خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
اروپا ۴۲ میلیون بشکه نفت را روانه بازار می‌کند

اروپا ۴۲ میلیون بشکه نفت را روانه بازار می‌کند

مکرون: دلیل اصلی کاهش قدرت خرید در فرانسه، جنگ علیه ایران است

مکرون: دلیل اصلی کاهش قدرت خرید در فرانسه، جنگ علیه ایران است

بودجه بریتانیا بر برداشت از میدان‌های جدید دریای شمال حساب باز کرده است

بودجه بریتانیا بر برداشت از میدان‌های جدید دریای شمال حساب باز کرده است

قرارداد ۴ دکل حفاری دریایی؛ نفت فلات قاره: خرید خدمات است، نه خرید دستگاه

قرارداد ۴ دکل حفاری دریایی؛ نفت فلات قاره: خرید خدمات است، نه خرید دستگاه

نخست وزیر انگلیس از گفت‌وگوهای تلفنی با ترامپ برای کاهش تنش در منطقه خبر داد

نخست وزیر انگلیس از گفت‌وگوهای تلفنی با ترامپ برای کاهش تنش در منطقه خبر داد

شل و توتال‌انرژیز با اتکا به نفت گران، فصل قوی دیگری را رقم زدند

شل و توتال‌انرژیز با اتکا به نفت گران، فصل قوی دیگری را رقم زدند

ماکرون تنگه هرمز را عامل فشار بر قدرت خرید فرانسوی‌ها دانست

ماکرون تنگه هرمز را عامل فشار بر قدرت خرید فرانسوی‌ها دانست

نفت برنت با تلاش‌های دیپلماتیک تازه ۲٫۱ درصد کاهش یافت؛ قیمت ۱۰۹ دلار

نفت برنت با تلاش‌های دیپلماتیک تازه ۲٫۱ درصد کاهش یافت؛ قیمت ۱۰۹ دلار

مدیرعامل پتروشیمی جم: کمبود شناخت در سطوح تصمیم‌گیری، چالش صنعت پتروشیمی است

مدیرعامل پتروشیمی جم: کمبود شناخت در سطوح تصمیم‌گیری، چالش صنعت پتروشیمی است

اعتراف ماکرون درباره پیامدهای جنگ ایران؛ اختلال در تنگه هرمز بحران قدرت خرید فرانسه را تشدید کرد

اعتراف ماکرون درباره پیامدهای جنگ ایران؛ اختلال در تنگه هرمز بحران قدرت خرید فرانسه را تشدید کرد

گران تمام شدن ساده زیستی

بازدید ۴۹منبع: اقتصاد پویا
گران تمام شدن ساده زیستی

اقتصاد پویا / سرویس اجتماعی - وقتی از «زندگی ساده» صحبت می‌شود، گاهی این تصور شکل می‌گیرد که رسیدن به یک سطح معمولی از رفاه، نیازمند امکانات و درآمدهای فوق‌العاده نیست و با اندکی صرفه‌جویی و قناعت می‌توان از پس هزینه‌های آن برآمد. اما واقعیت اقتصاد امروز چیز دیگری است. حتی ساده‌ترین تصویری که یک خانواده از یک زندگی آبرومندانه دارد، به مجموعه‌ای از زیرساخت‌های اقتصادی، تولیدی، مالی و فناورانه وابسته است. داشتن شغلی با درآمد قابل قبول، اجاره یا خرید یک مسکن کوچک، تأمین غذای سالم، پرداخت هزینه‌های درمان و آموزش، تشکیل خانواده و فراهم کردن آینده‌ای قابل پیش‌بینی برای فرزندان، دیگر خواسته‌هایی تجملاتی نیستند؛ بلکه بخشی از حداقل انتظارات طبیعی انسان برای داشتن یک زندگی باکیفیت محسوب می‌شوند.

