خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
ارزیابی املاک مسکونی با کمک ارزیاب

ارزیابی املاک مسکونی با کمک ارزیاب

چطور در سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۴۰۵ شرکت کنیم؟

چطور در سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۴۰۵ شرکت کنیم؟

قیمت مسکن با خانه‌سازی کاهش می یابد؟

قیمت مسکن با خانه‌سازی کاهش می یابد؟

تأکید رئیس‌جمهور بر اولویت مناطق محروم؛ پزشکیان: امکانات بنیاد مستضعفان باید در مناطق مرزی و کم‌برخوردار متمرکز شود

تأکید رئیس‌جمهور بر اولویت مناطق محروم؛ پزشکیان: امکانات بنیاد مستضعفان باید در مناطق مرزی و کم‌برخوردار متمرکز شود

دمبل‌های سنگین، اندیشه‌های سبک؛ وقتی فیلسوفان تردمیل در اینستاگرام به نجات بشریت می‌آیند!

دمبل‌های سنگین، اندیشه‌های سبک؛ وقتی فیلسوفان تردمیل در اینستاگرام به نجات بشریت می‌آیند!

توصیه پزشکیان به رئیس و مدیران بنیاد مستضعفان

توصیه پزشکیان به رئیس و مدیران بنیاد مستضعفان

انحراف جدید وزارت راه و شهرسازی از اهداف طرح نهضت ملی مسکن

انحراف جدید وزارت راه و شهرسازی از اهداف طرح نهضت ملی مسکن

چرتکه دولت، زمان خانه‌دار شدن را ۸.۵ ساله کرد

چرتکه دولت، زمان خانه‌دار شدن را ۸.۵ ساله کرد

هشدار درباره سری جدید پیامک‌های جعلی

هشدار درباره سری جدید پیامک‌های جعلی

سهند، الگویی امیدبخش از توسعه کمی و کیفی مسکن در کشور است

سهند، الگویی امیدبخش از توسعه کمی و کیفی مسکن در کشور است

نسلی که از مکتب بازماند

بازدید ۵منبع: ۸صبح
نسلی که از مکتب بازماند

بهار نام مستعار یک دختر نوجوان است و روایت او بر اساس تجربه‌های مشابه هزاران دختر محروم از آموزش در افغانستان نوشته شده است. بهار هر صبح، مایوسانه، برادرش را می‌نگرد که کتاب‌هایش را جمع‌وجور می‌کند و بکس پشتی‌اش را بر دوش می‌اندازد تا به مکتب برود. دلش برای هم‌صنفان، معلمان و ماحول صنف درسی‌اش […]

بهار نام مستعار یک دختر نوجوان است و روایت او بر اساس تجربه‌های مشابه هزاران دختر محروم از آموزش در افغانستان نوشته شده است. بهار هر صبح، مایوسانه، برادرش را می‌نگرد که کتاب‌هایش را جمع‌وجور می‌کند و بکس پشتی‌اش را بر دوش می‌اندازد تا به مکتب برود. دلش برای هم‌صنفان، معلمان و ماحول صنف درسی‌اش تنگ شده است. او در تنهایی اشک می‌ریزد و مادرش می‌داند که کاری از دستش برنمی‌آید؛ حتا جرأت ندارد اشک‌های بهار را پاک کند.

بهار هر روز از بالکن آپارتمان خانه‌اش شاهد لشکر لشکر پسرانی است که با سرمستی به سوی مکتب می‌روند. او پانزده سال دارد و در سال ۱۴۰۲، پس از پایان موفقانه صنف ششم، از ادامه آموزش متوسطه بازماند. بهار در مضمون ریاضی استعداد فوق‌العاده‌ای دارد و آرزو دارد در آینده داکتر موفقی شود؛ رویایی که تحقق آن به ادامه آموزش‌های متوسطه و عالی نیاز دارد.

بهار پس از آن‌که اجازه رفتن به مکتب را از دست داد، خود را در چهاردیواری خانه ناتوان و محبوس احساس می‌کند. اما او در این مسیر غم‌انگیز تنها نیست. از زمان بازگشت طالبان به قدرت در ۲۴ اسد ۱۴۰۰، یک نسل از دختران افغانستان از مکتب و آموزش بازمانده و رویای مکتب‌رفتن از بسیاری از آنان گرفته شده است.

