با رسیدن تقویم به ۲۱ فوریه ۲۰۲۶، بازار نیکل در London Metal Exchange روایتی بازگشتی و پرتنش را رقم زده است؛ روایتی که در آن سیاستگذاری معدنی، رقابت ژئوپلیتیک و عطش فناوریهای سبز در هم تنیده شدهاند.
به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز با رسیدن تقویم به ۲۱ فوریه ۲۰۲۶، بازار نیکل در London Metal Exchange روایتی بازگشتی و پرتنش را رقم زده است؛ روایتی که در آن سیاستگذاری معدنی، رقابت ژئوپلیتیک و عطش فناوریهای سبز در هم تنیده شدهاند. قرارداد سهماهه نیکل در ۲۰ فوریه روی قیمت ۱۷,۳۵۰ دلار به ازای هر تن بسته شد؛ رشدی روزانه معادل ۰.۳۶ درصد که در نگاه اول ملایم به نظر میرسد، اما در بطن خود بخشی از موجی بزرگتر است که در برخی ردیابها به جهشهای روزانه بیش از ۳ درصد نیز اشاره شده و قیمت را تا حوالی ۱۷,۴۳۵ دلار بالا کشیده است. زمزمهها درباره کاهش سهمیههای تولید اندونزی به این حرکت شتاب داده و نیکل را دوباره به کانون توجه بازار فلزات پایه بازگردانده است.
این فقط نوسان چند صد دلاری روی تابلو معاملات نیست؛ بلکه داستان تقابل محدودیتهای عرضه در اندونزی با نیاز فزاینده صنایع باتری خودروهای برقی، فولاد ضدزنگ و حتی مراکز داده مبتنی بر هوش مصنوعی است. نیکل امروز بهنوعی نماینده ریسکپذیری بزرگ گذار انرژی شده است؛ فلزی که از یک سو با مازاد ساختاری دستوپنجه نرم میکند و از سوی دیگر، با کوچکترین نشانه از محدودیت عرضه، جهشهای تند را تجربه میکند. طی سه ماه گذشته قیمتها بیش از ۲۰ درصد رشد کردهاند، اما هنوز با قلههای تاریخی فاصله دارند. نیکل همچون «کارت وحشی» در دسته فلزات پایه ظاهر شده است؛ نه کاملاً کمیاب، نه کاملاً فراوان، بلکه معلق میان این دو قطب.
در این تحلیل جامع، بنیانهای بنیادی این حرکت صعودی، نشانههای تکنیکال، تازهترین تحولات خبری و سناریوهای پیشرو را با نگاهی حرفهای اما روایتی پویا بررسی میکنیم؛ گویی در ردیف اول یک تریلر کالایی نشستهایم.
تحلیل بنیادی: سهمیههای اندونزی و تنگنای سیاستمحور عرضه
بنیادهای بازار نیکل در سال ۲۰۲۶ دوگانه و پیچیدهاند. در کوتاهمدت، کاهش سهمیههای تولید اندونزی نوعی تنگنای مصنوعی اما مؤثر ایجاد کرده است، در حالی که در سطح جهانی همچنان مازاد عرضه بالقوهای وجود دارد که میتواند هیجان بازار را مهار کند. تقاضای جهانی نیکل پیشبینی میشود بین ۳.۵ تا ۴ درصد رشد کند؛ رشدی که عمدتاً از سوی صنعت فولاد ضدزنگ، با سهمی حدود ۷۰ درصد از مصرف جهانی، و بخش باتریهای با خلوص بالا برای خودروهای برقی و ذخیرهسازی انرژی هدایت میشود.