دانیال امینی / اگر جامعه‌ای حدود ۱۵ میلیون جوان در سنین مختلف داشته باشد که بخش بزرگی از آنها در آستانه اشتغال، ازدواج، تشکیل خانواده یا ساختن آینده اقتصادی خود قرار دارند، پاسخ دادن به این انتظارات نیازمند اقتصادی بسیار فعال‌تر از یک اقتصاد صرفاً مصرف‌کننده است. برای میلیون‌ها نفر باید شغل ایجاد شود، دستمزد واقعی افزایش یابد، مسکن ساخته شود، مواد غذایی سالم و کافی تولید شود، زیرساخت‌های شهری توسعه پیدا کند و خدمات آموزشی و درمانی با قیمت قابل پرداخت در اختیار مردم قرار گیرد. هیچ‌کدام از این موارد با توصیه اخلاقی به «کمتر خواستن» ایجاد نمی‌شود.اقتصاد زمانی می‌تواند زندگی ساده را برای مردم فراهم کند که موتور تولید آن روشن باشد. کارخانه‌ای که فعال است، کشاورزی که بهره‌ور است، فناوری‌ای که هزینه تولید را کاهش می‌دهد، بانکی که منابع را به سمت فعالیت مولد هدایت می‌کند و تجارتی که بازارهای جدید برای تولیدکننده ایجاد می‌کند، در نهایت به سفره خانوار و قدرت خرید مردم متصل می‌شوند. به همین دلیل، زندگی ساده برخلاف تصور رایج، محصول اقتصاد ضعیف و کم‌تحرک نیست؛ بلکه نتیجه اقتصادی است که توان تولید ثروت و توزیع فرصت را دارد.

قناعت نباید به معنای کوچک‌تر شدن زندگی مردم باشد

قناعت در فرهنگ عمومی می‌تواند به معنای مدیریت هزینه، پرهیز از اسراف و انتخاب آگاهانه باشد؛ اما زمانی که قناعت به ابزاری برای توجیه کاهش مستمر سطح زندگی تبدیل شود، مفهوم آن تغییر می‌کند. نمی‌توان از جوانی که سال‌ها برای تحصیل و ورود به بازار کار تلاش کرده انتظار داشت که نداشتن شغل مناسب، مسکن مستقل یا امکان تشکیل خانواده را صرفاً با «کمتر خواستن» جبران کند.در اقتصاد سالم، افزایش بهره‌وری و رشد تولید باید امکان زندگی بهتر را برای نسل‌های بعدی فراهم کند. اگر نسل جدید نسبت به نسل قبل نتواند مسکن مناسب‌تری تهیه کند، درآمد بیشتری داشته باشد، از خدمات باکیفیت‌تری استفاده کند یا چشم‌انداز روشن‌تری برای آینده خود ببیند، مشکل را نمی‌توان صرفاً در تغییر سبک زندگی جست‌وجو کرد. بخش مهمی از مسئله به عملکرد اقتصاد و توان آن در ایجاد فرصت‌های جدید بازمی‌گردد.هزینه زندگی ساده نیز در سال‌های اخیر به مجموعه‌ای از هزینه‌های فزاینده وابسته شده است. مسکن، خوراک، حمل‌ونقل، آموزش، درمان، پوشاک و ارتباطات، هر کدام سهمی از بودجه خانوار را به خود اختصاص می‌دهند. حتی حذف هزینه‌های غیرضروری نیز الزاماً فشار اصلی را از روی خانوار برنمی‌دارد، زیرا بخش قابل توجهی از هزینه‌ها مربوط به نیازهای پایه است.وقتی قیمت مسکن افزایش پیدا می‌کند، خانوار نمی‌تواند به سادگی «کمتر مسکن مصرف کند». وقتی قیمت مواد غذایی بالا می‌رود، حذف کامل غذا از سبد امکان‌پذیر نیست. وقتی هزینه درمان افزایش می‌یابد، بیماری را نمی‌توان با قناعت مدیریت کرد. بنابراین سیاست اقتصادی باید به جای تمرکز صرف بر توصیه به کاهش مصرف، به سمت کاهش هزینه تولید، افزایش درآمد واقعی و تقویت قدرت خرید حرکت کند.