افغانستان امروز تنها کشور جهان است که در آن دختران بالاتر از صنف ششم از آموزش رسمی محروم‌اند. بر اساس آمار یونیسف ، بیش از ۲.۶ میلیون دختر از سال ۱۴۰۰ از آموزش متوسطه محروم شده‌اند.

این محرومیت فقط به بسته‌شدن دروازه‌های مکاتب خلاصه نمی‌شود؛ بلکه فرصت رشد، یادگیری و ساختن آینده را از میلیون‌ها دختر در افغانستان گرفته است. دخترانی مانند بهار که با شوق و استعداد به مکتب می‌رفتند، اکنون ناچارند بیش‌تر وقت خود را در خانه بگذرانند و از فرصت‌های آموزشی و اجتماعی دور بمانند.

مکتب برای بسیاری از دختران فقط جایی برای درس‌خواندن نیست؛ محیطی برای ارتباط اجتماعی، شکل‌گیری شخصیت، مشارکت و ساختن آینده است. از این رو، محرومیت از آموزش می‌تواند پیامدهایی فراتر از عقب‌ماندن از درس داشته باشد.

یکی از این پیامدها، آسیب‌های روانی است. در یک مطالعه علمی درباره دختران و زنان جوان افغانستان که از ادامه تحصیل محروم شده‌اند، میزان بالایی از علایم افسرده‌گی و افکار خودکشی گزارش شده است. این تحقیق به‌تنهایی نمی‌تواند وضعیت همه دختران افغانستان را نشان دهد، اما زنگ خطری درباره پیامدهای روانی محرومیت طولانی‌مدت از آموزش است.

دخترانی که سال‌ها از مکتب و ارتباطات اجتماعی دور مانده‌اند، نه‌تنها فرصت تحصیل را از دست داده‌اند، بلکه ممکن است به‌تدریج امیدواری و خوش‌بینی خود به آینده را نیز از دست بدهند. به این ترتیب، ممنوعیت آموزش دختران به مساله‌ای فراتر از حق آموزش تبدیل شده و آینده اجتماعی و انسانی افغانستان را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

محرومیت دختران افغانستان از آموزش در سال‌های گذشته با واکنش گسترده نهادهای بین‌المللی روبه‌رو شده است. آنتونیو گوترش ، دبیرکل سازمان ملل متحد، گفته است که عمیقاً نگران «سیاست‌های تبعیض‌آمیز دامنه‌دار» طالبان علیه زنان و دختران در افغانستان است؛ سیاست‌هایی که به گفته او همه جنبه‌های زنده‌گی زنان را متأثر کرده است.

دکتر تاج‌الدین اوواله ، نماینده یونیسف در افغانستان، نیز درباره پیامدهای محرومیت دختران از آموزش هشدار داده است. او گفته است که افغانستان به‌گونه فوری به معلمان زن، پرستاران، کارکنان صحی جامعه و داکتران زن نیاز دارد و پرسیده است: اگر دختران و زنان امروز از آموزش محروم شوند، در آینده چه کسی از دختران و زنان بیمار مراقبت خواهد کرد؟

در مقابل، ندا محمد ندیم، وزیر تحصیلات عالی طالبان، گفته است که ممنوعیت آموزش دختران تنها در صورتی لغو خواهد شد که هبت‌الله آخوندزاده، رهبر طالبان، دستور آن را صادر کند.

آینده‌ای با کمبود نیروی متخصص زن

محرومیت دختران از آموزش، در بلندمدت بر نیروی انسانی افغانستان نیز اثر خواهد گذاشت. دخترانی که امروز از آموزش متوسطه بازمانده‌اند، در آینده فرصت کم‌تری برای ورود به دانشگاه، مشارکت در جامعه، اشتغال و سهم‌گیری در تصمیم‌گیری‌های اجتماعی خواهند داشت.

این مساله در بخش صحی اهمیت بیش‌تری پیدا می‌کند. بسیاری از خانواده‌ها در مناطق مختلف افغانستان ترجیح می‌دهند زنان و دختران بیمار توسط کارکنان زن معاینه و درمان شوند. اگر دختران امروز نتوانند در مکتب و دانشگاه آموزش ببینند، افغانستان در سال‌های آینده با کمبود معلم، داکتر، پرستار، قابله و دیگر کارکنان صحی زن روبه‌رو خواهد شد.

یونیسف هشدار داده است که در صورت ادامه محدودیت‌ها، افغانستان تا سال ۲۰۳۰ ممکن است حداکثر ۲۰ هزار معلم زن و ۵۴۰۰ کارمند صحی زن را از دست بدهد.