اما بازیگران تازهای نیز وارد صحنه شدهاند. مراکز داده مبتنی بر هوش مصنوعی و زیرساختهای برقرسانی هوشمند، به دلیل نیاز به فلزات با هدایت الکتریکی بالا، توجه صندوقهای کالایی را به نیکل جلب کردهاند. این موضوع، نیکل را از یک فلز صنعتی سنتی به داراییای با روایت «آیندهمحور» تبدیل کرده است. چین همچنان موتور اصلی تقاضاست، اما بهبود تدریجی اقتصاد آمریکا و اروپا، بهویژه در سایه برنامههای زیرساختی و صنعتیسازی مجدد، به بازار ثبات بیشتری میدهد.
در سمت عرضه، نگاهها به اندونزی دوخته شده است؛ کشوری که اکنون نقش تعیینکنندهای در بازار جهانی نیکل دارد. سهمیه تولید سنگ نیکل این کشور برای سال ۲۰۲۶ به حدود ۲۵۰ تا ۲۷۰ میلیون تن کاهش یافته؛ رقمی که بیش از ۱۰۰ میلیون تن کمتر از تولید ۳۷۹ میلیون تنی سال ۲۰۲۵ است. این تصمیم که با هدف مهار مازاد عرضه و اعمال انضباط در بازار اتخاذ شده، شوک مهمی به معاملهگران وارد کرده است. کاهش تولید در مناطق کلیدی مانند ودا بِی امید به مذاکره برای افزایش سهمیهها را کمرنگ کرده و برخورد با استخراج غیرقانونی فشار مضاعفی بر عرضه وارد آورده است.
این در حالی است که رشد شدید تولید در سال ۲۰۲۵ بازار را اشباع کرده و موجودیهای انبار LME را تا نوامبر به بیش از ۲۵۴ هزار تن رسانده بود؛ رقمی که در ابتدای سال حدود ۱۶۴ هزار تن بود. همین افزایش موجودیها باعث شد بسیاری از تحلیلگران از مازاد ساختاری سخن بگویند. برآوردها نشان میدهد در سال ۲۰۲۶ نیز مازاد حدود ۲۶۱ هزار تنی محتمل است؛ مگر آنکه کاهشهای عمیقتری در عرضه رخ دهد.
لایه ژئوپلیتیک این داستان نیز کماهمیت نیست. ایالات متحده با برنامهای موسوم به «Project Vault» و تخصیص ۱۲ میلیارد دلار برای ذخیرهسازی مواد معدنی حیاتی، در تلاش است وابستگی به چین را کاهش دهد و کف تقاضایی تازهای ایجاد کند. همزمان، تحریمهای اتحادیه اروپا علیه فلزات روسیه جریان تجارت را دچار تکهتکه شدن کرده است. تضعیف نسبی دلار آمریکا و پایین بودن قیمت نفت WTI در محدوده ۶۰ دلاری نیز به حاشیه سود تولیدکنندگان کمک میکند.
با این حال، ریسکها همچنان پابرجاست. هرگونه کندی رشد در اقتصاد آمریکا یا چین، یا اجرای ناقص سهمیههای اندونزی، میتواند این رالی را معکوس کند. برخی تحلیلگران از جمله بانک سرمایهگذاری Citi و پلتفرم تحلیلی Crux Investor چشمانداز صعودیتری ارائه داده و حتی سناریوهای جهش به ۲۰ تا ۲۲ هزار دلار را در صورت پایبندی کامل اندونزی محتمل میدانند. در مقابل، مفهوم «مازاد ساختاری» همچنان مانند سایهای بر بازار سنگینی میکند.
به تعبیر یکی از استراتژیستها، نیکل امروز در نقطه تلاقی «مازاد ساختاری» و «کمبود سیاستمحور» ایستاده است؛ ترکیبی که ذاتاً بیثبات و مستعد نوسان است.

