحث‌های اقتصادی و اجتماعی برگرداند: وقتی قیمت تغییر می‌کند اما منطق توزیع یارانه ثابت می‌ماند، آیا واقعاً اصلاحی در راه است یا فقط شکل مسئله عوض شده؟

مهار مصرف یا جابه‌جایی هزینه؟

در روایت رسمی دولت، بنزین ۵ هزار تومانی قرار نیست زندگی روزمره بخش بزرگی از جامعه را تحت فشار بگذارد. سهمیه اصلی خودروهای شخصی تغییری نکرده و نرخ سوم عملاً به مصرف مازاد و استفاده از کارت جایگاه محدود شده است. پیام سیاست‌گذار روشن است: «مصرف اضافه باید گران‌تر تمام شود». این همان منطق کلاسیک کنترل تقاضاست؛ ارسال سیگنال قیمتی به مصرف‌کننده‌ای که بیش از حد استاندارد سوخت مصرف می‌کند.

اما تجربه‌های پیشین نشان می‌دهد مسئله بنزین در ایران فقط با ابزار قیمت حل نمی‌شود. افزایش نرخ، اگرچه در کوتاه‌مدت می‌تواند رشد مصرف را کند کند، اما به‌تنهایی قادر نیست الگوی مصرف را اصلاح کند؛ به‌ویژه زمانی که ساختار توزیع یارانه دست‌نخورده باقی بماند. در چنین شرایطی، نرخ سوم بیشتر شبیه یک ابزار کنترلی موقت است تا یک اصلاح پایدار.

از زاویه بودجه‌ای نیز، این تصمیم تلاشی است برای کاهش فشار یارانه پنهان بدون ورود به یک اصلاح پرهزینه و پرریسک اجتماعی. دولت می‌خواهد پیام انضباط مصرف را بدهد، اما از مواجهه مستقیم با مسئله عدالت یارانه‌ای فاصله می‌گیرد. نتیجه، سیاستی است که «هزینه مصرف بالا» را هدف می‌گیرد، نه «منطق توزیع یارانه».

در واقع، نرخ ۵ هزار تومانی بیش از آنکه پاسخ نهایی باشد، نشانه‌ای از تردید سیاست‌گذار است؛ تردیدی میان ضرورت اصلاح و ترس از تبعات اجتماعی آن. تا زمانی که این تردید حل نشود، هر تغییر قیمتی، حتی اگر از نظر فنی قابل دفاع باشد، در سطح افکار عمومی به‌عنوان یک اصلاح ناقص و ناتمام دیده خواهد شد.

یارانه‌ای که به خودرو می‌رسد، نه به شهروند

گره اصلی سیاست بنزین دقیقاً همین‌جاست؛ جایی که یارانه به «خودرو» تخصیص داده می‌شود، نه به «فرد». در این چارچوب، داشتن خودرو به شرط لازم برای بهره‌مندی از یارانه انرژی تبدیل شده و خانواری که خودرو ندارد، عملاً از این منابع عمومی کنار گذاشته می‌شود. این در حالی است که نداشتن خودرو الزاماً به معنای برخورداری مالی نیست و در بسیاری از موارد، دقیقاً نشانه قرار گرفتن در دهک‌های پایین درآمدی است.

نتیجه این سازوکار، توزیع نابرابر و پنهان یارانه است. هرچه تعداد خودروها بیشتر و میزان تردد بالاتر باشد، سهم بیشتری از یارانه بنزین نصیب آن خانوار می‌شود. به بیان دیگر، مصرف بالاتر مساوی است با دریافت یارانه بیشتر؛ منطقی که نه‌تنها با عدالت اجتماعی هم‌خوانی ندارد، بلکه انگیزه‌ای برای کنترل مصرف نیز ایجاد نمی‌کند. در چنین مدلی، یارانه به‌جای آنکه نقش حمایتی داشته باشد، به مشوق مصرف تبدیل می‌شود.

