به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز و به نقل از ماینینگ، در اوایل سال ۲۰۲۶ میلادی نخستین کشتی حامل سنگآهن پرعیار از رشتهکوه سیماندو در غرب آفریقا، در یکی از بندرهای شرق چین پهلو گرفت. این رویداد در نگاه نخست یک خبر صنعتی معمولی به نظر میرسید، اما نشانه شکلگیری یک زنجیره تأمین کاملاً تازه در سطح جهانی بود.
اهمیت این رویداد از آنجا ناشی میشود که صنعت فولاد سبز در غرب به شدت به سنگآهن فوقخالص وابسته است، در حالی که بیشتر ذخایر شناختهشده جهان چنین عیاری ندارند. با ورود چین به عنوان سرمایهگذار اصلی زیرساختهای سیماندو، بخش بزرگی از این منبع کمیاب در مسیر صنایع چینی قرار گرفته است، روندی که میتواند بر قیمت سنگآهن و رقابت صنعت فولاد جهانی اثر بگذارد.
چرا سنگآهن معمولی برای فولاد سبز کافی نیست
طی دهههای گذشته، صنعت فولاد جهان عمدتاً به سنگآهنهای کمعیار با میانگین ۳۰ تا ۳۵ درصد آهن متکی بوده است. تبدیل این ماده خام به تیرآهن یا ورق فولادی در کورههای بلند سنتی، نیازمند سوزاندن حجم بالایی از زغالسنگ ککشو است؛ به همین دلیل صنعت فولادسازی حدود ۸ درصد از کل انتشار کربن جهان را به خود اختصاص میدهد. راهحل پیشنهادی غرب، فناوری احیای مستقیم آهن با هیدروژن همراه با کورههای قوس الکتریکی است، اما این فناوری تنها با سنگآهنی با عیار بالای ۶۷ درصد و ناخالصی بسیار پایین کار میکند. بر پایه این گزارش، همین یک محدودیت حدود ۹۶ درصد از کل تولید فعلی سنگآهن جهان را بدون فرآوری پرهزینه اضافی از چرخه فولاد سبز خارج میکند.
سیماندو و ورود سرمایه چین به گینه
سیماندو رشتهکوهی به طول ۱۱۰ کیلومتر در شرق گینه است که به گفته نویسنده این یادداشت، یک رخداد زمینشناختی کمنظیر به شمار میرود. طی صدها میلیون سال، فرسایش استوایی و حرکات زمینساختی، ناخالصیهای اطراف را از بین برده و میلیاردها تن هماتیت با عیار بالای ۶۵ درصد آهن باقی گذاشته است. با این حال، این ذخیره برای بیش از ۲۵ سال در ارتفاع ۱٬۶۰۰ متری یک منطقه دورافتاده باقی ماند، زیرا توسعه آن به بیش از ۲۰ میلیارد دلار سرمایه اولیه برای احداث خطآهن ۶۰۰ کیلومتری و بندر آبعمیق نیاز داشت. در نهایت، کنسرسیومهای دولتی چین از جمله بائوو و چاینالکو، در کنار شرکت معدنی ریو تینتو، بخش عمده این تأمین مالی را بر عهده گرفتند.
پیامدهای راهبردی برای بازار جهانی سنگآهن
بر اساس این تحلیل، چین با تأمین مالی این زیرساخت به سه هدف دست یافته است؛ کاهش وابستگی به زنجیره تأمین دریایی استرالیا و برزیل، تصاحب سهم تعیینکننده در یکی از گلوگاههای آینده فولاد سبز، و ایجاد جای پای بلندمدت در مسیر اتصال منابع معدنی گینه به اقیانوس اطلس. نویسنده هشدار میدهد که سیاستگذاران غربی سالها روی توسعه فناوری کمکربن سرمایهگذاری کردهاند، اما مواد خام لازم برای تغذیه آن را نادیده گرفتهاند. به باور او، تجربه سیماندو نشان میدهد گذار انرژی به معدن، خطآهن، بندر و شرایط زمینشناختی مناسب نیاز دارد و صرفاً با تخصیص بودجه محقق نمیشود.















نظرات کاربران