به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، بررسی تازه از ترکیب سبد کالا و خدماتی که مبنای محاسبه نرخ تورم در ایران است، نشان میدهد نزدیک به ۷۰ درصد وزن این سبد به دو گروه «خوراکی» و «مسکن» اختصاص دارد. این ۲ قلم، ستون اصلی هزینه هر خانوار را تشکیل میدهند و سهمی بهمراتب بزرگتر از پوشاک، حملونقل یا کالاهای فرهنگی دارند.
این ترکیب توضیح میدهد چرا عدد سرجمع تورم، همیشه با احساس مردم از گرانی همخوانی ندارد. وقتی قیمت نان، گوشت، برنج یا اجاره خانه بالا میرود، فشار آن مستقیم به سفره و سقف خانواده میرسد؛ در حالی که تغییر قیمت یک کالای لوکس یا کممصرف، وزن کمی در محاسبه رسمی دارد.
چرا فقیر و ثروتمند، تورم را متفاوت حس میکنند
سهم هزینه خوراک و مسکن در بودجه خانوارهای کمدرآمد بهمراتب بیشتر از خانوارهای پردرآمد است. خانوادهای که بیشتر درآمدش صرف اجاره و خرید مواد غذایی میشود، با افزایش قیمت این ۲ قلم، افت شدیدتری در قدرت خرید خود تجربه میکند. در مقابل، خانوارهای مرفه بخش بزرگتری از درآمد را صرف کالاهای غیرضروری میکنند و کمتر از نوسان قیمت نان و اجاره آسیب میبینند.
همین شکاف باعث میشود عدد رسمی تورم برای بخش بزرگی از جامعه، توصیفکننده واقعیت زندگی روزمره نباشد. کارشناسان اقتصادی این پدیده را با یک قاعده شناختهشده توضیح میدهند: هرچه سهم درآمد خانوار برای خوراک بیشتر باشد، آسیبپذیری آن خانوار در برابر تورم غذایی و مسکن بالاتر است.
سهم مسکن، سنگینترین قلم سبد
در سالهای اخیر، رشد قیمت زمین، مصالح ساختمانی و اجارهبها، وزن گروه مسکن در سبد تورم را افزایش داده است. اجارهبها بهویژه در کلانشهرها، بخش بزرگی از حقوق ماهانه خانوارهای مستأجر را در بر میگیرد و همین موضوع، مسکن را به حساسترین قلم هزینه خانوار تبدیل کرده است.
این الگو تازگی ندارد؛ از آغاز قرن جدید شمسی (۱۴۰۰)، سهم خوراک و مسکن در سبد هزینه خانوار همواره در محدوده بالا باقی مانده است. تحلیلگران، بازار مسکن و مواد غذایی را دو حوزهای میدانند که وضعیت آنها، تصویر واقعیتری از فشار اقتصادی بر خانوارها ارائه میدهد؛ تصویری که گاهی با نرخ رسمی تورم فاصله دارد.















نظرات کاربران