حسین قیدر / مسئله اما فقط این نیست که قیمت بنزین افزایش پیدا میکند یا نه. مسئله مهمتر، شیوه مواجهه سیاستگذار با جامعه است. وقتی مردم از منابع رسمی اطلاعات روشن و بهموقع دریافت نمیکنند، فضای خالی اطلاعاتی به سرعت با شایعه، گمانهزنی و روایتهای غیررسمی پر میشود. هر عددی که درباره نرخ آینده بنزین منتشر میشود، میتواند به انتظارات تورمی دامن بزند و حتی پیش از اجرای هر تصمیمی، رفتار اقتصادی مردم و بازار را تغییر دهد.بنزین در اقتصاد ایران یک کالای معمولی نیست. این سوخت با حملونقل، تولید، توزیع کالا، خدمات، سفرهای روزانه و هزینه زندگی خانوارها ارتباط مستقیم دارد. به همین دلیل، هر خبر درباره قیمت آن میتواند آثار روانی و اقتصادی گستردهای ایجاد کند. مردم به محض شنیدن احتمال افزایش نرخ بنزین، فقط درباره هزینه سوخت خود فکر نمیکنند؛ نگرانی آنها به قیمت مواد غذایی، کرایه تاکسی، حملونقل بار، خدمات و هزینههای روزمره نیز کشیده میشود.در چنین شرایطی، حتی اگر هنوز تصمیم قطعی برای افزایش قیمت گرفته نشده باشد، شایعه میتواند آثار یک تصمیم واقعی را تا حدودی در ذهن جامعه ایجاد کند. شایعه چگونه به ابزار فشار اقتصادی تبدیل میشود؟در اقتصادهای بیثبات، انتظارات نقش بسیار مهمی در رفتار مردم و فعالان اقتصادی دارند. وقتی جامعه انتظار افزایش قیمت یک کالای مهم را داشته باشد، بخشی از مردم ممکن است خرید خود را جلو بیندازند، فروشندگان قیمتهای خود را زودتر افزایش دهند و تولیدکنندگان نیز هزینههای احتمالی آینده را در محاسبات خود وارد کنند.بنزین به دلیل نقش گستردهای که در اقتصاد دارد، ظرفیت بالایی برای ایجاد چنین موجی دارد. یک شایعه درباره افزایش قیمت سوخت میتواند از شبکههای اجتماعی و رسانهها آغاز شود و در مدت کوتاهی به گفتوگوی عمومی تبدیل شود. پس از آن، حتی تکذیب رسمی نیز الزاماً نمیتواند اثر اولیه خبر را بهسرعت از بین ببرد.مشکل زمانی جدیتر میشود که شایعات به صورت مکرر تکرار شوند. امروز صحبت از یک نرخ، فردا از نرخ دیگری و روز بعد از اجرای یک مدل جدید قیمتگذاری. این وضعیت جامعه را در حالت انتظار دائمی قرار میدهد. مردم نمیدانند باید برای چه قیمتی برنامهریزی کنند و کسبوکارها نیز نمیتوانند هزینههای آینده خود را به شکل دقیق برآورد کنند.خانواری که احتمال افزایش هزینه سوخت را جدی میگیرد، ممکن است بخشی از خریدهای خود را جلو بیندازد. رانندهای که نگران افزایش هزینه سوخت است، احتمالاً نرخ خدمات خود را بازبینی میکند. تولیدکننده نیز ممکن است هزینه حملونقل آینده را در قیمت محصول لحاظ کند. بنابراین، حتی بدون تغییر رسمی نرخ بنزین، انتظارات ناشی از شایعات میتواند بر رفتار اقتصادی اثر بگذارد.این وضعیت از منظر سیاستگذاری بسیار مهم است. اگر دولت تصمیمی برای اصلاح قیمت سوخت دارد، باید آن را در قالب یک برنامه شفاف و قابل توضیح برای مردم مطرح کند، نه اینکه جامعه از طریق مجموعهای از اخبار غیررسمی و گمانهزنیها با آن مواجه شود.
مردم از افزایش قیمت نمیترسند؛ از بیخبری میترسند
یکی از مهمترین دلایل حساسیت جامعه نسبت به بنزین، تجربه شوکهای اقتصادی گذشته است. هر تغییر ناگهانی در قیمت یک کالای پایه میتواند آثار زنجیرهای ایجاد کند. بنابراین طبیعی است که مردم نسبت به خبرهای مربوط به بنزین واکنش نشان دهند.اما میان «اطلاعرسانی درباره یک تصمیم اقتصادی» و «ایجاد فضای شایعه» تفاوت بزرگی وجود دارد.در اطلاعرسانی رسمی، مردم باید بدانند تصمیم چیست، چرا گرفته شده، از چه زمانی اجرا میشود، چه گروههایی تحت تأثیر قرار میگیرند و برای کاهش فشار بر خانوارها چه تمهیداتی در نظر گرفته شده است. در مقابل، شایعه فقط یک عدد یا یک ادعای مبهم را مطرح میکند و بخش مهمتر ماجرا، یعنی پیامدها و سیاستهای جبرانی، نامشخص باقی میماند.اگر قرار باشد نرخ بنزین تغییر کند، جامعه باید پیش از اجرای تصمیم، درباره منطق آن، وضعیت تولید و مصرف، میزان کسری، هزینه واردات، برنامه کنترل مصرف و نحوه حمایت از اقشار آسیبپذیر اطلاعات کافی داشته باشد. مردم باید احساس کنند که با آنها درباره یک تصمیم مهم اقتصادی صحبت شده است، نه اینکه ابتدا شایعات منتشر شوند و بعد از شکلگیری فشار اجتماعی، اطلاعرسانی رسمی آغاز شود.از طرف دیگر، استفاده از رسانهها برای سنجش واکنش جامعه نسبت به قیمتهای مختلف نیز میتواند اعتماد عمومی را آسیبپذیر کند. اگر چند عدد متفاوت در رسانهها مطرح شود و هر بار مسئولان بخشی از آن را تکذیب یا اصلاح کنند، مخاطب بهتدریج نسبت به اخبار رسمی نیز دچار تردید میشود.این مسئله در اقتصاد تورمی اهمیت بیشتری دارد. اعتماد یکی از سرمایههای اصلی سیاستگذاری اقتصادی است و از دست رفتن آن هزینه سنگینی دارد.
