خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
نرخ چهارم بنزین به کجا رسید؟

نرخ چهارم بنزین به کجا رسید؟

بانک جهانی در مورد گران‌تر شدن انرژی و غذا با ادامه جنگ ایران هشدار داد

بانک جهانی در مورد گران‌تر شدن انرژی و غذا با ادامه جنگ ایران هشدار داد

جنگ علیه ایران چگونه نخستین بودجه دولت برنهام را به تنگنا کشاند؟

جنگ علیه ایران چگونه نخستین بودجه دولت برنهام را به تنگنا کشاند؟

اختیارات تغییر قیمت و سهمیه سوخت و گاز به کارگروه ویژه انرژی واگذار شد

اختیارات تغییر قیمت و سهمیه سوخت و گاز به کارگروه ویژه انرژی واگذار شد

هواوی از گوشی اقتصادی Enjoy 100 رونمایی کرد

هواوی از گوشی اقتصادی Enjoy 100 رونمایی کرد

نفت دوباره بالای ۱۱۵ دلار رفت؛ تهدید پالایشگاه عربستان نگرانی عرضه را برگرداند

نفت دوباره بالای ۱۱۵ دلار رفت؛ تهدید پالایشگاه عربستان نگرانی عرضه را برگرداند

نفت برنت به ۱۱۶ دلار رسید؛ بازار انرژی چه پیامی برای هزینه‌ها دارد؟

نفت برنت به ۱۱۶ دلار رسید؛ بازار انرژی چه پیامی برای هزینه‌ها دارد؟

کانادا نرخ بهره را بالا برد تا اثر گرانی نفت مهار شود

کانادا نرخ بهره را بالا برد تا اثر گرانی نفت مهار شود

اختیار قیمت و سهمیه سوخت به کارگروه ویژه انرژی رسید؛ پیامد آن چیست؟

اختیار قیمت و سهمیه سوخت به کارگروه ویژه انرژی رسید؛ پیامد آن چیست؟

قطرانرجی فورس‌ماژور تأمین گاز طبیعی مایع را تا پایان ۲۰۲۶ تمدید کرد

قطرانرجی فورس‌ماژور تأمین گاز طبیعی مایع را تا پایان ۲۰۲۶ تمدید کرد

زمستان در کمین بازار گاز

بازدید ۳منبع: اقتصاد پویا
زمستان در کمین بازار گاز

اقتصاد پویا / سرویس نفت و انرژی - زمستان در حالی به روزهای سرد خود نزدیک می‌شود که نگرانی درباره تأمین پایدار گاز در کشور بار دیگر به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده است؛ دغدغه‌ای که تنها به میزان تولید داخلی گاز محدود نمی‌شود و به موضوعاتی همچون ظرفیت واردات، روابط گازی با کشورهای همسایه، زیرساخت انتقال، مدیریت مصرف، ذخیره‌سازی و البته کیفیت سیاست‌گذاری در حوزه انرژی گره خورده است. در شرایطی که مصرف گاز در بخش خانگی طی ماه‌های سرد سال به شکل قابل توجهی افزایش پیدا می‌کند، کوچک‌ترین اختلال در زنجیره تأمین می‌تواند آثار خود را از خانه‌های مردم تا نیروگاه‌ها، صنایع و واحدهای تولیدی نشان دهد.

حسین قیدر / برخی کارشناسان و منتقدان سیاست انرژی کشور نسبت به وضعیت واردات گاز در زمستان پیش‌رو هشدار داده‌اند و معتقدند ایران در صورت افزایش شدید مصرف یا بروز اختلال در تولید داخلی، گزینه‌های محدودی برای جبران کسری گاز خواهد داشت. در همین چارچوب، موضوع روابط گازی با ترکمنستان و قطر نیز دوباره مورد توجه قرار گرفته است؛ کشورهایی که هر یک به دلایل متفاوت، می‌توانند در معادلات انرژی منطقه نقش داشته باشند. منتقدان سیاست‌های گذشته و امروز وزارت نفت معتقدند ایران در سال‌های گذشته نتوانسته از ظرفیت همکاری‌های منطقه‌ای برای ایجاد یک پشتوانه مطمئن در بازار گاز استفاده کند و همین مسئله می‌تواند در روزهای سرد سال به یک نقطه ضعف جدی تبدیل شود.مسئله اصلی اما فراتر از نام یک کشور یا یک وزیر است. اقتصاد انرژی ایران سال‌هاست با یک تناقض بزرگ مواجه است؛ کشوری با ذخایر عظیم گاز طبیعی، اما با تراز گازی شکننده در فصل سرد. افزایش مصرف داخلی، فرسودگی بخشی از زیرساخت‌ها، رشد مصرف نیروگاه‌ها و صنایع، افت فشار برخی میادین و نبود سرمایه‌گذاری کافی برای توسعه ظرفیت تولید، مجموعه‌ای از عوامل هستند که فاصله میان ظرفیت اسمی و توان واقعی تأمین پایدار گاز را بیشتر کرده‌اند. در چنین شرایطی، واردات گاز می‌تواند بخشی از راه‌حل باشد، اما واردات زمانی معنا پیدا می‌کند که قراردادهای پایدار، زیرساخت‌های انتقال و روابط سیاسی و اقتصادی قابل اتکا وجود داشته باشد.

