به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، صنعت بیمه عمر در اقتصاد ایران این روزها با یک پارادوکس آشکار روبهرو شده است. از یکسو شرکتهای بیمه میکوشند بیمههای زندگی را گسترش دهند و منابع بلندمدت جذب کنند. از سوی دیگر، بخشی از بیمهگذاران فعلی در تصمیم خود برای ادامه این قراردادها تجدیدنظر کردهاند.
علت اصلی این بازنگری روشن است؛ تورم بالای چند سال اخیر، ارزش واقعی پسانداز داخل بیمهنامههای عمر را کاهش داده است. بررسی صورتهای مالی برخی شرکتهای بیمه خصوصی نشان میدهد رشد اندوخته این قراردادها همگام با رشد قیمتها پیش نرفته است. برای خانوادهای که سالها حق بیمه پرداخته، این یعنی قدرت خرید نهایی اندوخته کمتر از انتظار اولیه است.
چرا بیمهگذاران دلزده شدهاند؟
بیمه عمر معمولاً ترکیبی از پوشش حمایتی و یک حساب اندوخته است. بخشی از حق بیمه پرداختی صرف پوشش ریسک میشود و باقیمانده با نرخ سود تضمینی در حساب اندوخته بیمهگذار انباشته میشود. مشکل از جایی آغاز میشود که این نرخ سود تضمینی فاصله محسوسی با نرخ تورم عمومی دارد؛ اندوخته اسمی رشد میکند اما ارزش واقعی آن رو به کاهش است.
در چنین شرایطی، طلا و سپرده بانکی به دو گزینه جایگزین در ذهن بیمهگذاران تبدیل شدهاند. طلا به دلیل همبستگی تاریخی با تورم و نرخ ارز، معمولاً بهعنوان ابزار حفظ ارزش شناخته میشود. سپرده بانکی نیز نقدشوندگی بالاتر و امکان برداشت زودهنگام را ارائه میدهد؛ مزیتی که در قراردادهای بلندمدت بیمه عمر معمولاً غایب است.
پیامد برای صنعت بیمه و خانوار
این جابهجایی سرمایه برای صنعت بیمه بیاثر نیست. بیمههای عمر یکی از معدود ابزارهایی هستند که منابع مالی بلندمدت را برای سرمایهگذاری در اختیار شرکتهای بیمه قرار میدهند. کاهش تمایل به تمدید یا خرید این قراردادها میتواند رشد آتی این منابع را کند کند و برنامه توسعه بیمههای زندگی را با چالش روبهرو سازد.
برای بیمهگذاران، این وضعیت یک پرسش عملی به همراه دارد؛ آیا ادامه قرارداد فعلی همچنان بهصرفه است یا باید ترکیب دارایی خانوار بازبینی شود؟ پاسخ به این پرسش به شرایط مالی هر خانواده، افق زمانی هدف و میزان نیاز به پوشش حمایتی بستگی دارد و نمیتوان یک نسخه واحد برای همه در نظر گرفت.















نظرات کاربران