به گزارش بنکر ، آمار خرداد ۱۴۰۵ از اعتبارات بانکی کشور یک چیز را واضح نشان میدهد. تهران همچنان میدان اصلی سپرده و تسهیلات است. حدود دو سوم تسهیلات و تقریبا دو سوم سپردههای خالص کشور در پایتخت ثبت شده است.
این تمرکز اما فقط یک عدد نیست. یعنی بخش بزرگی از پول کشور در تهران جمع میشود، در همانجا اعتبار میگیرد و به استانهای دیگر چندان سرریز نمیکند.
در سوی دیگر، سازوکار بازتوزیع منابع بین استانها فعال است. برخی استانهای کوچک بیش از سپردههای خود تسهیلات گرفتهاند. یعنی بهطور خالص از منابع شبکه بانکی بهرهمند شدهاند. این خودش نشان میدهد شبکه بانکی فقط پول را در محل جمعآوری خرج نمیکند.
اما همه استانها از این بازتوزیع سهم یکسانی ندارند. در چند استان، شکاف میان منابع تجهیزشده و تسهیلات پرداختی قابل توجه است. البرز، گیلان، مناطق آزاد و سیستانوبلوچستان نمونههای مهمی هستند.
در این مناطق، سهم تسهیلات از منابع تجهیزشده بسیار پایینتر از متوسط کشور است. یعنی پول در این استانها جمع شده، اما به همان نسبت وام داده نشده است.
حالا سؤال این است که این شکاف چه معنایی دارد؟ اگر هدف سیاستگذار بانکی فقط ثبات ترازنامه بانکها باشد، تمرکز اعتبار در مراکز بزرگ اقتصادی قابل توضیح است. بانکها ترجیح میدهند در جاهایی وام بدهند که ریسک کمتر و بازگشت سرمایه مطمئنتر باشد.
اما اگر شبکه بانکی قرار است نقشی در توسعه متوازن منطقهای هم ایفا کند، ماجرا فرق میکند. در این حالت، توزیع اعتبارات باید با شاخصهایی مثل تولید، اشتغال، جمعیت و نیاز سرمایهگذاری استانها سنجیده شود. نه فقط با ترازنامه بانکها.
در غیراین صورت، نقشه اعتبارات بانکی بیش از آنکه بازتاب نیازهای توسعهای ایران باشد، آینه همان تمرکز اقتصادی خواهد بود. تمرکزی که سالهاست بخش بزرگی از سرمایه، فعالیت و تصمیمگیری اقتصادی کشور را در تهران جمع کرده است.
به زبان ساده، سؤال اصلی دیگر این نیست که کدام استان بیشتر وام گرفته. سؤال مهمتر این است که پول کجا جمع میشود، در کجا اعتبار میشود و چه نسبتی میان این دو با نیاز واقعی اقتصاد منطقه برقرار است.















نظرات کاربران