در نتیجه، پیامدهای ممنوعیت آموزش دختران تنها متوجه خود آنان نیست. خانواده‌ها، نظام صحی، بازار کار و در نهایت کل جامعه افغانستان از کمبود نیروی متخصص زن آسیب خواهند دید.

آموزش و خطر افزایش کودک‌همسری

محرومیت از آموزش می‌تواند با افزایش آسیب‌پذیری دختران در برابر ازدواج زودهنگام نیز ارتباط داشته باشد. بر اساس گزارش «پروفایل جنسیتی افغانستان» سازمان ملل متحد، در سال ۲۰۲۳ حدود ۲۸٫۷ درصد دختران افغانستان پیش از ۱۸ ساله‌گی ازدواج کرده بودند و ۹٫۶ درصد آنان پیش از ۱۵ ساله‌گی به ازدواج درآمده بودند.

همین گزارش می‌گوید که مدل‌سازی آماری نشان می‌دهد ممنوعیت آموزش دختران پس از دوره ابتدایی با افزایش ۲۵ درصدی خطر ازدواج کودکان ارتباط دارد و ۳۷٫۵ درصد دختران افغانستان ممکن است در معرض خطر کودک‌همسری قرار گیرند.

فقر، بحران اقتصادی، محرومیت از آموزش متوسطه، ازدواج اجباری و ضعف نظام حمایتی، آسیب‌پذیری دختران را بیش‌تر کرده است. وقتی یک دختر از مکتب محروم می‌شود، بخشی از شبکه اجتماعی، فرصت‌های رشد و امکان تصمیم‌گیری مستقل خود را نیز از دست می‌دهد. از این منظر، بازماندن از آموزش می‌تواند پیامدهایی داشته باشد که تا سال‌ها بر زندگی او و خانواده‌اش اثر بگذارد.

آینده‌ای که نباید از دختران گرفته شود

داستان بهار فقط داستان یک دختر نیست؛ روایت هزاران دختر افغانستانی است که با شوق مکتب و کتاب بزرگ شدند، اما یک‌باره از فضای آموزشی، هم‌صنفان، معلمان و رویاهای خود دور ماندند.

محرومیت از آموزش فقط گرفتن فرصت درس‌خواندن نیست؛ محدودکردن فرصت رشد، انتخاب و مشارکت در جامعه نیز هست. دختری که امروز از مکتب بازمانده است، فردا ممکن است نتواند به دانشگاه برود، شغل مورد علاقه‌اش را انتخاب کند یا در ساختن جامعه خود سهم بگیرد.

با این حال، این وضعیت نباید سرنوشت نهایی کودکان افغانستان باشد. نخستین و اساسی‌ترین گام، بازگشایی امن مکاتب و دانشگاه‌ها به روی دختران است. دختران افغانستان حق دارند مانند کودکان دیگر جهان آموزش ببینند و درباره آینده خود تصمیم بگیرند. بازگشت آنان به مراکز آموزشی باید با فراهم‌کردن محیط امن، معلمان شایسته و امکان ادامه تحصیل همراه باشد.

تا زمانی که چنین امکانی فراهم شود، جامعه بین‌المللی و نهادهای مدنی می‌توانند از آموزش‌های غیررسمی، محلی و صنف‌های آنلاین برای دختران افغانستان حمایت کنند. این برنامه‌ها باید با توجه به شرایط خانواده‌ها و دسترسی محدود آنان به انترنت طراحی شود. امنیت دانش‌آموزان، معلمان و خانواده‌های آنان نیز باید در اولویت قرار داشته باشد.

در کنار آموزش، افغانستان به معلمان زن، کارکنان صحی زن و برنامه‌های حمایت روانی از کودکان نیاز فوری دارد. دخترانی که سال‌ها از مکتب و ارتباطات اجتماعی محروم مانده‌اند، به فرصت‌هایی برای یادگیری، گفت‌وگو، دریافت حمایت روانی و بازسازی اعتماد به آینده نیاز دارند.

بهار هنوز به ریاضی علاقه دارد و می‌تواند آینده‌ای متفاوت داشته باشد. نباید اجازه داد محرومیت امروز به سرنوشت همیشه‌گی او تبدیل شود.

کودکان افغانستان به ترحم نیاز ندارند؛ آنان به حق آموزش، امنیت و فرصتی واقعی برای ساختن آینده خود نیاز دارند.

منبع: ۸صبح
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.