به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز در چشمانداز متغیر و گاه بیثبات بازارهای جهانی انرژی، جایی که بازیهای ژئوپلیتیکی شبیه به شطرنجی چندلایه با نیروهای بنیادین عرضه و تقاضا تلاقی میکنند، قرارداد آتی «گازوئیل کمگوگرد» در بورس بینالمللی انرژی، موسوم به London Gasoil، بهعنوان یکی از مهمترین شاخصهای مرجع دیزل در اروپا شناخته میشود. این قرارداد در واقع قطبنمای قیمتی برای پالایشگاهها، معاملهگران، شرکتهای حملونقل جادهای، صنایع سنگین و حتی سیستمهای گرمایشی قاره سبز است. تا تاریخ ۱۸ فوریه ۲۰۲۶، این قرارداد در محدوده حدود ۶۷۷.۵۰ دلار به ازای هر تن متریک معامله میشود؛ رقمی که نسبت به روز قبل ۰.۴۱ درصد رشد نشان میدهد، اما همچنان پایینتر از اوجهای اخیر خود قرار دارد. این عقبنشینی نسبی در بستر رکود فصلی تقاضا و تلاطمهای گستردهتر بازار نفت معنا پیدا میکند.
اگر بخواهیم تصویری ملموس ارائه دهیم، London Gasoil را میتوان به ضربان قلب ناوگان کامیونهای اروپا، موتورهای صنعتی، ژنراتورها و سیستمهای گرمایشی تشبیه کرد؛ ضربانی که تحت تأثیر سرمای ناگهانی قطبی، تعمیرات اساسی پالایشگاهها، تغییرات سیاستهای انرژی اتحادیه اروپا و حتی تحولات تجاری میان قدرتهای اقتصادی دچار نوسان میشود. در روزهای اخیر، بازار شاهد نوسانات قابل توجهی بوده است؛ بهطوری که قیمت در ۱۷ فوریه تا ۶۷۲.۲۵ دلار افت کرد و سپس با یک بازگشت محدود مواجه شد. این رفتار قیمتی نشاندهنده بازاری است که میان جهشهای تقاضای زمستانی و نگرانی از مازاد عرضه احتمالی در حال دستوپنجه نرم کردن است.
برای درک بهتر مسیر پیشرو، لازم است هم بنیانهای فاندامنتال و هم ساختار تکنیکال بازار را بهصورت همزمان بررسی کنیم؛ ترکیبی از دادههای سخت و روایتهای پویا که میتواند نقشه راهی کاربردی و در عین حال جذاب برای تحلیلگران و معاملهگران ترسیم کند.
نیروهای بنیادین: کشاکش سرنوشت دیزل
داستان گازوئیل در سال ۲۰۲۶ داستانی چندوجهی است؛ از یک سو سلطه تاریخی سوختهای فسیلی همچنان پابرجاست و از سوی دیگر، موج گذار سبز، سیاستهای اقلیمی، تحریمها و ظرفیتهای عظیم پالایشی جدید، ساختار بازار را بازتعریف میکنند. برآوردها نشان میدهد تقاضای جهانی نفت در سال جاری حدود ۸۵۰ هزار بشکه در روز رشد خواهد کرد؛ افزایشی نسبت به ۷۷۰ هزار بشکه در روز سال ۲۰۲۵ که عمدتاً از سوی اقتصادهای غیرعضو OECD در آسیا و خاورمیانه هدایت میشود. با این حال، در بخش گازوئیل تصویر کمی پیچیدهتر است؛ نوعی خوشبینی محتاطانه که با موانع ساختاری همراه شده است.
پویایی تقاضا: زمستان سرد و گذار سبز
در ابتدای سال ۲۰۲۶، تقاضای دیزل در اروپا وارد فاز رکود فصلی خود شده است. قیمت قراردادهای ژانویه حتی تا ۶۰۱ دلار در هر تن سقوط کرد که پایینترین سطح از مه ۲۰۲۵ به شمار میرفت. نیاز گرمایشی کمتر از انتظار و ساختار بازار با «بکواردیشن» محدود – تنها ۵۰ سنت اختلاف بین سررسید نقدی و ماههای آتی – نشاندهنده کاهش فشار تقاضای فوری بود. با این حال، وقوع موجهای سرمای شدید مانند طوفان «Fern» در اواخر ژانویه، باعث افزایش مصرف زغالسنگ در تولید برق شد و بهطور غیرمستقیم فشار بر بازار گاز طبیعی را کاهش داد؛ عاملی که در نهایت حمایت محدودی از بازار گازوئیل به عمل آورد.
