خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
دلار در کانال ۲۷۱ هزار تومان؛ طلا و سکه با افت اونس جهانی کاهش یافتند

دلار در کانال ۲۷۱ هزار تومان؛ طلا و سکه با افت اونس جهانی کاهش یافتند

بانک مرکزی چگونه از کنترل شبکه بانکی برای اعمال قدرت در بازار رمزارزها استفاده می‌کند؟ تنظیم‌گری رمزارزها از مسیر درگاه پرداخت

بانک مرکزی چگونه از کنترل شبکه بانکی برای اعمال قدرت در بازار رمزارزها استفاده می‌کند؟ تنظیم‌گری رمزارزها از مسیر درگاه پرداخت

بازار - ۱۴۰۵.۰۸.۰۶

بازار - ۱۴۰۵.۰۸.۰۶

نرخ حقیقی ارز در مهر ۱۴۰۵ به رکورد مهر ۱۳۹۹ نزدیک شد

نرخ حقیقی ارز در مهر ۱۴۰۵ به رکورد مهر ۱۳۹۹ نزدیک شد

قیمت دلار همه ماجراست؟

قیمت دلار همه ماجراست؟

افت دلار ۶۰ درصد صندوق‌های طلا را نزولی کرد؛ ۲۹۷ میلیارد تومان خارج شد

افت دلار ۶۰ درصد صندوق‌های طلا را نزولی کرد؛ ۲۹۷ میلیارد تومان خارج شد

دنده عقب صندوق های طلا با افت قیمت دلار / ورود 7.5 همت پول حقیقی به درآمد ثابت‌ها

دنده عقب صندوق های طلا با افت قیمت دلار / ورود 7.5 همت پول حقیقی به درآمد ثابت‌ها

قیمت دلار چه تاثیری بر قیمت طلا در ایران دارد؟

قیمت دلار چه تاثیری بر قیمت طلا در ایران دارد؟

بانک جهانی قیمت انرژی در ۲۰۲۶ را ۳۲ درصد گران‌تر پیش‌بینی کرد

بانک جهانی قیمت انرژی در ۲۰۲۶ را ۳۲ درصد گران‌تر پیش‌بینی کرد

پیش‌بینی قیمت دلار؛ احتمال افت تا ۲۶۶ هزار تومان

پیش‌بینی قیمت دلار؛ احتمال افت تا ۲۶۶ هزار تومان

گرانی هدفمند یا اقتصاد بی‌ثبات

بازدید ۳۶منبع: اقتصاد پویا
گرانی هدفمند یا اقتصاد بی‌ثبات

افزایش نرخ دلار در اقتصاد ایران دیگر صرفاً یک اتفاق در بازار ارز نیست؛ هر جهش ارزی خیلی سریع خود را در قیمت کالا، خدمات، مسکن، خودرو، طلا، مواد اولیه و حتی هزینه‌های روزمره زندگی نشان می‌دهد. به همین دلیل، وقتی نرخ ارز بالا می‌رود، افکار عمومی تنها به دنبال پاسخ این پرسش نیست که «دلار چرا گران شد؟» بلکه سؤال مهم‌تری مطرح می‌شود: آیا این افزایش قیمت‌ها نتیجه طبیعی شرایط اقتصادی است یا بخشی از آن هدفمند و حاصل تصمیم‌ها و سیاست‌هایی است که آگاهانه یا غیرمستقیم به افزایش نرخ ارز منجر می‌شوند؟

پاسخ به این پرسش ساده نیست. نمی‌توان هر افزایش قیمت دلار را به یک عامل یا یک تصمیم پشت پرده نسبت داد. بازار ارز ایران تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل قرار دارد؛ از درآمدهای ارزی و صادرات نفت و غیرنفتی گرفته تا تحریم، انتظارات تورمی، کسری بودجه، رشد نقدینگی، سیاست‌های ارزی، تقاضای تجاری، خروج سرمایه و ریسک‌های سیاسی. با این حال، مسئله مهم این است که در چنین ساختاری، تصمیم‌های سیاست‌گذار می‌توانند مسیر حرکت بازار را تشدید یا کنترل کنند. آنچه در سال‌های اخیر بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته، فاصله میان نرخ ارز رسمی و نرخ بازار و همچنین اثرگذاری انتظارات بر قیمت‌هاست. هنگامی که فعال اقتصادی احساس کند نرخ ارز در آینده افزایش خواهد یافت، حتی پیش از وقوع افزایش واقعی، قیمت کالاهای خود را بالا می‌برد. واردکننده برای تأمین کالای آینده ارز گران‌تر را محاسبه می‌کند، تولیدکننده هزینه جایگزینی مواد اولیه را در نظر می‌گیرد و فروشنده نیز برای جلوگیری از زیان، قیمت جدیدی تعیین می‌کند. به این ترتیب، انتظار افزایش قیمت می‌تواند خود به موتور افزایش قیمت تبدیل شود. در چنین شرایطی، گرانی دلار فقط یک «قیمت» نیست؛ بلکه یک سیگنال است. سیگنالی که به بازار می‌گوید ارزش پول ملی در حال کاهش است و هزینه جایگزینی کالا در آینده بیشتر خواهد شد. همین سیگنال می‌تواند موجی از خریدهای احتیاطی و حتی هیجانی ایجاد کند.

