به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز گلدمن ساکس بار دیگر بر نگاه صعودی خود نسبت به بازار طلا تأکید کرده و اعلام کرده است که همچنان انتظار دارد قیمت این فلز گرانبها تا پایان سال به ۵۴۰۰ دلار برای هر اونس برسد؛ هدفی که در شرایط فعلی بازار، یک پیشبینی بسیار جسورانه محسوب میشود.
نکته مهم در تحلیل تازه این بانک سرمایهگذاری آن است که دلیل اصلی این خوشبینی، صرفاً نگرانیهای تورمی یا افزایش تقاضای سرمایهگذاران خرد نیست. گلدمن ساکس میگوید عامل کلیدی که میتواند مسیر طلا را در ماههای آینده تغییر دهد، افزایش خرید طلا توسط بانکهای مرکزی است؛ خریدهایی که طبق برآوردهای جدید، بسیار بیشتر از چیزی بوده که پیشتر تصور میشد.
در واقع، تحلیل تازه گلدمن نشان میدهد که بازار احتمالاً در محاسبه میزان تقاضای واقعی بانکهای مرکزی برای طلا دچار خطا بوده است. این موضوع اهمیت زیادی دارد، چون بانکهای مرکزی برخلاف سرمایهگذاران کوتاهمدت، معمولاً با نگاه راهبردی و بلندمدت وارد بازار طلا میشوند. بنابراین اگر تقاضای آنها قویتر از برآوردهای قبلی باشد، میتواند به یکی از مهمترین پایههای حمایتی برای قیمت طلا تبدیل شود.
بر همین اساس، پرسش اصلی اینجاست:
چرا اکنون مشخص شده که بانکهای مرکزی بسیار بیشتر از برآوردهای قبلی طلا خریدهاند؟ و اگر این روند در ماههای آینده ادامه پیدا کند، آیا بازار طلا در آستانه یک مرحله تازه از صعود قرار گرفته است؟
شکاف دادهها؛ جایی که خرید واقعی طلا آشکار شد
بازنگری اخیر گلدمن ساکس از یک مسئله فنی در دادههای بازار طلا آغاز شد، اما نتیجه آن تصویر متفاوتی از تقاضای جهانی ارائه میدهد. این بانک اعلام کرده مدل اختصاصی خود برای برآورد خرید طلا توسط بانکهای مرکزی را بهروزرسانی کرده، زیرا بررسیهای جدید نشان داده است که این مدل از اوت ۲۰۲۵ به طور سیستماتیک میزان خرید واقعی را کمتر از واقعیت برآورد میکرده است.
بر اساس مدل اصلاحشده، میانگین متحرک ۱۲ماهه خرید طلا توسط بانکهای مرکزی اکنون به حدود ۵۰ تن در ماه رسیده است؛ رقمی که در مدل قبلی تنها ۲۹ تن در ماه برآورد میشد. این اختلاف زمانی برجستهتر میشود که دادههای ماهانه بررسی شوند. طبق برآورد جدید، بانکهای مرکزی تنها در ماه ژانویه حدود ۶۶ تن طلا خریداری کردهاند، در حالی که تخمین قبلی برای همین دوره فقط ۱۲ تن بود.
ریشه این اختلاف به جایی بازمیگردد که بخش بزرگی از معاملات طلای دولتی در آن انجام میشود؛ بازار خارج از بورس لندن (OTC). تحلیلگران گلدمن متوجه شدند که در ماههای اخیر خروج طلا از خزانههای لندن افزایش یافته اما این جریان به طور کامل در آمار صادرات رسمی بریتانیا منعکس نشده است. به بیان دیگر، حجم قابلتوجهی از جابهجایی طلا در دادههای تجاری ثبت نشده و همین مسئله باعث شده تقاضای واقعی دولتها کمتر از واقعیت دیده شود.
گلدمن ساکس برای اصلاح این خطا، اختلاف میان خروج طلا از خزانههای لندن و آمار صادرات خالص بریتانیا را به عنوان جریانهای ثبتنشده خرید طلا توسط دولتها در مدل خود لحاظ کرده است. نتیجه این اصلاح ساده اما مهم، نشان میدهد که بازار احتمالاً مدتهاست مقیاس واقعی خرید طلا توسط بانکهای مرکزی را دستکم گرفته است؛ موضوعی که میتواند برداشتها از توازن عرضه و تقاضای جهانی طلا را تغییر دهد.
