کتاب «پس از نفت و انرژی خورشیدی» نوشتهٔ گروه تحقیقات مطالعات فرهنگی نفت و ترجمهٔ رویا خوشنوس سال 1402 منتشر شد و به بررسی مشکلات و چالشهای گذار از نفت در جامعه میپردازد.
فایل مرتبط به گزارش « نفت ما »، در سال ۲۰۱۵، برای افتتاحیه مدرسه «پس از نفت»، ۳۵ هنرمند و پژوهشگر در شهر ادمونتون کانادا دور هم جمع شدند تا درباره گذار از نفت هماندیشی کنند. اما موضوع فقط این نبود که بعد از نفت چه منبع انرژیای جایگزین آن شود؛ مسئله بزرگتر این بود که اگر بخواهیم از دوران نفت عبور کنیم، چه چیزهایی باید همراه با نفت تغییر کند؟ حاصل این بحثها بخش نخست کتابی شد که همانطور که از اسمش مشخص است، دو مبحث پس از نفت و انرژی خورشیدی را پوشش میدهد. اما حرف اصلی کتاب از همان ابتدا و در مقدمهاش روشن است: گذار انرژی، فقط تغییری تکنولوژیک نیست. چرا؟ چون نفت فقط یک سوخت نیست.
اقتصاد و زندگی مدرن در طول دههها بر پایه انرژی فراوان و نسبتاً ارزان شکل گرفته و سرمایهداری مدرن هم با تولید و مصرف گسترده و دسترسی به همین انرژی رشد کرده است. به همین دلیل، گذار از نفت میتواند با مقاومت و پیچیدگیهای سیاسی و اقتصادی روبهرو شود. و حتی اگر از این مرحله عبور کنیم، یک مسئله دیگر باقی میماند: آیا فقط باید زیرساخت انرژی را تغییر دهیم، یا باید «فرهنگ نفتی» را هم تغییر بدهیم؟ کتاب البته ادعا نمیکند که این گذار حتماً موفق خواهد شد و از شکستهای احتمالی، دشواریهای مسیر و حتی منزویشدن فعالانی که برای این تغییر تلاش میکنند هم صحبت میکند.
چهار سال بعد از اینکه بخش اول کتاب نوشته شد، در سال ۲۰۱۹، بخش دوم کتاب شکل گرفت: «انرژی خورشیدی». بیش از ۷۰ پژوهشگر، دانشجو، هنرمند و فعال مدنی در مونترال کانادا در یک کارگاه سهروزه جمع شدند تا درباره آیندهای پس از سوختهای فسیلی فکر کنند. اینجا یک نکته مهم مطرح میشود: آیا انرژی خورشیدی خودبهخود میتواند آیندهای بهتر بسازد؟ پاسخ کتاب، نه یک «بله» ساده است و نه یک «خیر»؛ چون خورشیدیبودن انرژی بهتنهایی تضمین نمیکند که آینده عادلانهتر باشد. خورشید با نفت تفاوت مهمی دارد.
انرژی خورشیدی مثل نفت به یک میدان مشخص در یک نقطه جغرافیایی وابسته نیست و میتواند در نقاط مختلف تولید شود. اما این ویژگی بهتنهایی مناسبات قدرت را تغییر نمیدهد. ممکن است نفت کنار برود، اما همان ساختارهای مالکیت، سرمایه و نابرابری این بار در قالب «سرمایهداری خورشیدی» ادامه پیدا کنند. پس مسئله فقط این نیست که چه انرژیای تولید میکنیم؛ باید ببینیم چه کسی آن را تولید میکند؟ چه کسی مالک آن است؟ چه کسی کنترلش میکند؟ چه کسی از آن سود میبرد؟ و هزینه این گذار بر دوش چه کسانی میافتد؟ اینجاست که کتاب به مفاهیمی مثل عدالت انرژی، فمینیسم و حقوق جوامع بومی میرسد. یعنی اگر قرار است از نظام انرژی فعلی عبور کنیم، این گذار باید فقط «سبز» نباشد؛ باید درباره قدرت و عدالت هم باشد.
بنابراین، حرف نهایی کتاب این است: اگر فقط منبع انرژی را تغییر دهیم، اما مناسبات قدرت، مالکیت و نابرابری را تغییر ندهیم، ممکن است فقط همان سیستم قبلی را با یک فناوری جدید ادامه داده باشیم.















نظرات کاربران