به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار سهام آمریکا در واپسین روزهای ژوئن و آغاز معاملات جولای ۲۰۲۶ بار دیگر نشان داد که همچنان یکی از مهمترین کانونهای جذب سرمایه در اقتصاد جهانی محسوب میشود. شاخص نزدک کامپوزیت (NASDAQ Composite) با ثبت رشد ۱.۵۲ درصدی در پایان معاملات ۳۰ ژوئن، در سطح ۲۶٬۲۱۳.۷۲ واحد ایستاد و همزمان شاخص نزدک-۱۰۰ (NASDAQ-100) نیز با رشد ۱.۶۸ درصدی به محدوده ۳۰٬۲۷۶.۳۵ واحد رسید. این عملکرد در شرایطی رقم خورد که بازار طی هفتههای گذشته با مجموعهای از عوامل متضاد شامل کاهش تنشهای ژئوپلیتیکی میان آمریکا و ایران، تداوم موج سرمایهگذاری در حوزه هوش مصنوعی، انتشار گزارشهای درآمدی شرکتهای بزرگ فناوری و همچنین دادههای کلان اقتصادی ایالات متحده مواجه بوده است.
آنچه روند صعودی اخیر نزدک را از دورههای مشابه متمایز میکند، تنها افزایش قیمت سهام شرکتهای فناوری نیست؛ بلکه همگرایی چند متغیر بنیادین است که به سرمایهگذاران این پیام را منتقل میکند که رشد درآمد شرکتهای بزرگ همچنان توانایی پشتیبانی از ارزشگذاریهای بالا را دارد. البته این تصویر بدون ریسک نیست. نسبتهای ارزشگذاری در بسیاری از نمادهای بزرگ به سطوحی رسیدهاند که کوچکترین ناامیدی در سودآوری یا تغییر در سیاستهای پولی میتواند به اصلاحهای قابل توجه منجر شود.
از سوی دیگر، فضای سرمایهگذاری جهانی همچنان میان دو روایت اصلی در نوسان است؛ از یک سو خوشبینی نسبت به ادامه رشد اقتصاد آمریکا و افزایش بهرهوری ناشی از توسعه هوش مصنوعی و از سوی دیگر نگرانی از تداوم تورم، هزینههای سنگین سرمایهگذاری شرکتها، سیاستهای آینده فدرال رزرو و ریسکهای ژئوپلیتیکی. همین تضاد باعث شده است که جریان نقدینگی با وجود حفظ جهت صعودی، نسبت به اخبار اقتصادی و سیاسی حساسیت بیشتری نسبت به ماههای گذشته نشان دهد.
در چنین شرایطی، بررسی همزمان عوامل بنیادی و تکنیکال اهمیت دوچندانی پیدا میکند. ساختار قیمتی شاخص نزدک همچنان روندی صعودی را نشان میدهد، اما کیفیت این روند بیش از هر زمان دیگری به توان شرکتهای فناوری در حفظ نرخ رشد سودآوری و همچنین پایداری جریان سرمایه وابسته است. از همین رو، تحلیل دقیق متغیرهای بنیادی در کنار رفتار نمودار قیمت میتواند تصویر روشنتری از چشمانداز ماههای آینده ارائه دهد.
موتور هوش مصنوعی همچنان سوخت اصلی رشد والاستریت است
اگر بخواهیم تنها یک عامل را بهعنوان مهمترین پیشران رشد نزدک در سال ۲۰۲۶ معرفی کنیم، بدون تردید باید به سرمایهگذاری گسترده شرکتهای فناوری در حوزه هوش مصنوعی اشاره کرد. طی ماههای اخیر، شرکتهای بزرگ فناوری آمریکا نهتنها برنامههای توسعه زیرساختهای پردازشی خود را متوقف نکردهاند، بلکه سرعت سرمایهگذاری در مراکز داده، تراشههای پیشرفته، پردازندههای گرافیکی و زیرساختهای ابری نیز افزایش یافته است. این روند باعث شده بازار همچنان رشد سودآوری آینده این شرکتها را با خوشبینی قیمتگذاری کند.
برخلاف دورههای قبلی رونق فناوری که بخش مهمی از ارزشگذاریها بر پایه انتظارات بلندمدت شکل میگرفت، اکنون بخش قابل توجهی از درآمدهای مرتبط با هوش مصنوعی وارد صورتهای مالی شرکتها شده است. همین موضوع موجب شده تحلیلگران، رشد درآمد شرکتهای فناوری را ملموستر از گذشته ارزیابی کنند و نسبتهای ارزشگذاری بالاتر را تا حدی قابل توجیه بدانند.
