به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، تحلیلگران بازار انرژی معتقدند بحران در خلیج فارس میتواند برای لیبی یک فرصت نفتی بسازد. دلیل اصلی جغرافیاست. نفت لیبی از بنادر مدیترانه بارگیری میشود و برای رسیدن به خریداران نیازی به عبور از تنگه هرمز ندارد. این موضوع برای خانوارها هم اهمیت دارد، زیرا قیمت نفت مستقیم بر تورم جهانی، هزینه حملونقل و انتظارات بازار ارز و طلا اثر میگذارد.
تنگه هرمز گذرگاه حدود یکپنجم مصرف روزانه نفت جهان است. یعنی از هر ۵ بشکه نفتی که در دنیا مصرف میشود، تقریباً ۱ بشکه از این آبراه باریک عبور میکند. به همین دلیل هر نشانهای از اختلال در این مسیر، پالایشگاهها را به جستوجوی منابع جایگزین میکشاند.
چرا لیبی در فهرست جایگزینها قرار میگیرد؟
لیبی بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت در آفریقا را در اختیار دارد. ذخایر اثباتشده یعنی حجمی از نفت که با فناوری و قیمت فعلی استخراج آن اقتصادی است. تولید این کشور در سالهای اخیر به حدود ۱.۳ تا ۱.۴ میلیون بشکه در روز رسیده است. این رقم کمتر از ۲ درصد عرضه جهانی است، اما در بازاری که با کمبود روبهرو باشد، همین سهم وزن بیشتری پیدا میکند.
مزیت دوم، کیفیت نفت است. بخش بزرگی از نفت لیبی از نوع سبک و شیرین است؛ یعنی گوگرد کمی دارد و پالایش آن سادهتر و ارزانتر است. پالایشگاههای اروپایی بهطور سنتی خریدار این نفت هستند و فاصله کوتاه دریایی، هزینه حمل و بیمه را پایین نگه میدارد. در شرایط بحران، کرایه نفتکشها و هزینه بیمه در مسیرهای پرخطر معمولاً افزایش پیدا میکند و همین تفاوت، نفت مدیترانه را رقابتیتر میکند.
محدودیتهایی که فرصت را کوچک میکند
با این حال، توان لیبی برای پر کردن خلأ عرضه محدود است. این کشور سالهاست با دوگانگی سیاسی و اختلاف بر سر مدیریت درآمدهای نفتی روبهرو است. در چند نوبت، توقف فعالیت میدانها و پایانههای صادراتی، تولید لیبی را در مدت کوتاهی تا نیمه کاهش داده است. خریداران این سابقه را در محاسبه ریسک خود لحاظ میکنند.
ظرفیت مازاد هم پرسش مهمی است. ظرفیت مازاد یعنی مقداری که یک کشور میتواند در مدت کوتاه به تولید فعلی اضافه کند. افزایش تولید لیبی به سرمایهگذاری در زیرساختهای فرسوده نیاز دارد و این کار زمانبر است. بنابراین محتملترین سناریو این است که لیبی در کوتاهمدت بیشتر از قیمت بالاتر و تقاضای پایدارتر سود ببرد تا از جهش حجم صادرات.
این وضعیت تصویر بزرگتری از بازار انرژی را نشان میدهد. در هر بحران عرضه، کشورهایی که مسیر صادرات مستقل دارند جایگاه چانهزنی بهتری پیدا میکنند. اما بازار جهانی نفت آنقدر بزرگ است که هیچ تولیدکننده کوچکی بهتنهایی نمیتواند اثر اختلال در هرمز را خنثی کند. نوسان قیمت نفت در چنین شرایطی، از مسیر تورم و انتظارات بازار، به قیمت دلار و طلا هم منتقل میشود.















نظرات کاربران