خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
صورت‌حساب زندگیِ مجردی در پایتخت | اجاره مسکن بزرگترین چالش است | چه کسانی از پس هزینه‌ها برمی‌آیند؟

صورت‌حساب زندگیِ مجردی در پایتخت | اجاره مسکن بزرگترین چالش است | چه کسانی از پس هزینه‌ها برمی‌آیند؟

ماهیت حقوقی پول پیش در اجاره‌نامه

ماهیت حقوقی پول پیش در اجاره‌نامه

۳۴ درصد مستأجران با اجاره‌ای بیش از ۲ برابر روبه‌رو شدند

۳۴ درصد مستأجران با اجاره‌ای بیش از ۲ برابر روبه‌رو شدند

اجاره‌ مسکن برای ۳۴ درصد مستأجران بیش از ۲ برابر شد/ اینفوگرافی

اجاره‌ مسکن برای ۳۴ درصد مستأجران بیش از ۲ برابر شد/ اینفوگرافی

اگر بشود!

اگر بشود!

پروانه‌های ساختمانی تهران ۶۴ درصد کم شد؛ بودجه شهرداری همچنان به ساخت‌وساز وابسته است

پروانه‌های ساختمانی تهران ۶۴ درصد کم شد؛ بودجه شهرداری همچنان به ساخت‌وساز وابسته است