پیشبینیها نشان میدهد سود شرکتهای حاضر در بازار آمریکا طی سال ۲۰۲۶ همچنان روندی افزایشی خواهد داشت و برخی برآوردها رشد حدود ۲۵ درصدی سود شرکتهای شاخص S&P500 را محتمل میدانند؛ رشدی که بخش عمده آن از محل افزایش بهرهوری، توسعه خدمات مبتنی بر هوش مصنوعی و گسترش سرمایهگذاری دیجیتال حاصل میشود. از آنجا که بخش بزرگی از این شرکتها در شاخص نزدک نیز حضور دارند، این برآوردها مستقیماً از روند صعودی این شاخص حمایت میکند.
در کنار این موضوع، رشد تقاضا برای خدمات ابری، نرمافزارهای سازمانی، پردازش ابری و تجهیزات نیمههادی همچنان ادامه دارد. این چرخه سبب شده بسیاری از شرکتهای بزرگ فناوری بتوانند افزایش هزینههای سرمایهای خود را از طریق رشد درآمد و حفظ حاشیه سود جبران کنند؛ مسئلهای که تاکنون نگرانی سرمایهگذاران نسبت به افزایش CAPEX را تا حد زیادی کاهش داده است.
ارزشگذاریهای سنگین؛ جایی که خوشبینی با واقعیت روبهرو میشود
با وجود قدرت روند صعودی، مهمترین پرسشی که این روزها ذهن فعالان بازار را درگیر کرده، میزان پایداری ارزشگذاری فعلی شرکتهای فناوری است. شاخص نزدک-۱۰۰ اکنون با نسبت Forward P/E حدود ۳۳ تا ۳۴ واحد معامله میشود؛ سطحی که بهطور محسوسی بالاتر از میانگین تاریخی این شاخص قرار دارد و نشان میدهد بخش مهمی از رشد مورد انتظار سالهای آینده از قبل در قیمتها منعکس شده است.
چنین ارزشگذاریهایی الزاماً به معنای حباب قیمتی نیست، اما حاشیه خطای بازار را به شکل محسوسی کاهش میدهد. در این شرایط، سرمایهگذاران دیگر تنها به رشد درآمد شرکتها بسنده نمیکنند، بلکه انتظار دارند این رشد فراتر از برآوردهای فعلی باشد. هرگونه کاهش سرعت توسعه پروژههای هوش مصنوعی، افت تقاضای سازمانی، کاهش نرخ رشد درآمد یا حتی افزایش بیش از انتظار هزینههای سرمایهای میتواند باعث بازنگری سریع در ارزش سهام شرکتهای بزرگ فناوری شود.
از سوی دیگر، ساختار کنونی بازار همچنان وابستگی قابل توجهی به عملکرد گروه محدودی از شرکتهای بزرگ فناوری دارد. هرچند در هفتههای اخیر نشانههایی از مشارکت بیشتر صنایع دیگر از جمله انرژی و برخی صنایع چرخهای مشاهده شده است، اما همچنان وزن اصلی رشد شاخص بر دوش شرکتهای موسوم به «ابرسرمایههای فناوری» قرار دارد. این تمرکز بالا موجب میشود هرگونه اصلاح در سهام این شرکتها تأثیر قابل توجهی بر عملکرد کل شاخص نزدک داشته باشد.
در کنار ریسک ارزشگذاری، کاهش صرف ریسک سهام (Equity Risk Premium) نیز یکی دیگر از موضوعاتی است که در گزارشهای مؤسسات سرمایهگذاری بینالمللی مورد توجه قرار گرفته است. هرچه فاصله بازده مورد انتظار سهام با نرخهای بدون ریسک کمتر شود، جذابیت سرمایهگذاری در بازار سهام نیز کاهش مییابد و بازار نسبت به شوکهای اقتصادی آسیبپذیرتر میشود. به همین دلیل، اگرچه روایت رشد هوش مصنوعی همچنان قدرتمند باقی مانده، اما سرمایهگذاران حرفهای بیش از گذشته کیفیت سودآوری و پایداری جریان نقدی شرکتها را زیر نظر گرفتهاند.
