به گزارش بولتن نیوز، دلار آزاد امروز در برخی نرخنامهها مرز ۲۵۰ هزار تومان را لمس کرده، درهم به حدود ۶۸ هزار تومان رسیده و طلای ۱۸ عیار نیز در محدوده ۲۴.۷ میلیون تومان گزارش شده است. اختلاف جزئی منابع در نرخ لحظهای، اصل ماجرا را تغییر نمیدهد: ریال زیر فشار سنگینی قرار گرفته است. اکنون دولت، مجلس و بانک مرکزی نمیتوانند همه ماجرا را به تحریم، ترامپ، سفتهبازی یا فضای مجازی حواله دهند. فشار خارجی واقعیت دارد؛ اما وظیفه مسئول داخلی دقیقاً این است که اجازه ندهد آن فشار با حداکثر قدرت به پول ملی و سفره مردم منتقل شود.
دیروز دلار در مقاطعی حوالی ۲۴۴ تا ۲۴۵ هزار تومان قرار داشت؛ امروز گزارشهای بازار آن را تا محدوده ۲۵۰ هزار تومان بردهاند. این دیگر نوسان چندصدتومانی نیست. وقتی پول ملی با چنین سرعتی تحت فشار قرار میگیرد، مردم حق دارند بپرسند: سیاستگذار کجاست؟ مجلس کجاست؟ بانک مرکزی کجاست؟ دولت کجاست؟ و مهمتر از همه، نتیجه تصمیمات آنها کجاست؟ فشار خارجی هست؛ مسئول داخلی برای چه منصوب شده است؟ کسی منکر تحریم نیست. کسی منکر ریسک جنگ و فشار سیاسی نیست. اما اگر قرار باشد با هر فشار خارجی ارزش ریال سقوط کند و مسئول داخلی فقط همان فشار را توضیح دهد، پس فلسفه وجودی سیاستگذار اقتصادی چیست؟ مدیریت اقتصادی دقیقاً برای روز آرام نیست؛ برای روز فشار است. اگر کانال انتقال ارز بسته شده، مسیر جایگزین بسازید. اگر درهم گلوگاه شده، آن را مدیریت کنید. اگر ارز صادراتی دیر برمیگردد، مسیرش را اصلاح کنید. اگر قانون مانع است، مجلس اصلاحش کند. اگر سفتهبازی عامل است، حجمش را منتشر کنید. اگر کمبود عرضه داریم، عدد آن را بگویید. اما نمیشود هر روز دلار بالاتر برود و مسئولان فقط علت افزایش آن را برای مردم تشریح کنند. آقای قالیباف؛ شما تحلیلگر بازار نیستید رئیس مجلس امروز از پاسخ قاطع به آمریکا سخن گفته است. پاسخ سیاسی سر جای خودش. اما مجلس در اقتصاد تماشاگر نیست. اگر آمریکا فشار اقتصادی وارد میکند، یکی از مؤثرترین پاسخهای داخلی این است که اثر آن فشار بر ریال و معیشت مردم کاهش یابد. مجلس قانون دارد. نظارت دارد. سؤال دارد. تحقیقوتفحص دارد. کمیسیون اقتصادی دارد. بودجه را تصویب میکند. بنابراین رئیس مجلس نمیتواند فقط بگوید تقاضای دلار وجود دارد یا بخشی از آن سفتهبازانه است. مردم از مجلس میپرسند برای کم کردن این تقاضا، افزایش عرضه، بازگرداندن اعتماد به ریال و اصلاح ساختار ارزی چه کردهاید؟ آقای رئیسجمهور؛ سفره مردم منتظر تحلیل اقتصادی نمیماند دلار ۲۵۰ هزار تومانی فقط روی تابلوی صرافی نمیماند. وارد محاسبات تولیدکننده میشود. وارد قیمت مواد اولیه میشود. انتظارات فروشنده را تغییر میدهد. تصمیم خانوار برای نگهداری ریال را تحت تأثیر قرار میدهد. و نهایتاً میتواند خودش به عامل تشدید تقاضای ارز تبدیل شود. یعنی اگر اعتماد از دست برود، مسئله فقط «عرضه دلار» نیست؛ تقاضا برای فرار از ریال هم افزایش پیدا میکند. این خطر از خود عدد ۲۵۰ هزار تومان مهمتر است. بانک مرکزی؛ یک سؤال ساده: ارز کشور کجاست؟ «دفاع از ریال» بار دیگر همان پرونده را باز میکند. نفت صادر شده. پتروشیمی صادر شده. فولاد و محصولات معدنی صادر شده. صادرات غیرنفتی انجام شده. پس بانک مرکزی یک جدول منتشر کند: چقدر ارز ایجاد شد؟ چقدر وصول شد؟ چقدر برگشت؟ چقدر عرضه شد؟ چقدر تقاضای واقعی تأمین شد؟ همین. نه اسم میخواهیم. نه پروندهسازی میکنیم. عدد میخواهیم. اگر ارز کافی وجود دارد، توضیح دهید چرا بازار چنین فشاری را تجربه میکند. اگر ارز کافی در دسترس نیست، بگویید گلوگاه کجاست. اگر منابع خارج از کشور است، میزان منابع قابل استفاده را اعلام کنید.















نظرات کاربران