خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

اروپا میان واشنگتن و پکن

اروپا در حال فاصله گرفتن از آمریکا زیر سایه نفوذ چین

بازدید ۸۵۹نویسنده: رضا هاشمی
اروپا در حال فاصله گرفتن از آمریکا زیر سایه نفوذ چین

بی‌ثباتی سیاست‌های آمریکا، اروپا را به بازنگری در شراکت‌های سنتی واداشته؛ جایی که چین آرام و حساب‌شده در حال پر کردن خلأ واشنگتن است.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز یک سال پس از بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، سیاست «America First» بیش از آنکه چین را در تنگنا بگذارد، شکاف‌هایی تازه در روابط آمریکا با شرکای سنتی‌اش ایجاد کرده است. تعرفه‌های سنگین، تصمیم‌های متغیر و لحن تقابلی واشنگتن، فضای تجارت جهانی را بی‌ثبات کرده؛ فضایی که بازارها و دولت‌ها در آن بیش از هر چیز به‌دنبال «قابل پیش‌بینی بودن» هستند.

در همین خلأ، China آرام و حساب‌شده حرکت کرده است. پکن با ترمیم روابط تجاری، تنوع‌بخشی به مقاصد صادراتی و ارسال این پیام که شریک باثبات‌تری نسبت به آمریکا است، توانسته مازاد تجاری خود را به رکوردهای بی‌سابقه برساند و جای پایش را در اقتصاد جهانی محکم‌تر کند. هم‌زمان، توجه دیپلماتیک چین به اروپا پررنگ‌تر شده؛ قاره‌ای که در میانه رقابت قدرت‌ها، به‌دنبال کاهش ریسک از وابستگی یک‌جانبه به واشنگتن است.

اینجاست که پرسش اصلی خبر شکل می‌گیرد:
آیا اروپا و دیگر اقتصادهای بزرگ، در واکنش به بی‌ثباتی سیاست آمریکا، به‌تدریج در حال چرخش به سمت چین هستند، یا این نزدیکی تازه صرفاً یک مانور موقت در دوره‌ای پرتنش از نظم جهانی است؟ سؤالی که پاسخ آن می‌تواند مسیر نفوذ اقتصادی و سیاسی چین در غرب را برای سال‌های آینده تعیین کند.

ورود چین به اروپا؛ شریک باثبات در زمانه بی‌ثباتی

این چرخش به‌صورت نمادین و عملی، هم‌زمان در حال رخ دادن است. سفر Keir Starmer به پکن، نخستین سفر یک نخست‌وزیر بریتانیا به چین از سال ۲۰۱۸، در چنین فضایی معنا پیدا می‌کند؛ تلاشی برای ترمیم روابط تجاری‌ای که در سال‌های اخیر زیر فشار تنش‌های ژئوپلیتیک و هم‌سویی لندن با واشنگتن تضعیف شده بود. پیام این سفر روشن است: اروپا به‌دنبال باز کردن کانال‌هایی است که در دوران تنش بسته مانده بودند.

هم‌زمان، نشانه‌های اقتصادی این نزدیکی هم تقویت شده است. مازاد تجاری چین در سال ۲۰۲۵ به رکورد ۱.۲ تریلیون دلار رسیده، جریان ورود ارز خارجی به بالاترین سطح تاریخی صعود کرده و استفاده جهانی از یوآن گسترش یافته است. این ارقام فقط داده‌های آماری نیستند؛ بازتاب تغییری‌اند که در نقشه روابط تجاری جهان در حال شکل‌گیری است، تغییری که اروپا بخشی از آن شده است.

برای بسیاری از دولت‌ها و شرکت‌های اروپایی، چین امروز نه به‌عنوان جایگزین کامل آمریکا، بلکه به‌عنوان یک توازن‌بخش مطرح است. پکن خود را شریک «قابل پیش‌بینی‌تر» معرفی می‌کند؛ بازیگری که دست‌کم در حوزه تجارت، کمتر با شوک‌های ناگهانی سیاستی عمل می‌کند. همین تصویر است که باعث شده روابطی که تا چندی پیش سرد و محتاطانه بود، حالا دوباره روی میز مذاکره قرار گیرد.

در این مرحله، چین هنوز با پرچم نفوذ سیاسی وارد اروپا نشده است؛ ابزار اصلی آن اقتصاد است. قراردادها، سفرهای رسمی و پیام ثبات، آرام اما پیوسته جای خود را در محاسبات اروپایی‌ها باز می‌کند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که افزایش نفوذ، بدون تقابل مستقیم و با منطق بازار پیش می‌رود.

