به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازارهای نوظهور همان اقتصادهایی هستند که هنوز به باشگاه کشورهای ثروتمند نرسیدهاند، اما دیگر هم «در حال توسعه خام» نیستند؛ کشورهایی مثل چین، هند، برزیل، مکزیک یا اندونزی که جمعیت زیاد، رشد اقتصادی بالاتر و نقش پررنگتری در تجارت جهانی دارند. این بازارها معمولاً جایی هستند که کارخانهها ساخته میشوند، مواد خام استخراج میشود، طبقه متوسط در حال شکلگیری است و سرمایهگذاران به امید رشد سریعتر از جهان ثروتمند به آنها نگاه میکنند.
سالها به سرمایهگذاران گفته میشد آینده اینجاست؛ جایی بیرون از آمریکا و اروپا. اما تجربه چیز دیگری بود. با وجود رشد بالاتر اقتصادها، سهام بازارهای نوظهور اغلب ناامیدکننده عمل کردند؛ پرنوسان، آسیبپذیر در برابر بحرانها و وابسته به دلار و سیاستهای پولی آمریکا. برای مدت طولانی، «بازار نوظهور» بیشتر یادآور ریسک بود تا بازده.
حالا اما این تصویر در حال تغییر است. در حالی که بسیاری از سرمایهگذاران از شلوغی و قیمتهای بالای بازار آمریکا خسته شدهاند، سهام و ارزهای بازارهای نوظهور دوباره جان گرفتهاند؛ رشدی سریعتر از بازارهای توسعهیافته، بازدهی بهتر در اوراق بدهی و ورود دوباره سرمایههایی که سالها کنار ایستاده بودند.
چالش اصلی درست همینجاست:
آیا این موج تازه، نشانه بلوغ واقعی بازارهای نوظهور است و بالاخره آنها را به جایگاهی که سالها وعده داده میشد میرساند؟
یا اینبار هم سرمایهگذاران فقط از آمریکا فاصله گرفتهاند و با اولین تغییر شرایط، این بازارها دوباره به حاشیه رانده خواهند شد؟
دلار عقب مینشیند، بازارهای نوظهور نفس میکشند
در قلب رالی تازه بازارهای نوظهور یک متغیر قدیمی ایستاده است: دلار. هر وقت دلار قوی میشود، سرمایه به آمریکا برمیگردد و بازارهای نوظهور زیر فشار میروند؛ و هر وقت دلار عقب مینشیند، این بازارها فرصت نفسکشیدن پیدا میکنند. امروز هم داستان از همین جنس است. تضعیف تدریجی دلار، هزینه بدهی کشورهایی را که هنوز وامهای دلاری دارند پایین آورده و مسیر تجارت کالاهایی را که به دلار قیمتگذاری میشوند هموارتر کرده است.
اما تفاوت این دوره با گذشته در همین «تدریجی» بودن است. دلار هنوز فرو نریخته و بحران مالی در کار نیست؛ فقط جذابیت انحصاری داراییهای آمریکایی کمی کمرنگ شده است. همین کافی بوده تا سرمایههایی که سالها در سهام و اوراق آمریکا متمرکز بودند، به دنبال تنوع بیشتر بروند. بازارهای نوظهور، با وزن بسیار پایین در پرتفوی بسیاری از صندوقها، اولین مقصد طبیعی این جابهجایی بودهاند.
نکته مهمتر این است که بازارهای نوظهور دیگر آن اقتصادهای شکننده قدیمی نیستند. بسیاری از آنها طی سالهای گذشته بدهی را به ارز داخلی منتقل کردهاند، ذخایر ارزی بالاتری دارند و بانکهای مرکزیشان سریعتر و مستقلتر واکنش نشان میدهند. به همین دلیل، ضعف دلار اینبار فقط یک موج سفتهبازی نیست؛ پشت آن نوعی تغییر ساختاری دیده میشود.
