به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز شاخص FTSE 100 در آغاز اوت ۲۰۲۶ در نقطهای قرار گرفته که همزمان دو تصویر متفاوت را در برابر سرمایهگذاران قرار میدهد. از یک سو، شاخص لندن پس از ثبت یک روند صعودی قدرتمند از کفهای مارس ۲۰۲۶، همچنان در نزدیکی بالاترین سطوح تاریخی خود معامله میشود و ساختار میانمدت و بلندمدت آن صعودی باقی مانده است. از سوی دیگر، نزدیکشدن قیمت به محدوده رکوردی و افزایش نشانههای اشباع خرید، احتمال شکلگیری یک فاز استراحت یا اصلاح کوتاهمدت را افزایش داده است.
FTSE 100 در پایان معاملات ۷ اوت در حوالی ۱۰,۹۰۱ قرار گرفت و با رشد ۰.۳۱ درصدی، در محدودهای میان ۱۰,۸۵۰ تا ۱۰,۹۶۰ نوسان داشت. عملکرد شاخص از ابتدای سال نیز حدود ۹ تا ۱۰ درصد مثبت بوده و قیمت در هفتههای اخیر بارها به محدوده سقفهای تاریخی نزدیک شده است؛ سقفهایی که در محدوده ۱۰,۹۳۵ تا ۱۰,۹۸۹ ثبت شدهاند. در نتیجه، اکنون مسئله اصلی برای بازار تنها ادامه روند صعودی نیست، بلکه توان شاخص برای عبور پایدار از مقاومتهای پیشرو و تبدیل رکوردهای جدید به سکوی صعود بعدی است.
سودآوری شرکتها، پشتوانه اصلی صعود FTSE 100
یکی از مهمترین تفاوتهای شرایط فعلی FTSE 100 با یک رشد صرفاً تکنیکال، حضور پشتوانه بنیادی قابلتوجه در سمت تقاضاست. برآوردهای تحلیلگران از ثبت رکورد سود تجمیعی پیش از کسر مالیات شرکتهای عضو شاخص در سالهای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ حکایت دارد. برآوردهای پیشین، سود پیش از مالیات سال ۲۰۲۶ را حدود ۲۹۱ میلیارد پوند نشان دادهاند و انتظار میرود این روند در سال ۲۰۲۷ نیز ادامه پیدا کند.
در سطح سود خالص، اجماع بازار از رشد حدود ۱۰ درصدی در سال ۲۰۲۶ و حدود ۸ درصدی در سال ۲۰۲۷ حکایت دارد؛ ارقامی که با نرخ رشد مرکب بلندمدت حدود ۸.۶ درصد نیز همخوانی دارند. علاوه بر سطح سودآوری، کیفیت گزارشهای مالی نیز برای بازار اهمیت دارد. تعداد شرکتهایی که در سال ۲۰۲۶ فراتر از انتظارات ظاهر شدهاند، از موارد ناامیدکننده بیشتر بوده و همین موضوع به بازنگریهای مثبت در برآورد سود کمک کرده است.
در چنین شرایطی، رشد FTSE 100 صرفاً ناشی از افزایش جریان نقدینگی به بازار سهام نیست. هنگامی که رشد قیمت سهام با افزایش سودآوری شرکتها همراه میشود، احتمال پایداری روند نیز افزایش پیدا میکند. البته این مزیت تا زمانی معتبر است که رشد سود شرکتها در نیمه دوم سال و سال ۲۰۲۷ نیز بتواند انتظارات کنونی را پوشش دهد؛ زیرا در سطوح رکوردی، کوچکترین نشانه از کاهش شتاب سودآوری میتواند نسبت ریسک به بازده را تغییر دهد.
