خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
نفت برنت با تلاش‌های دیپلماتیک تازه ۲٫۱ درصد کاهش یافت؛ قیمت ۱۰۹ دلار

نفت برنت با تلاش‌های دیپلماتیک تازه ۲٫۱ درصد کاهش یافت؛ قیمت ۱۰۹ دلار

مدیرعامل پتروشیمی جم: کمبود شناخت در سطوح تصمیم‌گیری، چالش صنعت پتروشیمی است

مدیرعامل پتروشیمی جم: کمبود شناخت در سطوح تصمیم‌گیری، چالش صنعت پتروشیمی است

اعتراف ماکرون درباره پیامدهای جنگ ایران؛ اختلال در تنگه هرمز بحران قدرت خرید فرانسه را تشدید کرد

اعتراف ماکرون درباره پیامدهای جنگ ایران؛ اختلال در تنگه هرمز بحران قدرت خرید فرانسه را تشدید کرد

میان دانش علمی و اجرای صنعتی در کشور فاصله وجود دارد

میان دانش علمی و اجرای صنعتی در کشور فاصله وجود دارد

صنعت پتروشیمی با مسائل و مشکلات متعددی روبه‌رو است

صنعت پتروشیمی با مسائل و مشکلات متعددی روبه‌رو است

شناخت روش‌های تولید پروپیلن می‌تواند به توسعه این صنعت کمک کند

شناخت روش‌های تولید پروپیلن می‌تواند به توسعه این صنعت کمک کند

جنگ ایران صورت‌حساب واردات نفت اتحادیه اروپا را ماهانه ۱۱ میلیارد دلار بالا برد

جنگ ایران صورت‌حساب واردات نفت اتحادیه اروپا را ماهانه ۱۱ میلیارد دلار بالا برد

افت قیمت طلا به محدوده ۴ هزار دلار؛ سقوط نقره به کف ۱۱ ماهه

افت قیمت طلا به محدوده ۴ هزار دلار؛ سقوط نقره به کف ۱۱ ماهه

گاز اروپا برای نخستین بار از ۲۰۲۲ بالای ۱۰۰ یورو؛ هشدار بروکسل درباره زمستان

گاز اروپا برای نخستین بار از ۲۰۲۲ بالای ۱۰۰ یورو؛ هشدار بروکسل درباره زمستان

تأمین مالی نیروگاه‌های خورشیدی وارد مرحله تازه شد؛ بازپرداخت تسهیلات چه معنایی دارد؟

تأمین مالی نیروگاه‌های خورشیدی وارد مرحله تازه شد؛ بازپرداخت تسهیلات چه معنایی دارد؟

تحلیل تکنیکال گاز طبیعی 15 دی

سقوط قیمت گاز طبیعی در آغاز سال ۲۰۲۶

بازدید ۱٬۵۵۵نویسنده: سپهر حسینی
سقوط قیمت گاز طبیعی در آغاز سال ۲۰۲۶

گاز طبیعی در آغاز ۲۰۲۶ زیر فشار هوای گرم و مازاد عرضه افت کرده، اما رشد ساختاری تقاضا از سمت LNG و مراکز داده، زمینه یک بازگشت قدرتمند در ماه‌های آینده را فراهم می‌کند.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز  در پنجم ژانویه ۲۰۲۶، بازار گاز طبیعی آمریکا با یکی از ضعیف‌ترین شروع‌های سال خود در یک دهه اخیر مواجه شده است. قراردادهای آتی گاز طبیعی در هاب هنری (Henry Hub) برای سررسید نزدیک، در محدوده ۳٫۴۲ تا ۳٫۴۵ دلار به ازای هر MMBtu معامله می‌شوند؛ سطحی که نه‌تنها پایین‌ترین قیمت ده هفته اخیر محسوب می‌شود، بلکه بازتاب‌دهنده فشاری سنگین از سمت عوامل کوتاه‌مدت، به‌ویژه شرایط جوی غیرمنتظره، بر این بازار است. افت روزانه بیش از ۴٫۵ تا ۵٫۳ درصدی، کاهش نزدیک به ۳۰ درصدی طی یک ماه گذشته و بازدهی منفی نزدیک به ۶ درصد در مقیاس سالانه، همگی نشان می‌دهند که بازار در فاز تدافعی قرار گرفته است.

