به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار طلا نخستین روز معاملاتی تیرماه را در شرایطی آغاز میکند که مهمترین عامل اثرگذار بر انتظارات معاملهگران نه متغیرهای اقتصادی، بلکه تحولات سیاسی است. روز گذشته نگاه فعالان بازار بیش از آنکه به نمودارها، نرخ ارز یا قیمت جهانی طلا دوخته شده باشد، به سوئیس و میز مذاکراتی معطوف بود که نمایندگان ایران و آمریکا بر سر آن نشستند تا دور جدیدی از گفتوگوها را آغاز کنند؛ مذاکراتی که طبق برنامه اعلامشده قرار است طی یک دوره ۶۰ روزه ادامه یابد.
همین آغاز رسمی مذاکرات کافی بود تا بازارها در موقعیتی متفاوت از هفتههای گذشته قرار بگیرند. معاملهگران با این پرسش مواجه شدند که آیا باید بر مبنای شرایط فعلی تصمیم بگیرند یا منتظر نتیجه گفتوگوهایی بمانند که میتواند مسیر بسیاری از متغیرهای اقتصادی را تغییر دهد. نتیجه این تردید، کاهش هیجان در معاملات و ورود بازار به فاز احتیاط بود.
بازار ارز نیز تصویری روشن از همین وضعیت ارائه داد. دلار در طول معاملات روز گذشته عمدتاً در محدوده ۱۵۹ تا ۱۶۰ هزار تومان باقی ماند و نه خریداران توانستند قیمت را از این محدوده خارج کنند و نه فروشندگان قدرت لازم برای ایجاد یک موج نزولی را داشتند. این رفتار نشان میدهد که بازار فعلاً تصمیم گرفته در جای خود متوقف شود و منتظر بماند تا نخستین نشانههای جدی از روند مذاکرات نمایان شود.
تجربهای که بارها تکرار شده است
اگر تاریخ بازارهای مالی ایران را مرور کنیم، یک الگوی آشنا بارها و بارها تکرار شده است. هر زمان که پروندهای مهم در حوزه سیاست خارجی گشوده شده و مذاکرات وارد مرحلهای حساس شدهاند، بازارها بهجای انتخاب یک مسیر مشخص، وارد دورهای از سرگردانی و تعلیق شدهاند.
در چنین شرایطی معمولاً نه اخبار مثبت به اندازه کافی قدرت ایجاد روندهای صعودی پایدار را دارند و نه اخبار منفی میتوانند یک ریزش عمیق و ماندگار را رقم بزنند. بازار میان امید و تردید معلق میماند و معاملهگران به جای آنکه روی آینده شرطبندی کنند، ترجیح میدهند منتظر روشنتر شدن تصویر بمانند.
این وضعیت به معنای کاهش نوسان نیست؛ بلکه به معنای تغییر شکل نوسان است. بازار از روندهای یکطرفه فاصله میگیرد و وارد رفتوبرگشتهای مکرر میشود. به همین دلیل فعالان بازار باید خود را برای دورهای آماده کنند که احتمالاً پر از نوسانات ناگهانی، واکنشهای احساسی به اخبار سیاسی و تغییرات سریع انتظارات خواهد بود.
در واقع آنچه پیش روی بازار قرار دارد، لزوماً یک دوره آرام نیست؛ بلکه دورهای است که در آن تشخیص روند اصلی دشوارتر از همیشه خواهد شد.
پایان یک صعود تاریخی و آغاز فاز استراحت
فارغ از فضای سیاسی، اگر صرفاً به نمودار طلای ۱۸ عیار نگاه کنیم، تصویری کاملاً متفاوت اما همراستا با شرایط فعلی مشاهده میشود. طی چند سال گذشته طلا یکی از قدرتمندترین و سریعترین روندهای صعودی تاریخ خود را تجربه کرده است. رشدی که نهتنها رکوردهای متعددی را جابهجا کرد، بلکه باعث شد بسیاری از سطوح قیمتی که روزی دور از دسترس به نظر میرسیدند، به واقعیت تبدیل شوند.
این صعود سنگین از منظر تکنیکال ماهیتی پارابولیک پیدا کرده است؛ به این معنا که شیب افزایش قیمت در مراحل پایانی روند به شکل قابل توجهی افزایش یافته و بازار با سرعتی بسیار بیشتر از میانگین تاریخی خود رشد کرده است.
اما یکی از مهمترین اصول تحلیل تکنیکال این است که هیچ روندی، حتی قدرتمندترین روندها، نمیتوانند بدون توقف و استراحت به مسیر خود ادامه دهند. هرچه رشد سریعتر و شدیدتر باشد، نیاز بازار به بازسازی انرژی و هضم قیمتهای جدید نیز بیشتر خواهد بود.
