اگر یک اقتصاد با انتشار یک عدد در یک کانال یا سایت دچار التهاب جدی میشود، نباید تمام تمرکز سیاستگذار بر حذف یا برخورد با منتشرکننده آن عدد باشد. پرسش مهمتر این است که چرا بازار چنین قدرتی به آن منبع داده است؟ در اقتصادهای باثبات، مرجعیت قیمت از دل نهادی میآید که اعتبار، ابزار، اطلاعات و توان مداخله دارد. فعال اقتصادی میداند قیمت رسمی چگونه شکل میگیرد، چه عواملی بر آن اثر میگذارند و در صورت اختلاف میان قیمتهای مختلف، به کدام مرجع باید استناد کند.در مقابل، وقتی سیاستگذار نتواند یک مرجع روشن برای قیمت ارز ایجاد کند، بازار بهصورت طبیعی به سمت منابع جایگزین حرکت میکند. این منابع ممکن است صرافی، بازار غیررسمی، سایت، کانال، شبکه اجتماعی یا حتی شایعات دهانبهدهان باشند. در این شرایط، مشکل با برخورد انتظامی یا قضایی با هر منبع قیمت حل نمیشود؛ زیرا با حذف یک منبع، منبع دیگری جای آن را خواهد گرفت.قیمت ارز زمانی از ثبات نسبی برخوردار میشود که عرضه و تقاضا، سیاست پولی، ذخایر ارزی، تجارت خارجی و انتظارات اقتصادی در یک چارچوب مشخص و قابل فهم مدیریت شوند. مرجعیت قیمت نیز باید نتیجه همین سازوکار باشد. بانک مرکزی باید بتواند به بازار نشان دهد که نرخ اعلامی آن صرفاً یک عدد اداری نیست، بلکه پشتوانهای از سیاست ارزی، ابزارهای معاملاتی، عرضه و تقاضای واقعی و توان مداخله دارد.اگر چنین زیرساختی ایجاد نشود، برخورد با سایتها و کانالها صرفاً صورت مسئله را تغییر میدهد. ممکن است امروز یک کانال متهم شود که قیمتسازی کرده است و فردا یک سایت دیگر در مظان اتهام قرار گیرد؛ اما تا زمانی که بازار یک مرجع معتبر برای کشف قیمت نداشته باشد، تقاضا برای «مرجع جایگزین» همچنان وجود خواهد داشت.از همین رو، مسئولان اقتصادی باید به جای تمرکز بیش از اندازه بر معلول، سراغ علت بروند. بازار ارز را نمیتوان با دستور و برخورد انتظامی مدیریت کرد. بازار به اطلاعات معتبر، شفافیت، پیشبینیپذیری و سیاستگذاری منسجم نیاز دارد.
بانک مرکزی باید مرجع قیمت باشد، نه اینکه مرجعیت را به بازار غیررسمی واگذار کند















نظرات کاربران