اما این تصویر ظاهراً تیره، تمام واقعیت بازار گاز طبیعی در سال ۲۰۲۶ را بازتاب نمی‌دهد. درست در حالی که معامله‌گران کوتاه‌مدت تحت تأثیر پیش‌بینی هوای گرم‌تر از نرمال برای بازه ۷ تا ۱۶ ژانویه قرار گرفته‌اند و تقاضای گرمایشی کاهش یافته، لایه‌های عمیق‌تر بازار—از جمله رشد صادرات LNG، افزایش مصرف بخش برق، ظهور مراکز داده مبتنی بر هوش مصنوعی و محدودیت‌های بالقوه در عرضه گاز همراه—در حال شکل دادن به یک کف ساختاری در قیمت‌ها هستند. همین تضاد میان فشارهای کوتاه‌مدت و حمایت‌های بلندمدت، بازار گاز طبیعی را به یکی از پیچیده‌ترین و چندلایه‌ترین بازارهای انرژی در ابتدای ۲۰۲۶ تبدیل کرده است.

نبرد عرضه و تقاضا در آغاز ۲۰۲۶؛ بازاری که زیر پوست خود در حال تغییر است

عرضه گاز طبیعی؛ وفور ظاهری و ریسک‌های پنهان

در نگاه اول، سمت عرضه بازار گاز طبیعی آمریکا همچنان قدرتمند به نظر می‌رسد. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که تولید گاز خشک ایالات متحده در سال ۲۰۲۶ به‌طور میانگین به حدود ۱۰۹ میلیارد فوت مکعب در روز (Bcf/d) خواهد رسید؛ رقمی که نسبت به سال ۲۰۲۵ حدود یک درصد رشد را نشان می‌دهد. این رشد عمدتاً از میادین بزرگ و پرظرفیتی مانند پرمیان (Permian Basin) نشأت می‌گیرد؛ جایی که تولید نفت خام بالا، به‌طور طبیعی حجم بالایی از گاز همراه (Associated Gas) را نیز وارد بازار می‌کند.

با این حال، دقیقاً در همین نقطه است که یکی از مهم‌ترین ریسک‌های صعودی بازار در حال شکل‌گیری است. تولید گاز همراه به‌شدت به شرایط بازار مایعات گازی طبیعی (NGLs) وابسته است؛ و داده‌ها نشان می‌دهد که ذخایر پروپان و سایر NGLها در حال نزدیک شدن به سطوح اشباع مخازن هستند—سطوحی که در برخی سناریوها به آستانه ۱۰۰ میلیون بشکه نزدیک می‌شود. اگر این وضعیت ادامه یابد، تولیدکنندگان در میادین مرطوبی مانند پرمیان و ایگل فورد ممکن است ناچار به بستن چاه‌ها (Shut-ins) شوند؛ اقدامی که مستقیماً عرضه متان را کاهش می‌دهد.

این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که بازار فعلاً کاهش تولید را در قیمت‌ها لحاظ نکرده است. در صورت وقوع چنین محدودیت‌هایی در تابستان ۲۰۲۶، شوک عرضه می‌تواند بسیار سریع‌تر و شدیدتر از آنچه بازار انتظار دارد، خود را نشان دهد و همین موضوع، پایه‌های یک چرخش صعودی ناگهانی را شکل دهد.

ذخایر گاز؛ آرامش ظاهری پیش از زمستانی پرنوسان

از منظر ذخایر، بازار با سطحی نسبتاً راحت وارد زمستان شده است. موجودی گاز قابل برداشت آمریکا در ابتدای فصل سرد، حدود ۴ درصد بالاتر از میانگین پنج‌ساله (۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴) قرار داشت. طبق آخرین داده‌ها تا ۱۷ دسامبر ۲۰۲۵، ذخایر در سطح ۳٬۵۷۹ میلیارد فوت مکعب (Bcf) گزارش شده‌اند؛ رقمی که اگرچه حدود ۱ درصد بالاتر از میانگین پنج‌ساله است، اما در مقایسه با سال قبل، حدود ۲ درصد کمتر محسوب می‌شود.

