خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
نیاز سوخت خودرو زائران مشهد تأمین می‌شود

نیاز سوخت خودرو زائران مشهد تأمین می‌شود

نسل سوم شاسی‌بلند برقی بی وای دی تانگ با شارژ ۵ دقیقه‌ای و فناوری‌های پیشرفته از راه رسید

نسل سوم شاسی‌بلند برقی بی وای دی تانگ با شارژ ۵ دقیقه‌ای و فناوری‌های پیشرفته از راه رسید

بررسی مشخصات، امکانات و قیمت اشکودا کودیاک؛ یکی از بهترین شاسی‌بلند خانوادگی بازار

بررسی مشخصات، امکانات و قیمت اشکودا کودیاک؛ یکی از بهترین شاسی‌بلند خانوادگی بازار

ثبت سفارش خودروهای وارداتی متوقف شد؛ حقوق ورودی ۱۰۰ درصدی در انتظار ابلاغ

ثبت سفارش خودروهای وارداتی متوقف شد؛ حقوق ورودی ۱۰۰ درصدی در انتظار ابلاغ

شوک تعرفه‌ای به بازار خودرو؛ وارداتی‌ها تا ۷۰ درصد گران می‌شوند!

شوک تعرفه‌ای به بازار خودرو؛ وارداتی‌ها تا ۷۰ درصد گران می‌شوند!

واردات خودروی ایرانیان مقیم خارج متوقف شد؛ بازار خودرو چه تغییری می‌بیند؟

واردات خودروی ایرانیان مقیم خارج متوقف شد؛ بازار خودرو چه تغییری می‌بیند؟

خودروی جالبی که یک روزنامه نگار آلمانی ساخت!؛ دیزل استار

خودروی جالبی که یک روزنامه نگار آلمانی ساخت!؛ دیزل استار

راه‌حل جلوگیری از جوش آوردن خودرو

راه‌حل جلوگیری از جوش آوردن خودرو

محمدرضا عارف دستور توقف واردات خودرو توسط ایرانیان مقیم خارج را ابلاغ کرد

محمدرضا عارف دستور توقف واردات خودرو توسط ایرانیان مقیم خارج را ابلاغ کرد

تحویل ۳ روزه تویوتا لندکروزر و فورچونر با قیمت قطعی

تحویل ۳ روزه تویوتا لندکروزر و فورچونر با قیمت قطعی

مرد فداکار بعد از نجات ۲ کودک، آسمانی شد

مرد فداکار، سپر جان کودکان شد

بازدید ۳۴منبع: جام جم آنلاین
مرد فداکار، سپر جان کودکان شد

«چون دخترم را از دست داده و درد کشیده بودم، دلم نمی‌خواست خانواده دیگری مانند من داغدار شود. برای همین تصمیم گرفتم مانع از برخورد خودروی پژو با کودکانی شدم ک...

اینها را موسی‌الرضا چشمی مرد ۵۷ساله اهل روستای چشام شهرستان سبزوار می‌گوید که چند روز پیش در گردنه کیاسر جان چند کودک را از مرگ حتمی نجات داد، اما خود از ناحیه شکم دچار سوختگی درجه ۳ شد. گفت‌وگوی جام‌جم با او را بخوانید.

حالتان چطور است؟ شکمم سوخته و چند روزی هم در بیمارستان بستری بودم، اما بعد خسته شدم و به خانه رفتم تا روند درمان را در آنجا ادامه دهم. روز حادثه چه اتفاقی رخ داد؟ ما به مسافرت رفتیم و در حال برگشت به سبزوار بودیم که در گردنه‌ای که در کیاسر قرار دارد، توقف کردیم. آنجا به مردم آش و چای می‌دهند و ما هم تصمیم گرفتیم تجدید قوا کنیم. ساعت سه بعد از ظهر بود و کودکان در حال بازی بودند و خودروی پژویی هم آنجا پارک بود که راننده‌ای نداشت. در حال نوشیدن چای بودم که یک‌دفعه نمی‌دانم برای آن پژو چه اتفاقی رخ داد. ترمزش از کار افتاد یا هر عامل دیگری. در حال حرکت به‌سمت عقب و کودکانی بود که آنجا در حال بازی بودند. به‌سمت لاستیک‌های عقب خودرو دویدم تا جلوی حرکتش را بگیرم. در همین هنگام شکمم به لوله اگزوز که داغ بود چسبید و به‌شدت دچار سوختگی شدم. خودرو یک‌دفعه چرخید و زیر آن گرفتار شدم. دو سه دقیقه‌ای در این حالت بودم که مردم متوجه شرایطم شدند. یک نفر پشت فرمان پژو نشست و خودرو را به جلو حرکت داد تا توانستم خارج شوم. شما را به بیمارستان انتقال دادند؟ بله، راننده پژو هم متوجه حادثه شد و مرا به بیمارستان کیاسر منتقل کرد و پرونده پزشکی برایم تشکیل داد، اما گفتم نمی‌توانم اینجا بمانم. تمام تلاش‌شان را کردند تا کمکم کنند، اما خودم قبول نکردم. به غیر از شکم ناحیه دیگری از بدن‌تان آسیب ندید؟ شانسی که آوردم این بود که قسمت فلزی بکسل پژو به بدنم فرو رفت، اما هیچ‌یک از استخوان‌هایم را نشکست. در غیر این‌صورت جانم را از دست می‌دادم. از دکتر‌ها پرسیدم چرا؟ گفتند برای این‌که شش‌هایم را سوراخ می‌کرد. البته بدنم درد دارد، اما آن را تحمل می‌کنم. پدر و مادر بچه‌ها هم که متوجه این اتفاق شده بودند برای قدردانی آمدند. این دومین باری است که چنین اتفاقی برایم رخ می‌ده. ۴۰‌سال پیش هم یک نیسان در گردنه علی‌آباد در حال سقوط به دره بود. آن روز راننده نیسان در حال آب ریختن روی رادیاتور خودرویش بود که نیسان با این‌که سنگ زیر لاستیکش بود حرکت کرد. راننده دستپاچه شد و حاضران نیز از وحشت فریاد می‌کشیدند. من هم خودم را به‌سمت عقب نیسان پرت کردم و مانع از سقوط آن شدم.

حکمت خدا بود شوهرم به بچه‌ها کمک کند همسر این مرد فداکار هم در مورد روز حادثه می‌گوید: آن روز و در لحظه حادثه من با بچه‌ها جلوتر بودیم که با سروصدای مردم متوجه اتفاق شدیم. پنج دقیقه طول نکشید که متوجه این موضوع شدیم و به محل برگشتیم. اگرچه همسرم دچار سوختگی شد، اما خدا را شکر بچه‌ها سالم هستند و همه چیز ختم به خیر شد. امام حسین (ع) خودش به شوهرم کربلایی چشمی کمک کرد و شاید دعای کودکان نجات یافته و حتی دعای دختر خودم که دو سال است در آسمان‌هاست در این امر دخیل بوده. حکمت خدا در این بود که همسرم آن لحظه آنجا حضور داشته باشد. او چند روزی در بیمارستان واسعی سبزوار بستری بود و پس از جراحی و طی مراحلی از درمان در بیمارستان به خانه منتقل شد. برای او پرستار خصوصی گرفتیم تا روند درمانش انجام شود.

منبع: جام جم آنلاین
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.