به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، در سیاست خارجی دونالد ترامپ، دیپلماسی اقتصادی اغلب به صحنهای برای نمایشهای پرسر و صدا تبدیل میشد. یکی از بارزترین نمونههای این رویکرد، ماجرای اکتبر ۲۰۲۳ در توکیو بود. تنها چند روز قبل از حضور ترامپ در ضیافتی با حضور سران شرکتهای بزرگ ژاپنی، مذاکراتی پنهانی و پرشتاب در هتلی لوکس در جریان بود که هدفش جمعآوری سریع «تعهدات سرمایهگذاری» کلان از ژاپن برای نمایشی رسانهای در کنار رئیسجمهور آمریکا بود. این واقعه نه تنها تلاشی برای جلوگیری از بازگشت تعرفههای تنبیهی بود، بلکه به تعبیر بسیاری، آغازی بر تحولی اساسی در اتحاد دیرپای دو کشور محسوب میشد. آنچه در ادامه میآید، روایتی است از پشت پرده این ماجرا، انگیزههای طرفین و پیامدهای آن.
1. سه روز تا ضیافت؛ مذاکرات پرشتاب پشت درهای بسته
- از هتل «اوکورا» تا سفارت آمریکا: کارزاری سریع برای جلب تعهد
سه روز قبل از ضیافت برنامهریزی شده ترامپ با مدیران عامل ژاپنی، وزیر بازرگانی آمریکا، هاوارد لاتنیک، در یک سالن کنفرانس خصوصی در هتل لوکس «اوکورا» در توکیو مستقر شد. ماموریت او روشن بود: جمعآوری سریع وعدههای سرمایهگذاری چندصد میلیارد دلاری از بزرگترین غولهای صنعتی ژاپن مانند سافتبنک، هیتاچی و پاناسونیک. این مذاکرات با سرعتی بیسابقه و در حالی انجام میشد که ژاپن خود را در آستانه کوتاهترین دوره انتخاباتی پس از جنگ میدید و میبایست تمام تلاش خود را میکرد تا این معاملههای بزرگ در گرداب سیاست داخلی گرفتار نشود.
2. محرک پنهان: ترس از شلاق تعرفهها
- ۵۵۰ میلیارد دلار در ازای ۱۰ درصد کاهش تعرفه؛ معاملهای تحت فشار
دلیل اصلی این عجله و تمایل ژاپن برای مشارکت در این نمایش چیست؟ پاسخ را باید در ترس از بازگشت تعرفههای ۲۵ درصدی ترامپ بر صادرات فولاد و آلومینیوم ژاپن جستجو کرد. پیش از این، واشنگتن در ازای وعده توکیو برای سرمایهگذاری ۵۵۰ میلیارد دلاری در اقتصاد آمریکا تا سال ۲۰۲۹، این تعرفهها را به ۱۵ درصد کاهش داده بود. نشست اکتبر، در واقع تلاشی بود برای دادن «مشروعیت آماری» و عینیت بخشیدن به این وعده کلان با ارائه فهرستی از تعهدات شرکتهای خاص. به بیان سادهتر، ژاپن داشت با «پول نقد» (وعده سرمایهگذاری فوری)، «چک» قبلی خود (تعهد ۵۵۰ میلیارد دلاری) را نقد میکرد تا خشم ترامپ را فروبنشاند.
3. کارگردانی یک نمایش؛ عکسهای یادگاری و اسناد از پیش امضا شده
- مراسم امضای تشریفاتی؛ وقتی معاملهگری به «پانتومیم» تبدیل میشود
سبک ترامپ در این واقعه به خوبی آشکار بود: دیپلماسی به مثابه یک شوی تلویزیونی. در شب ضیافت، لاتنیک نتایج تلاشهایش را ارائه کرد. مدیران عامل ژاپنی یکی پس از دیگری با اسنادی که از قبل امضا شده بود، به روی صحنه رفتند تا در کنار رئیسجمهور آمریکا عکس بگیرند. یک مدیر ارشد حاضر در جلسه این رویداد را «یک نوع اخاذی» نامید و یک دیپلمات از آن به عنوان «تاکتیکهای سطح خیابان» یاد کرد. با این حال، یک واقعیت ثابت وجود داشت: تأیید نهایی همه این وعدهها، در نهایت به قضاوت یک نفر بستگی داشت: دونالد ترامپ.