کارشناسان بارها هشدار داده‌اند که بخش بزرگی از خانوارهای کم‌درآمد اساساً امکان استفاده از سهمیه بنزین را ندارند. در عمل، سهم این گروه‌ها از یارانه انرژی به جیب مصرف‌کنندگان پرمصرف می‌رود؛ کسانی که عموماً در دهک‌های بالاتر قرار دارند. این همان «توزیع معکوس» است؛ فرآیندی که به‌تدریج فاصله طبقاتی را عمیق‌تر می‌کند، بی‌آنکه در ظاهر نشانی از آن دیده شود.

تا زمانی که منطق تخصیص یارانه اصلاح نشود، هر تغییر قیمتی، حتی با نیت کنترل مصرف، ناخواسته به بازتولید نابرابری دامن می‌زند. مسئله بنزین، در این سطح، دیگر فقط مسئله قیمت نیست؛ بلکه به یک پرسش بنیادین درباره نحوه توزیع ثروت ملی و نسبت آن با عدالت اجتماعی تبدیل می‌شود.

«بنزین به نفر»؛ مسیر جایگزین یا اصلاحی نیمه‌کاره؟

در برابر این نقدها، الگوی «بنزین به نفر» یا همان «انرژی به کد ملی» به‌عنوان یک مسیر جایگزین مطرح می‌شود؛ مدلی که نقطه عزیمت آن، جابه‌جایی یارانه از کالا به انسان است. در این الگو، هر شهروند سهم مشخصی از یارانه انرژی دارد، مستقل از اینکه خودرو داشته باشد یا نه. اختیار مصرف، ذخیره یا حتی واگذاری این سهم نیز به خود فرد سپرده می‌شود؛ تغییری که می‌تواند همزمان منطق عدالت و اصلاح رفتار مصرفی را تقویت کند.

مزیت اصلی این مدل، شکستن پیوند میان «مصرف بالا» و «یارانه بیشتر» است. فردی که مصرف اندکی دارد یا اساساً مصرف‌کننده بنزین نیست، سهم خود را از دست نمی‌دهد؛ بلکه می‌تواند آن را در یک سازوکار رسمی به اعتبار قابل مبادله تبدیل کند. در مقابل، مصرف‌کننده پرمصرف برای دریافت یارانه بیشتر ناچار به پرداخت هزینه واقعی‌تر می‌شود. در چنین چارچوبی، یارانه نه پاداش مصرف، بلکه حق شهروندی تلقی می‌شود.

با این حال، فاصله سیاست فعلی با این الگو همچنان قابل توجه است. مصوبه جدید، اگرچه با محدود کردن مصرف مازاد و حذف سهمیه برخی خودروها گامی محتاطانه برداشته، اما هنوز به هسته مسئله نزدیک نشده است. خانوار بدون خودرو همچنان سهمی از یارانه انرژی ندارد و خانوار دارای خودرو، همچنان برخوردار اصلی منابع عمومی باقی می‌ماند.

به همین دلیل است که بسیاری از اقتصاددانان، اصلاحات اخیر را «نیمه‌کاره» می‌دانند. بدون بازطراحی سازوکار تخصیص یارانه، نرخ سوم بنزین بیشتر نقش یک ابزار کوتاه‌مدت را بازی می‌کند تا یک سیاست ساختاری. اصلاح واقعی، زمانی معنا پیدا می‌کند که مردم احساس کنند سهمی واقعی، شفاف و قابل‌تصرف از ثروت ملی دارند؛ احساسی که بدون تغییر منطق توزیع، شکل نخواهد گرفت.

اصلاح قیمت بدون اصلاح زیرساخت؛ بن‌بست سیاست انرژی

حتی اگر منطق قیمت‌گذاری بنزین اصلاح شود، بدون هم‌زمانی با توسعه زیرساخت‌ها، سیاست انرژی به نتیجه مطلوب نمی‌رسد. تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد اتکای صرف به ابزار قیمت، آن هم در شرایطی که گزینه‌های جایگزین جذاب و در دسترس نیستند، بیش از آنکه رفتار مصرف‌کننده را اصلاح کند، نارضایتی تولید می‌کند. مصرف‌کننده‌ای که انتخاب دیگری ندارد، در نهایت فقط هزینه بیشتری می‌پردازد.

