خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
سازمان‌ها باید برای حفظ بهره‌وری در شرایط بحران آماده باشند

سازمان‌ها باید برای حفظ بهره‌وری در شرایط بحران آماده باشند

فولاد خوزستان: صادرات بیش‌تر بدون ارزش افزوده، موفقیت را تضمین نمی‌کند

فولاد خوزستان: صادرات بیش‌تر بدون ارزش افزوده، موفقیت را تضمین نمی‌کند

افزایش ارزش افزوده باید جایگزین تمرکز صرف بر حجم صادرات فولاد شود

افزایش ارزش افزوده باید جایگزین تمرکز صرف بر حجم صادرات فولاد شود

پیشرفت ۶۷ درصدی نورد گرم ۲ / افتتاح ۲ پروژه کیفی فولاد مبارکه تا پایان سال و بازسازی نیروگاه تا پیش از پیک مصرف

پیشرفت ۶۷ درصدی نورد گرم ۲ / افتتاح ۲ پروژه کیفی فولاد مبارکه تا پایان سال و بازسازی نیروگاه تا پیش از پیک مصرف

رئیس خانه معدن: فرآوری داخلی، کلید افزایش صادرات مواد معدنی به همسایگان

رئیس خانه معدن: فرآوری داخلی، کلید افزایش صادرات مواد معدنی به همسایگان

رئیس خانه معدن: توسعه فرآوری مواد معدنی، مسیر افزایش صادرات به کشورهای منطقه است

رئیس خانه معدن: توسعه فرآوری مواد معدنی، مسیر افزایش صادرات به کشورهای منطقه است

سردار جلالی: ارتقای تاب آوری صنایع و بازگشت پذیری از مولفه های قدرت ملی است

سردار جلالی: ارتقای تاب آوری صنایع و بازگشت پذیری از مولفه های قدرت ملی است

مصمم به عبور از ظرفیت اسمی و تحقق برنامه تولید هستیم/ تولید گریدهای ویژه در دستور کار

مصمم به عبور از ظرفیت اسمی و تحقق برنامه تولید هستیم/ تولید گریدهای ویژه در دستور کار

مدیرعامل فولاد خوزستان: صادرات فولاد باید از افزایش تولید فراتر برود

مدیرعامل فولاد خوزستان: صادرات فولاد باید از افزایش تولید فراتر برود

صادرات فولاد؛ ارزش‌آفرینی فراتر از افزایش تولید

صادرات فولاد؛ ارزش‌آفرینی فراتر از افزایش تولید

تحلیل تکنیکال سرب 23 آذر

شکست حمایت روانی سرب و تثبیت در کانال نزولی

بازدید ۹۳۸نویسنده: سپهر حسینی
شکست حمایت روانی سرب و تثبیت در کانال نزولی

از منظر تکنیکال، ساختار نمودار سرب در اواخر ۲۰۲۵ به‌وضوح وارد فاز اصلاحی نزولی شده است.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز  بازار سرب در ماه‌های پایانی سال ۲۰۲۵ در شرایطی قرار گرفته که می‌توان آن را ترکیبی از ضعف تقاضا و فشار عرضه دانست. قیمت سرب سه‌ماهه در بورس فلزات لندن (LME) در محدوده ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ دلار در هر تن معامله می‌شود و قیمت نقدی تسویه‌شده در تاریخ ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵ حدود ۱۹۶۹.۵۳ دلار ثبت شده است؛ سطحی که نسبت به جلسه معاملاتی قبل حدود ۰.۸۰ درصد کاهش را نشان می‌دهد. این افت روزانه در امتداد یک روند فرسایشی بزرگ‌تر رخ داده که طی آن قیمت سرب در یک ماه گذشته بیش از ۵.۱۷ درصد کاهش یافته و از ابتدای سال نیز حدود ۲.۲۶ درصد پایین‌تر قرار گرفته است.