در واقع، قناعت اقتصادی زمانی معنا دارد که مردم بتوانند میان نیاز و خواسته تمایز بگذارند؛ نه اینکه نیازهای طبیعی آنها به عنوان خواسته‌های تجملاتی معرفی شود.برای یک جوان، داشتن یک خانه کوچک، شغل پایدار و امکان ازدواج، الزاماً رؤیای لوکس نیست. برای یک خانواده، تأمین غذای سالم، آموزش مناسب فرزندان و برخورداری از خدمات درمانی مطلوب نیز مصرف تجملاتی محسوب نمی‌شود. اگر اقتصاد نتواند این سطح از زندگی را تأمین کند، باید علت را در ضعف تولید، سرمایه‌گذاری، بهره‌وری و سیاست‌گذاری جست‌وجو کرد. زندگی ارزان از کارخانه و فناوری شروع می‌شودهزینه زندگی در نهایت به توان تولید اقتصاد وابسته است. هرچه تولیدکننده بتواند با سرمایه، فناوری و بهره‌وری بیشتر کالا و خدمات تولید کند، امکان کاهش هزینه‌ها و افزایش دستمزد واقعی بیشتر می‌شود. اقتصادی که ماشین‌آلات فرسوده دارد، سرمایه‌گذاری در آن کاهش یافته و فناوری به‌روز وارد چرخه تولید آن نمی‌شود، نمی‌تواند انتظار داشته باشد کالاهای باکیفیت را با هزینه پایین در اختیار مردم قرار دهد.فناوری در این میان فقط به معنای استفاده از ابزارهای دیجیتال نیست. فناوری می‌تواند بهره‌وری کشاورزی را افزایش دهد، مصرف آب و انرژی صنایع را کاهش دهد، هزینه حمل‌ونقل را پایین بیاورد، زمان تولید را کوتاه کند و کیفیت محصولات را افزایش دهد. هر واحد افزایش بهره‌وری می‌تواند بخشی از فشار هزینه‌ای را از تولیدکننده و مصرف‌کننده بردارد.اما فناوری بدون سرمایه‌گذاری امکان توسعه ندارد. بنگاه اقتصادی برای خرید ماشین‌آلات، توسعه خطوط تولید، آموزش نیروی انسانی، تحقیق و توسعه و ورود به بازارهای جدید به منابع مالی نیاز دارد. اگر منابع مالی اقتصاد عمدتاً صرف فعالیت‌های غیرمولد، سوداگری و حفظ ارزش دارایی شود، تولیدکننده با کمبود سرمایه مواجه خواهد شد و در نهایت هزینه آن را مصرف‌کننده پرداخت می‌کند.سرمایه‌گذاری همچنین در حوزه مسکن اهمیت حیاتی دارد. اگر ساخت‌وساز متناسب با تقاضای واقعی انجام نشود، کمبود عرضه به افزایش قیمت خرید و اجاره منجر می‌شود. حل مشکل مسکن نیز تنها با وام یا سیاست‌های حمایتی ممکن نیست؛ زمین، زیرساخت، مصالح، فناوری ساخت، تأمین مالی و ثبات اقتصادی همگی باید در کنار یکدیگر قرار گیرند.همین منطق درباره غذا نیز صادق است. غذای سالم و ارزان زمانی در دسترس خواهد بود که زنجیره تولید از مزرعه تا سفره کارآمد باشد. کشاورزی بهره‌ور، صنایع غذایی رقابتی، حمل‌ونقل مناسب، انبارداری استاندارد و شبکه توزیع کارآمد می‌توانند هزینه نهایی محصول را کاهش دهند. بنابراین حتی یک سفره ساده نیز به مجموعه‌ای پیچیده از فعالیت‌های اقتصادی وابسته است.