اقتصاد آمریکا همچنان پشتوانه روند صعودی بازار باقی مانده است
در کنار روایت هوش مصنوعی، دادههای اقتصاد کلان آمریکا نیز نقش مهمی در حفظ اعتماد سرمایهگذاران ایفا کردهاند. برآورد بسیاری از مؤسسات مالی از جمله گلدمن ساکس نشان میدهد اقتصاد آمریکا در سال ۲۰۲۶ همچنان توان ثبت رشدی در حدود ۲.۶ درصد را دارد؛ نرخی که در مقایسه با بسیاری از اقتصادهای توسعهیافته، همچنان مطلوب ارزیابی میشود.
بازار کار آمریکا اگرچه نسبت به سال گذشته اندکی از شدت داغی خود فاصله گرفته، اما همچنان نشانهای از رکود عمیق در آن مشاهده نمیشود. مصرف خانوارها نیز باوجود فشار ناشی از نرخهای بهره بالا، هنوز از ثبات نسبی برخوردار است. این شرایط موجب شده بسیاری از تحلیلگران احتمال وقوع رکود فراگیر در کوتاهمدت را پایین بدانند و همچنان سناریوی «فرود نرم اقتصاد» را محتملترین مسیر پیش روی اقتصاد آمریکا ارزیابی کنند.
با این حال، چالش تورم همچنان بهطور کامل برطرف نشده است. هزینههای خدمات، نوسانات بازار انرژی و احتمال بازگشت تنشهای ژئوپلیتیکی همچنان میتوانند فشارهای تورمی را حفظ کنند. همین مسئله باعث شده سیاستهای آینده فدرال رزرو همچنان یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر بازار نزدک باقی بماند؛ زیرا هرگونه تغییر در مسیر نرخ بهره میتواند مستقیماً بر ارزشگذاری شرکتهای فناوری و جریان سرمایه در بازار سهام اثر بگذارد.
در هفتههای اخیر کاهش تنشهای مرتبط با ایران نیز تا حدی موجب آرامتر شدن بازار انرژی شده و افت نسبی قیمت نفت، بخشی از نگرانیهای تورمی را کاهش داده است. هرچند این عامل به تنهایی تعیینکننده روند بازار نیست، اما در کنار ثبات نسبی اقتصاد آمریکا و استمرار رشد سود شرکتها، فضای مساعدتری برای ادامه حرکت صعودی شاخص نزدک فراهم کرده است؛ فضایی که البته همچنان نیازمند تأیید گزارشهای درآمدی فصل آینده و دادههای جدید اقتصاد کلان خواهد بود.
ریسکهایی که میتوانند مسیر صعود را به چالش بکشند
اگرچه تصویر کلی بازار همچنان به نفع خریداران است، اما تجربه سالهای گذشته نشان داده است که دورههای رشد قدرتمند معمولاً زمانی با بیشترین میزان ریسک همراه میشوند که اجماع بازار نسبت به ادامه روند صعودی به بالاترین سطح خود میرسد. اکنون نیز نزدک دقیقاً در چنین نقطهای قرار گرفته است؛ بازاری که انتظارات بسیار بالایی از سودآوری شرکتهای فناوری دارد و کوچکترین فاصله میان واقعیت و انتظارات میتواند به افزایش نوسانات منجر شود.
در صدر این ریسکها، موضوع ارزشگذاری قرار دارد. زمانی که نسبت Forward P/E شاخص نزدک-۱۰۰ در محدوده ۳۳ تا ۳۴ واحد قرار میگیرد، بازار عملاً رشد قابل توجه سود شرکتها در سالهای آینده را پیشخور کرده است. در چنین شرایطی، حتی گزارشهای درآمدی مناسب نیز ممکن است برای حفظ روند صعودی کافی نباشند، زیرا سرمایهگذاران به دنبال عملکردی فراتر از پیشبینیها خواهند بود. این موضوع حساسیت بازار را نسبت به گزارشهای فصلی شرکتهای بزرگ فناوری افزایش داده است.
عامل مهم دیگر، سرعت بالای سرمایهگذاری شرکتهای فناوری در زیرساختهای هوش مصنوعی است. اگرچه این سرمایهگذاریها در بلندمدت میتواند مزیت رقابتی ایجاد کند، اما در کوتاهمدت فشار قابل توجهی بر جریان نقد آزاد شرکتها وارد میکند. بازار تاکنون این موضوع را پذیرفته، زیرا انتظار دارد درآمدهای آینده این هزینهها را جبران کنند، اما هرگونه نشانه از کاهش بازده سرمایهگذاری یا کند شدن روند تجاریسازی محصولات مبتنی بر هوش مصنوعی میتواند این روایت را تحت فشار قرار دهد.