موتور اصلی تقاضا؛ چرا بانکهای مرکزی طلا را بیشتر میخواهند؟
پس از بازنگری در دادهها، گلدمن ساکس یک گام جلوتر میرود و میگوید ماجرا صرفاً کشف «خریدهای جاافتاده در آمار» نیست؛ بلکه نشانهای از یک روند پرقدرتتر است. بر اساس برآورد این بانک، خرید طلا توسط بانکهای مرکزی احتمالاً در ادامه مسیر هم بالا میماند و به طور متوسط حدود ۶۰ تن در ماه تا پایان ۲۰۲۶ خواهد بود؛ یعنی بازاری که پیشتر تصور میشد تقاضایش مقطعی است، حالا با یک تقاضای نسبتاً پایدار و قابل اتکا روبهرو میشود.
استدلال گلدمن بر دو پایه استوار است. نخست، نتایج نظرسنجی اختصاصی این بانک از بانکهای مرکزی که از «علاقه قوی زیرپوستی به طلا» حکایت دارد؛ علاقهای که معمولاً با منطق کوتاهمدت بازار همسو نیست و بیشتر به تصمیمهای راهبردی درباره ترکیب ذخایر ارزی مربوط میشود. دوم، فضای ژئوپلیتیک و نااطمینانیهای جدید که از نگاه گلدمن، در گذر زمان انگیزه تنوعبخشی را تقویت میکند. نه فقط برای بانکهای مرکزی، بلکه برای بخشی از سرمایهگذاران خصوصی.
با این حال، گلدمن ساکس در همین نقطه یک هشدار کوتاهمدت هم میدهد: طلا به دلیل نقدشوندگی بالا میتواند در دورههای تنش مالی به «منبع تأمین نقدینگی» تبدیل شود. اگر بازار سهام تحت فشار قرار بگیرد؛ مثلاً در واکنش به نرخهای بهره بالاتر یا تضعیف چشمانداز رشد که با نااطمینانی ژئوپلیتیک تشدید شود. سرمایهگذاران خصوصی ممکن است برای جبران کمبود نقدینگی بخشی از موقعیتهای طلای خود را نقد کنند. چنین رفتاری میتواند در مقاطع کوتاه، ریسک اصلاح یا فروش هیجانی را بالا ببرد، حتی اگر جهتگیری اصلی تقاضای بانکهای مرکزی همچنان صعودی بماند.
در نتیجه، روایت گلدمن از بازار طلا دو لایه دارد. در افق بلندتر، بانکهای مرکزی در حال تبدیل شدن به خریدارانی ساختاریتر هستند؛ اما در افق کوتاهتر، همان ویژگی نقدشوندگی که طلا را جذاب میکند، میتواند آن را در معرض نوسانهای ناشی از شوکهای مالی قرار دهد.
بازتعریف نقش طلا در نظام مالی جهانی
اگر برآوردهای تازه گلدمن ساکس به واقعیت نزدیک باشد، پیام این گزارش تنها یک پیشبینی صعودی برای قیمت طلا نیست؛ بلکه نشانهای از تغییری عمیقتر در ساختار تقاضای این بازار است. برای سالها تصور غالب این بود که حرکت قیمت طلا بیشتر تحت تأثیر جریان سرمایهگذاران مالی، صندوقهای سرمایهگذاری و شرایط تورمی شکل میگیرد. اما دادههای جدید نشان میدهد که بانکهای مرکزی به تدریج به بازیگر تعیینکنندهتری در سمت تقاضا تبدیل شدهاند.
در چنین شرایطی، بازار طلا با نوعی تقاضای متفاوت روبهرو میشود؛ تقاضایی که برخلاف سرمایههای کوتاهمدت، معمولاً با افقهای بلندمدت و ملاحظات راهبردی شکل میگیرد. بانکهای مرکزی زمانی که تصمیم به افزایش سهم طلا در ذخایر خود میگیرند، معمولاً این تصمیم را در قالب یک تغییر ساختاری در ترکیب داراییها اجرا میکنند، نه یک معامله مقطعی برای بهرهبرداری از نوسان قیمت.
به همین دلیل، اگر روند خرید در مقیاس دهها تن در ماه ادامه پیدا کند، بازار طلا ممکن است وارد مرحلهای شود که در آن کف تقاضا به شکل قابلتوجهی تقویت میشود. حتی اگر در دورههایی سرمایهگذاران خصوصی به دلیل فشارهای مالی یا نوسان بازارها فروشنده باشند، حضور خریداران دولتی میتواند بخشی از این فشار عرضه را جذب کند.
در نهایت، تحلیل گلدمن ساکس به یک نکته کلیدی اشاره میکند: طلا شاید بار دیگر در حال تثبیت جایگاه خود به عنوان یکی از داراییهای اصلی در ذخایر رسمی جهان است. اگر چنین روندی ادامه یابد، مسیر قیمت طلا بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای راهبردی دولتها و بانکهای مرکزی گره خواهد خورد؛ تصمیمهایی که معمولاً آهسته گرفته میشوند، اما وقتی اجرا شوند، اثرشان میتواند سالها در بازار باقی بماند.















نظرات کاربران