دلار گران؛ فقط نتیجه بازار یا محصول سیاست؟

برای تحلیل پشت پرده گرانی دلار باید میان «عوامل واقعی» و «عوامل سیاستی» تفاوت قائل شد. اگر درآمدهای ارزی کاهش پیدا کند، دسترسی به منابع ارزی محدود شود یا هزینه تجارت خارجی افزایش یابد، طبیعی است که فشار بر بازار ارز بیشتر شود. اما در کنار این عوامل، نحوه مدیریت بازار نیز اهمیت دارد.سیاست ارزی دولت و بانک مرکزی می‌تواند بر عرضه و تقاضا اثر بگذارد. نحوه تخصیص ارز، مقررات واردات، بازگشت ارز صادراتی، سیاست‌های تجاری و حتی نوع مداخله در بازار آزاد، همگی بر رفتار فعالان اقتصادی اثرگذار هستند. بنابراین، زمانی که یک تصمیم ارزی گرفته می‌شود، باید پیامدهای آن در بازار کالا نیز مورد توجه قرار گیرد.یکی از مسائل مهم، چندنرخی بودن ارز است. وجود نرخ‌های متفاوت، زمینه ایجاد فاصله میان قیمت‌های رسمی و واقعی را فراهم می‌کند. هرچه این فاصله بیشتر شود، انگیزه برای رانت، واسطه‌گری و فعالیت‌های غیرمولد افزایش پیدا می‌کند. در چنین بازاری، بخشی از سود به جای آنکه از تولید و تجارت سالم حاصل شود، از تفاوت نرخ‌ها به دست می‌آید.این مسئله می‌تواند یکی از دلایل اصلی حساسیت جامعه نسبت به افزایش نرخ ارز باشد. مردم وقتی می‌بینند قیمت دلار افزایش پیدا می‌کند، انتظار دارند قیمت کالاها نیز افزایش یابد؛ اما وقتی دلار کاهش پیدا می‌کند، الزاماً قیمت کالاها به همان سرعت پایین نمی‌آید. این عدم تقارن، احساس بی‌اعتمادی ایجاد می‌کند و این پرسش را به وجود می‌آورد که آیا گرانی‌ها فقط از افزایش هزینه تولید و واردات ناشی می‌شوند یا بخشی از آن به ساختار بازار و رفتار واسطه‌ها مربوط است.در واقع، افزایش نرخ ارز برای همه فعالان اقتصادی زیان‌آور نیست. صادرکننده‌ای که درآمد ارزی دارد، ممکن است از افزایش نرخ ارز منتفع شود. برخی دارندگان دارایی نیز با رشد نرخ دلار شاهد افزایش ارزش اسمی دارایی‌های خود هستند. در مقابل، حقوق‌بگیر، کارگر، مستأجر و خانواری که بخش عمده درآمدش ریالی است، معمولاً از کاهش ارزش پول ملی آسیب می‌بیند.این تفاوت منافع باعث می‌شود مسئله ارز فقط یک موضوع اقتصادی نباشد؛ بلکه به موضوعی اجتماعی تبدیل شود. وقتی کاهش ارزش پول ملی به افزایش قیمت کالاهای ضروری منجر می‌شود، فشار آن مستقیماً بر سفره خانوار وارد خواهد شد.

