به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، در حالی که تنگه هرمز همچنان مسدود است و جنگ ایران و آمریکا وارد سومین هفته خود میشود، بازار طلا گرفتار دو نیروی متضاد شده است. از یک سو، افزایش قیمت نفت و گاز به دلیل اختلال در عرضه انرژی، نگرانیهای تورمی را در سراسر جهان زنده کرده است. تورم بالا به طور سنتی به نفع طلاست، اما این بار داستان متفاوت است. کارشناسان استراتژیست بانک آیانجی (ING) در یادداشت تحلیلی خود به این تناقض پرداختهاند: افزایش قیمت انرژی، تورم را بازمیگرداند، اما در کوتاهمدت به عنوان یک «باد مخالف» برای طلا عمل میکند. این مقاله به بررسی دلایل این پارادوکس، نقش فدرال رزرو و سیگنالهای آن، و چشمانداز کوتاهمدت طلا در سایه تنشهای خاورمیانه میپردازد.
افزایش قیمت انرژی و بازگشت نگرانی تورمی
وارن پترسون و اوا مانتی، تحلیلگران ارشد ING، در تازهترین گزارش خود تأکید کردهاند که افزایش قیمت نفت و گاز، بار دیگر نگرانیهای تورمی را به کانون توجه بازارها بازگردانده است. از آنجا که حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت از طریق تنگه هرمز منتقل میشود و این مسیر هماکنون مسدود است، قیمت حاملهای انرژی در سطح بالایی تثبیت شده است. این موضوع انتظارات تورمی را در میان سرمایهگذاران و مصرفکنندگان تقویت میکند. با این حال، برخلاف باور عمومی که تورم به نفع طلاست، این بار افزایش تورم ناشی از شوک نفتی، در کوتاهمدت به یک مانع برای رشد قیمت طلا تبدیل شده است. دلیل آن نیز روشن است: تورم بالاتر، بانکهای مرکزی از جمله فدرال رزرو آمریکا را وادار میکند که سیاست انقباضی tighter پولی را در پیش بگیرند یا حداقل نشانههایی از آن را مخابره کنند. افزایش نرخ بهره واقعی، هزینه نگهداری طلا (که سود ثابتی ندارد) را افزایش میدهد و سرمایهها را به سمت داراییهای درآمدزا مانند اوراق قرضه سوق میدهد.
جایگاه فعلی طلا؛ فاصله ۸ درصدی تا سطح پیش از جنگ
یکی از نکات کلیدی در تحلیل ING، مقایسه قیمت طلا در شرایط فعلی با دوره پیش از شروع جنگ ایران است. به گفته این تحلیلگران، هرچند طلا بخشی از زیانهای اولیه خود را جبران کرده و از پایینترین سطوح فاصله گرفته است، اما همچنان حدود ۸ درصد پایینتر از سطوح پیش از درگیریهای نظامی معامله میشود. این افت قابل توجه عمدتاً ناشی از «فروش نقدشوندگی» (liquidity-driven selling) در روزهای ابتدایی بحران بود؛ زمانی که سرمایهگذاران برای تأمین نقدینگی مورد نیاز خود در بازارهای مالی آشفته، هر دارایی قابل فروشی از جمله طلا را روانه بازار کردند. این پدیده نشان میدهد که طلا حتی در بحرانهای ژئوپلیتیک نیز میتواند به طور موقت نقش پناهگاه امن را از دست بدهد، اگر سرمایهگذاران ناچار به نقد کردن داراییهای خود شوند. با این حال، تحلیلگران ING معتقدند که با فروکش کردن فشار فروش نقدشوندگی، طلا اکنون در مسیر تثبیت قرار گرفته است.