نمونه روشن این وضعیت، جایگاه CNG در سبد سوخت کشور است. با وجود سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده، سهم این سوخت در سال‌های اخیر کاهش یافته؛ نه به‌دلیل ناکارآمدی فنی، بلکه به‌خاطر پایین نگه‌داشتن قیمت نسبی بنزین. وقتی بنزین ارزان‌تر از منطق اقتصادی عرضه می‌شود، انگیزه تغییر سوخت از بین می‌رود و سیاست‌گذار عملاً با دست خودش مسیر اصلاح را مسدود می‌کند.

این مسئله به صنعت خودروسازی نیز گره خورده است. سهم خودروهای کم‌مصرف و دوگانه‌سوز در ناوگان کشور همچنان محدود است و استانداردهای مصرف سوخت، با واقعیت بحران انرژی هم‌خوانی ندارد. در چنین شرایطی، فشار اصلاح مصرف عملاً به مصرف‌کننده نهایی منتقل می‌شود، در حالی که بخش تولید، مسئولیت کمتری می‌پذیرد.

بنابراین، اصلاح قیمت بنزین اگر قرار است به نتیجه پایدار برسد، ناگزیر باید در دل یک بسته جامع دیده شود؛ بسته‌ای که همزمان حمل‌ونقل عمومی، سوخت‌های جایگزین و کیفیت خودرو را تقویت کند. در غیر این صورت، سیاست انرژی در چرخه‌ای تکراری می‌افتد: افزایش قیمت، واکنش اجتماعی، و عقب‌نشینی یا توقف اصلاحات؛ چرخه‌ای که هزینه آن را هم اقتصاد می‌پردازد و هم سرمایه اجتماعی.

دو راهی سیاست‌گذار؛ اصلاح تدریجی یا تکرار چرخه شوک

در نقطه فعلی، سیاست بنزین بیش از هر زمان دیگری در یک دو راهی قرار گرفته است. تجربه تاریخی نشان می‌دهد تثبیت طولانی‌مدت قیمت، به انباشت بحران منجر می‌شود و در نهایت شوک‌های ناگهانی و پرهزینه را اجتناب‌ناپذیر می‌کند. در مقابل، اصلاحات دفعی و بدون اقناع اجتماعی نیز، حتی اگر از نظر اقتصادی موجه باشند، سرمایه اجتماعی را فرسوده و مسیر اصلاح را برای سال‌ها می‌بندند. بنزین ۵ هزار تومانی را باید در دل همین دو راهی خواند.

داده‌ها و تجربه‌های پیشین به‌روشنی نشان می‌دهد که مصرف‌کننده ایرانی به سیگنال قیمتی واکنش نشان می‌دهد، اما این واکنش زمانی پایدار است که مسیر پیش‌رو قابل پیش‌بینی باشد. اصلاح تدریجی، شفاف و غیرسیاسی قیمت‌ها، اگر با یک نظام عادلانه توزیع یارانه همراه شود، می‌تواند هم مصرف را کنترل کند و هم شوک اجتماعی ایجاد نکند. مسئله اینجاست که چنین مسیری نیازمند شجاعت سیاستی و برنامه‌ریزی بلندمدت است؛ چیزی فراتر از تصمیم‌های مقطعی.

در شرایط فعلی، نرخ سوم بنزین بیشتر شبیه یک توقفگاه موقت است تا مقصد نهایی. نه آن‌قدر قاطع است که اصلاح ساختاری را رقم بزند و نه آن‌قدر خنثی که هزینه سیاسی نداشته باشد. این وضعیت خاکستری، اگر تداوم یابد، خطر بازتولید همان الگوی قدیمی «انجماد و شوک» را در دل خود دارد؛ الگویی که اقتصاد ایران بارها هزینه آن را پرداخته است.

در نهایت، مسئله بنزین فقط به عدد روی تابلو جایگاه‌ها خلاصه نمی‌شود. این تصمیم، آزمونی برای نوع نگاه دولت به اصلاحات اقتصادی است: آیا اصلاحات قرار است تدریجی، عادلانه و مبتنی بر اعتماد عمومی باشد، یا باز هم به تعویق بیفتد تا در مقطعی دیگر، با هزینه‌ای سنگین‌تر بازگردد؟ پاسخ این پرسش، مسیر آینده سیاست انرژی را مشخص می‌کند.

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.