به گزارش بنکر ، وام یک میلیارد تومانی مسکن را در نظر بگیرید. مبلغی که شاید در نگاه اول، رویایی به نظر برسد. اما وقتی پای محاسبه اقساط به میان میآید، واقعیت تلختر از آن چیزی است که تصور میشود. قسط ماهانه این وام حدود بیست میلیون تومان است. حالا این رقم را کنار درآمد ماهیانه بیست و دو میلیون تومانی یک خانوار متوسط بگذارید. چه عددی به دست میآید؟ نود و یک درصد از کل درآمد ماهانه، فقط صرف بازپرداخت اقساط میشود.
بحران ۹۱ درصدی یعنی چه؟ یعنی خانوار پس از دریافت وام، تنها نُه درصد از درآمد خود را برای هزینههای جاری همچون خوراک، پوشاک، درمان، آموزش و دیگر مایحتاج زندگی در اختیار دارد. از نگاه استانداردهای اقتصادی، این معادله نه تنها دشوار، که عملاً غیرممکن است. به عبارت دیگر، این رقم به معنای سقوط سطح معیشت به زیر خط فقر مطلق برای متقاضیان وام خواهد بود.
سودی که از اصل وام پیش است
محمد رحمتی، کارشناس بازار طلا، این روزها وضعیت وامهای کلان را وخیم ارزیابی میکند. او به وامهای ۲.۴ میلیارد تومانی اشاره دارد و واقعیتی تلخ را روایت میکند: رقم سود پرداختی در طول دوره بازپرداخت، به حدود ۴.۴۷ میلیارد تومان میرسد. یعنی متقاضی باید نزدیک به دو برابر مبلغ وام دریافتی را صرفاً به عنوان سود به سیستم بانکی بازگرداند.
اما این پایان ماجرا نیست. به گفته این کارشناس، چنین نرخ سودی نه تنها قدرت خرید متقاضی را در بلندمدت از بین میبرد، بلکه هزینه تمامشده مسکن را به رقمی غیرمنطقی و نجومی تبدیل میکند. رقمی که با هیچ الگوی بازگشت سرمایهای در بازار مسکن همخوانی ندارد. پس چه کسی در این میانه سود میکند؟ ظاهراً سیستم بانکی با رویکرد درآمدزای خود، بیش از آنکه به فکر خانهدار کردن مردم باشد، به فکر پر کردن حسابهایش است.
رحمتی تأکید دارد آنچه از این ارقام برمیآید، حاکی از یک ناهماهنگی ساختاری میان توان مالی خانوارها و سیاستهای اعتباری بانکهاست. هدف از ارائه وام، تسهیل دسترسی به مسکن عنوان شده؛ اما سنگینی اقساط و سودهای کمرشکن، این ابزار را به تله بدهی تبدیل کرده است. مدتی است که کارشناسان نسبت به این روند هشدار میدهند؛ اما آیا بانکها حاضرند از رویکرد صرفاً درآمدزا دست بردارند؟
به باور این کارشناس، تا زمانی که رویکردهای حمایتی جایگزین رویکردهای درآمدزای سیستم بانکی نشود، این تسهیلات نه تنها گرهی از بازار مسکن باز نخواهد کرد، بلکه خود به عاملی برای فرسایش توان اقتصادی اقشار متقاضی تبدیل خواهد شد. با این حال، پرسش اساسی اینجاست: آیا سیاستگذار پولی کشور، حاضر است از سودهای کلان بانکی در حوزه وام مسکن عبور کند تا خانهدار شدن را از یک رویا به واقعیت تبدیل نماید؟ یا همچنان شاهد خواهیم بود که هر وام، یک بدهی تازه متولد میکند؟















نظرات کاربران