در چنین شرایطی، تجارت نیز اهمیت پیدا می‌کند. هیچ اقتصادی نمی‌تواند همه کالاها و فناوری‌های مورد نیاز خود را با بالاترین بهره‌وری در داخل تولید کند. دسترسی به بازارهای خارجی، واردات ماشین‌آلات و مواد اولیه، صادرات محصولات تولیدی و حضور در زنجیره‌های ارزش منطقه‌ای و جهانی می‌تواند ظرفیت تولید داخلی را تقویت کند.

رفاه مردم شاخص عملکرد اقتصاد است

هدف اقتصاد نباید صرفاً افزایش اعداد تولید، رشد سرمایه‌گذاری یا توسعه ظرفیت‌های صنعتی باشد؛ تمام این شاخص‌ها زمانی معنا پیدا می‌کنند که اثر آنها در زندگی مردم دیده شود. اگر تولید افزایش یابد اما قدرت خرید خانوار کاهش پیدا کند، اگر کارخانه‌ها فعال باشند اما شغل‌های پایدار ایجاد نشود یا اگر سرمایه‌گذاری انجام شود اما مسکن و غذای مناسب همچنان از دسترس بخش بزرگی از جامعه خارج باشد، نمی‌توان از رفاه اقتصادی سخن گفت.اقتصاد باید بتواند میان رشد و زندگی روزمره مردم ارتباط برقرار کند. این ارتباط از مسیر اشتغال، دستمزد، قیمت کالاها، مسکن، خدمات عمومی و امنیت اقتصادی شکل می‌گیرد. جوانی که بتواند با درآمد حاصل از کار خود زندگی مستقل تشکیل دهد، خانواده‌ای که بتواند مسکن مناسبی اجاره یا خریداری کند و والدینی که بتوانند آینده فرزندان خود را تأمین کنند، در واقع خروجی واقعی یک اقتصاد سالم را تجربه می‌کنند.از این منظر، مسئله جمعیت جوان و انتظارات آنها اهمیت ویژه‌ای دارد. میلیون‌ها جوانی که وارد بازار کار می‌شوند، تنها مصرف‌کننده نیستند؛ آنها نیروی انسانی، سرمایه اجتماعی، کارآفرین، متخصص و تولیدکننده آینده کشور هستند. اگر اقتصاد نتواند فرصت کافی برای مشارکت آنها ایجاد کند، نه‌تنها رفاه خانوارها کاهش می‌یابد، بلکه بخشی از ظرفیت رشد اقتصادی نیز از دست می‌رود.بنابراین سیاست‌گذار باید به جای اینکه کاهش مصرف را نخستین و ساده‌ترین پاسخ به فشارهای اقتصادی بداند، ریشه‌های افزایش هزینه زندگی را هدف قرار دهد. اصلاح نظام تأمین مالی، کاهش هزینه تولید، بهبود محیط کسب‌وکار، توسعه فناوری، تقویت رقابت، کاهش انحصار، ثبات مقررات و تسهیل تجارت می‌تواند زمینه را برای افزایش عرضه و کاهش فشار قیمتی فراهم کند.در این میان، سرمایه‌گذاری مولد باید به یک اولویت ملی تبدیل شود. اقتصادی که سرمایه خود را به جای تولید به سمت خرید دارایی، سفته‌بازی و فعالیت‌های کوتاه‌مدت هدایت می‌کند، در بلندمدت با کاهش ظرفیت تولید و افزایش هزینه زندگی مواجه خواهد شد. برعکس، هر واحد سرمایه‌ای که به توسعه کارخانه، فناوری، زیرساخت، کشاورزی، انرژی، حمل‌ونقل یا خدمات مولد اختصاص پیدا کند، می‌تواند ظرفیت جدیدی برای اشتغال و تولید ثروت ایجاد کند.زندگی ساده مردم، در واقع یکی از دقیق‌ترین معیارهای سنجش عملکرد اقتصاد است. اگر یک فرد شاغل نتواند با درآمد خود حداقل نیازهای طبیعی زندگی را تأمین کند، مشکل فقط در الگوی مصرف او نیست. اگر تشکیل خانواده برای میلیون‌ها جوان به دلیل هزینه‌های مسکن، اشتغال و معیشت به تعویق بیفتد، نمی‌توان پاسخ را صرفاً در تغییر فرهنگ یا افزایش قناعت جست‌وجو کرد.جامعه برای داشتن یکزندگی آبرومندانه به اقتصاد مولد نیاز دارد؛ اقتصادی که کارخانه داشته باشد، کشاورزی بهره‌ور داشته باشد، فناوری تولید کند و به کار بگیرد، سرمایه‌گذاری کند، تجارت داشته باشد و برای نیروی انسانی خود فرصت ایجاد کند.در چنین اقتصادی، «زندگی ساده» به معنای زندگی محرومانه نیست. ساده زندگی کردن یعنی خانواده‌ای بتواند خانه‌ای متناسب با درآمد خود داشته باشد، غذای سالم مصرف کند، فرزندانش را آموزش دهد، از خدمات درمانی بهره‌مند شود، امکان تفریح و سفر محدود اما قابل دسترس داشته باشد و مهم‌تر از همه، نسبت به فردای خود احساس ناامنی دائمی نکند.بنابراین اگر هدف سیاست‌گذاری اقتصادی، فراهم کردن همین سطح از زندگی برای میلیون‌ها نفر است، مسیر آن از توصیه‌های بیشتر به مردم برای کمتر مصرف کردن نمی‌گذرد. مسیر از *تولید بیشتر، سرمایه‌گذاری مولد، فناوری، تجارت، بهره‌وری و ایجاد شغل با درآمد واقعی * عبور می‌کند.زندگی ساده شاید از بیرون ساده به نظر برسد، اما پشت همین زندگی ساده، یک اقتصاد پیچیده و قدرتمند قرار دارد. اقتصادی که اگر تولید نکند، سرمایه‌گذاری نکند و فناوری را به خدمت نگیرد، حتی تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای مردم نیز روزبه‌روز دشوارتر و گران‌تر خواهد شد.

منبع: اقتصاد پویا
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.