وقتی اقتصاد ضعیف میشود، نخستین نشانههای آن را میتوان در سفره خانوارها، قدرت خرید و وضعیت اشتغال مشاهده کرد؛ اما در میان همه گروههای اجتماعی، کارگران یکی از نخستین گروههایی هستند که هزینه ضعف اقتصاد را میپردازند.
حسین کریمی کارگری که درآمدش وابسته به دستمزد ثابت است، در برابر تورم، افزایش اجارهبها، رشد قیمت مواد غذایی، هزینه درمان و حملونقل، ابزار چندانی برای جبران کاهش قدرت خرید خود ندارد. دستمزد او ممکن است روی کاغذ افزایش پیدا کند، اما اگر سرعت رشد قیمتها بیشتر باشد، نتیجه چیزی جز کاهش واقعی درآمد نیست.اقتصاد ضعیف، کارگر را از دو طرف تحت فشار قرار میدهد. از یک سو هزینه زندگی افزایش پیدا میکند و از سوی دیگر بنگاهها برای کاهش هزینههای خود، ناچار به کنترل دستمزد، کاهش نیروی انسانی یا محدود کردن استخدام جدید میشوند. بنابراین کارگر همزمان با تورم و ناامنی شغلی مواجه میشود. در چنین شرایطی، حتی داشتن شغل نیز الزاماً به معنای برخورداری از یک زندگی باثبات نیست.مشکل زمانی عمیقتر میشود که سیاستهای اقتصادی، افزایش دستمزد را جدا از بهرهوری، تورم و هزینه واقعی زندگی بررسی کنند. دستمزد باید به اندازهای باشد که نیروی کار بتواند حداقل نیازهای زندگی را تأمین کند؛ در غیر این صورت، فقر شاغلان گسترش پیدا میکند. پدیدهای که در آن فرد شاغل است اما درآمدش برای تأمین یک زندگی معمولی کافی نیست، یکی از جدیترین هشدارها برای اقتصاد است.از سوی دیگر، کارگر تنها دریافتکننده حقوق نیست؛ او یکی از موتورهای اصلی تقاضای داخلی است. وقتی قدرت خرید میلیونها کارگر کاهش پیدا میکند، تقاضا برای کالا و خدمات نیز کاهش مییابد. فروش بنگاهها افت میکند، تولید کاهش مییابد و سرمایهگذاری ضعیفتر میشود. بنابراین افزایش قدرت خرید کارگران فقط یک مطالبه اجتماعی نیست؛ بخشی از سیاست تحریک اقتصاد و خروج از رکود نیز محسوب میشود.اقتصادی که نیروی کار آن را ارزان نگه میدارد اما هزینههای زندگی را کنترل نمیکند، در بلندمدت با کاهش انگیزه، مهاجرت نیروی متخصص، افت بهرهوری و گسترش مشاغل غیررسمی مواجه خواهد شد. کارگر برای ادامه زندگی ممکن است به شغل دوم، اضافهکاری بیشتر یا فعالیتهای غیررسمی روی بیاورد؛ اما این راهحلها در نهایت کیفیت زندگی و بهرهوری نیروی کار را کاهش میدهند.نجات اقتصاد ضعیف بدون توجه به وضعیت کارگران ممکن نیست. اگر قرار است تولید افزایش پیدا کند، باید نیروی کار قدرت خرید، امنیت شغلی و انگیزه کافی برای تولید داشته باشد. کارگر نباید هزینه ناکارآمدی، تورم و ضعف سیاستگذاری اقتصادی را به تنهایی پرداخت کند.کارگران فراموششدگان اقتصاد ضعیف نیستند؛ آنها نخستین قربانیان و در عین حال یکی از مهمترین پایههای خروج اقتصاد از ضعف هستند. بازگرداندن قدرت خرید به این قشر، حمایت از اشتغال پایدار و پیوند دادن دستمزد با واقعیت هزینههای زندگی، نه هزینهای اضافی، بلکه سرمایهگذاری برای احیای تقاضا، تولید و ثبات اقتصادی است.
https://eghtesadepooya.ir/?p=105408















نظرات کاربران