تحلیل تکنیکال: شکستهای صعودی با هشدار اصلاح
از منظر تکنیکال، نیکل در بورس فلزات لندن تصویری از بازگشت قدرتمند اما نه بیوقفه را نشان میدهد؛ شبیه دوندهای که پس از سبقت گرفتن از رقبا، برای لحظهای نفس تازه میکند. قیمتها از کفهای میانه دسامبر ۲۰۲۵ در حوالی ۱۴,۲۳۵ دلار جهش کردند و در ژانویه تا نزدیکی ۱۸,۷۸۵ دلار پیش رفتند، پیش از آنکه وارد فاز تعدیل شوند. عبور قیمت از میانگین متحرک ۲۰۰ روزه در محدوده حدود ۱۵,۶۱۵ دلار سیگنال مهمی از تغییر ساختار روند صادر کرد و نشان داد که بازار از فاز رکودی فاصله گرفته است. اکنون میانگینهای کوتاهمدت و میانمدت در وضعیت حمایتی قرار دارند و محدوده ۱۶,۵۰۰ تا ۱۶,۷۰۰ دلار بهعنوان لایه دفاعی خریداران عمل میکند.
اندیکاتورها نیز عمدتاً به نفع سناریوی صعودیاند، هرچند نشانههایی از اشباع نسبی دیده میشود. شاخص قدرت نسبی (RSI) در بازه ۵۵ تا ۶۰ نوسان دارد؛ نه بیشخرید کلاسیک، اما در محدودهای که فضای رشد را محدودتر میکند. MACD در وضعیت تقاطع صعودی تثبیت شده و استوکاستیک از ناحیه اشباع فروش فاصله گرفته است. دادههای Investing.com مجموعه سیگنال «خرید قوی» را نشان میدهند، با این حال قیمتها پس از رالی ژانویه در بازه ۱۶,۹۰۰ تا ۱۷,۹۰۰ دلار وارد حرکت جانبی شدهاند. این فاز تراکمی میتواند پیشدرآمد شکست تازهای باشد، اما در عین حال بستر مناسبی برای شناسایی سود نیز فراهم میکند.
در سناریوی صعودی، تثبیت بالای ۱۷,۲۰۰ دلار میتواند مسیر حرکت به سوی ۱۸,۰۰۰ دلار را هموار کند و در صورت تأیید پایبندی اندونزی به سهمیههای جدید، حتی حمله به سطح روانی ۲۰,۰۰۰ دلار دور از ذهن نخواهد بود. در سناریوی نزولی، شکست محدوده ۱۶,۹۰۰ دلار احتمال اصلاح به ۱۶,۵۰۰ و سپس ۱۵,۰۰۰ دلار را افزایش میدهد. افزایش تدریجی بهره باز (Open Interest) و نوسان پایین نشان میدهد ورود سرمایههای صندوقی در جریان است، اما همین تمرکز موقعیتهای خرید میتواند در صورت شوک منفی، فشار فروش شدیدی ایجاد کند. خاطره بحران ۲۰۲۲ در LME همچنان در ذهن معاملهگران زنده است و بازار میداند که نیکل میتواند بیرحمانه نوسان کند.
تازهترین تحولات: سهمیهها، ذخایر راهبردی و تغییر آرایش انبارها
اخبار فوریه حول محور شوکهای عرضه و ذخیرهسازی راهبردی میچرخد. در ۲۰ فوریه، قیمت نیکل با رشد ۰.۳۶ درصدی به ۱۷,۳۵۰ دلار رسید؛ رشدی که نسبت به برخی فلزات دیگر مانند قلع کمتر بود، اما در فضای معاملاتی آرام پس از سال نو قمری، حفظ سطوح بالا اهمیت داشت. تأیید کاهش سهمیه تولید اندونزی به حدود ۲۵۰ تا ۲۶۰ میلیون تن – طبق اعلام انجمنهای صنعتی این کشور – جرقه اصلی رالی اخیر بود و امید به افزایش تولید از طریق مذاکره را تقریباً از بین برد.