سود نقدی و بازخرید سهام، تقاضای ساختاری را تقویت میکنند
یکی دیگر از پایههای بنیادی FTSE 100، جریان قابلتوجه بازده نقدی برای سهامداران است. برآورد اجماع بازار، سود نقدی عادی شرکتهای شاخص را در سال ۲۰۲۶ حدود ۸۸ تا ۸۹ میلیارد پوند میداند. بازده نقدی پیشرو نیز حدود ۳.۰ تا ۳.۴ درصد برآورد شده است؛ سطحی که در مقایسه با بسیاری از بازارهای توسعهیافته همچنان جذاب محسوب میشود.
در کنار سود نقدی، برنامههای بازخرید سهام نیز اهمیت زیادی دارند. برآوردهای قبلی مجموع بازده نقدی شرکتهای FTSE 100 از محل سود نقدی و بازخرید سهام را حدود ۱۲۵ میلیارد پوند یا نزدیک به ۴.۷ درصد ارزش بازار تخمین زدهاند. پوشش سود نقدی نیز همچنان در سطح سالمی، بالاتر از ۲ برابر، قرار دارد. بنابراین شرکتهای بزرگ شاخص نهتنها در حال تولید سود هستند، بلکه بخش قابلتوجهی از جریان نقدی خود را به سهامداران بازمیگردانند.
این ویژگی میتواند در دورههایی که رشد اقتصادی داخلی بریتانیا ضعیف است، نقش ضربهگیر داشته باشد. ساختار FTSE 100 بیش از آنکه به رشد مصرف داخلی بریتانیا وابسته باشد، به سودآوری شرکتهای بزرگ بینالمللی متکی است و همین موضوع موجب شده است ضعف اقتصاد داخلی الزاماً به افت متناسب شاخص منجر نشود.
ارزشگذاری پایینتر، فاصله FTSE 100 با بازارهای گرانتر را برجسته کرده است
در کنار رشد سود و سود نقدی، ارزشگذاری یکی از مهمترین استدلالهای بنیادی در حمایت از FTSE 100 است. نسبت قیمت به سود پیشرو در ارزیابیهای مختلف در محدوده پایین تا میانه دهه قرار داشته است؛ برای نمونه، برخی ارزیابیهای میانسال نسبت P/E حدود ۱۲.۶ برابر را نشان دادهاند، هرچند برخی سنجههای گستردهتر ارقامی نزدیک به ۱۶ برابر را مطرح میکنند.
این تفاوت در ارزشگذاری زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که FTSE 100 با شاخصهایی مانند S&P 500 مقایسه شود. بازار سهام بریتانیا همچنان در بسیاری از سنجهها با تخفیف نسبت به بخشهایی از بازارهای توسعهیافته معامله میشود. در برخی مدلهای ارزشگذاری مبتنی بر سود تقسیمی نیز ارزش منصفانه شاخص در اواسط سال حدود ۱۳,۳۰۰ برآورد شده بود؛ سطحی که فاصله محسوسی با قیمت فعلی دارد.
البته پایینبودن P/E بهتنهایی به معنای ارزندگی قطعی نیست. ترکیب بخشی FTSE 100 و حضور صنایع چرخهای و کالایی موجب میشود بخشی از این تخفیف ساختاری باشد. با این حال، اگر رشد سودآوری ادامه یابد و ریسکهای اقتصاد کلان کاهش پیدا کند، همین فاصله ارزشگذاری میتواند به یکی از مهمترین محرکهای بازگشت سرمایه به سهام بریتانیا تبدیل شود.
ترکیب شاخص، مزیتی فراتر از اقتصاد داخلی بریتانیا ایجاد کرده است
ساختار FTSE 100 نیز در توضیح عملکرد اخیر شاخص نقش اساسی دارد. بانکهایی مانند HSBC، Barclays، Lloyds و NatWest، شرکتهای انرژی مانند Shell و BP، غولهای معدنی و کالایی از جمله Rio Tinto و Glencore و همچنین شرکتهای صنعتی و دفاعی مانند Rolls-Royce و BAE بخش مهمی از وزن شاخص را تشکیل میدهند.