اصلاح قیمت یا مدیریت افکار عمومی؟
تردیدی نیست که ناترازی بنزین و رشد مصرف، مسائلی واقعی هستند و نمیتوان آنها را برای همیشه نادیده گرفت. افزایش مصرف، هزینههای تأمین سوخت، فشار بر منابع ارزی و مشکلات مربوط به قاچاق و اتلاف، همگی ضرورت اصلاح سیاست انرژی را مطرح میکنند. اما اصلاح سیاست انرژی با آمادهسازی روانی جامعه از طریق شایعات تفاوت دارد.اگر قیمت سوخت نیازمند اصلاح است، این اصلاح باید بخشی از یک برنامه جامع باشد. افزایش نرخ بهتنهایی نمیتواند مشکلات ساختاری مصرف بنزین را حل کند. کیفیت خودروها، توسعه حملونقل عمومی، نوسازی ناوگان، مدیریت مصرف، کاهش اتلاف، مقابله با قاچاق و افزایش بهرهوری نیز باید همزمان مورد توجه قرار گیرد.در غیر این صورت، ممکن است افزایش قیمت تنها به افزایش هزینه خانوار منجر شود، بدون آنکه ریشههای ناترازی به شکل پایدار حل شوند.از سوی دیگر، آثار تورمی افزایش قیمت سوخت باید پیش از هر تصمیم بهطور جدی بررسی شود. اگر هزینه حملونقل افزایش یابد، بخشی از این هزینه میتواند به کالاها و خدمات منتقل شود. در شرایطی که قدرت خرید خانوارها تحت فشار است، این مسئله میتواند فشار بیشتری بر دهکهای پایین درآمدی وارد کند.بنابراین هر اصلاح قیمتی باید همراه با سیاستهای حمایتی مشخص باشد.حمایت از اقشار ضعیف نباید صرفاً در قالب وعدههای کلی مطرح شود. باید روشن باشد که رانندگان، کارگران، خانوارهای کمدرآمد، ساکنان مناطق کمبرخوردار و افرادی که وابستگی بیشتری به خودرو دارند، چگونه از آثار افزایش هزینهها مصون میمانند.همچنین لازم است سیاستگذار درباره منابع حاصل از اصلاح قیمت نیز شفاف باشد. اگر مردم بدانند منابع جدید قرار است صرف توسعه حملونقل عمومی، نوسازی ناوگان، کاهش مصرف، حمایت از خانوارهای آسیبپذیر یا سرمایهگذاری در زیرساختهای انرژی شود، احتمال پذیرش اجتماعی سیاست افزایش خواهد یافت.اما اگر جامعه فقط «افزایش قیمت» را ببیند و درباره سرنوشت منابع حاصل از آن اطلاعی نداشته باشد، طبیعی است که نسبت به تصمیم بدبین شود.در نهایت، مسئله اصلی بنزین فقط قیمت آن نیست؛ مسئله اعتماد است. سیاستگذار اگر میخواهد اصلاحات اقتصادی را پیش ببرد، باید افکار عمومی را با اطلاعات دقیق همراه کند، نه با شایعات و اخبار متناقض.جامعهای که هر روز با یک خبر جدید درباره قیمت بنزین مواجه میشود، نهتنها برای تصمیم احتمالی آماده نمیشود، بلکه به تدریج دچار فرسودگی روانی و بیاعتمادی میشود. این وضعیت میتواند حتی هزینه اجرای سیاست درست را نیز افزایش دهد.اگر قرار است نرخ بنزین تغییر کند، باید شفاف و مسئولانه اعلام شود. اگر قرار نیست تغییر کند، باید با اطلاعات روشن و مستند، به شایعات پایان داده شود. ادامه دادن وضعیت مبهم و اجازه دادن به انتشار اعداد و سناریوهای مختلف، نه اصلاح اقتصادی است و نه اطلاعرسانی.مردم حق دارند بدانند چه تصمیمی گرفته شده، چرا گرفته شده و هزینه آن بر دوش چه کسانی خواهد بود. آمادهسازی افکار عمومی اگر به معنای گفتوگوی شفاف با مردم باشد، میتواند به فهم بهتر اصلاحات کمک کند؛ اما اگر به معنای انتشار شایعه برای سنجش واکنش جامعه باشد، نتیجه آن احتمالاً چیزی جز افزایش اضطراب، بیاعتمادی و التهاب اقتصادی نخواهد بود.















نظرات کاربران