4. سردرگمی در عمل؛ وعدههای مبهم و مسیرهای مهآلود
- از «علاقهمندی» تا «تعهد»؛ ابهام در مسیر ۵۵۰ میلیارد دلار
اما این وعدههای نمایشی در عمل چگونه باید محقق میشدند؟ این بزرگترین نقطه ابهام بود. بسیاری از این تعهدات به عنوان اعلام «علاقه» برای بررسی پروژههای آتی معرفی شدند، نه قراردادهای قطعی. این کار به مدیران اجازه میداد بدون نیاز به تصویب فوری هیئت مدیره شرکت، عمل کنند. طرح کلی این بود که سرمایه از طریق بانکها و مؤسسات بیمه صادرات ژاپن، به شرکتهای واسطه (SPV) و سپس به پروژههای واقعی در آمریکا تزریق شود. اما سردرگمی در میان تمام طرفها – از مقامات ژاپنی و بانکداران تا دیپلماتهای آمریکایی – درباره جزئیات اجرایی بیداد میکرد. فشار ترامپ برای نشان دادن سریع «وفاداری» و تحقق وعدهها، بر این آشفتگی میافزود.
5. واکنش بازیگران؛ از همکاری تا اعتراض خاموش
- لبخندهای اجباری و خشم پشت صحنه؛ واکنش دوگانه مدیران ژاپنی
پشت صحنه این نمایش یکدست نبود. در حالی که ماسایوشی سون، بنیانگذار سافتبنک، به عنوان متحد کلیدی آمریکا عمل میکرد، دیگر مدیران احساسات متفاوتی داشتند. برخی از تأخیرهای طولانی و انتظار کشیدن عصبانی بودند. برخی گمان میبردند مدیرانی که وعدههای مالی بزرگتری دادهاند، در صف مقدم قرار گرفتهاند. و گروهی دیگر اساساً مطمئن نبودند دقیقاً چه چیزی را امضا کردهاند. با این وجود، نمایش باید ادامه مییافت و تمام این احساسات پشت لبخندهای مقابل دوربین پنهان میماند.
پایان نمایش یا آغاز تحولی جدید؟
ماجرای توکیو فراتر از یک مذاکره تجاری معمول بود. این رویداد نماد تغییر در منطق حاکم بر اتحاد دیرپای آمریکا و ژاپن بود. ژاپن، برای حفظ دسترسی به حیاتیترین بازار صادراتی و امنیت خود، ناچار شد به قواعد بازی ترامپ مبتنی بر نمایش، ارقام نجومی و اقدام فوری تن دهد. از سوی دیگر، واشنگتن از این فرآیند برای تحمیل درک جدیدی از «تعهد متقابل» استفاده کرد که نه بر ارزشهای مشترک، که بر جریان سریع سرمایه استوار بود.
اگرچه این مانور کوتاهمدتاً ژاپن را از تهدید تعرفهها نجات داد، اما پرسشهای بزرگی را درباره پایداری چنین مدلی برجای گذاشت. آیا وعدههای نمایشی به سرمایهگذاریهای واقعی تبدیل میشوند؟ و آیا این سبک از رابطه، اساس اعتماد دیرین در این اتحاد را در بلندمدت فرسوده نمیکند؟ پاسخ به این پرسشها نه در مراسم امضای پرزرق و برق، که در میدان عمل اقتصادی و تحولات سیاسی آتی دو کشور مشخص خواهد شد. این واقعه ثابت کرد که در دوران ترامپ، حتی قدیمیترین متحدان نیز باید برای «نشان دادن وفاداری» خود، بهای گزافی را در صحنهای نمایشی بپردازند.















نظرات کاربران