این ترکیب باعث شده FTSE 100 از یک سو نسبت به قیمت کالاها و چرخه جهانی اقتصاد حساس باشد و از سوی دیگر، کمتر از شاخصهایی که وزن بالایی در شرکتهای فناوری دارند، تحت تأثیر نوسانات سهام تکنولوژی قرار گیرد. در شرایطی که بازارهای جهانی با نوسانات مرتبط با سرمایهگذاری در هوش مصنوعی و ارزشگذاری شرکتهای فناوری مواجهاند، ساختار ارزشی و چرخهای FTSE 100 میتواند برای سرمایهگذاران نقش تنوعبخشی داشته باشد.
نکته مهمتر این است که حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد درآمدهای شرکتهای عضو FTSE 100 از خارج بریتانیا ایجاد میشود. بنابراین شاخص لندن را نمیتوان صرفاً بازتابی از وضعیت اقتصاد داخلی این کشور دانست. قیمت کالاها، شرایط اقتصاد جهانی، نرخ ارز، تقاضای بینالمللی و وضعیت بازارهای انرژی همگی میتوانند اثر قابلتوجهی بر سودآوری شرکتهای بزرگ شاخص داشته باشند.
سیاست پولی و تورم، همچنان متغیر تعیینکننده بازار هستند
در سمت اقتصاد کلان، بانک مرکزی انگلستان در تصمیم ژوئیه ۲۰۲۶ نرخ Bank Rate را در سطح ۳.۷۵ درصد نگه داشت. این تصمیم با رأی ۶ به ۳ اتخاذ شد و برخی اعضا همچنان خواهان افزایش نرخ بهره بودند. نرخ تورم نیز در ژوئن حدود ۲.۶ درصد گزارش شد و انتظار میرود به دلیل اثرات انرژی در ادامه سال ۲۰۲۶ بهطور موقت افزایش پیدا کند و سپس کاهش یابد.
این وضعیت برای FTSE 100 دو اثر متفاوت دارد. از یک سو، نرخهای بهره بالا میتوانند هزینه تأمین مالی را افزایش داده و ارزشگذاری سهام را محدود کنند. از سوی دیگر، کاهش تدریجی تورم و احتمال تغییر مسیر سیاست پولی در افق میانمدت میتواند فضای مساعدتری برای داراییهای ریسکی ایجاد کند.
اقتصاد بریتانیا همچنان با رشد ضعیف در برخی بخشها روبهروست، هرچند نشانههایی از بهبود در برخی شاخصها دیده میشود. بازگشت PMIها به محدوده انبساط، بهبود اعتماد مصرفکننده و کاهش سرعت رشد دستمزدها از جمله این نشانهها هستند. با این حال، ریسکهای سیاسی و مالی همچنان پابرجاست و نوسانات قیمت انرژی نیز میتواند مسیر تورم و سیاست پولی را تغییر دهد.
ساختار صعودی هنوز پابرجاست، اما شاخص به منطقه تصمیم نزدیک شده است
از منظر تکنیکال، تصویر میانمدت و بلندمدت FTSE 100 همچنان صعودی است. قیمت در حال حاضر بالاتر از میانگینهای متحرک ۵، ۱۰، ۲۰، ۵۰، ۱۰۰ و ۲۰۰ روزه قرار دارد و این آرایش، قدرت روند اصلی را تأیید میکند. میانگین متحرک ۲۰ روزه در حوالی ۱۰,۷۳۲، میانگین ۵۰ روزه حدود ۱۰,۵۶۴ و میانگین ۲۰۰ روزه نزدیک به ۱۰,۲۴۸ قرار گرفتهاند.
همزمان، تقاطعهای ۵ و ۲۰ روزه، ۲۰ و ۵۰ روزه و ۵۰ و ۲۰۰ روزه همگی سیگنال صعودی دارند. بهخصوص باقیماندن قیمت بالاتر از میانگین ۲۰۰ روزه نشان میدهد ساختار بلندمدت هنوز تحت کنترل خریداران است. با این حال، فاصله قابلتوجه قیمت از میانگینهای بلندمدت نشان میدهد بازار در کوتاهمدت میتواند مستعد استراحت یا اصلاح باشد.
