نرخ ارز دیگر فقط یک عدد روی تابلوهای صرافی و بازار نیست؛ به یکی از مهمترین شاخصهای سنجش اعتماد عمومی به اقتصاد تبدیل شده است.
حسین کریمی هر بار که ارزش ریال در برابر ارزهای خارجی کاهش پیدا میکند، آثار آن خیلی سریعتر از گذشته به زندگی مردم منتقل میشود؛ از قیمت مواد غذایی و دارو گرفته تا مسکن، خودرو، لوازم خانگی و هزینه تولید. به همین دلیل، آنچه در بازار ارز اتفاق میافتد، در نهایت نبردی بر سر قدرت خرید مردم است.وقتی ارزش پول ملی کاهش پیدا میکند، درآمد اسمی افراد لزوماً همراه با آن افزایش نمییابد. کارگری که حقوق ثابت دریافت میکند یا بازنشستهای که مستمری مشخص دارد، با افزایش نرخ ارز ناگهان بخشی از قدرت خرید خود را از دست میدهد. حتی اگر کالا مستقیماً وارداتی نباشد، افزایش هزینه مواد اولیه، حملونقل، انرژی، سرمایه و انتظارات تورمی میتواند قیمت آن را بالا ببرد.مشکل از جایی جدیتر میشود که کاهش ارزش پول ملی به یک انتظار دائمی تبدیل شود. اگر مردم تصور کنند ریال در آینده نیز ارزش خود را از دست خواهد داد، بخشی از رفتار اقتصادی آنها تغییر میکند. تقاضا برای داراییهایی که تصور میشود ارزش خود را بهتر حفظ میکنند افزایش مییابد و انگیزه نگهداری ریال کاهش پیدا میکند. این چرخه میتواند خود به تشدید فشار بر بازار ارز منجر شود.در چنین شرایطی، سیاست ارزی نمیتواند تنها به مدیریت روزانه بازار محدود شود. کنترل پایدار بازار ارز نیازمند مجموعهای از عوامل است: انضباط مالی، کنترل رشد نقدینگی، افزایش درآمدهای ارزی پایدار، ثبات مقررات، کاهش نااطمینانی و مهمتر از همه افزایش اعتماد به سیاستگذاری اقتصادی.ریال زمانی میتواند ثبات پیدا کند که مردم و فعالان اقتصادی بتوانند برای آینده برنامهریزی کنند. تولیدکننده باید بداند هزینه مواد اولیه او چند ماه آینده چگونه تغییر میکند، سرمایهگذار باید بتواند درباره بازدهی سرمایه تصمیم بگیرد و خانوار نیز باید بتواند درآمد خود را برای ماهها و سالهای آینده مدیریت کند.اگر نرخ ارز بهصورت مستمر جهش کند، اقتصاد وارد مرحلهای میشود که در آن قیمتگذاری دشوار، قراردادهای بلندمدت پرریسک و سرمایهگذاری محدود میشود. در چنین فضایی، حتی فعال اقتصادی سالم نیز ممکن است به جای توسعه تولید، به دنبال حفظ ارزش دارایی خود باشد.بنابراین مسئله اصلی فقط «دلار گران» نیست؛ مسئله، فرسایش ارزش پول ملی و پیامدهای آن برای اعتماد عمومی است. مقابله با این روند نیز با دستور و بخشنامه کوتاهمدت امکانپذیر نیست. ریال برای بازگشت به ثبات، به پشتوانه تولید، سرمایهگذاری، درآمد ارزی پایدار و سیاست اقتصادی قابل پیشبینی نیاز دارد.هر روزی که ارزش پول ملی کاهش پیدا میکند، بخشی از قدرت خرید جامعه نیز فرسوده میشود. اگر قرار است نبرد نرخ ارز به نابودی تدریجی ریال منجر نشود، باید به جای جنگیدن با معلولها، سراغ ریشههای تورم و بیثباتی رفت. حفظ ارزش پول ملی در نهایت یعنی حفظ قدرت خرید مردم و جلوگیری از انتقال هزینه بیثباتی اقتصادی به سفره خانوار.
https://eghtesadepooya.ir/?p=105318















نظرات کاربران