حرکت قیمت به کف هفت‌هفته‌ای نزدیک به ۱۹۷۵ دلار، بازتابی روشن از شرایط شکننده بازار است؛ شرایطی که در آن سیگنال‌های ضعیف تقاضا با افزایش موجودی‌ها هم‌زمان شده‌اند. موجودی‌های ثبت‌شده در انبارهای LME اکنون به حدود ۲۳۴ هزار و ۷۵۰ تن رسیده‌اند؛ رقمی که نسبت به سطوح اخیر کمی بالاتر است و نشان می‌دهد تنگنای پیشین عرضه تا حدی فروکش کرده است. هرچند این سطح موجودی هنوز از منظر تاریخی بسیار بالا نیست، اما در مقایسه با ماه‌های گذشته پیام روشنی دارد: بازار در حال ورود به فاز وفور نسبی است.

تحلیل تکنیکال؛ شکست حمایت روانی و تثبیت در کانال نزولی

از منظر تکنیکال، آنچه در نمودار سرب در ماه‌های پایانی سال ۲۰۲۵ مشاهده می‌شود، یک تغییر فاز نسبتاً شفاف از حرکت‌های نوسانی به یک ساختار اصلاحی نزولی است. رالی کوتاه‌مدتی که در ماه نوامبر شکل گرفت، بیش از آنکه نشانه آغاز یک روند صعودی تازه باشد، واکنشی موقت به شرایط بیش‌فروش و کاهش مقطعی فشار عرضه بود. این حرکت صعودی زمانی اعتبار خود را از دست داد که قیمت نتوانست بالای سطح روانی و بسیار مهم ۲۰۰۰ دلار تثبیت شود. شکست این سطح نه‌تنها از نظر تکنیکال یک سیگنال منفی محسوب می‌شود، بلکه از منظر رفتاری نیز نشان داد بازار در این محدوده با کمبود خریدار جدی مواجه است. به‌محض از دست رفتن این حمایت، جریان فروش تشدید شد و قیمت وارد مسیری شد که ضعف ساختاری بازار را بیش از پیش آشکار کرد.

بررسی دقیق‌تر نمودار نشان می‌دهد که طی هفته‌های اخیر، قیمت به‌طور منظم در حال ثبت اوج‌های پایین‌تر و کف‌های پایین‌تر بوده است؛ الگویی که هسته اصلی یک کانال نزولی کلاسیک را تشکیل می‌دهد. این کانال نزولی بیانگر آن است که هر موج صعودی کوتاه‌مدت، با عرضه‌ای زودهنگام مواجه می‌شود و فروشندگان کنترل ریتم بازار را در دست دارند. در چنین ساختاری، حتی تلاش‌های مقطعی برای بازگشت قیمت نیز بیشتر به چشم پولبک به مقاومت‌های شکسته‌شده دیده می‌شود تا آغاز یک روند معکوس پایدار. به همین دلیل، تا زمانی که این الگوی اوج‌ها و کف‌های نزولی نقض نشود، نمی‌توان از منظر تکنیکال به تغییر فاز بازار امیدوار بود.

رسیدن قیمت به کف هفت‌هفته‌ای ۱۹۷۵ دلار در اوایل دسامبر، تأیید دیگری بر فعال بودن فشار نزولی است. افت حدود ۴.۹ درصدی طی چهار هفته گذشته نشان می‌دهد که این کاهش صرفاً یک نوسان مقطعی نبوده، بلکه بخشی از یک فرآیند اصلاحی فرسایشی است. در این فضا، محدوده ۲۰۰۰ تا ۲۰۴۰ دلار اکنون به‌عنوان مهم‌ترین مقاومت بازار عمل می‌کند؛ محدوده‌ای که هم از نظر روانی و هم از نظر تکنیکال نقش سد عرضه را ایفا می‌کند. بازگشت قیمت به بالای این ناحیه نیازمند تغییری معنادار در مومنتوم، افزایش حجم معاملات و ورود تقاضای جدید است؛ عواملی که در شرایط فعلی بازار هنوز نشانه‌های قوی از آنها دیده نمی‌شود.