ساخت‌وساز کم شد، وابستگی نه

ساخت‌وساز کم شد، وابستگی نه

رشد اجاره‌بها ۸ ماه پیاپی کمتر از نصف تورم عمومی ماند

رشد اجاره‌بها ۸ ماه پیاپی کمتر از نصف تورم عمومی ماند

سپر نامرئی رشد اجاره مسکن

سپر نامرئی رشد اجاره مسکن

تورم اجاره در مهر ۱۴۰۵ به ۳۳٫۴ درصد رسید؛ کمتر از تورم عمومی

تورم اجاره در مهر ۱۴۰۵ به ۳۳٫۴ درصد رسید؛ کمتر از تورم عمومی

«زنده ماندن» یا «زندگی کردن»؛ مسئله امید در زندگی سالم

بازدید ۲۴منبع: آرمان نیوز
«زنده ماندن» یا  «زندگی کردن»؛ مسئله امید در زندگی سالم
آرمان امروز- رها معیری: اگر قرار باشد وضعیت یک جامعه را فقط با یک عدد بسنجیم، «امید به زندگی» یکی از گویاترین اعداد است؛ عددی که می‌گوید یک نوزاد متولدشده، با فرض تداوم الگوهای فعلی مرگ‌ومیر، به طور متوسط چند سال می‌تواند زندگی کند. اما پشت این عدد، چیزی فراتر از سلامت و درمان وجود دارد؛ اقتصاد، کیفیت زندگی، محیط‌زیست، سبک زندگی، روابط اجتماعی و حتی تصویری که مردم از آینده دارند. بر اساس داده‌های بانک جهانی، امید به زندگی در ایران در سال ۲۰۲۴ حدود ۷۸ سال بوده است؛ عددی که از میانگین جهانی حدود ۷۳ سال بالاتر است، اما همچنان با کشورهای دارای بالاترین امید به زندگی فاصله دارد. اما مسئله مهم‌تر این است که آیا ایرانیان فقط «بیشتر» زندگی می‌کنند یا «بهتر» هم زندگی می‌کنند؟. در ظاهر، مسیر ایران طی چند دهه گذشته موفقیت‌آمیز بوده است. گسترش شبکه بهداشت، واکسیناسیون، کاهش مرگ‌ومیر نوزادان و توسعه خدمات درمانی توانسته‌اند طول عمر را افزایش دهند. سازمان جهانی بهداشت نیز نشان می‌دهد که امید به زندگی در ایران طی دو دهه نخست قرن حاضر افزایش یافته است.
اما وقتی پای زندگی روزمره به میان می‌آید، تصویر پیچیده‌تر می‌شود. در یک مرکز درمانی، مرد میانسالی را می‌توان دید که برای کنترل فشار خون خود در صف ایستاده است. در داروخانه، بیماری دیگر میان چند قلم دارو، قیمت‌ها را مقایسه می‌کند و یکی را از سبد خریدش حذف می‌کند. در خیابان، سالمندی را می‌بینیم که با احتیاط از میان خودروها عبور می‌کند؛ در خانه‌ای دیگر، فرزندان خانواده نگران هزینه‌های درمان پدر و مادر سالخورده‌اند. اینها همان بخش‌هایی از زندگی اجتماعی‌اند که در عدد ۷۸ سال دیده نمی‌شوند. اینجاست که جامعه‌شناسی، معنای «امید به زندگی» را تغییر می‌دهد.
طولانی‌تر شدن زندگی نشانه چیست؟
سازمان جهانی بهداشت میان «امید به زندگی» و «امید به زندگی سالم» تفاوت می‌گذارد. امید به زندگی سالم، سال‌هایی را اندازه می‌گیرد که فرد انتظار دارد در سلامت کامل یا نزدیک به سلامت کامل زندگی کند. طبق داده‌های WHO، امید به زندگی سالم در ایران در سال ۲۰۲۱ حدود ۶۴ سال بوده است؛ یعنی میان طول عمر کلی و سال‌های زندگی سالم فاصله قابل توجهی وجود دارد. این فاصله شاید یکی از مهم‌ترین واقعیت‌های اجتماعی امروز ایران باشد. جامعه‌ای ممکن است انسان‌هایی داشته باشد که تا ۷۸ یا حتی ۸۰ سالگی زندگی کنند، اما بخش قابل توجهی از سال‌های پایانی عمر را با بیماری، محدودیت حرکتی، مصرف دارو، فشار خون، انزوا یا وابستگی به خانواده بگذرانند. بنابراین پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که «چند سال عمر می‌کنیم؟»