وابستگی به تولید داخلی، بدون پشتوانه وارداتی

ایران یکی از بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر گاز طبیعی جهان است، اما برخورداری از ذخایر عظیم به معنای مصونیت در برابر کمبود فصلی نیست. گاز برخلاف نفت، نیازمند شبکه گسترده انتقال و توزیع است و امکان ذخیره‌سازی آن نیز به اندازه‌ای نیست که بتوان تمام نوسانات مصرف را به‌سادگی پوشش داد. به همین دلیل، هرگاه مصرف در بخش خانگی جهش می‌کند، فشار آن به دیگر بخش‌های اقتصاد منتقل می‌شود.در چنین شرایطی اگر اولویت شبکه به تأمین مصرف خانگی داده شود، صنایع و نیروگاه‌ها ممکن است با محدودیت مواجه شوند و اگر برای حفظ تولید برق، گاز بیشتری به نیروگاه‌ها اختصاص پیدا کند، احتمالاً باید برای صنایع محدودیت ایجاد شود. نتیجه این چرخه، چیزی جز افزایش هزینه تولید، کاهش ظرفیت فعالیت واحدهای صنعتی و فشار بیشتر بر اقتصاد نخواهد بود.نگرانی زمانی جدی‌تر می‌شود که کشور نتواند در کنار تولید داخلی، از یک مسیر مطمئن واردات نیز برخوردار باشد. درباره روابط گازی ایران و ترکمنستان طی سال‌های گذشته بحث‌ها و انتقادهای مختلفی مطرح شده است. برخی منتقدان، سیاست‌های دولت‌های گذشته را عامل از دست رفتن بخشی از ظرفیت همکاری گازی با این کشور می‌دانند و حتی خواستار بررسی عملکرد مسئولان وقت شده‌اند. با این حال، موضوع را نمی‌توان صرفاً در قالب عملکرد یک فرد یا یک دولت خلاصه کرد؛ چراکه قراردادهای بلندمدت انرژی، روابط سیاسی، مسائل مالی، اختلافات تجاری و زیرساخت‌های انتقال همگی در شکل‌گیری وضعیت کنونی نقش دارند.از سوی دیگر، قطر به عنوان یکی از بازیگران مهم بازار جهانی گاز، ظرفیت قابل توجهی در حوزه انرژی دارد. اما استفاده از ظرفیت کشورهای منطقه نیازمند روابط اقتصادی و سیاسی باثبات و سازوکارهای مشخص همکاری است. نمی‌توان در آستانه زمستان منتظر ماند و سپس برای تأمین کسری گاز به دنبال شریک یا فروشنده گشت. بازار انرژی، بازاری بلندمدت و مبتنی بر قراردادهای چندساله است و هر کشوری که آینده‌نگرانه عمل نکند، در زمان بحران با هزینه‌های بسیار بیشتری روبه‌رو خواهد شد.

خطر خاموشی گاز؛ وقتی بحران انرژی به زندگی مردم می‌رسد

خطر اصلی کمبود گاز فقط خاموش شدن شعله بخاری‌ها نیست. کاهش عرضه گاز می‌تواند یک زنجیره از بحران‌ها را ایجاد کند. نخستین حلقه این زنجیره، بخش خانگی است. در مناطق سردسیر، گاز برای خانوارها یک کالای لوکس یا قابل جایگزینی نیست؛ بلکه سوخت اصلی گرمایش و بخش مهمی از نیازهای روزمره است. بنابراین هرگونه کاهش شدید عرضه می‌تواند مستقیماً بر رفاه خانوارها اثر بگذارد.حلقه دوم، نیروگاه‌ها هستند. اگر گاز کافی به نیروگاه‌ها نرسد، استفاده از سوخت‌های جایگزین مانند گازوئیل و مازوت افزایش می‌یابد. این مسئله علاوه بر افزایش هزینه تولید برق، تبعات زیست‌محیطی نیز دارد. از سوی دیگر، محدودیت گاز نیروگاه‌ها می‌تواند در شرایطی که شبکه برق خود با ناترازی مواجه است، فشار مضاعفی ایجاد کند.حلقه سوم صنایع هستند. صنایع فولاد، پتروشیمی، سیمان، شیشه، کاشی و بسیاری از واحدهای تولیدی دیگر برای فعالیت مستمر به انرژی پایدار نیاز دارند. قطع یا محدود شدن گاز این واحدها به معنای کاهش تولید، افزایش قیمت تمام‌شده، کاهش صادرات و در نهایت فشار بیشتر بر اقتصاد کشور است. به همین دلیل، بحران گاز اگر مدیریت نشود، می‌تواند از یک مسئله انرژی به یک مسئله تولید و تورم تبدیل شود.در چنین شرایطی، هشدار درباره احتمال مشکل گاز در برخی استان‌ها را نباید صرفاً یک هشدار فصلی تلقی کرد. موضوع اصلی، ضعف در پیش‌بینی و مدیریت ریسک است. اقتصادی که می‌داند هر سال در ماه‌های سرد با جهش مصرف مواجه می‌شود، باید ماه‌ها و حتی سال‌ها قبل برای آن برنامه داشته باشد. ذخیره‌سازی، توسعه میادین، بهینه‌سازی شبکه، کاهش مصرف ساختمان‌ها، اصلاح الگوی مصرف و ایجاد قراردادهای مطمئن وارداتی، اقداماتی نیستند که بتوان آنها را در چند هفته انجام داد.