نکته مهم اینجاست که علی‌رغم هوای نسبتاً ملایم، برداشت‌ها در ماه دسامبر بسیار قابل توجه بوده‌اند—حدود ۵۸۰ Bcf، یعنی چیزی نزدیک به ۲۸ درصد بالاتر از میانگین تاریخی. این نشان می‌دهد که هر موج سرمای مقطعی، می‌تواند به‌سرعت تعادل ذخایر را به هم بزند. پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است که ذخایر در پایان فصل گرمایش، در محدوده ۲٬۰۰۰ Bcf باقی بمانند؛ سطحی که حدود ۹ درصد بالاتر از میانگین است، اما با پراکندگی منطقه‌ای قابل توجه همراه خواهد بود.

به‌عنوان مثال، مناطق شرقی و غرب میانه آمریکا در حال حاضر ذخایری نزدیک به ۵ درصد پایین‌تر از میانگین تاریخی دارند؛ وضعیتی که بازار را نسبت به هر تغییر ناگهانی در الگوهای جوی، به‌شدت حساس می‌کند.

صادرات LNG؛ ستون پنهان تقاضا در پشت پرده افت قیمت‌ها

در حالی که بازار نقدی گاز طبیعی تحت فشار تقاضای ضعیف گرمایشی قرار گرفته، صادرات LNG آمریکا بی‌وقفه به‌عنوان یک موتور ساختاری تقاضا عمل می‌کند. در هفته منتهی به ۱۷ دسامبر ۲۰۲۵، ۳۳ کشتی LNG با ظرفیت مجموع ۱۲۶ Bcf از بنادر آمریکا خارج شده‌اند؛ عددی که نشان می‌دهد پایانه‌های LNG عملاً نزدیک به ظرفیت کامل فعالیت می‌کنند.

چشم‌انداز جهانی LNG در سال ۲۰۲۶ اما دوگانه است. از یک سو، عرضه جهانی LNG قرار است حدود ۱۰ درصد افزایش یابد و به نزدیک ۴۹۰ میلیون تن در سال (mtpa) برسد؛ رشدی که عمدتاً از پروژه‌های جدید در آمریکا، قطر و کانادا ناشی می‌شود. از سوی دیگر، اگر رشد تقاضای جهانی—به‌ویژه در آسیا و اروپا—نتواند هم‌پای این افزایش عرضه حرکت کند، خطر اشباع بازار LNG مطرح خواهد شد.

با این حال، برای آمریکا یک مزیت کلیدی وجود دارد: افزایش ظرفیت خطوط لوله سواحل خلیج مکزیک که قرار است حدود ۱۸ Bcf/d به توان انتقال اضافه کند؛ ظرفیتی معادل کل مصرف گاز کانادا. این توسعه زیرساختی، دست آمریکا را برای هدایت گاز به بازارهای صادراتی بازتر می‌کند و عملاً کف تقاضای داخلی را بالاتر می‌برد.

تقاضای گاز طبیعی؛ از زمستان‌های گرم تا انقلاب خاموش مراکز داده

در حالی که بازار در کوتاه‌مدت اسیر پیش‌بینی‌های هوای گرم‌تر از نرمال شده، بررسی عمیق‌تر سمت تقاضا نشان می‌دهد که گاز طبیعی آمریکا در حال ورود به یک دوره گذار ساختاری است؛ دوره‌ای که در آن وابستگی صرف به مصرف گرمایشی خانگی جای خود را به ترکیبی پیچیده‌تر از مصرف برق، صنعت، صادرات و زیرساخت‌های دیجیتال می‌دهد.

آب‌وهوا و تقاضای گرمایشی؛ عامل مسلط اما ناپایدار

در بازه فعلی، عامل غالب فشار بر قیمت‌ها، پیش‌بینی دماهای بالاتر از میانگین برای بخش‌های شرقی و شمال-مرکزی ایالات متحده است. این شرایط، نیاز به گرمایش را به‌طور محسوس کاهش داده و باعث شده مصرف بخش خانگی و تجاری کمتر از انتظارات فصلی باشد. با این حال، داده‌های مربوط به Heating Degree Days (HDDs) برای هفته منتهی به ۱۷ دسامبر ۲۰۲۵ نشان می‌دهد که میزان HDDها حدود ۱۹ واحد بالاتر از نرمال بوده است؛ نشانه‌ای که یادآور می‌شود حتی در زمستان‌های نسبتاً ملایم، بازار می‌تواند به‌سرعت با موج‌های سرمای مقطعی مواجه شود.

