به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، در بحبوحه تنشهای فزاینده بینالمللی، دیدار اخیر فرستاده ارشد چین با نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، تنها ساعاتی پیش از عملیات نظامی آمریکا برای دستگیری وی، تصویری گویا از عمق منافع اقتصادی و استراتژیک پکن در آمریکای لاتین ارائه میدهد. این رویداد نهتنها بر نقش حیاتی ونزوئلا بهعنوان یکی از مهمترین متحدین چین و تأمینکننده نفت آن تأکید دارد، بلکه آینده سرمایهگذاریهای کلان چین در صورت تغییر رژیم در کاراکاس را زیر سوال برد.
به بیان دیگر، بحران اخیر ونزوئلا، همچون عدسیی قدرتمند، ریسکها و فرصتهای عظیم اقتصادی چین در کشوری با بزرگترین ذخایر نفتی جهان را آشکار ساخته و پرسشهای بنیادینی را درباره الگوی توسعه اقتصادی مبتنی بر وامدهی پکن و امنیت سرمایهگذاریهای کلان آن در محیطهای بیثبات مطرح میکند. این مقاله به تحلیل ابعاد اقتصادی این رابطه، خطرات پیشروی پکن و تأثیرات گستردهتر آن بر نظم بینالمللی میپردازد.
۱. پیوند اقتصادی نفتمحور: از وامهای کلان تا بحران بدهی
رابطه اقتصادی چین و ونزوئلا در دو دهه گذشته، نمونهای کلاسیک از الگوی «تأمین مالی در ازای منابع» پکن است. بر اساس گزارش AidData، از سال ۲۰۰۰ تاکنون، چین بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار اعتبار به ونزوئلا اختصاص داده است. این وامها که عمدتاً از طریق صندوق ذخیره ارزی چین و بانکهای توسعهای این کشور تأمین شدهاند، برای پروژههای زیرساختی، انرژی و اجتماعی در ونزوئلا به کار گرفته شدند. در مقابل، بازپرداخت این وامها بهطور عمده از طریق تحویل نفت خام انجام میپذیرد. چین بزرگترین خریدار نفت ونزوئلاست و در سال ۲۰۲۳ بهطور متوسط ۳۹۶,۰۰۰ بشکه در روز از این کشور وارد کرد. با این حال، این حجم تنها کمتر از ۵٪ از کل واردات نفت چین را تشکیل میدهد، که نشان میدهد اهمیت استراتژیک این رابطه برای پکن فراتر از ابعاد صرفاً انرژی است.
با فروپاشی اقتصادی ونزوئلا در دوران مادورو، چرخه معیوب بدهی تشدید شده است. کاراکاس در بازپرداخت وامها با تأخیرهای مکرر مواجه شده و پکن را مجبور به تسهیل شرایط بازپرداخت، تعلیق اقساط و بازسازی ساختار بدهی کرده است. اگرچه رقم دقیق بدهی معوقه فاش نشده، تحلیلگران برآورد میکنند که ونزوئلا هنوز بین ۱۰ تا ۲۰ میلیارد دلار به چین بدهکار است، حال آنکه برخی منابع در صنعت نفت این رقم را بسیار بالاتر میدانند. این وضعیت، کارایی مدل وامدهی چین را زیر سؤال برده و بحثهای داخلی گستردهای را بین نخبگان سیاستگذار و دانشگاهیان چینی درباره ریسک اعتباری و حاکمیتی سرمایهگذاری در کشورهای با بیثباتی سیاسی بالا برانگیخته است.