در ایالات متحده، برنامه ۱۲ میلیارد دلاری ذخیره مواد معدنی حیاتی توجه بازار را جلب کرده است؛ اقدامی که هدف آن کاهش وابستگی به زنجیره تأمین چین و ایجاد سپر استراتژیک برای صنایع فناوری و دفاعی است. همزمان، بحث شکلگیری باشگاه تجاری مواد معدنی حیاتی با مشارکت دهها کشور مطرح شده که میتواند جریان تجارت را بازآرایی کند. در اروپا نیز تداوم تحریمهای مرتبط با فلزات روسیه باعث شده برخی گواهیهای انبار (warrants) در LME تعلیق شوند و ساختار عرضه منطقهای پیچیدهتر شود.
بازار همچنین شاهد خروج برخی انبارها از فهرست LME، از جمله در آنتورپ، بوده است که به بازتوزیع جغرافیایی ذخایر انجامیده است. اوایل فوریه، فشار فروش صندوقها باعث سقوطی نزدیک به ۷ درصد و افت قیمت به زیر ۱۷,۰۰۰ دلار شد، اما دادههای منتشرشده توسط مؤسساتی مانند Sucden Financial و گزارشهای بازار آسیایی نشان داد که خریداران به سرعت بازگشتهاند. همچنین Fastmarkets اشاره کرده بود که قیمتها در اواخر دسامبر حوالی ۱۶,۵۰۰ دلار تثبیت شده بودند؛ سطحی که اکنون به سکوی پرتاب رالی جدید تبدیل شده است.
در مجموع، فضای خبری نشان میدهد بازار بیش از هر چیز به «انضباط عرضه» واکنش نشان میدهد و هر نشانهای از اجرای سختگیرانه سهمیهها میتواند نوسانات تازهای ایجاد کند.
چشمانداز: ظرفیت صعود با دستاندازهای مازاد
در افق کوتاهمدت یک تا سهماهه، مومنتوم صعودی همچنان دست بالا را دارد. اگر اندونزی سهمیههای جدید را بهطور کامل اجرا کند و برنامههای ذخیرهسازی استراتژیک آمریکا تقاضای اضافی خلق کند، حرکت به سوی ۱۸,۰۰۰ تا ۲۰,۰۰۰ دلار محتمل است. دادههای اقتصادی آمریکا، تصمیمات بانکهای مرکزی و گزارشهای رسمی از تولید معادن اندونزی محرکهای اصلی نوسان خواهند بود. در این بازه، بازار مستعد جهشهای ناگهانی است؛ بهویژه اگر صندوقهای کالایی بر روایت «گذار انرژی» تمرکز بیشتری کنند.
اما در افق میانمدت تا پایان ۲۰۲۶، تصویر پیچیدهتر میشود. برخی پیشبینیها میانگین قیمتی حدود ۱۷,۰۰۰ تا ۱۸,۳۰۰ دلار را برای سال محتمل میدانند، مشروط بر آنکه مازاد عرضه تشدید نشود. در صورت بازگشت کامل ظرفیتها یا کاهش تقاضا، قیمتها ممکن است دوباره به حوالی ۱۶,۰۰۰ دلار محدود شوند. بانکهایی مانند Deutsche Bank سناریوی سقفهای محدود و رشد کنترلشده را مطرح کردهاند، در حالی که سناریوی صعودی به تداوم تقاضای سبز و اختلالات عرضه وابسته است.
در جمعبندی، سال ۲۰۲۶ برای نیکل فصلی سرنوشتساز است؛ جایی که سیاست میتواند بر مازاد غلبه کند و روایت گذار انرژی به موتور قیمتها بدل شود. سرنوشت این فلز به میزان پایبندی جاکارتا به انضباط تولید و به شتاب پروژههای سبز جهانی گره خورده است. برای سرمایهگذاران، این بازاری است که انعطافپذیری و مدیریت ریسک را طلب میکند؛ و برای جهان صنعتی، یادآور آن است که در قلب انقلاب انرژی پاک، فلزی ایستاده که به همان اندازه که حیاتی است، بیثبات نیز هست.
نظرات کاربران