در چنین شرایطی، مقاومت ۱۰,۹۳۵ تا ۱۰,۹۵۰ نخستین مانع جدی برای ادامه حرکت است. عبور پایدار از این محدوده میتواند راه را برای آزمون سطح روانی ۱۱,۰۰۰ باز کند؛ سطحی که در برخی تحلیلهای موجی نیز بهعنوان هدف مهم صعودی مطرح شده است. باند بالایی بولینگر نیز در حوالی ۱۱,۰۳۹ قرار دارد و نشان میدهد محدوده ۱۱ هزار واحد با یک ناحیه تکنیکی مهم همپوشانی دارد.
مومنتوم صعودی است، اما نشانههای اشباع خرید افزایش یافتهاند
اندیکاتورهای مومنتوم نیز ترکیبی از قدرت روند و افزایش احتیاط را نشان میدهند. RSI(14) در محدوده ۶۶ تا ۶۷ قرار دارد؛ سطحی که قدرت خریداران را تأیید میکند، اما هنوز به شکل افراطی وارد منطقه اشباع خرید نشده است. در مقابل، MACD همچنان مثبت و صعودی است و مقدار آن حدود ۱۰۲ گزارش شده است.
در سوی دیگر، شاخص Stochastic در حوالی ۸۶ قرار دارد و Williams %R نیز در محدوده اشباع خرید قرار گرفته است. این ترکیب نشان میدهد که اگرچه روند اصلی همچنان قدرتمند است، اما بخشی از ظرفیت رشد کوتاهمدت میتواند پیشتر مصرف شده باشد. در نتیجه، ناتوانی شاخص در عبور از سقفهای اخیر لزوماً به معنای آغاز یک روند نزولی جدید نیست و میتواند صرفاً مرحلهای برای جذب عرضه در نزدیکی سقف تاریخی باشد.
ADX نیز در محدوده ۲۸ تا ۲۹ قرار دارد که از یک روند متوسط تا نسبتاً قدرتمند حکایت میکند. در همین حال، ATR نشاندهنده سطح نسبتاً پایین نوسان در دوره اخیر است. ترکیب روند قوی با کاهش نوسان معمولاً میتواند مقدمه حرکت بزرگتری باشد؛ مسئله اصلی در این مرحله جهت شکست محدوده فشرده کنونی است.
محدوده ۱۰,۸۵۰ تا ۱۰,۹۵۰، مرز میان ادامه صعود و استراحت بازار
در سمت حمایت، محدوده ۱۰,۸۵۰ تا ۱۰,۸۶۰ نخستین ناحیه مهم برای ارزیابی قدرت خریداران است. شکست این محدوده میتواند شاخص را به سمت ۱۰,۷۵۰ هدایت کند؛ سطحی که پیشتر نقش مقاومت داشته و اکنون میتواند به حمایت تبدیل شود. در صورت عمیقترشدن اصلاح، ناحیه ۱۰,۵۰۰ از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد بود و با خط روند و ساختار اصلی حرکت همپوشانی دارد.
باند پایینی بولینگر در حوالی ۱۰,۴۲۶ قرار گرفته و حمایتهای عمیقتر نیز در محدوده ۱۰,۴۰۰ تا ۱۰,۱۱۳ دیده میشوند. بنابراین حتی یک اصلاح قابلتوجه در کوتاهمدت لزوماً ساختار صعودی میانمدت را تخریب نمیکند، مگر آنکه فشار فروش به شکلی پایدار حمایتهای کلیدی را بشکند.
در مقابل، تثبیت بالای ۱۰,۹۵۰ و سپس عبور از ۱۱,۰۰۰ میتواند سناریوی صعودی جدیدی را فعال کند. در این حالت، شکست سقفهای تاریخی تنها یک حرکت روانی نخواهد بود، بلکه میتواند نشانه ورود شاخص به مرحلهای باشد که کشف قیمت در آن اهمیت بیشتری پیدا میکند.