تحلیل راهبردی؛ چرخش آرام از آمریکا، نه الزاماً به‌سوی چین

داده‌های تجاری نشان می‌دهد این نزدیکی، حاصل یک تصمیم احساسی یا مقطعی نیست. در حالی که صادرات چین به آمریکا در سال گذشته حدود ۲۰ درصد کاهش یافته، ارسال کالا به اتحادیه اروپا، آفریقا، آمریکای لاتین و آسیای جنوب‌شرقی به‌طور معناداری افزایش پیدا کرده است. این جابه‌جایی جغرافیای تجارت، بازتاب راهبردی است که پکن آگاهانه دنبال می‌کند: کاهش وابستگی به بازار آمریکا و تقویت پیوند با اقتصادهایی که به‌دنبال متنوع‌سازی شرکای خود هستند.

در اروپا نیز منطق مشابهی در حال شکل‌گیری است. توافق تجاری اخیر میان European Union و هند، در کنار بازگشت تدریجی گفت‌وگوها با چین، نشان می‌دهد بروکسل به‌دنبال «کاهش ریسک» از تمرکز بیش‌ازحد بر آمریکا است، نه جایگزینی کامل آن. این همان فضایی است که چین تلاش می‌کند از آن بهره ببرد؛ فضایی که در آن «ثبات» به یک مزیت رقابتی تبدیل شده است.

هم‌زمان، بعد مالی این چرخش نیز پررنگ‌تر شده است. با تضعیف جذابیت دلار در نتیجه سیاست‌های متغیر واشنگتن، چین فشار خود را برای بین‌المللی‌سازی یوآن افزایش داده است. تسویه بخش قابل‌توجهی از مبادلات فرامرزی چین با یوآن، رشد وام‌دهی خارجی به این ارز و تلاش بانک‌های بزرگ جهانی برای تقویت نقدشوندگی یوآن در مراکز مالی اروپا، همگی نشانه‌هایی هستند از تغییری آرام اما ساختاری.

با این حال، این مسیر یک‌طرفه و بدون اصطکاک نیست. اروپا به‌خوبی می‌داند که وابستگی بیش‌ازحد به هر قدرتی، ریسک‌های خاص خود را دارد. آنچه امروز در حال وقوع است، نه «چرخش به چین»، بلکه فاصله‌گرفتن تدریجی از وضعیتی است که آمریکا تنها قطب قابل اتکا تلقی می‌شد. چین در این میان، بیش از آنکه مقصد نهایی باشد، به گزینه‌ای جدی در یک معادله چندقطبی تبدیل شده است.

نتیجه تحلیلی؛ نفوذ چین در اروپا، فرصت تاکتیکی یا وابستگی بلندمدت؟

افزایش وزن چین در محاسبات اقتصادی و سیاسی اروپا را نمی‌توان صرفاً به‌عنوان یک موفقیت دیپلماتیک برای پکن خواند. این روند بیش از آنکه از «اعتماد» به چین ناشی شود، محصول کاهش اطمینان به آمریکا است؛ تفاوتی ظریف اما تعیین‌کننده. همان‌طور که برخی تحلیلگران از جمله در Brookings Institution هشدار می‌دهند، فاصله گرفتن از واشنگتن لزوماً به معنای اعتماد راهبردی به پکن نیست.

چین در مقطع کنونی با چهره‌ای عمل‌گرا، کم‌تنش و اقتصادی ظاهر شده و از خلأ ناشی از سیاست‌های متغیر آمریکا بهره می‌برد. اما نگرانی‌ها درباره شیوه‌های تجاری چین، استفاده از اهرم‌های اقتصادی و اختلافات ساختاری، همچنان در پایتخت‌های اروپایی زنده است. به بیان دیگر، پکن شاید شریک «قابل پیش‌بینی‌تری» به نظر برسد، اما هنوز شریک «بی‌ریسک» نیست.

برای اروپا، آنچه در حال شکل‌گیری است یک انتخاب صفر و یکی نیست. قاره سبز در مسیر بازتعریف توازن روابط خود حرکت می‌کند؛ مسیری که در آن آمریکا دیگر تنها گزینه نیست، اما چین هم جایگزین کامل آن نخواهد شد. نتیجه این وضعیت، جهانی چندقطبی‌تر است که در آن نفوذ نه با اتحادهای صریح، بلکه با ثبات، قرارداد و جریان سرمایه سنجیده می‌شود.

اگر این روند ادامه پیدا کند، قدرت چین در اروپا نه از مسیر تقابل سیاسی، بلکه از دل تصمیم‌های اقتصادی روزمره عبور خواهد کرد؛ تصمیم‌هایی که شاید در کوتاه‌مدت تاکتیکی به نظر برسند، اما در بلندمدت می‌توانند نقشه نفوذ جهانی پکن را بازتر از همیشه ترسیم کنند.

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.