خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
یارانه مسکن چرا بیش‌تر به خانوارهای پردرآمد می‌رسد؟

یارانه مسکن چرا بیش‌تر به خانوارهای پردرآمد می‌رسد؟

سرشماری حضوری نفوس و مسکن در فارس با مراجعه به بیش از ۱۱۱ هزار خانوار

سرشماری حضوری نفوس و مسکن در فارس با مراجعه به بیش از ۱۱۱ هزار خانوار

بلومبرگ: نیمی از مخارج آمریکایی‌ها در سال جاری صرف مسکن و غذا می‌شود

بلومبرگ: نیمی از مخارج آمریکایی‌ها در سال جاری صرف مسکن و غذا می‌شود

تغییر گروه افشای حبندر

تغییر گروه افشای حبندر

از آسمان‌خراش تا محله عمودی؛ فشردگی و تنوع کاربری در برج‌های چندمنظوره

از آسمان‌خراش تا محله عمودی؛ فشردگی و تنوع کاربری در برج‌های چندمنظوره

اجرای ۴۵ هزار پروژه مسکن برای مددجویان بهزیستی

اجرای ۴۵ هزار پروژه مسکن برای مددجویان بهزیستی

عزم شهرداری برای صاحب‌خانه شدن جوانان

عزم شهرداری برای صاحب‌خانه شدن جوانان

27 درصد اهداف برنامه هفتم توسعه در تامین زمین محقق شد

27 درصد اهداف برنامه هفتم توسعه در تامین زمین محقق شد

چرا یارانه‌های مسکن به پردرآمدها می‌رسد؟

چرا یارانه‌های مسکن به پردرآمدها می‌رسد؟

مقاوم سازی ۱۰ هزار واحد مسکن روستایی در قم / تحویل ۹۲ واحد مسکن ویلایی جنداب تا یک ماه و نیم آینده

مقاوم سازی ۱۰ هزار واحد مسکن روستایی در قم / تحویل ۹۲ واحد مسکن ویلایی جنداب تا یک ماه و نیم آینده

اقتصادِ بدون دسترسی

بازدید ۷منبع: اقتصاد پویا
اقتصادِ بدون دسترسی

مدتی است در گفت‌وگو با فعالان اقتصادی، مخصوصاً کسانی که با تجارت، تولید و خدمات درگیرند، یک نکته بیشتر از قبل تکرار می‌شود؛ اینکه داشتن پول، کالا یا حتی مشتری دیگر همیشه برای انجام یک معامله کافی نیست. گاهی همه‌چیز روی کاغذ آماده است، اما یک حلقه از زنجیره در دسترس نیست و همان یک حلقه می‌تواند کل معامله را متوقف کند.

مدتی است در گفت‌وگو با فعالان اقتصادی، مخصوصاً کسانی که با تجارت، تولید و خدمات درگیرند، یک نکته بیشتر از قبل تکرار می‌شود؛ اینکه داشتن پول، کالا یا حتی مشتری دیگر همیشه برای انجام یک معامله کافی نیست. گاهی همه‌چیز روی کاغذ آماده است، اما یک حلقه از زنجیره در دسترس نیست و همان یک حلقه می‌تواند کل معامله را متوقف کند.