در سوی دیگر نمودار، حمایت‌های نزدیک‌مدت در بازه ۱۹۰۰ تا ۱۹۴۰ دلار قرار دارند. اهمیت این ناحیه از آن جهت است که کف‌های قبلی بازار با میانگین متحرک ۲۰۰ روزه در این محدوده هم‌پوشانی پیدا کرده‌اند و می‌توانند به‌عنوان نخستین منطقه دفاعی خریداران عمل کنند. اگر قیمت به این محدوده برسد، واکنش بازار به آن نقش تعیین‌کننده‌ای در سناریوی بعدی خواهد داشت؛ حفظ این حمایت می‌تواند زمینه‌ساز یک تثبیت موقت یا حتی یک اصلاح رو به بالا شود. اما در سناریوی بدبینانه‌تر، اگر فشار فروش تشدید شود و این ناحیه نیز از دست برود، سطح ۱۸۵۰ دلار به‌عنوان حمایت عمیق‌تر و هدف بالقوه بعدی مطرح خواهد شد؛ سطحی که از منظر تکنیکال می‌تواند کف میان‌مدت بازار را شکل دهد.

اندیکاتورهای تکنیکال نیز تصویری دوگانه اما متمایل به ضعف را ترسیم می‌کنند. RSI به محدوده بیش‌فروش وارد شده و در بازه ۳۰ تا ۳۵ در نوسان است؛ وضعیتی که از منظر آماری اغلب با واکنش‌های اصلاحی کوتاه‌مدت همراه می‌شود. این بدان معناست که بازار ممکن است در مقاطع کوتاه شاهد bounce یا بازگشت‌های محدود باشد، اما چنین حرکاتی لزوماً به معنای تغییر روند نیستند. در مقابل، MACD همچنان کراس‌اور نزولی را حفظ کرده و شیب هیستوگرام آن نشان می‌دهد که مومنتوم غالب بازار هنوز به نفع فروشندگان است. این تضاد میان RSI و MACD معمولاً بیانگر بازاری است که از نظر قیمتی تحت فشار قرار دارد، اما برای یک برگشت پایدار هنوز به کاتالیزور قوی‌تری نیاز دارد.

در نهایت، ساختار contango در اسپردهای نزدیک نیز مؤید همین تصویر است. وجود contango نشان می‌دهد که بازار با مازاد عرضه مواجه است و برخلاف فلزاتی مانند قلع یا مس، نشانه‌ای از کمبود فیزیکی یا فشار فوری بر عرضه دیده نمی‌شود. این وضعیت باعث می‌شود هر حرکت صعودی با احتیاط و عرضه زودهنگام مواجه شود. بر این اساس، احساس کوتاه‌مدت بازار سرب همچنان نزولی ارزیابی می‌شود؛ هرچند شرایط بیش‌فروش می‌تواند نوسانات بازگشتی مقطعی ایجاد کند، اما تا زمانی که ساختار کلی نمودار تغییر نکند، این بازگشت‌ها بیشتر جنبه اصلاحی خواهند داشت تا آغاز یک روند صعودی جدید.

تحلیل بنیادی؛ مازاد ساختاری در برابر تقاضای کم‌جان

در بعد بنیادی، بازار سرب با یک عدم توازن نسبتاً پایدار مواجه است. در سمت عرضه، پیش‌بینی‌ها حاکی از رشد حدود ۲.۱ درصدی تولید معدن جهانی در سال ۲۰۲۵ و رسیدن آن به حدود ۴.۶۴ میلیون تن است. این افزایش عمدتاً توسط توسعه ظرفیت‌ها در کشورهایی مانند استرالیا، چین و ایالات متحده هدایت شده و به‌وضوح از رشد تقاضا پیشی گرفته است. نتیجه این روند، شکل‌گیری مازاد بازار در محدوده ۵۰ هزار تا ۱۰۰ هزار تن برآورد می‌شود؛ مازادی که فشار مستقیم بر قیمت‌ها وارد کرده است.

تولید تصفیه‌شده نیز در سطح بالایی باقی مانده و فعالیت پایدار واحدهای ذوب، همراه با اختلالات حداقلی در زنجیره تأمین، به انباشت موجودی‌ها در انبارهای LME انجامیده است. در این میان، هزینه‌های پردازش نسبتاً پایدار اما پایین بوده‌اند و همین موضوع حاشیه سود تولیدکنندگان ثانویه را تحت فشار قرار داده، هرچند هنوز منجر به کاهش محسوس عرضه نشده است.