هدفمند بودن گرانی؛ واقعیت یا برداشت عمومی؟

بحث «هدفمند بودن گرانی دلار» نیازمند دقت بیشتری است. ممکن است برخی سیاست‌ها آگاهانه با هدف افزایش درآمدهای ریالی دولت، حمایت از صادرات یا کاهش فشار بر بودجه ارزی طراحی شوند. اما این موضوع با ادعای وجود یک برنامه واحد و مخفی برای گران کردن همه کالاها متفاوت است.افزایش نرخ ارز می‌تواند برای دولت یک اثر دوگانه داشتهباشد. از یک طرف، درآمدهای ارزی صادراتی در صورت تبدیل به ریال، ارزش ریالی بیشتری پیدا می‌کنند و منابع ریالی افزایش می‌یابد. از طرف دیگر، افزایش نرخ ارز می‌تواند هزینه واردات، مواد اولیه، کالاهای واسطه‌ای و در نهایت تورم را بالا ببرد. بنابراین نمی‌توان افزایش نرخ ارز را به‌طور مطلق یک سیاست سودآور برای دولت دانست.با این حال، اگر نرخ ارز به شکل کنترل‌شده و تدریجی افزایش یابد، ممکن است سیاست‌گذار از آن به عنوان یکی از ابزارهای تعدیل نرخ ارز استفاده کند. مشکل از جایی آغاز می‌شود که افزایش نرخ ارز از ظرفیت اقتصاد و درآمد خانوارها فاصله بگیرد. در این وضعیت، اثرات تورمی و اجتماعی آن می‌تواند بسیار سنگین‌تر از منافع کوتاه‌مدت باشد.از سوی دیگر، باید به نقش انتظارات تورمی توجه کرد. هنگامی که جامعه انتظار دارد دلار در آینده گران‌تر شود، افراد ممکن است به سمت خرید ارز، طلا، خودرو یا ملک حرکت کنند. این رفتار تقاضای سفته‌بازانه ایجاد می‌کند و خود می‌تواند قیمت‌ها را بالا ببرد. به بیان دیگر، گاهی مردم به دلیل ترس از گرانی آینده، امروز خرید می‌کنند و همین خرید امروز باعث گرانی فردا می‌شود.اینجاست که مفهوم «گرانی هدفمند» با «گرانی خودتقویت‌شونده» تفاوت پیدا می‌کند. ممکن است افزایش اولیه قیمت ناشی از یک عامل اقتصادی یا سیاسی باشد، اما پس از آن، انتظارات، رفتار بازار و فعالیت واسطه‌ها باعث تشدید موج گرانی شوند.در این میان، ضعف شفافیت نیز مشکل را بزرگ‌تر می‌کند. هرچه اطلاعات دقیق درباره میزان عرضه ارز، نحوه تخصیص منابع، سیاست‌های ارزی و برنامه دولت کمتر باشد، فضای بیشتری برای شایعه و سفته‌بازی ایجاد خواهد شد. بازار ارز بیش از بسیاری از بازارها به خبر و انتظار واکنش نشان می‌دهد. یک شایعه درباره تحریم، مذاکره، محدودیت ارزی یا تصمیم جدید دولت می‌تواند رفتار بازار را تغییر دهد. چه کسانی از موج گرانی سود می‌برند؟افزایش قیمت دلار یک برنده واحد ندارد، اما گروه‌هایی ممکن است در کوتاه‌مدت از این وضعیت منتفع شوند. صادرکنندگان، دارندگان ارز و برخی صاحبان دارایی‌های سرمایه‌ای می‌توانند از افزایش ارزش دارایی‌های خود بهره‌مند شوند. در مقابل، تولیدکننده‌ای که به مواد اولیه وارداتی وابسته است، ممکن است با افزایش هزینه مواجه شود و نتواند این افزایش را به‌سرعت به مصرف‌کننده منتقل کند.واسطه‌ها نیز در بازارهای بی‌ثبات فرصت بیشتری پیدا می‌کنند. هرچه فاصله قیمت‌ها بیشتر و بازار غیرشفاف‌تر باشد، امکان کسب سود از خرید و فروش کوتاه‌مدت افزایش پیدا می‌کند. به همین دلیل، ثبات بازار ارز نه تنها برای مصرف‌کننده، بلکه برای تولیدکننده واقعی نیز اهمیت دارد.مسئله اساسی این است که اقتصاد ایران نباید به اقتصادی تبدیل شود که در آن حفظ ارزش دارایی از تولید و سرمایه‌گذاری مولد جذاب‌تر باشد. اگر فردی احساس کند نگهداری دلار، طلا یا ملک در برابر تورم سود مطمئن‌تری نسبت به سرمایه‌گذاری در تولید دارد، سرمایه از بخش مولد خارج می‌شود. این همان نقطه‌ای است که گرانی ارز می‌تواند از یک مسئله پولی به یک مسئله توسعه‌ای تبدیل شود.

منبع: اقتصاد پویا
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.