در افق میانمدت، اما یک تهدید ساختاری جدی در حال شکلگیری است: برقیسازی ناوگان حملونقل سنگین و گسترش کامیونهای LNG. برآورد میشود که تنها در اروپا، رشد فروش کامیونهای برقی به حدود ۲۰۰ هزار دستگاه برسد و در مجموع بتواند تا ۴۸۰ هزار بشکه در روز از مصرف سوختهای فسیلی بکاهد. سهم مستقیم کاهش در تقاضای گازوئیل میتواند بیش از ۶۰ هزار بشکه در روز، معادل ۱.۴ درصد مصرف این منطقه باشد. در مقابل، تنها فرآوردهای که در بخش حملونقل رشد معنادار نشان میدهد، سوخت جت یا کروزن است که با افزایش ۳۴ هزار بشکه در روز، از احیای سفرهای هوایی پس از همهگیری منتفع شده است.
جهشهای عرضه: پالایشگاهها، تحریمها و بازیگران جدید
در سمت عرضه، ژانویه با کاهش ۱.۲ میلیون بشکه در روزی در تولید جهانی نفت همراه بود و سطح عرضه را به ۱۰۶.۶ میلیون بشکه در روز رساند. شرایط نامساعد جوی در آمریکای شمالی و اختلالات تولید در قزاقستان، روسیه و ونزوئلا از عوامل اصلی این افت بودند. با این حال، پیشبینی میشود در سال ۲۰۲۶ عرضه جهانی با رشد ۲.۴ میلیون بشکه در روز به ۱۰۸.۶ میلیون بشکه در روز برسد؛ رشدی که بهطور مساوی میان اعضای اوپکپلاس و تولیدکنندگان غیراوپک تقسیم خواهد شد.
یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر بازار گازوئیل، پالایشگاه عظیم «دانگوته» در نیجریه است؛ پروژهای که در صورت فعالیت کامل میتواند تا ۱۵۰ هزار بشکه در روز گازوئیل به بازار عرضه کند. ورود این حجم از فرآورده به حوزه آتلانتیک، احتمال ایجاد فشار نزولی بر قیمتها را افزایش میدهد، بهویژه اگر همزمان با کاهش تقاضای فصلی باشد. از سوی دیگر، تحریمهای اتحادیه اروپا علیه دیزل روسیه، واردکنندگان شمالغرب اروپا را مجبور میکند برای تأمین گازوئیل کمگوگرد قابل رهگیری و مطابق با استانداردها، حقالزحمه بیشتری بپردازند. این موضوع در دورههایی که پالایشگاههای ساحل خلیج آمریکا در حال تعمیرات اساسی هستند، میتواند به تشدید کمبود عرضه منجر شود.
جریانهای تجاری نیز در حال بازآرایی هستند؛ صادرات نفت خام روسیه به هند به ۱.۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافته که پایینترین سطح از نوامبر ۲۰۲۲ است، در حالی که چین واردات خود را به رکوردهای جدید رسانده است. موجودی انبارهای ARA (آمستردام-روتردام-آنتورپ) نیز تا پایان ۲۰۲۵ به پایینترین سطح در ۴.۵ ماه گذشته رسیده که نشانهای از تنگنای بالقوه در بازار فرآوردههای میانی است.
پیچشهای کلان و ژئوپلیتیک
در سطح کلان، تمایل سرمایهگذاران نهادی به داراییهای کالایی افزایش یافته و صندوقهای پوشش ریسک موقعیتهای خرید خود در نفت خام را به بالاترین سطح هشتماهه رساندهاند. حجم معاملات روزانه ICE Gasoil نیز نسبت به سال قبل ۲ درصد رشد داشته و رکوردهای جدیدی در بهره باز ثبت شده است. احیای تولید ونزوئلا پس از تسهیلهای صادراتی آمریکا میتواند ریسک صعودی ایجاد کند، در حالی که سیاستهای تعرفهای ایالات متحده و توافقهای تجاری با بریتانیا و چین ممکن است از مسیرهای غیرمستقیم بر تقاضای سوخت اثر بگذارند. اوپکپلاس فعلاً به محدودیتهای تولید پایبند است، اما هرگونه تغییر در این سیاست میتواند سقفی برای رشد قیمتها ایجاد کند.
