حسین جلیلی بال /در هر بحران اقتصادی، نخستین اقدام باید روشن شدن واقعیتها، شناسایی دقیق مسئولیتها و بررسی سازوکارهایی باشد که به ایجاد یا تشدید مشکل منجر شدهاند. بدون آسیبشناسی دقیق، امکان اصلاح ساختارها و جلوگیری از تکرار بحران وجود نخواهد داشت. با این حال، همزمان با بررسی علل و ابعاد یک مسئله، نباید از وضعیت افرادی که ممکن است درگیر تبعات آن شده باشند غافل شد. برای شهروندی که سرمایه یا دارایی خود را در یک فعالیت اقتصادی قرار داده، مهمترین مسئله در لحظه بحران، بازگشت امنیت اقتصادی و مشخص شدن مسیر حل مشکل است.در این میان، مسئولیت اجتماعی فعالان اقتصادی نیز اهمیت پیدا میکند. بنگاهها در یک اقتصاد بههمپیوسته، جدا از یکدیگر فعالیت نمیکنند. اعتماد مردم به یک مجموعه میتواند بر اعتماد آنها به مجموعههای مشابه اثر بگذارد و بروز مشکل در یک بخش، در صورت مدیریت نامناسب، ممکن است به سایر بخشهای بازار نیز سرایت کند. بنابراین حمایت از ثبات بازار و کمک به کاهش تبعات بحران، تنها مسئولیت یک شرکت یا یک نهاد خاص نیست و میتواند به یک مسئولیت مشترک در میان فعالان اقتصادی تبدیل شود.
بحران اقتصادی فقط مسئله یک بنگاه نیست
یکی از مهمترین درسهای بحرانهای اقتصادی، ضرورت ایجاد سازوکارهایی برای مدیریت ریسک است. در اقتصادهای پیچیده، هیچ بنگاه یا فعالیت اقتصادی نمیتواند خود را از تمام ریسکهای احتمالی مصون بداند. تغییرات ناگهانی بازار، اختلال در زنجیره تأمین، مشکلات نقدینگی، تغییر مقررات، نوسانات قیمت داراییها و حتی بحرانهای اعتماد میتوانند بر عملکرد یک مجموعه اثر بگذارند.به همین دلیل، در بسیاری از نظامهای اقتصادی تلاش شده است ابزارهای مختلف بیمه، تضمین، صندوقهای جبران خسارت و سازوکارهای مدیریت ریسک توسعه پیدا کنند تا در صورت بروز بحران، تمام فشار بر دوش یک بنگاه یا مشتریان آن قرار نگیرد. وجود چنین ابزارهایی البته به معنای حذف کامل ریسک نیست، اما میتواند شدت تبعات بحران را کاهش دهد.در حوزه فعالیتهای مرتبط با طلا و داراییهای مالی نیز موضوع مدیریت ریسک اهمیت دوچندان دارد. مردم زمانی که سرمایه خود را به یک پلتفرم یا مجموعه اقتصادی میسپارند، تنها به قیمت یک دارایی توجه نمیکنند؛ آنها به اعتبار مجموعه، شفافیت عملیات، امکان دسترسی به دارایی و سازوکارهای تضمین و پاسخگویی نیز توجه دارند. بنابراین توسعه این بازارها بدون توجه همزمان به زیرساختهای اعتماد، نظارت و مدیریت ریسک، میتواند آسیبپذیری بازار را افزایش دهد.در ماجرای میلیگلد نیز فارغ از اینکه بررسیهای رسمی و کارشناسی در نهایت چه ابعادی از مسئله را روشن کند، یک موضوع اساسی مطرح است: چگونه میتوان از تبدیل یک بحران محدود به بحران گستردهتر جلوگیری کرد؟ پاسخ به این پرسش نیازمند همکاری میان کسبوکارها، نهادهای مسئول، فعالان بازار و البته مردم است.جامعه اقتصادی ایران در شرایطی قرار دارد که توان تحمل شوکهای متعدد برای بسیاری از خانوارها و بنگاهها کاهش یافته است. برای یک خانوار، از دست رفتن بخشی از سرمایه یا تأخیر در دسترسی به دارایی میتواند پیامدهای جدی داشته باشد و برای یک بنگاه نیز بحران اعتماد ممکن است به کاهش مشتری، اختلال در فعالیت و دشواری تأمین مالی منجر شود. بنابراین مدیریت بحران باید به گونهای باشد که از ایجاد زنجیرهای از آسیبها جلوگیری کند.
جای خالی بیمه اقتصادی در بازار















نظرات کاربران