تجربه سال‌های اخیر ثابت کرده که بازار گاز طبیعی به‌شدت به تغییرات کوچک در الگوهای جوی واکنش نشان می‌دهد. یک یا دو سامانه سرمای شدید می‌تواند برداشت از ذخایر را به‌طور ناگهانی افزایش دهد و تمام محاسبات عرضه و تقاضا را بر هم بزند. بنابراین، هرچند چشم‌انداز کوتاه‌مدت همچنان نزولی است، اما این وضعیت ذاتاً شکننده و برگشت‌پذیر باقی می‌ماند.

بخش برق و صنعت؛ ستون فقرات تقاضای آینده

تحول اصلی اما در جایی دیگر در حال وقوع است: بخش تولید برق. گاز طبیعی، به‌ویژه در آمریکا، به سوخت غالب برای تولید برق تبدیل شده و این نقش در سال‌های آینده حتی پررنگ‌تر خواهد شد. یکی از محرک‌های کلیدی این روند، رشد انفجاری مراکز داده و زیرساخت‌های هوش مصنوعی است.

برآوردها نشان می‌دهد که مصرف گاز طبیعی مرتبط با مراکز داده در آمریکا می‌تواند از حدود ۱٫۳ Bcf/d در سال ۲۰۲۴ به نزدیک ۶٫۸ Bcf/d تا سال ۲۰۳۵ برسد. این افزایش چندبرابری، صرفاً یک روند تکنولوژیک نیست؛ بلکه یک تغییر بنیادین در ساختار تقاضای انرژی محسوب می‌شود. در مقیاس جهانی، انتظار می‌رود تقاضای برق مراکز داده تا سال ۲۰۵۰ با نرخ سالانه ۱۷ درصد رشد کند و تنها در سال ۲۰۲۵، سرمایه‌گذاری موردنیاز در بخش تولید برق به حدود ۳٫۳ تریلیون دلار برسد.

پیامد مستقیم این روند برای بازار گاز طبیعی، ایجاد یک کف قیمتی ساختاری است. زمانی که مصرف‌کنندگان بزرگی مانند اپراتورهای مراکز داده و خریداران LNG در بازار رقابت می‌کنند، قیمت‌ها به‌سختی می‌توانند برای مدت طولانی زیر سطوحی مانند ۴ تا ۵ دلار به ازای هر MMBtu باقی بمانند، مگر آنکه شوک عرضه بزرگی رخ دهد.

ژئوپلیتیک و اقتصاد جهانی؛ ریسک‌هایی که زیر سطح قیمت‌ها جریان دارند

در کنار عوامل بنیادی عرضه و تقاضا، تحولات ژئوپلیتیک نیز لایه‌ای از عدم‌قطعیت به بازار اضافه کرده است. حمله اخیر ایالات متحده به ونزوئلا—کشوری با ذخایر گازی بیش از ۲۰۰ تریلیون فوت مکعب—بیش از آنکه مستقیماً بازار گاز را تحت تأثیر قرار دهد، ریسک‌های سیستماتیک انرژی را برجسته می‌کند. هرچند اثر فوری این تنش‌ها بیشتر در بازار نفت احساس می‌شود، اما اختلال در مسیرهای تجاری یا تغییر در سیاست‌های انرژی می‌تواند به‌طور غیرمستقیم بر بازار LNG و گاز طبیعی نیز اثرگذار باشد.

در افق وسیع‌تر، سال ۲۰۲۶ نقطه اوج رشد عرضه غیر اوپکی در بازارهای انرژی تلقی می‌شود؛ رشدی که انتظار می‌رود از سال ۲۰۲۷ به بعد وارد فاز کاهش شود. این بدان معناست که اگرچه در کوتاه‌مدت با مازاد عرضه نسبی مواجه هستیم، اما تعادل‌های بلندمدت به‌تدریج فشرده‌تر خواهند شد—عاملی که به نفع قیمت‌های گاز طبیعی در افق میان‌مدت و بلندمدت است.