۲. سرمایهگذاریهای استراتژیک و آسیبپذیری بنگاههای چینی
سرمایهگذاری چین در ونزوئلا تنها به وام محدود نمیشود. شرکت ملی نفت چین (CNPC) از طریق سرمایهگذاری مشترک سینوونسا با شرکت نفت دولتی ونزوئلا (PDVSA)، در بخش بالادستی صنعت نفت این کشور حضور یافته است. هرگونه تغییر رژیم که منجر به تحریمهای جدید یا مصادره داراییها شود، میتواند این سرمایهگذاری چندمیلیارد دلاری را به خطر اندازد. همزمان، پالایشگاههای کوچک و مستقل چینی (Teapots) که به نفت ارزان ونزوئلا وابستهاند، بهطور ویژه آسیبپذیر هستند. این بنگاهها که سهم قابل توجهی از واردات نفت ونزوئلا را در اختیار دارند، در صورت قطع جریان نفت یا تغییر شرایط قراردادها، با بحران جدی تأمین خوراک مواجه خواهند شد. واکنش بازار سهام به این بحران گویاست: سهام CNPC در بورس شانگهای پس از اخبار حمله آمریکا بیش از ۴٪ افت کرد.
۳. ونزوئلا در استراتژی کلان چین در آمریکای لاتین: گذر از دکترین مونرو
نفوذ چین در ونزوئلا را باید در چارچوب گسترش ژئوپلیتیک و اقتصادی این کشور در کل قاره آمریکای لاتین درک کرد. چین اکنون بزرگترین شریک تجاری این منطقه است و حجم مبادلات دوطرفه که در سال ۲۰۲۴ از ۵۰۰ میلیارد دلار فراتر خواهد رفت، از عمق این پیوند حکایت دارد. این نفوذ چندوجهی است:
-
تجاری: ورود کالاهای ساخت چین به بازارهای منطقه و صعود مواد خام (سویای برزیل، مس شیلی، نفت ونزوئلا و اکوادور) به سوی چین.
-
سرمایهگذاری: سرمایهگذاری در پروژههای زیرساختی کلان مانند راهآهن، بنادر و نیروگاهها تحت ابتکار کمربند و راه.
-
دیپلماتیک: جلب حمایت کشورهای منطقه در نهادهای بینالمللی و تقویت گفتمان چندجانبهگرایی.
این گسترش، عملاً دکترین مونرو (که آمریکای لاتین را حوزه نفوذ انحصاری واشنگتن میداند) را به چالش کشیده است. دیدار فرستاده چین با مادورو در آستانه عملیات نظامی آمریکا، پیامی روشن داشت: پکن حاضر است برای حفظ منافع خود در منطقه، ریسک سیاسی بالا را بپذیرد. سخنان لین جیان، سخنگوی وزارت خارجه چین، مبنی بر اینکه «کشورهای آمریکای لاتین آزادی انتخاب مستقل دوستان و شرکای خود را دارند»، بهوضوح در تقابل با رویکرد هژمونیک تاریخی آمریکا قرار میگیرد.
۴. پیامدهای ژئوپلیتیک گسترده: درسهایی برای تایوان و نظم بینالمللی
بحران ونزوئلا برای پکن تنها یک مسئله منطقهای نیست، بلکه پروکسیی برای آزمایش واکنش جامعه بینالمللی به مداخله نظامی یک ابرقدرت است. تحلیلگران چینی و غربی بر این باورند که نحوه برخورد جهان با عملیات آمریکا در ونزوئلا، الگویی بالقوه برای سناریوی تایوان ایجاد میکند. اگر جامعه بینالمللی در برابر نقض حاکمیت ونزوئلا توسط آمریکا سکوت کند، پکن ممکن است استنباط کند که واکنش مشابهی در برابر اقدام نظامی احتمالی خود علیه تایوان — که آن را بخشی از قلمرو خود میداند — وجود نخواهد داشت. تنگ ژائو، از کارنگی چین، به صراحت به این پیوند اشاره کرده است.
به عبارت دیگر، بحران کنونی ماهیت دوگانه نظم بینالمللی را برجسته میسازد: از یک سو، غرب بر «قواعد بینالمللی» در مواردی مانند اوکراین تأکید میورزد، و از سوی دیگر، در حیاط خلوت خود به منطق قدرت محض متوسل میشود. این دوگانگی، فضایی ایدئولوژیک برای پکن فراهم میآورد تا سیاست خارجی تهاجمیتر خود را توجیه کند و گفتمان حق حاکمیت ملی و عدم مداخله را که سنگ بنای دیپلماسی چین است، تقویت نماید.















نظرات کاربران