سقف کوتاهمدت و کف حمایتی قوی
در خصوص چشمانداز کوتاهمدت طلا، استراتژیستهای ING دیدگاهی دوگانه اما حساب شده ارائه میدهند. از یک سو، آنها معتقدند که سقف قیمتی (upside) در کوتاهمدت محدود است. عواملی مانند انتظار برای سیگنالهای فدرال رزرو، حرکت نرخ بهره واقعی و عدم قطعیت در مورد سیاست پولی، اجازه جهش قابل توجه به طلا نمیدهند. به عبارت دیگر، حتی اگر تنشهای ژئوپلیتیک ادامه یابد، طلا نمیتواند به راحتی از سقف فعلی عبور کند. از سوی دیگر، تحلیلگران تأکید میکنند که ریسک کاهشی (downside risks) برای طلا نیز محدود به نظر میرسد. چرا؟ زیرا تنشهای ژئوپلیتیک بالا همچنان پابرجاست و عدم قطعیت پیرامون وضعیت تنگه هرمز، تقاضای پناهگاهی برای طلا را در سطوح پایینتر حفظ خواهد کرد. به بیان ساده، طلا در کوتاهمدت در یک کانال محدود نوسان خواهد کرد: سقف آن توسط سیاست پولی مهار میشود و کف آن توسط تنشهای جنگی حمایت میگردد.
نقشه راه پیش رو؛ جلسه تأیید ورش و سیگنالهای فدرال رزرو
یکی از مهمترین رویدادهایی که در ساعات آینده میتواند مسیر طلا را تعیین کند، جلسه تأیید صلاحیت کوین ورش (Kevin Warsh) در سنا است. ورش نامزد دونالد ترامپ برای تصدی صندلی ریاست فدرال رزرو است. به گفته تحلیلگران ING، هرگونه نشانه تندروانه (hawkish) از سوی ورش در این جلسه، میتواند فشار بیشتری بر قیمت طلا وارد کند. بازار به دقت به دنبال سرنخهایی درباره رویکرد ورش به نرخ بهره، تورم و سیاست پولی خواهد بود. اگر او بر لزوم افزایش نرخ بهره برای مهار تورم تأکید کند، دلار قویتر شده و طلا تضعیف خواهد شد. برعکس، اگر لحنی ملایمتر (dovish) داشته باشد، طلا میتواند نفس بکشد. علاوه بر این، سرمایهگذاران منتظر دادههای بعدی تورم و اشتغال آمریکا هستند تا تصویر دقیقتری از مسیر نرخ بهره به دست آورند.
نتیجهگیری
طلا در هفته جاری در تقابل دو نیروی متضاد گرفتار آمده است: از یک سو، تنشهای ژئوپلیتیک در خاورمیانه و بسته بودن تنگه هرمز، تقاضای پناهگاهی را زنده نگه داشته و از سقوط آزاد طلا جلوگیری میکند. از سوی دیگر، افزایش قیمت نفت و گاز، نگرانیهای تورمی را تشدید کرده و این بار تورم به دشمن طلا تبدیل شده است؛ چراکه بانکهای مرکزی را به سمت سیاست انقباضی سوق میدهد. تحلیلگران ING جمعبندی میکنند که طلا در کوتاهمدت با سقفی محدود و کفی مستحکم روبروست و نوسانات آن عمدتاً توسط سه عامل هدایت میشود: سیگنالهای فدرال رزرو (به ویژه جلسه تأیید کوین ورش)، حرکت نرخ بهره واقعی، و تداوم یا حل بحران هرمز.
سرمایهگذاران طلا در روزهای آینده بیش از هر چیز باید به اظهارات مقامات پولی آمریکا و خبرها از مذاکرات پاکستان توجه داشته باشند؛ چراکه هر یک از این دو جبهه میتواند تعادل ظریف فعلی را به هم بزند. در شرایط کنونی، محتاطترین رویکرد، انتظار برای شفافتر شدن مسیر سیاست پولی و تحولات ژئوپلیتیک است، چراکه نوسانات شدید، قاعده ثابت بازی در هفتههای پیش رو خواهد بود.















نظرات کاربران