پیش‌بینی‌های قیمتی ۲۰۲۶؛ اجماع شکننده، دامنه گسترده

پیش‌بینی‌ها برای قیمت گاز طبیعی در سال ۲۰۲۶ دامنه‌ای گسترده اما معنادار را نشان می‌دهند. اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) میانگین قیمت هنری هاب را حدود ۴٫۰۱ دلار برآورد می‌کند و انتظار دارد قیمت‌ها در سه‌ماهه چهارم سال به محدوده ۴٫۵ دلار برسند. مؤسسات مالی مانند Bernstein معتقدند بازار وارد یک دوره جدید با میانگین قیمتی بالاتر از ۳٫۵ دلار تاریخی شده و قیمت‌های میانه چرخه می‌توانند به حدود ۵ دلار برسند.

در مقابل، برخی بانک‌ها با احتیاط بیشتری عمل کرده و میانگین قیمت را نزدیک به ۳٫۴ دلار می‌بینند، هرچند حتی در این سناریو نیز اعتماد به چشم‌انداز بلندمدت حفظ شده است. در مجموع، بسیاری از مدل‌ها بازه‌ای بین ۴٫۵ تا ۷ دلار را برای نوسانات سال ۲۰۲۶ محتمل می‌دانند؛ بازه‌ای که نشان‌دهنده گذار بازار از چرخه‌های صرفاً فصلی به یک ساختار پایدارتر اما پرنوسان است.

تحلیل تکنیکال؛ فشار نزولی غالب، اما نشانه‌های اشباع فروش

از منظر تکنیکال، بازار در حال حاضر تحت سلطه فروشندگان قرار دارد. قیمت‌ها به کف ۱۰ هفته‌ای در محدوده ۳٫۴۲ دلار سقوط کرده‌اند و روند نزولی از اوج‌های ۴٫۲۰ تا ۴٫۶۰ دلار در دسامبر ۲۰۲۵ همچنان معتبر است. شکست و تثبیت زیر میانگین‌های متحرک کلیدی—به‌ویژه میانگین ۲۰۰ روزه در حوالی ۳٫۹۸ دلار—بر قدرت روند نزولی صحه می‌گذارد.

اندیکاتورها نیز عمدتاً سیگنال فروش می‌دهند:
RSI در محدوده ۳۲٫۹ قرار دارد و به ناحیه اشباع فروش نزدیک شده است؛
CCI با عدد منفی ۲۰۰ عمق فشار نزولی را نشان می‌دهد؛
MACD همچنان منفی است و ADX بالای ۲۹ قدرت روند را تأیید می‌کند.

با این حال، دقیقاً همین شرایط اشباع فروش است که احتمال یک اصلاح تکنیکال کوتاه‌مدت را مطرح می‌کند. در صورتی که قیمت‌ها بتوانند بالای محدوده حمایتی ۳٫۴۲ تا ۳٫۵۶ دلار تثبیت شوند، بازگشت به سطوح ۳٫۶۸ و حتی ۴ دلار دور از ذهن نخواهد بود. شکست قطعی این حمایت‌ها اما، مسیر را برای افت به محدوده ۳٫۱۶ تا ۳٫۴۲ دلار هموار می‌کند.

جمع‌بندی نهایی؛ بازاری میان دو جهان

بازار گاز طبیعی در ابتدای ۲۰۲۶ در نقطه‌ای ایستاده که دو نیروی متضاد آن را شکل می‌دهند: از یک‌سو، فشارهای کوتاه‌مدت ناشی از هوای گرم، مازاد عرضه و فضای ریسک‌گریز؛ و از سوی دیگر، حمایت‌های ساختاری ناشی از رشد صادرات LNG، افزایش مصرف برق و انقلاب خاموش مراکز داده. نتیجه این تقابل، بازاری است که در ظاهر ضعیف به نظر می‌رسد، اما در عمق خود بذر یک تغییر فاز مهم را حمل می‌کند.

برای معامله‌گران و تحلیلگران، این بازار بیش از هر زمان دیگری نیازمند تفکیک افق زمانی است. در کوتاه‌مدت، احتیاط و احترام به روند نزولی ضروری است. اما در افق میان‌مدت و بلندمدت، هر افت عمیق می‌تواند به‌تدریج به فرصتی برای بازتعریف ارزش گاز طبیعی در یک جهان دیجیتالی و انرژی‌محور تبدیل شود.

نویسنده: سپهر حسینی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.