همزمان، سیاستهای پولی فدرال رزرو همچنان یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده جهت بازار باقی مانده است. اگر دادههای تورمی دوباره شتاب بگیرند یا قیمت انرژی تحت تأثیر تحولات ژئوپلیتیکی افزایش یابد، احتمال ادامه سیاستهای انقباضی یا حتی تأخیر در کاهش نرخهای بهره افزایش خواهد یافت. چنین سناریویی معمولاً بیشترین فشار را بر سهام رشدی و فناوری وارد میکند؛ زیرا ارزش این شرکتها به شدت به نرخ تنزیل جریانهای نقدی آینده وابسته است.
از سوی دیگر، انتخابات، سیاستهای تجاری، تعرفههای احتمالی، عرضههای اولیه بزرگ در حوزه فناوری و جابهجایی سرمایه میان صنایع مختلف نیز از جمله عواملی هستند که میتوانند در نیمه دوم سال بر رفتار سرمایهگذاران اثرگذار باشند. بنابراین اگرچه چشمانداز بنیادی همچنان مثبت ارزیابی میشود، اما این خوشبینی با سطح بالاتری از ریسک نسبت به سالهای گذشته همراه است.
نمودارها همچنان روایت صعود را تأیید میکنند
در کنار متغیرهای بنیادی، ساختار تکنیکال شاخص نزدک نیز همچنان از تداوم روند صعودی حمایت میکند. هر دو شاخص NASDAQ Composite و NASDAQ-100 در یک کانال صعودی کوتاهمدت تا میانمدت در حال حرکت هستند؛ کانالی که طی ماههای گذشته چندین مرتبه در اصلاحهای مقطعی نقش حمایت پویا را ایفا کرده و اجازه نداده فشار فروش به تغییر روند منجر شود.
رفتار قیمت نشان میدهد که سرمایهگذاران همچنان در سطوح بالاتر نسبت به گذشته حاضر به خرید هستند؛ موضوعی که از منظر تحلیل تکنیکال نشانهای از تداوم قدرت تقاضا محسوب میشود. هر بار که بازار با اصلاح کوتاهمدت مواجه شده، ورود جریان نقدینگی جدید موجب بازگشت قیمت به مسیر اصلی شده است. همین ویژگی باعث شده ساختار کلی نمودار همچنان صعودی باقی بماند.
در حال حاضر محدوده ۲۳٬۷۰۰ تا ۲۶٬۰۰۰ واحد بهعنوان مهمترین ناحیه حمایتی بازار شناخته میشود. تا زمانی که قیمت بالاتر از این محدوده تثبیت شود، سناریوی غالب همچنان ادامه روند افزایشی خواهد بود. در سمت مقابل، محدوده ۲۷٬۰۰۰ تا ۳۰٬۶۰۰ واحد و سطوح بالاتر بهعنوان مقاومتهای مهم پیش روی شاخص قرار دارند؛ سطوحی که عبور پایدار از آنها میتواند مسیر حرکت به سمت سقفهای تاریخی جدید را هموار کند.
البته نزدیک شدن قیمت به مقاومتهای سنگین معمولاً با افزایش عرضه و رشد نوسانات همراه میشود. از همین رو، حتی در صورت حفظ روند صعودی، وقوع دورههای استراحت یا اصلاح زمانی در مسیر حرکت بازار کاملاً طبیعی ارزیابی میشود و لزوماً به معنای پایان روند صعودی نخواهد بود.
میانگینهای متحرک از تداوم روند صعودی حمایت میکنند
یکی از مهمترین نشانههای قدرت روند فعلی، وضعیت میانگینهای متحرک است. بررسی دادههای اخیر نشان میدهد تقریباً تمامی میانگینهای متحرک مهم، از MA5 گرفته تا MA200، سیگنال خرید صادر کردهاند. هم میانگینهای نمایی (EMA) و هم میانگینهای ساده (SMA) در اغلب بازههای زمانی آرایش صعودی دارند و قیمت نیز بالاتر از آنها معامله میشود.