در سمت تقاضا، تصویر چندان امیدوارکننده نیست. حدود ۸۰ درصد مصرف سرب به صنعت باتری، به‌ویژه باتری‌های سرب-اسیدی، اختصاص دارد. هرچند رشد خودروهای برقی و توسعه زیرساخت‌های انرژی‌های تجدیدپذیر به‌طور نظری می‌توانست محرک تقاضا باشد، اما در عمل رشد تقاضا در سال ۲۰۲۵ تنها در حدود ۱ تا ۲ درصد برآورد می‌شود. این رشد محدود، تحت تأثیر کندی بخش خودرو و ساخت‌وساز، به‌ویژه در چین و اروپا، خنثی شده است. مصرف کلی سرب از ابتدای سال تاکنون حدود ۱.۵ درصد افزایش یافته، اما این افزایش برای جذب عرضه اضافی کافی نبوده است.

در سطح کلان‌تر، عوامل ژئوپلیتیکی نقش مستقیمی در بازار سرب ایفا نکرده‌اند، اما تعرفه‌های آمریکا بر صادرات چینی به‌طور غیرمستقیم فشارهایی بر تقاضای صنعتی وارد کرده‌اند. در عین حال، دلار قوی‌تر نیز به‌عنوان یک عامل بازدارنده بر قیمت فلزات پایه، از جمله سرب، عمل کرده است. یکی از ویژگی‌های خاص بازار سرب، نرخ بالای بازیافت است که به‌طور طبیعی کف عرضه را تقویت می‌کند، اما همین عامل نیز مانع از شکل‌گیری کمبود ساختاری شده است. برآوردهای گروه مطالعات بین‌المللی سرب و روی (ILZSG) نشان می‌دهد مازاد بازار احتمالاً تا سال ۲۰۲۶ ادامه خواهد داشت و به افزایش بیشتر موجودی‌ها منجر می‌شود.

چشم‌انداز قیمتی؛ محدود در کوتاه‌مدت، بدون محرک قوی صعودی

بر اساس برآوردهای موجود، میانگین قیمت سرب در سال ۲۰۲۵ در محدوده ۱۹۵۰ تا ۲۰۵۰ دلار در هر تن قرار خواهد گرفت، هرچند سه‌ماهه چهارم سال تحت فشار باقی مانده و قیمت‌ها بیشتر به سمت کف این بازه، نزدیک به ۱۹۵۰ دلار، متمایل شده‌اند. برای سال ۲۰۲۶، سناریوی غالب از کاهش بیشتر میانگین قیمت‌ها به محدوده ۱۸۵۰ تا ۱۹۵۰ دلار حکایت دارد؛ کاهشی که بازتاب تداوم مازاد عرضه و ضعف تقاضای صنعتی است.

در افق بلندمدت، چشم‌انداز سرب خنثی تا نزولی ارزیابی می‌شود. هرچند انتقال انرژی و توسعه فناوری‌های سبز می‌توانند در بلندمدت تقاضای باتری را تقویت کنند، اما ساختار بازار سرب و قابلیت بالای بازیافت، مانع از شکل‌گیری یک رالی پایدار و پرقدرت مشابه آنچه در فلزاتی مانند مس یا قلع دیده می‌شود، خواهد شد.

جمع‌بندی نهایی

در مجموع، سرب در سال ۲۰۲۵ عملکردی ضعیف‌تر از بسیاری از فلزات پایه داشته است. مازاد ساختاری عرضه، رشد کم‌جان تقاضا و افزایش موجودی‌ها باعث شده قیمت‌ها عمدتاً زیر سطح روانی ۲۰۰۰ دلار محصور بمانند. هرچند شرایط بیش‌فروش می‌تواند زمینه‌ساز نوسانات بازگشتی کوتاه‌مدت شود، اما تا زمانی که نشانه‌ای از جذب مازاد یا شتاب معنادار تقاضا دیده نشود، سناریوی غالب بازار همچنان متمایل به ضعف خواهد بود. ریسک‌های اصلی این چشم‌انداز شامل کاهش سریع‌تر موجودی‌ها یا یک جهش غیرمنتظره در تقاضای باتری، به‌ویژه از ناحیه خودروهای برقی، است؛ عواملی که می‌توانند این تعادل شکننده را بر هم بزنند، اما در حال حاضر هنوز در حد ریسک باقی مانده‌اند، نه روند.

نویسنده: سپهر حسینی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.