خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
وضعیت عجیب در بازار محصولات کشاورزی / آمار به یک درصد کاهش یافت

وضعیت عجیب در بازار محصولات کشاورزی / آمار به یک درصد کاهش یافت

بازار محصولات کشاورزی در وضعیت عجیب و غیرمنتظره

بازار محصولات کشاورزی در وضعیت عجیب و غیرمنتظره

قیمت خودروهای پرفروش باز هم ریزش کرد+لیست

قیمت خودروهای پرفروش باز هم ریزش کرد+لیست

روند نزولی قیمت خودروها؛ شاهین به ۳ میلیارد و ۳۳۰ میلیون رسید

روند نزولی قیمت خودروها؛ شاهین به ۳ میلیارد و ۳۳۰ میلیون رسید

کارنامه یک ماهه بازار خودرو +جدول

کارنامه یک ماهه بازار خودرو +جدول

هشدار شرکت‌های هواپیمایی درباره افزایش قیمت بلیت در پی گرانی سوخت

هشدار شرکت‌های هواپیمایی درباره افزایش قیمت بلیت در پی گرانی سوخت

جدیدترین قیمت خودروهای بازار؛ رشد نجومی مونتاژی‌ها

جدیدترین قیمت خودروهای بازار؛ رشد نجومی مونتاژی‌ها

فارن پالیسی: جنگ ایران می‌تواند معادلات انتخابات آمریکا را علیه جمهوری‌خواهان تغییر دهد

فارن پالیسی: جنگ ایران می‌تواند معادلات انتخابات آمریکا را علیه جمهوری‌خواهان تغییر دهد

پیش‌بینی تثبیت نرخ بهره آمریکا در اکتبر ۲۰۲۶؛ تورم همچنان صعودی است

پیش‌بینی تثبیت نرخ بهره آمریکا در اکتبر ۲۰۲۶؛ تورم همچنان صعودی است

تصمیم جدید دولت برای قیمت گذاری و سهمیه سوخت

تصمیم جدید دولت برای قیمت گذاری و سهمیه سوخت

نوشتن؛ همین و تمام

بازدید ۵۲منبع: ayda1st.blogspot.com
نوشتن؛ همین و تمام

دیشب مسج داد فردا چه‌کاره‌ای؟ ببینمت؟ گفتم به چشم.

دیشب مسج داد فردا چه‌کاره‌ای؟ ببینمت؟ گفتم به چشم.

وسط کلاس نقاشی گفتم دیگه من رفتم. خدافظ.

رسیدم و دیرتر رفتیم خونه‌ای که دیده بود رو نشونم بده. قشنگ بود با کلی بالکن و پاسیو اتاقای قشنگ. قرار شد با صاحبخونه قرار بذاره در مورد قیمت حرف بزنن. غروب گفت بریم کبابی؟ خیلی وقته نرفتیم. گفتم مستی آخه. گفت نه خوبم. راه افتادیم. تو در و دیوار بود. سر کوچه گفتم میخوای نریم؟ حالت سر جاش نیستا. گفت نه نه خوبم.

و صحنه‌ی بعدی، دوتا ماشین وایساده بودن و ما حتماً از بینشون رد نمیشدیم و رد دردی که کمربند روی سینه و گردنم گذاشت و منگی جوینت که از سرم پرید و ترمز‌ که نمی‌گرفت و هی میگفت چی شد؟ چی شد؟ و یادم نیست که ساکت بودم، داد میزدم یا چی ولی داشتم میدیدم که ماشین خورد به ماشینا از همون سمتی که من بودم و من پریدم بالا و همه چیز معلق شد و ماشین هنوز داشت می‌رفت.

دورتر ایستادیم. هنوز نمی‌دونم فقط مستی بود یا تداخل داروهایی که برای درد کمر و سیاتیک می‌خوره یا چی اصلا. زنگ زدم به شوهرخواهرش که نزدیک بود و سریع میتونست برسه. اومد. پلیس اومد. پلیس رفت و من اومدم خونه و اونا هم رفتن خونه.

راننده اسنپ میگه خانم اگر اعتقادی چیزی دارین، صدقه بدید. من سه تا ماشینارو دیدم و فقط خدا رحم کرده که کسی چیزیش نشده و همه زنده‌اید.

و من فقط داشتم فکر می‌کردم که اگر چیزی بشه، من به کی، بگم کجام؟

منبع: ayda1st.blogspot.com
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.