در مجموع، بنیانهای کوتاهمدت بازار گرایش ملایمی به نزول دارند، عمدتاً به دلیل رکود فصلی و احتمال مازاد عرضه؛ اما تنگناهای ساختاری ناشی از تحریمها و پویاییهای پالایشی میتوانند در مقاطع خاص، جرقه رالیهای قیمتی را بزنند. این بازار بیشتر به یک بازی پوکر پرریسک شباهت دارد؛ جایی که کارتهای مازاد عرضه در دست پالایشگاههای جدید است، اما آبوهوای زمستانی و گذار انرژی میتوانند معادله را در لحظه تغییر دهند.
قلمرو تکنیکال: وقتی نمودارها زمزمه میکنند
پس از کفهای قیمتی ژانویه، بازار London Gasoil وارد فاز تثبیت (Consolidation) شده است؛ مرحلهای که نه از شتاب صعودی قدرتمند خبری هست و نه از ریزش سنگین، بلکه قیمت در یک دامنه نسبتاً فشرده نوسان میکند و انرژی لازم برای حرکت بعدی را انباشت میکند. این وضعیت را میتوان به فنری فشرده تشبیه کرد که هنوز جهت نهایی جهش آن مشخص نیست، اما نشانههایی از شکلگیری مومنتوم در زیر سطح بازار دیده میشود.
در تایمفریم روزانه، جمعبندی اندیکاتورها گرایش ملایمی به خرید را نشان میدهد. شاخص قدرت نسبی (RSI 14) در محدوده 52 قرار دارد؛ سطحی خنثی که نه اشباع خرید را تأیید میکند و نه اشباع فروش را. این عدد بیانگر بازاری متعادل است که هنوز فضای مانور در هر دو جهت را حفظ کرده است. اندیکاتور Stochastic در حوالی 67 سیگنال خرید صادر کرده و نشان میدهد فشار تقاضای کوتاهمدت در حال افزایش است. از سوی دیگر، مکدی (MACD) با کراس مثبت و مقدار حدود 0.18، نشانهای از تقویت مومنتوم صعودی ارائه میدهد. شاخص ADX نیز با عددی بالای 40، حاکی از وجود روندی نسبتاً قدرتمند است، هرچند جهت آن هنوز نیازمند تأیید شکست سطوح کلیدی است.
در مقابل، اندیکاتور نرخ تغییر (ROC) سیگنال فروش میدهد و هشدار میدهد که بازار ممکن است پیش از هر حرکت معنادار، یک اصلاح کوتاهمدت را تجربه کند. نوسانگر نهایی (Ultimate Oscillator) نیز در محدوده زیر 50 قرار دارد که کمی به سمت فشار فروش متمایل است. این تضاد در سیگنالها بیانگر همان واقعیت کلیدی است: بازار در فاز گذار قرار دارد و معاملهگران در حال ارزیابی مجدد موقعیتهای خود هستند.
میانگینهای متحرک و سطوح کلیدی: میدان نبرد گاوها و خرسها
میانگینهای متحرک تصویر جالبی ترسیم میکنند. در بازههای کوتاهتر (MA5 تا MA50)، قیمت بالاتر از میانگینها قرار دارد و سیگنال خرید غالب است؛ محدوده 674 تا 676 دلار بهعنوان منطقه حمایتی پویا عمل میکند. این بدان معناست که در کوتاهمدت، خریداران کنترل نسبی بازار را در اختیار دارند.
اما در افق بلندتر، میانگینهای MA100 و MA200 که در محدوده 677 تا 684 دلار قرار گرفتهاند، مانند سقفی تکنیکال عمل میکنند. این ناحیه همان جایی است که عرضه فعال میشود و فشار فروش افزایش مییابد. تا زمانی که قیمت نتواند با حجم قابل توجه و تثبیت روزانه از این محدوده عبور کند، نمیتوان از آغاز یک روند صعودی پایدار سخن گفت.
سطوح حمایت و مقاومت کوتاهمدت بهصورت زیر قابل تعریفاند:
حمایتها در 673.67، 674.46 و 675.42 دلار قرار دارند. شکست قاطع این نواحی میتواند مسیر را به سمت 666 دلار (کف اخیر) و حتی 601 دلار (کف ژانویه) باز کند. در سناریوی نزولی، این سطوح نقش ماشه فعالکننده فروشهای حدضرر را ایفا میکنند.