اقتصاد انرژی به تصمیم‌های آینده‌نگر نیاز دارد

تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که در اقتصاد ایران بسیاری از بحران‌ها زمانی جدی گرفته می‌شوند که آثار آنها در زندگی روزمره مردم نمایان شده است. ناترازی برق زمانی به موضوع عمومی تبدیل شد که خاموشی‌ها افزایش یافت؛ ناترازی بنزین زمانی جدی شد که بحث واردات و مصرف بالا گرفت و بحران آب نیز زمانی به تیتر اصلی تبدیل شد که محدودیت منابع در بسیاری از مناطق به یک مسئله روزمره تبدیل شد. گاز نیز نباید منتظر رسیدن به مرحله بحران بماند.اگر زمستان با افزایش شدید مصرف مواجه شود و هم‌زمان تولید داخلی نتواند پاسخگوی تقاضا باشد، هرگونه خلأ در واردات می‌تواند شرایط را پیچیده‌تر کند. در این میان، مدیریت مصرف باید جدی گرفته شود، اما نباید تمام بار ناترازی بر دوش مردم گذاشته شود. اصلاح الگوی مصرف ضروری است، اما مردم زمانی حاضر به تغییر رفتار مصرفی خواهند بود که هم‌زمان ناکارآمدی‌های بخش تولید، انتقال و توزیع نیز اصلاح شود.دولت باید از هم‌اکنون سناریوهای مختلف زمستان را روی میز قرار دهد؛ از زمستان معمولی تا زمستان بسیار سرد، از افت تولید داخلی تا اختلال در واردات و از افزایش مصرف خانگی تا رشد هم‌زمان تقاضای نیروگاه‌ها و صنایع. برای هر سناریو باید پاسخ مشخص وجود داشته باشد. اینکه در روزهای بحرانی تازه به دنبال راه‌حل بگردیم، نه سیاست‌گذاری است و نه مدیریت بحران.اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به یک نقشه راه جامع انرژی نیاز دارد؛ نقشه‌ای که در آن تولید، واردات، ذخیره‌سازی، مصرف، قیمت‌گذاری، سرمایه‌گذاری و روابط منطقه‌ای به صورت یکپارچه دیده شود. نمی‌توان کشوری با چنین ذخایر عظیم گازی را در زمستان در معرض نگرانی کمبود قرار داد و سپس بحران را به افزایش مصرف مردم نسبت داد.اگر قرار باشد تجربه ناترازی ارز، برق، آب و بنزین در حوزه گاز نیز تکرار شود، هزینه آن مستقیماً به خانوار و تولیدکننده منتقل خواهد شد. خطر واقعی، صرفاً «کمبود گاز» نیست؛ خطر اصلی، غافلگیر شدن در برابر بحرانی است که زمان وقوع آن از مدت‌ها قبل قابل پیش‌بینی بوده است.زمستان هنوز آغاز نشده است، اما فرصت تصمیم‌گیری همچنان وجود دارد. می‌توان با قراردادهای مطمئن، توسعه تولید، ذخیره‌سازی، مدیریت مصرف و دیپلماسی فعال انرژی، بخشی از ریسک را کاهش داد. اما اگر سیاست‌گذاری به روزهای اوج مصرف موکول شود، ممکن است دیگر انتخاب‌های چندانی باقی نمانده باشد. در اقتصاد انرژی، آینده‌نگری هزینه دارد، اما غفلت هزینه‌ای به‌مراتب سنگین‌تر خواهد داشت.

منبع: اقتصاد پویا
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.