ممکن است شرکت پول داشته باشد، اما نتواند آن را در زمان مناسب منتقل کند. کالا آماده باشد، اما مسیر مطمئنی برای حمل وجود نداشته باشد. مشتری وجود داشته باشد، اما امکان تحویل قابل اتکا نباشد. تولیدکننده سفارش داشته باشد، اما مواد اولیه، انرژی، مجوز یا سرمایه در گردش در زمان لازم به دستش نرسد.در چنین شرایطی مسئله فقط «کمبود» نیست؛ مسئله «دسترسی» است.این تفاوت شاید در ظاهر ساده باشد، اما در تصمیم‌های اقتصادی خیلی مهم است. ممکن است کالایی در بازار وجود داشته باشد، اما اگر بنگاه نتواند در زمان مناسب و با هزینه قابل تحمل به آن برسد، از نظر اقتصادی انگار آن کالا برایش وجود ندارد.همین موضوع درباره پول هم صادق است. داشتن طلب با داشتن نقدینگی فرق دارد. ممکن است یک شرکت میلیاردها تومان از مشتریانش طلبکار باشد، اما روزی که باید حقوق، بیمه، اجاره یا خرید بعدی را پرداخت کند، این طلب‌ها به کارش نیاید. پول هست، اما در دسترس نیست.در تجارت خارجی این موضوع حتی ملموس‌تر است.گاهی تولیدکننده ایرانی محصول دارد، خریدار خارجی هم آماده خرید است و حتی درباره قیمت به توافق رسیده‌اند؛ اما تازه از همان نقطه مجموعه‌ای از مسائل شروع می‌شود: پول چگونه منتقل شود؟ حمل از کدام مسیر انجام شود؟ بیمه چگونه باشد؟ کالا در چه زمانی برسد؟ اگر مسیر اول مختل شد، راه دوم چیست؟در چنین شرایطی مزیت رقابتی دیگر فقط قیمت و کیفیت نیست. «توان دسترسی» هم تبدیل به بخشی از مزیت رقابتی می‌شود.شرکتی که بتواند سریع‌تر پول منتقل کند، مسیر دوم حمل داشته باشد، به چند تأمین‌کننده متصل باشد یا در صورت اختلال یک بازار، بازار دیگری پیدا کند، ممکن است حتی با قیمت بالاتر موقعیت بهتری نسبت به رقیبی داشته باشد که روی کاغذ ارزان‌تر است اما امکان اجرای معامله را ندارد.اینجاست که مفهوم دسترسی از یک مسئله اجرایی به یک مسئله اقتصادی تبدیل می‌شود.سال‌ها بخش زیادی از مدیریت بنگاه بر کاهش هزینه متمرکز بود؛ ارزان‌تر بخریم، موجودی کمتر نگه داریم، یک تأمین‌کننده اصلی داشته باشیم، مسیر حمل کوتاه‌تر انتخاب کنیم و سرمایه را کمتر درگیر کنیم. این منطق در شرایط عادی همچنان درست است.اما وقتی دسترسی نامطمئن می‌شود، بعضی از همان تصمیم‌های کم‌هزینه می‌توانند بنگاه را شکننده کنند.اگر تنها تأمین‌کننده شرکت از دسترس خارج شود چه؟ اگر تنها مسیر حمل متوقف شود چه؟ اگر مشتری اصلی نتواند پرداخت کند چه؟ اگر بانکی که همیشه از آن استفاده می‌کردیم دیگر امکان انجام عملیات مورد نظر را نداشته باشد چه؟ در روزهای عادی شاید داشتن گزینه دوم هزینه اضافی به نظر برسد. در روزهای غیرعادی، همان گزینه دوم ممکن است دلیل ادامه فعالیت شرکت باشد.

برای همین است که بعضی بنگاه‌ها امروز حاضرند کمی بیشتر هزینه کنند، اما دسترسی مطمئن‌تری داشته باشند. موجودی بیشتری نگه می‌دارند، تأمین‌کننده دوم پیدا می‌کنند، روی بازار دیگری هم کار می‌کنند یا بخشی از نقدینگی خود را برای شرایط پیش‌بینی‌نشده حفظ می‌کنند.

این رفتار را نباید همیشه ناکارآمدی دانست. بخشی از آن، هزینه خریدن امکان ادامه کار است.

اقتصاد بدون دسترسی فقط برای بنگاه‌ها مسئله ایجاد نمی‌کند؛ اثر آن دیر یا زود به مصرف‌کننده هم می‌رسد.

وقتی دسترسی به مواد اولیه سخت‌تر می‌شود، هزینه تولید بالا می‌رود. وقتی حمل زمان بیشتری می‌برد، سرمایه مدت بیشتری درگیر می‌ماند. وقتی تأمین‌کننده مطمئن کمتر می‌شود، قدرت انتخاب خریدار کاهش پیدا می‌کند. وقتی انتقال پول دشوارتر است، واسطه بیشتری وارد معامله می‌شود.

هرکدام از این مراحل ممکن است سهم کوچکی به هزینه اضافه کند، اما وقتی روی هم قرار می‌گیرند، قیمت نهایی دیگر فقط قیمت خود کالا نیست؛ هزینه دسترسی به آن کالا هم داخل قیمت آمده است.

از این زاویه شاید بتوان بخشی از تفاوت میان «وجود داشتن» و «قابل استفاده بودن» را بهتر فهمید.

در اقتصاد ممکن است منابع وجود داشته باشند، اما اگر دسترسی به آنها کند، پرهزینه یا نامطمئن باشد، بخشی از ظرفیت واقعی‌شان از بین می‌رود.

این موضوع درباره سرمایه هم صدق می‌کند. درباره نیروی انسانی، انرژی، فناوری، بازار و حتی اطلاعات هم همین‌طور است.

گاهی مشکل یک کسب‌وکار این نیست که فرصت ندارد؛ مشکل این است که نمی‌تواند به فرصت برسد.

و شاید یکی از وظایف مهم سیاست‌گذاری اقتصادی هم دقیقاً همین باشد: کاهش فاصله میان «وجود داشتن» و «در دسترس بودن».

نویسنده : ساسان باقرپناه https://eghtesadepooya.ir/?p=105331

منبع: اقتصاد پویا
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.