در سوی مقابل، مقاومتها در 677.17، 677.96 و 678.92 دلار قرار گرفتهاند. عبور پایدار از 678 دلار میتواند راه را به سوی 684 دلار (همتراز با MA200) هموار کند و در صورت تداوم شتاب، هدف بعدی حوالی 694 دلار – سقف فوریه – خواهد بود. نقطه پیوت کلاسیک در 676.21 دلار قرار دارد؛ سطحی که میتوان آن را خط تماس نیروهای عرضه و تقاضا دانست.
رفتار تاریخی اخیر نیز نشاندهنده نوسانپذیری بالاست؛ افت 3.69 درصدی در 13 فوریه یادآور این واقعیت است که بازار فرآوردههای نفتی میتواند در بازههای کوتاه با شتاب تغییر جهت دهد، بهویژه زمانی که دادههای ذخایر یا اخبار ژئوپلیتیک منتشر میشود.
چشمانداز پیشرو: جاده دیزل به کدام سمت میرود؟
کوتاهمدت (۱ تا ۴ هفته)
در افق کوتاهمدت، سناریوی غالب خنثی متمایل به صعود است. انتظار میرود قیمت در دامنه 670 تا 680 دلار نوسان کند، مگر آنکه یک شوک خبری – مانند تشدید تحریمها یا گزارش غیرمنتظره موجودیها – بازار را از این محدوده خارج کند. حجم معاملات پس از تعطیلات فصلی معمولاً کاهش مییابد و همین امر میتواند نوسانات مقطعی اما کمعمق ایجاد کند. اگر پریمیوم ناشی از تحریمها تشدید شود، امکان صعود به محدوده 690 دلار وجود دارد، اما ضعف تقاضای فصلی فعلاً سقف 678 دلار را بهعنوان مقاومت عملیاتی حفظ کرده است.
میانمدت (۱ تا ۳ ماه)
در بازه میانمدت، ریسک نزولی کمی پررنگتر است. افزایش ظرفیت پالایشگاهی، بهویژه از سوی دانگوته، در کنار رشد تدریجی نفوذ خودروهای برقی سنگین، میتواند فشار عرضه ایجاد کند. در این سناریو، محدوده 650 تا 660 دلار بهعنوان منطقه تعادلی جدید محتمل است. البته این پیشبینی مشروط به تداوم شرایط عادی آبوهوایی و عدم اختلال در جریان صادرات روسیه است؛ هرگونه اختلال میتواند معادله را تغییر دهد.
بلندمدت (۶ تا ۱۲ ماه)
در افق بلندمدت، تصویر متوازنتر است. رشد عرضه جهانی با تقاضای نسبتاً پایدار مواجه میشود و نقش اوپکپلاس در مدیریت تولید اهمیت حیاتی خواهد داشت. اگر بازار با مازاد قابل توجه مواجه شود، سطوح نزدیک به 600 دلار دوباره در دسترس قرار میگیرند. اما اگر گذار انرژی با سرعتی کمتر از انتظار پیش برود یا اختلالات ژئوپلیتیکی تشدید شود، عبور از 700 دلار نیز سناریویی دور از ذهن نخواهد بود.
جمعبندی راهبردی
بازار ICE Gasoil در نقطهای حساس ایستاده است؛ جایی میان رکود فصلی تقاضا و تهدید مازاد عرضه از یک سو، و تنگناهای ساختاری و ریسکهای ژئوپلیتیکی از سوی دیگر. برای معاملهگر چابک، این محیط سرشار از فرصت است؛ از پوشش ریسک از طریق قراردادهای آتی گرفته تا معاملات اسپرد تقویمی و بهرهگیری از مومنتومهای کوتاهمدت. با این حال، مدیریت ریسک باید در مرکز هر استراتژی قرار گیرد، زیرا بازار فرآوردههای نفتی میتواند همانند یک نفتکش در میان طوفان، بهسرعت تغییر مسیر دهد.
در نهایت، آنچه اهمیت دارد درک همزمان دادههای بنیادین، ساختار تکنیکال و جریان سرمایه است. London Gasoil صرفاً یک عدد روی تابلو نیست؛ بلکه بازتابی از نبض صنعت، سیاست و اقتصاد جهانی است.















نظرات کاربران