این وضعیت معمولاً زمانی شکل میگیرد که روند بازار از پشتوانه قدرتمند برخوردار باشد و سرمایهگذاران میانمدت همچنان به ادامه رشد امیدوار باشند. همجهت شدن میانگینهای کوتاهمدت و بلندمدت نیز نشان میدهد روند صعودی تنها حاصل هیجان کوتاهمدت نیست، بلکه از حمایت جریان سرمایه پایدار برخوردار است.
در کنار میانگینهای متحرک، شاخص قدرت نسبی یا RSI نیز تصویری نسبتاً متعادل ارائه میدهد. آخرین دادهها نشان میدهد RSI در محدوده ۵۷ تا ۷۲ واحد در نوسان است. این محدوده از یک سو نشاندهنده برتری خریداران است و از سوی دیگر هشدار میدهد که در برخی تایمفریمها بازار وارد محدوده اشباع خرید شده است.
قرار گرفتن RSI بالاتر از سطح ۷۰ لزوماً به معنای آغاز اصلاح نیست. در روندهای صعودی قدرتمند، این اندیکاتور میتواند برای مدت طولانی در محدوده اشباع خرید باقی بماند، اما اگر همزمان با ثبت سقفهای جدید، RSI موفق به ثبت سقف بالاتر نشود، احتمال شکلگیری واگرایی منفی افزایش خواهد یافت؛ اتفاقی که معمولاً اولین نشانه کاهش قدرت روند محسوب میشود.
مومنتوم بازار همچنان مثبت است، اما نشانههای احتیاط دیده میشود
اندیکاتور MACD نیز همچنان از ادامه برتری خریداران حکایت دارد. مقادیر مثبت این اندیکاتور، از جمله ثبت ارقامی در حدود ۱۹۱+ برای NASDAQ-100، بیانگر آن است که مومنتوم صعودی هنوز از بین نرفته و روند اصلی بازار همچنان در اختیار خریداران قرار دارد.
با این حال، برخی ارزیابیهای کوتاهمدت سیگنالهای متفاوتی ارائه میکنند. در بعضی بازههای زمانی، MACD به محدودهای رسیده که احتمال تضعیف شتاب رشد را مطرح میکند. این اختلاف میان تایمفریمها معمولاً زمانی مشاهده میشود که بازار پس از یک رشد سریع وارد فاز استراحت میشود و معاملهگران کوتاهمدت بخشی از سود خود را شناسایی میکنند.
در همین حال، شاخص ADX نیز از قدرت روند صعودی حمایت میکند. بالا بودن مقدار این اندیکاتور نشان میدهد بازار صرفاً در حال نوسان نیست، بلکه روند مشخصی بر معاملات حاکم است. هرچه ADX در سطوح بالاتری باقی بماند، احتمال ادامه روند غالب نیز افزایش پیدا میکند.
در مقابل، برخی اسیلاتورها از جمله استوکاستیک و Williams %R در محدوده اشباع خرید قرار گرفتهاند. این وضعیت معمولاً به معنای افزایش احتمال اصلاح کوتاهمدت یا دستکم کاهش سرعت رشد قیمت است. البته تا زمانی که این سیگنالها با شکست حمایتهای کلیدی یا واگراییهای معتبر همراه نشوند، بیشتر باید آنها را هشداری برای افزایش نوسانات تلقی کرد تا نشانهای قطعی از تغییر روند.
در مجموع، ترکیب اندیکاتورهای تکنیکال تصویری نسبتاً هماهنگ ارائه میدهد؛ روند اصلی همچنان صعودی است، میانگینهای متحرک از بازار حمایت میکنند، MACD در محدوده مثبت قرار دارد و ADX نیز قدرت روند را تأیید میکند. در مقابل، تنها عاملی که معاملهگران باید با دقت بیشتری دنبال کنند، نزدیک شدن برخی اسیلاتورها به محدوده اشباع خرید و احتمال شکلگیری واگراییهای منفی در صورت ادامه رشد قیمت است. از این رو، سناریوی غالب همچنان ادامه حرکت صعودی در میانمدت است، اما احتمال وقوع اصلاحهای مقطعی و دورههای تثبیت قیمت نیز بیش از گذشته افزایش یافته است.
