به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، برآوردهای تازه نشان میدهد ارزش یارانه انرژی در ایران حدود ۲ برابر بودجه سالانه کشور است. این یارانه در قالب بنزین، گازوئیل، گاز و برق ارزان به مصرفکننده میرسد. بودجه همان سندی است که حقوق کارکنان، طرحهای عمرانی و خدمات عمومی ۱ سال را تأمین میکند. پس این مقایسه یک پیام روشن دارد: ارزش انرژی ارزانِ مصرفشده در ۱ سال، ۲ برابر کل این سند است.
این رقم در آستانه تدوین لایحه بودجه سال آینده اهمیت بیشتری پیدا میکند. دولت هم با کسری منابع روبهروست و هم با ناترازی انرژی؛ یعنی مصرف از تولید جلو افتاده است. هر تصمیمی درباره قیمت حاملهای انرژی، مستقیم روی هزینه زندگی، قیمت کالاها و انتظارات تورمی اثر میگذارد. به همین دلیل، این موضوع فقط بحثی فنی میان کارشناسان انرژی نیست.
یارانه پنهان یعنی چه؟
بخش اصلی این رقم پولی نیست که دولت نقد پرداخت کند. اقتصاددانان به آن «یارانه ضمنی» میگویند؛ یعنی فاصله میان قیمت فروش انرژی در داخل و قیمتی که میشد آن را در بازارهای منطقه فروخت. این فاصله در جدولهای بودجه دیده نمیشود. اما در عمل درآمدی است که هر سال از دست میرود.
برای ملموسشدن این عدد، بودجه کشور را درآمد یکساله یک خانوار فرض کنید. یارانه انرژی در این تصویر هزینهای است که ۲ برابر همان درآمد است، اما هرگز روی قبض نمیآید. کارشناسان اقتصادی بارها گفتهاند سهم دهکهای پرمصرف از این یارانه بیشتر است. خانوار دارای چند خودرو یا خانه بزرگتر، طبیعتاً سوخت و برق بیشتری مصرف میکند.
از ناترازی انرژی تا ارزش پول
قیمت پایین، انگیزه صرفهجویی را کم میکند و مصرف را بالا میبرد. نتیجه آن را بخش تولید هر سال تجربه میکند: محدودیت گاز صنایع در زمستان و قطعی برق در تابستان. این محدودیتها ظرفیت تولید را پایین میآورد و توان صادراتی را کاهش میدهد. در نتیجه، ورود ارز به کشور هم محدودتر میشود.
مسیر دوم اثرگذاری از بودجه میگذرد. وقتی درآمد دولت کمتر از هزینههایش باشد، کسری بودجه شکل میگیرد. تأمین این کسری از منابع بانک مرکزی، پایه پولی را بزرگتر میکند؛ پایه پولی همان پول پرقدرتی است که نقدینگی از آن ساخته میشود. رشد نقدینگی در بلندمدت به تورم میرسد و تورم یکی از محرکهای اصلی تقاضای دلار و طلا در داخل است.
گزینههای پیش روی سیاستگذار
گزینههایی مانند اصلاح تدریجی قیمت، سهمیهبندی پلکانی یا جبران نقدی برای خانوارها بارها مطرح شدهاند. هر کدام هزینه خود را دارد. افزایش قیمت سوخت میتواند در کوتاهمدت تورم را بالا ببرد. تجربههای پیشین اصلاح قیمت سوخت با جهش انتظارات تورمی همراه بوده است. در مقابل، ادامه وضع فعلی فشار بر بودجه و شبکه انرژی را بیشتر میکند.
در هفتههای آینده، جزئیات لایحه بودجه و هر تصمیمی درباره قیمت حاملهای انرژی، نشانههای مهمی برای بازار خواهد بود. دادههای تورم ماهانه و رشد نقدینگی نیز تصویر کاملتری از اثر این شکاف ارائه میدهد. این شاخصها نشان میدهد هزینه انرژی ارزان سرانجام در کدام بخش از اقتصاد پرداخت میشود.















نظرات کاربران