با این حال، سؤال اصلی همچنان باقی است: اگر دلار دوباره مسیرش را عوض کند، آیا این بازارها میتوانند روی پای خود بایستند، یا بار دیگر همهچیز به یک معامله کوتاهمدت «فروش آمریکا» خلاصه خواهد شد؟
جذابیت فراتر از «فروش آمریکا»
اگر رالی بازارهای نوظهور فقط به تضعیف دلار وابسته بود، خیلی زود فرسوده میشد. اما اینبار چند عامل همزمان کنار هم قرار گرفتهاند که داستان را عمیقتر میکند. نخست ارزندگی است. سهام بازارهای نوظهور شاید نسبت به گذشته خود ارزانِ مطلق نباشند، اما در مقایسه با بازار آمریکا هنوز فاصله معناداری دارند؛ تخفیفی که برای سرمایهگذارانی که از قیمتهای فشرده والاستریت نگراناند، جذاب است. مهمتر اینکه سود فناوری و هوش مصنوعی محدود به آمریکا نمانده و شرکتهایی در شرق آسیا هم از همان موج بهره میبرند، با برچسب قیمتی پایینتر.
دوم تابآوری است. تجربه شوک تورمی ۲۰۲۲ نشان داد بسیاری از اقتصادهای نوظهور دیگر منتظر تصمیمهای واشنگتن نمیمانند. بانکهای مرکزی آنها زودتر نرخها را بالا بردند و توانستند تورم را مهار کنند؛ رفتاری که تصویر قدیمی «اقتصادهای بیانضباط» را کمرنگ کرد. این تغییر، ریسک سرمایهگذاری را صفر نکرده، اما آن را قابلمدیریتتر کرده است.
سوم زمینه رشد جهانی است. پیشبینیها از جمله برآوردهای صندوق بینالمللی پول نشان میدهد رشد اقتصاد جهانی ادامهدار اما ملایم خواهد بود؛ شرایطی نهچندان داغ و نهچندان سرد که معمولاً به نفع داراییهای رشدمحور است. در چنین فضایی، بازارهای نوظهور با فاصله رشد بالاتر از اقتصادهای پیشرفته، دوباره همان مزیتی را عرضه میکنند که سالها دربارهاش صحبت میشد.
در کنار اینها، مسیر سیاست پولی هم بیتأثیر نیست. وقتی فدرال رزرو به سمت کاهش نرخها متمایل میشود، فشار از روی جریان سرمایه به بازارهای نوظهور برداشته میشود. این ترکیب از ارزندگی، تابآوری و رشد است که باعث شده رالی فعلی فقط یک واکنش کوتاهمدت به دلار ضعیف نباشد، بلکه شبیه شروع یک چرخه تازه به نظر برسد.
نتیجه تحلیلی؛ بازگشت بازارهای نوظهور، اما نه به سبک گذشته
رالی فعلی بازارهای نوظهور بیشتر از آنکه یک موج هیجانی باشد، نشانه تغییر تدریجی جایگاه آنها در سبد سرمایهگذاری جهانی است. این بازارها دیگر صرفاً گزینهای پرریسک برای جبران ضعف بازدهی بازارهای توسعهیافته نیستند؛ بلکه به داراییهایی تبدیل شدهاند که ترکیبی متعادلتر از رشد، قیمتگذاری قابلقبول و ثبات نسبی ارائه میدهند.
این به معنای پایان ریسک نیست. بازارهای نوظهور همچنان به سیاستهای جهانی، تنشهای ژئوپلیتیک و نوسانات ارزی حساساند و هر چرخش تند در دلار میتواند مسیر سرمایه را تغییر دهد. اما تفاوت این چرخه با گذشته در این است که بسیاری از این اقتصادها زیرساختهای مالی و نهادی قویتری ساختهاند و کمتر به یک شوک خارجی فرو میریزند.
نتیجه نهایی این است که ادامهدار بودن این صعود، کمتر به شعار «فروش آمریکا» وابسته است و بیشتر به این بستگی دارد که بازارهای نوظهور تا چه حد بتوانند تصویر تازهای که از خود ساختهاند را حفظ کنند؛ تصویری از اقتصادهایی که نهتنها سریعتر رشد میکنند، بلکه یاد گرفتهاند با نوسانها کنار بیایند. اگر این تصویر پابرجا بماند، رالی فعلی ممکن است تازه در ابتدای راه باشد.















نظرات کاربران