جمعبندی و چشمانداز نهایی
بازار نزدک در آستانه ورود به نیمه دوم سال ۲۰۲۶ در موقعیتی قرار گرفته که کمتر میتوان آن را صرفاً نتیجه هیجان سرمایهگذاران دانست. رشد شاخصها طی ماههای اخیر بر پایه مجموعهای از عوامل بنیادی و تکنیکال شکل گرفته که هر یک بهتنهایی توانستهاند از ادامه روند صعودی حمایت کنند. از یک سو، سودآوری شرکتهای بزرگ فناوری همچنان فراتر از انتظارات ظاهر شده و سرمایهگذاریهای گسترده در حوزه هوش مصنوعی، افق رشد درآمدی این شرکتها را تقویت کرده است. از سوی دیگر، اقتصاد آمریکا باوجود نرخهای بهره بالا، همچنان نشانههایی از تابآوری را حفظ کرده و نگرانیها درباره وقوع رکود عمیق تا حد زیادی کاهش یافته است.
در کنار این متغیرها، کاهش نسبی تنشهای ژئوپلیتیکی در هفتههای پایانی ژوئن نیز به آرامتر شدن بازارهای جهانی و کاهش فشار بر بازار انرژی کمک کرده است. این شرایط باعث شده جریان سرمایه بار دیگر به سمت داراییهای پرریسک، بهویژه سهام شرکتهای فناوری، بازگردد و شاخصهای نزدک بتوانند عملکردی بهتر از بسیاری از بازارهای رقیب به ثبت برسانند.
با این حال، ادامه این مسیر بدون چالش نخواهد بود. ارزشگذاریهای بالای سهام فناوری، انتظارات بسیار خوشبینانه از رشد سود شرکتها، هزینههای سنگین سرمایهگذاری در زیرساختهای هوش مصنوعی و حساسیت بازار نسبت به سیاستهای فدرال رزرو، همگی عواملی هستند که میتوانند دامنه نوسانات را در ماههای آینده افزایش دهند. به همین دلیل، سرمایهگذاران بیش از گذشته گزارشهای درآمدی شرکتها، دادههای تورمی، وضعیت بازار کار آمریکا و اظهارنظرهای سیاستگذاران پولی را دنبال خواهند کرد؛ زیرا هر یک از این متغیرها میتواند مسیر کوتاهمدت بازار را تغییر دهد.
از منظر تکنیکال نیز تصویر کلی همچنان به نفع روند صعودی است. حرکت قیمت در کانال افزایشی، قرار گرفتن شاخص بالاتر از میانگینهای متحرک اصلی، سیگنالهای مثبت MACD و قدرت روند در ADX نشان میدهد که خریداران همچنان کنترل بازار را در اختیار دارند. در مقابل، قرار گرفتن برخی اسیلاتورها در محدوده اشباع خرید و احتمال شکلگیری واگراییهای منفی، احتمال وقوع اصلاحهای کوتاهمدت یا دورههای تثبیت قیمت را افزایش داده است؛ اصلاحهایی که در صورت حفظ محدودههای حمایتی ۲۳٬۷۰۰ تا ۲۶٬۰۰۰ واحد میتوانند بخشی طبیعی از روند صعودی تلقی شوند.
در سناریوی صعودی، تثبیت شاخص بالاتر از مقاومتهای ۲۷٬۰۰۰ تا ۳۰٬۶۰۰ واحد میتواند زمینه را برای ثبت سقفهای تاریخی جدید فراهم کند و روایت صعودی بازار را تقویت کند. در مقابل، اگر گزارشهای درآمدی کمتر از انتظارات ظاهر شوند، تورم دوباره شتاب بگیرد یا فدرال رزرو موضعی انقباضیتر اتخاذ کند، احتمال افزایش فشار فروش و ورود بازار به فاز اصلاحی بیشتر خواهد شد.
در مجموع، برآیند دادههای بنیادی و تکنیکال نشان میدهد که چشمانداز میانمدت نزدک همچنان مثبت ارزیابی میشود و موتور اصلی این روند، رشد سودآوری شرکتهای فناوری و تداوم سرمایهگذاری در هوش مصنوعی است. با این حال، هرچه ارزشگذاریها بالاتر میروند، اهمیت مدیریت ریسک نیز افزایش پیدا میکند. بنابراین، نیمه دوم سال ۲۰۲۶ را میتوان دورهای دانست که در آن کیفیت گزارشهای مالی، سیاستهای پولی و توان شرکتهای فناوری در تحقق انتظارات بازار، بیش از هر عامل دیگری مسیر آینده شاخص نزدک را تعیین خواهند کرد.















نظرات کاربران