گردشگری قربانی سقوط قدرت خرید
اقتصاد گردشگری بیش از بسیاری از صنایع دیگر به تقاضای مصرفکننده وابسته است. کارخانهای که محصولی تولید میکند ممکن است بتواند با صادرات یا قراردادهای بلندمدت بخشی از بازار خود را حفظ کند، اما هتل خالی، صندلی خالی رستوران یا تور فروختهنشده قابل ذخیرهسازی نیست. یک اتاق هتل که امشب فروخته نشود، درآمد آن برای همیشه از دست رفته است. همین ویژگی باعث میشود بحران تقاضا در گردشگری به سرعت خود را در وضعیت مالی فعالان این بخش نشان دهد.افزایش هزینه سفر نیز مسئله را تشدید کرده است. رشد قیمت بلیت هواپیما، قطار و اتوبوس، افزایش هزینه اقامت، گرانی غذا و خدمات شهری و افزایش هزینه سوخت و حملونقل، مجموع هزینه یک سفر خانوادگی را بالا برده است. در نتیجه حتی سفرهای داخلی که زمانی گزینهای نسبتاً ارزان برای خانوار محسوب میشدند، برای بخشی از جامعه به یک هزینه سنگین تبدیل شدهاند.این شرایط یک تناقض جدی ایجاد میکند. از یک طرف فعالان گردشگری برای ادامه فعالیت ناچار به افزایش قیمت هستند، زیرا هزینه دستمزد، انرژی، تعمیرات، مواد غذایی، اجاره و نگهداری تجهیزات افزایش یافته است؛ از طرف دیگر افزایش قیمت باعث کاهش بیشتر تقاضا میشود. در واقع صنعت گردشگری در یک دور باطل گرفتار میشود: هزینهها بالا میرود، قیمت خدمات افزایش پیدا میکند، مشتری کمتر میشود و درآمد فعال اقتصادی کاهش مییابد.در چنین وضعیتی، بسیاری از کسبوکارهای کوچک گردشگری بیش از شرکتهای بزرگ آسیبپذیر هستند. یک اقامتگاه بومگردی در یک روستای گردشگری، یک راهنمای تور، یک راننده گردشگری یا یک رستوران محلی ممکن است سرمایه محدودی داشته باشد و چند ماه کاهش درآمد برای ادامه فعالیت آن کافی باشد. تعطیلی این واحدها نیز فقط به معنای از بین رفتن یک کسبوکار نیست؛ بخشی از اشتغال محلی و زنجیره اقتصادی منطقه نیز آسیب میبیند.از سوی دیگر، کاهش سفر داخلی میتواند پیامدهای اجتماعی نیز داشته باشد. گردشگری فقط یک فعالیت اقتصادی نیست؛ بخشی از سبک زندگی، تعامل اجتماعی و ارتباط مردم با مناطق مختلف کشور است. وقتی فشار اقتصادی سفر را به کالایی لوکس تبدیل میکند، دسترسی گروههای بیشتری از جامعه به تفریح و سفر کاهش پیدا میکند.
گردشگر خارجی؛ بازاری که از دست میرود















نظرات کاربران