زهرا پیر بداغی / بر اساس اظهارات فعالان این صنعت، میزان کالاهای موجود در انبارها و سطح عرضه به حدی قابل توجه است که از منظر تأمین محصول، نگرانی جدی درباره کمبود وجود ندارد. در واقع، بخش قابل توجهی از ظرفیت اقتصادی این صنعت نه در کمبود مواد و محصول، بلکه در کالاهایی متوقف شده که تولید یا وارد شدهاند اما به دلیل کاهش قدرت خرید خانوارها با سرعت گذشته به فروش نمیرسند. این اتفاق در شرایطی رخ میدهد که محصولات آرایشی و بهداشتی بخش مهمی از سبد مصرفی خانوار را تشکیل میدهند و طی سالهای گذشته، تنوع کالا، برندها و گروههای مصرفی در این بازار افزایش پیدا کرده است.این تناقض میان وفور کالا و کاهش تقاضا، تصویری متفاوت از وضعیت اقتصادی خانوار ارائه میکند. در شرایطی که موجودی کالا بالاست، اما مشتری برای خرید آن وجود ندارد، مشکل اصلی بازار را باید در سمت تقاضا جستوجو کرد. کاهش قدرت خرید، افزایش هزینههای زندگی و تغییر اولویتهای مصرفی باعث شده خانوارها در بسیاری از موارد خرید محصولات آرایشی و حتی بخشی از کالاهای بهداشتی را به تعویق بیندازند یا به سمت محصولات ارزانتر حرکت کنند. در چنین شرایطی ممکن است کالا در بازار وجود داشته باشد، اما گردش مالی لازم برای تبدیل این کالا به درآمد تولیدکننده و فروشنده ایجاد نشود.
انبارهای پر، ویترینهای کمرونق
یکی از مهمترین پیامدهای کاهش تقاضا، افزایش فشار بر زنجیره تولید و توزیع است. وقتی کالایی تولید یا وارد شده اما با سرعت کافی به فروش نمیرسد، سرمایهای که برای خرید مواد اولیه، تولید، واردات و توزیع صرف شده، برای مدت بیشتری در قالب موجودی انبار باقی میماند. به این ترتیب، بنگاه اقتصادی به جای آنکه سرمایه خود را در چرخه تولید و فروش مجدد به گردش درآورد، بخشی از منابع خود را در موجودی کالا قفلشده میبیند.این وضعیت میتواند برای صنایع آرایشی و بهداشتی اهمیت بیشتری داشته باشد؛ زیرا بخشی از محصولات این بازار دارای تاریخ مصرف و دوره ماندگاری مشخص هستند. هرچه دوره ماندگاری کالا کوتاهتر باشد، فشار ناشی از کاهش سرعت فروش نیز افزایش پیدا میکند و بنگاه ناچار میشود برای جلوگیری از زیان بیشتر، تخفیفهای گستردهتر یا سیاستهای فروش متفاوتی را در پیش بگیرد. بنابراین انباشت کالا تنها یک مسئله حسابداری یا انبارداری نیست، بلکه میتواند مستقیماً بر سودآوری تولیدکننده، واردکننده و فروشنده اثر بگذارد.از سوی دیگر، فعالان اقتصادی در اتاق بازرگانی و کمیسیونهای تخصصی، مشکلات متعددی را در صنایع مختلف دنبال میکنند؛ از تأمین مالی و نوسانات هزینه تولید گرفته تا مسائل مربوط به تجارت خارجی، حملونقل و تأمین مواد اولیه. اما وجود این مشکلات نباید با مفهوم کمبود کالا یکی تلقی شود. ممکن است یک صنعت همزمان با افزایش هزینههای تولید و دشواریهای تجاری مواجه باشد، اما در بازار نهایی همچنان با مازاد موجودی و افت فروش روبهرو شود.این تمایز از آن جهت اهمیت دارد که سیاستگذار اگر مسئله بازار را صرفاً کمبود کالا تصور کند، ممکن است راهحل را در افزایش عرضه جستوجو کند؛ در حالی که در شرایط فعلی، افزایش بیشتر تولید یا واردات بدون توجه به وضعیت تقاضا میتواند به تشدید انباشت کالا منجر شود. آنچه بازار نیاز دارد، بیش از افزایش صرف عرضه، بازگشت قدرت خرید و ایجاد ثبات در فضای کسبوکار است.
هزینه حملونقل؛ حلقه تازه فشار بر قیمت تمامشده
در کنار کاهش تقاضا، صنعت آرایشی و بهداشتی با یک فشار مهم دیگر نیز مواجه است و آن افزایش بهای تمامشده کالاهاست. زنجیره تأمین این صنعت به مجموعهای از مواد اولیه، بستهبندی، تجهیزات، حملونقل و در برخی موارد واردات کالا وابسته است. هر اختلال در یکی از این حلقهها میتواند هزینه نهایی محصول را افزایش دهد.شرایطی که امکان استفاده از مسیرهای اصلی حملونقل دریایی یا برخی کریدورهای تجاری را محدود میکند، بنگاهها را به سمت مسیرهای جایگزین سوق میدهد. مسیر جایگزین معمولاً به معنای افزایشزمان، هزینه بیمه، هزینه جابهجایی، تغییر مسیرهای ترانزیتی و افزایش ریسک تجاری است. در نتیجه حتی اگر خود کالا یا مواد اولیه با افزایش قیمت قابل توجهی مواجه نشده باشد، هزینه رساندن آن به کارخانه یا بازار میتواند رشد کند.این موضوع در شرایط جنگی یا بحرانهای منطقهای اهمیت بیشتری پیدا میکند. هرگونه نااطمینانی در مسیرهای تجاری، بنگاهها را مجبور میکند هزینه بیشتری برای حفظ جریان تأمین پرداخت کنند. در چنین وضعیتی، تولیدکننده با یک دوراهی دشوار مواجه است؛ اگر افزایش هزینهها را به قیمت نهایی منتقل کند، قدرت خرید مصرفکننده بیش از گذشته کاهش مییابد و تقاضا آسیب میبیند و اگر افزایش هزینه را جذب کند، حاشیه سود کاهش پیدا کرده و ادامه فعالیت دشوارتر میشود.در واقع صنعت در نقطهای قرار گرفته که همزمان از دو طرف تحت فشار است؛ از یک سو هزینههای تولید و تأمین افزایش یافته و از سوی دیگر بازار کشش لازم برای پذیرش قیمتهای بالاتر را ندارد. این همان شرایطی است که میتواند رکود تورمی را در سطح یک صنعت تشدید کند؛ یعنی قیمت تمامشده بالا برود اما حجم فروش افزایش پیدا نکند.برای فعالان بازار، این وضعیت یک پیام روشن دارد: افزایش قیمت به تنهایی راهحل نیست. اگر مصرفکننده توان خرید نداشته باشد، بالا بردن قیمت تنها بخشی از هزینه را جبران میکند و در مقابل، سرعت فروش را کاهش میدهد. به همین دلیل، سیاستهای اقتصادی باید همزمان هزینههای تولید و تجارت را کنترل کرده و برای تقویت تقاضای مؤثر چارهاندیشی کنند.
تابآوری زنجیره تأمین؛ راه عبور از بازار پرریسک















نظرات کاربران