اکنون نشانههای متعددی در نمودار دیده میشود که حکایت از پایان آن فاز شتابدار و آغاز دورهای از استراحت دارند. نکته جالب توجه اینجاست که این نیاز تکنیکالی دقیقاً در زمانی ظاهر شده که بازار همزمان با یک متغیر سیاسی بزرگ نیز مواجه شده است. به عبارت دیگر، تحلیل تکنیکال و تحولات سیاسی هر دو در یک نقطه به یک نتیجه مشترک رسیدهاند: زمان استراحت فرا رسیده است.
محدوده ۱۴ تا ۲۰ میلیون تومان؛ جایی که بازار نفس خواهد گرفت
با توجه به ساختار فعلی نمودار، به نظر میرسد محدوده ۱۴ تا ۲۰ میلیون تومان مهمترین کانال رفتاری طلای ۱۸ عیار در ماههای آینده باشد. این محدوده را میتوان به نوعی منطقه تنفس بازار پس از سالها رشد متوالی دانست.
در چنین سناریویی، طلا الزاماً وارد روند نزولی نمیشود، بلکه بخش عمدهای از انرژی خود را از طریق حرکتهای رفتوبرگشتی و نوسان در یک محدوده وسیع تخلیه میکند. به همین دلیل ممکن است بسیاری از معاملهگران که به روندهای پرشتاب صعودی عادت کردهاند، در ماههای آینده با بازاری متفاوت روبهرو شوند؛ بازاری که بیشتر زمان خود را صرف نوسان میکند تا رکوردشکنی.
در کف این کانال، یعنی محدوده نزدیک به ۱۴ میلیون تومان، تقاضای پنهان و قدرتمندی قرار دارد. این سطح از دید بسیاری از سرمایهگذاران میانمدت و بلندمدت همچنان جذاب ارزیابی میشود و به همین دلیل هرچه قیمت به این محدوده نزدیکتر شود، احتمال افزایش تقاضا و شکلگیری موجهای بازگشتی بیشتر خواهد شد.
در سوی مقابل، بخشهای بالایی کانال میتوانند به محلی برای افزایش عرضه تبدیل شوند. سرمایهگذارانی که طی سالهای گذشته سودهای قابل توجهی کسب کردهاند، احتمالاً در نزدیکی سقفهای این محدوده تمایل بیشتری به ذخیره سود خواهند داشت و همین مسئله میتواند مانع از شکلگیری یک جهش سریع و پایدار شود.
شاید استراحت بازار طولانیتر از مذاکرات باشد
اگرچه اکنون همه نگاهها به بازه ۶۰ روزه مذاکرات دوخته شده است، اما نباید فراموش کرد که زمانبندی سیاسی لزوماً با زمانبندی تکنیکال یکسان نیست. حتی اگر نتیجه مذاکرات زودتر از انتظار مشخص شود، این موضوع الزاماً به معنای پایان دوره استراحت بازار طلا نخواهد بود.
واقعیت این است که طلای ۱۸ عیار در چند سال اخیر رشد بسیار سنگینی را تجربه کرده و بازار برای هضم این افزایش قیمت به زمان نیاز دارد. در بسیاری از روندهای تاریخی مشاهده شده که پس از یک جهش بزرگ، بازار ماهها و حتی گاهی بیش از یک سال در یک محدوده مشخص نوسان کرده تا بتواند انرژی لازم برای حرکت بعدی را جمعآوری کند.
به همین دلیل سناریوی محتملتر در شرایط فعلی، ادامه نوسانات در یک کانال بزرگ قیمتی است؛ کانالی که از یک سو تحت تأثیر اخبار مذاکرات قرار دارد و از سوی دیگر، نتیجه طبیعی نیاز نمودار به استراحت و تثبیت محسوب میشود.
بنابراین شاید مهمترین ویژگی بازار طلا در ماههای آینده نه رشدهای انفجاری باشد و نه ریزشهای سنگین؛ بلکه شکلگیری یک دوره فرسایشی و پرنوسان است. دورهای که در آن صبر، مدیریت ریسک و پرهیز از تصمیمهای هیجانی میتواند بسیار مهمتر از تلاش برای شکار هر نوسان کوتاهمدت باشد.
بازار پس از یک صعود تاریخی اکنون به نقطهای رسیده که بیش از هر چیز به زمان نیاز دارد؛ زمان برای هضم رشدهای گذشته، زمان برای روشن شدن چشمانداز سیاسی و زمان برای تعیین مسیر حرکت بزرگ بعدی.















نظرات کاربران