ریسک اصلاح کوتاهمدت با چشمانداز میانمدت صعودی در تعارض نیست
برخی تحلیلهای موجی پیشتر سطح ۱۱,۰۰۰ را هدف شکست مقاومت میدانستند، در حالی که ارزیابیهای جدیدتر نسبت به احتمال برگشت از محدوده ۱۰,۹۵۰ به سمت ۱۰,۷۵۰ هشدار دادهاند. این دو سناریو در واقع الزاماً متناقض نیستند. بازار میتواند در کوتاهمدت اصلاح کند، اما تا زمانی که حمایتهای اصلی حفظ شوند، ساختار صعودی میانمدت همچنان معتبر باقی میماند.
در شرایط فعلی، مهمترین نشانه برای تغییر تصویر تکنیکال، نه صرفاً یک افت روزانه، بلکه شکست حمایتهای متوالی ۱۰,۸۵۰ تا ۱۰,۷۵۰ خواهد بود. در مقابل، تثبیت بالای ۱۰,۹۵۰ تا ۱۱,۰۰۰ میتواند فشار عرضه را جذب کرده و مسیر صعودی را دوباره فعال کند.
از منظر بنیادی نیز ادامه رشد سود شرکتها، قدرت قیمت کالاها، افزایش انتظارات برای کاهش نرخ بهره در افقهای بعدی و بازنگری مثبت در ارزشگذاری سهام بریتانیا میتوانند بهعنوان محرکهای صعودی عمل کنند. در طرف مقابل، جهش قیمت انرژی، بازگشت تورم، افزایش نرخ بهره، شوکهای سیاسی و مالی، رکود جهانی یا حرکت گسترده سرمایه به سمت داراییهای کمریسک از مهمترین تهدیدهای مسیر شاخص هستند.
جمعبندی؛ FTSE 100 در آستانه آزمون سقفهای تاریخی
FTSE 100 در حوالی ۱۰,۹۰۱، هم از منظر بنیادی و هم از منظر تکنیکال در موقعیتی نسبتاً قدرتمند قرار دارد. سودآوری رکوردی، رشد مورد انتظار سود خالص، سودهای نقدی حدود ۸۸ تا ۸۹ میلیارد پوند، بازخرید سهام، پوشش سود بالاتر از ۲ برابر و ارزشگذاری پایینتر نسبت به بسیاری از بازارهای توسعهیافته، پایه بنیادی قابلتوجهی برای ادامه مسیر ایجاد کردهاند.
از منظر تکنیکال نیز قرارگرفتن شاخص بالاتر از تمام میانگینهای متحرک اصلی، MACD مثبت، RSI حدود ۶۶ تا ۶۷ و ADX حدود ۲۸ تا ۲۹ از تداوم قدرت روند خبر میدهند. با این حال، Stochastic حدود ۸۶، نزدیکی قیمت به باند بالایی بولینگر در محدوده ۱۱,۰۳۹ و مقاومت ۱۰,۹۳۵ تا ۱۰,۹۵۰ نشان میدهد بازار در کوتاهمدت با ریسک استراحت و اصلاح مواجه است.
در نهایت، محدوده ۱۰,۹۵۰ تا ۱۱,۰۰۰ را میتوان مهمترین منطقه تصمیم برای FTSE 100 در ادامه مسیر دانست. شکست و تثبیت بالای این محدوده، چشمانداز دستیابی به سطوح بالاتر را تقویت میکند؛ در حالی که شکست حمایتهای ۱۰,۸۵۰ تا ۱۰,۷۵۰ احتمال اصلاح عمیقتر را افزایش خواهد داد. تا زمانی که حمایتهای اصلی در محدوده ۱۰,۱۰۰ تا ۱۰,۴۰۰ حفظ شوند، تصویر میانمدت شاخص همچنان سازنده باقی میماند، هرچند نوسانات ناشی از سیاست پولی، انرژی و ریسکهای اقتصاد جهانی میتواند مسیر حرکت را پرنوسان نگه دارد.















نظرات کاربران