همشهری آنلاین -سحر جعفریان عصر: در دنیای انیمیشن، وقتی دست کارآگاه گجت برای هر موقعیتی یک ابزار عجیب از آستین بیرون میآورد، کسی نمیپرسید واقعا کاربردی دارد یا نه. حالا سالها گذشته و ابزارهایی شبیه ابزار کارآگاه گجت در هزار توی فضای مجازی، ویترین فروشگاهها و سبد خرید شماری از مشتریان جای گرفته است؛ گجتهایی کوچک و بزرگ که گاهی قبل از اینکه نیازشان در بازار پدید آید، میلشان عرضه شدهاست؛ از حلقههایی که میزان عشق زوجها را میسنجند تا پشهپرانهای هوشمند، حیوانات خانگی شبیهسازیشده و ساعتهایی که برای بیدارکردن صاحبشان فرار میکنند. این روزها بازار گجتها پر شده از ابزارکهایی که مرز میان کاربرد، سرگرمی و ضرورتشان از مو باریکتر است. گجتبازها امروز فقط خریداران یک وسیله نیستند؛ بخشی از یک فرهنگ تازهاند؛ فرهنگی که در آن یک ویدئوی بازکردن جعبه محصول، میتواند میلیونها بار دیده شود؛ یک معرفی کوتاه، یک محصول ناشناخته را به فهرست خرید تبدیل کند و یک ابزار کوچک، بیش از کارکردش، درباره سبک زندگی صاحبش حرف بزند.
۶۳میلیون تومان برای سنجشعشق
کمی بعد از جستوجوی چند دقیقهای میان فهرست مشاهده محصولات در یکی از فروشگاههای معروف اینترنتی گجت با فهرستی از ابزارکهای هوشمند غیرضروری مواجه میشویم. گجت حلقه عشق با توجه به آمار بازدید و نظردهی کاربران صدر این فهرست خاص قرار میگیرد که مدیران فنی فروشگاه در شرح کارایی آن درج کردهاند: «اکسسوری هوشمند؛ طراحی زیبا، مینیمال و سبک، مجهز به حسگرهای پیشرفته ویژه پردازش کمی و کیفی علاقه زوجین نسبت به هم... باتری لیتیومی، ضدآب، ردیاب سلامت بدنی، دارای گارانتی و ...» توضیح یکخطی عملکرد حلقه این است که با نزدیکشدن زوجین به هم، اعلان حسگرهای حلقه از ضربان قلب تا غلیان احساسات ناشی از ترشح هورمون اکسیتوسین (عشق) از طریق اپلیکیشن نصب شده روی گوشی همراه فرد مقابل به صدا درمیآید. ۶۳میلیون تومان، قیمت این حلقه گجتی است که کاربری در واکنش به آن نوشته: «کاری به گرونیش ندارم، حتی کاری به درست و غلطبودن قابلیت سیستم پردازش احساساتش هم ندارم. فقط بگید خب که چی؟ یعنی بدون این گجت پوشیدنی، خودتون نمیتونید تشخیص بدید کجای زندگی همید!» یا کاربر دیگر که نوشته: «احیانا از سندروم عاطفی رنج میبرید؟» در نوار ثبت نظرات، نشانکهایی مانند قلب قرمز و لایک، بسیارند که خود گواه فراوانی کاربران گجتدوست است. کاربری هم از تجربه آخرین خرید گجتیاش گفته: «میدونستم خیلی لازم نیست و کارایی ویژهای نداره ولی خب، حس متفاوتی به آدم میداد؛ مثل همین حلقه هوشمند!»
فناوری گجتی یا نیازسازی گجتی؟
حیوان خانگی هوشمند برای گجتبازان تنها
سیگنال گجتهای فانتزی به مشتریان خاص
حالا گجتها دیگر فقط یک ابزار نیستند، به بخشی از سبک زندگی، سرگرمی و هویت دیجیتال کاربران خود تبدیل شدهاند. این را محمد یکی از فروشندگان ابزارکهای مکانیکی و هوشمند در بازار چهارسو (خیابانحافظ) میگوید و ادامه میدهد: «توی این چند سال اخیر که بازار چهارسو بهعنوان مرکز تخصصی فروش گجت، پاخور پیدا کرده طیف مشتریان هم متنوعتر شده؛ از بچههای ۶-۵ساله تا سن و سالدارهای ۶۰-۵۰ساله.» درویشی به سؤال چرا گجت میفروشد هم پاسخ میدهد: «حتی با وجود ممنوعیت واردات بعضیهاشون، تحریم و جنگزدگی، بازار خوبی داره. اگه بپرسی چرا بازار خوبی؟ باید بگم چون فروشپذیریشون بهخاطر کاربردشون نیست؛ بیشتر بهخاطر حسیه که به کاربراشون میدن.»
در ارتباط با گفتههای این فروشنده که میان اغلب فروشندگان بورس چهارسو و بازارهای محلی گجت، مشترک است علیرضا یعقوبی، روانشناس و مشاور کسبوکار نیز میگوید: «در اقتصاد رفتاری و بازاریابی، محصول میتونه ارزش مبادلهای، نمادین، لذتگرایانه، هویتی یا روایی داشتهباشه؛ حتی اگه ارزش عملکردیش پایین و هزینهاش گرون باشه. بازار گجتای فانتزی معمولا بر پایه تبلیغ در شبکههای اجتماعی و اثرگذاری بلاگرای تکنولوژی شکل میگیره که مدرن، نمایشی، لوکس و کنجکاویبرانگیز بودنشون هم مزید بر علته.» یعقوبی میافزاید: «البته خیلی از مشتریا تحتتأثیر سیگنال ترندبودن یه محصول، دچار خرید هیجانی میشن. در واقع تقاضای گجتا به احساس قویشون هست نه کاربرد قوی.» او در پایان اشارهای به عملکرد سیستم پاداش میکند: «مغز انسان همیشه بعد از دریافت فایده واقعی خوشحال نمیشه. بعضی وقتا یه تجربه لذتبخش هم میتونه دوپامین (هورمون شادی) رو در مغز بچرخونه.» با این همه، مشتریان از سر تجربه متفاوت، کنجکاوی، تعلق اجتماعی، پرستیژ و حتی مقابله با تنهایی، همچنان به خرید گجتهای غیرضروری وفادارند و پرسش مرز نیاز و بازار کجاست؟ درباره آنها بیپاسخ ماندهاست.















نظرات کاربران