؛ پرسش مهم‌تر این است که «چند سال از این عمر را با کیفیت زندگی می‌کنیم؟». سبک زندگی ایرانی نیز طی دهه‌های اخیر تغییر کرده است. شهرنشینی گسترده، کاهش فعالیت بدنی، تغییر الگوی تغذیه، افزایش مصرف غذاهای آماده، استرس‌های اقتصادی و کاهش فرصت‌های فراغت، بدن و روان ایرانی را با چالش‌های تازه‌ای مواجه کرده‌اند. WHO بیماری‌های غیرواگیر، از جمله بیماری‌های قلبی، سکته، دیابت و سرطان را از مهم‌ترین عوامل مرگ در ایران معرفی می‌کند. بیماری ایسکمیک قلبی، سکته و دیابت در میان علل اصلی مرگ‌ومیر قرار دارند و سوانح جاده‌ای نیز همچنان سهم قابل توجهی دارند. اما این بیماری‌ها را نمی‌توان فقط مسئله‌ای پزشکی دانست. وقتی فردی ساعت‌های طولانی برای تأمین معاش کار می‌کند، فرصت ورزش ندارد؛ وقتی خانواده‌ای به دلیل فشار اقتصادی، تغذیه سالم را گران‌تر از غذای ارزان و پرکالری می‌بیند، انتخاب غذایی دیگر فقط یک انتخاب شخصی نیست؛ وقتی آلودگی هوا امکان پیاده‌روی و حضور در فضای عمومی را محدود می‌کند، سلامت فردی تحت تأثیر تصمیمات شهری و اقتصادی قرار گرفته است. از همین منظر، سلامت یک «مسئله اجتماعی» است.
سازمان جهانی بهداشت نیز تأکید می‌کند که عوامل اجتماعی تعیین‌کننده سلامت، تنها بیمارستان و پزشک نیستند؛ شرایطی که انسان در آن متولد می‌شود، رشد می‌کند، کار می‌کند، زندگی می‌کند و پیر می‌شود، بر سلامت و طول عمر او اثر می‌گذارند. نابرابری اقتصادی، آموزش، مسکن، شرایط کار و دسترسی به منابع از جمله این عوامل‌اند.
نقش سلامت و رفاه در طول عمر
یکی از مهم‌ترین نکات جامعه‌شناختی درباره امید به زندگی، رابطه آن با نابرابری است. ممکن است میانگین امید به زندگی یک کشور ۷۸ سال باشد، اما این عدد به این معنا نیست که همه شهروندان شانس یکسانی برای رسیدن به این سن دارند. محل زندگی، سطح درآمد، شغل، تحصیلات، دسترسی به خدمات درمانی و حتی کیفیت محیط زندگی می‌تواند تجربه افراد از سلامت و طول عمر را تغییر دهد. در چنین شرایطی، «امید به زندگی» یک میانگین ملی است، اما زندگی مردم میانگین نیست. یک شهروند مرفه ممکن است به پزشک متخصص، تغذیه مناسب، ورزش، تعطیلات، محیط زندگی سالم و خدمات مراقبتی دسترسی داشته باشد؛ در حالی که فردی در طبقات پایین‌تر ممکن است سال‌های بیشتری را صرف کار کند و سهم کمتری از زندگی را به سلامت اختصاص دهد. به همین دلیل، افزایش میانگین طول عمر به‌تنهایی نمی‌تواند نشانه کافی برای توسعه اجتماعی باشد. ایران در حوزه سلامت دستاوردهای مهمی داشته است، اما مرحله بعدی توسعه باید از «کاهش مرگ» به سمت «افزایش کیفیت زندگی» حرکت کند. اگر انسان سالم، انسانی است که از نشاط، آرامش، امکان مشارکت اجتماعی و توانایی تجربه زندگی برخوردار باشد، نمی‌توان سلامت را فقط در مراجعه به بیمارستان و دریافت دارو خلاصه کرد. شهر سالم، شهری است که مردم در آن بتوانند راه بروند، ورزش کنند، نفس بکشند، معاشرت کنند و از فضای عمومی استفاده کنند. خانواده سالم فقط خانواده‌ای نیست که بیمار کمتری دارد؛ خانواده‌ای است که اعضای آن امنیت اقتصادی و عاطفی بیشتری تجربه می‌کنند. سالمندی سالم نیز فقط به معنای زنده ماندن تا سنین بالا نیست؛ بلکه به معنای برخورداری از استقلال، ارتباط اجتماعی و شأن انسانی است. این نگاه، امید به زندگی را از یک شاخص آماری به یک مسئله حکمرانی تبدیل می‌کند. ایران امروز با یک دوگانه مهم روبه‌رو است: از یک سو، توانسته طول عمر مردم را نسبت به گذشته افزایش دهد؛ از سوی دیگر، سبک زندگی، بیماری‌های غیرواگیر، آلودگی هوا، سوانح، فشارهای اقتصادی و نابرابری‌های اجتماعی کیفیت بخشی از این سال‌های زندگی را تهدید می‌کنند. بنابراین شاید سؤال درست این نباشد که «ایران در رتبه امید به زندگی چندم است؟» سؤال مهم‌تر این است: ایرانی‌ها از سال‌هایی که به زندگی‌شان اضافه شده، چقدر فرصت زندگی کردن دارند؟ اگر قرار است هدف توسعه، فقط افزایش تعداد سال‌های عمر باشد، عدد ۷۸ سال می‌تواند خبر خوبی باشد. اما اگر هدف، ساختن جامعه‌ای سالم، بانشاط و برخوردار از کیفیت زندگی است، فاصله میان «عمر طولانی» و «زندگی باکیفیت» همان جایی است که سیاست‌گذاری اجتماعی ایران باید از آنجا آغاز شود.
منبع: آرمان نیوز
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.