آرمان امروز-سرویس دیپلماسی:
سخنان اخیر جیدی ونس، معاون رئیسجمهور ایالات متحده، درباره ضرورت کاهش معنادار ظرفیت غنیسازی هستهای ایران را باید نه بهعنوان یک تهدید تازه یا فشار یکجانبه، بلکه بهعنوان نشانهای روشن از تغییر موضع قابلتوجه و فرصتی واقعی برای رسیدن به توافقی پایدار و متقابل ارزیابی کرد.
این اظهارات در شرایطی مطرح شده که جنگ هفتماهه میان دو کشور همچنان ادامه دارد، بازارهای انرژی جهانی دچار نوسان شدهاند و فشارهای سیاسی داخلی در آمریکا بهویژه در آستانه انتخابات میاندورهای افزایش یافته است.
۰آنچه ونس مطرح کرده، فراتر از تکرار مواضع قدیمی واشنگتن است و حاکی از پذیرش ضمنی واقعیتی است که سالها محل مناقشه جدی بوده و اکنون میتواند مبنای مذاکرات جدی قرار گیرد.
ظرفیت غنیسازی ایران در حال حاضر، پس از حملات انجامشده در ماههای گذشته، صفر یا بسیار نزدیک به صفر است. با این حال، ونس بهجای تأکید بر حفظ وضعیت فعلی و ممنوعیت کامل هرگونه غنیسازی، از «کاهش معنادار» ظرفیت سخن میگوید.
این بیان، اگر دقیق و بدون پیشداوری بررسی شود، به معنای آن است که واشنگتن امکان بازسازی نوعی ظرفیت غنیسازی محدود برای تولید اورانیوم با غنای پایین را بهصورت ضمنی پذیرفته است. تولید اورانیوم با غنای پایین که برای سوخت نیروگاههای هستهای غیرنظامی ضروری است، حقی است که ایران همواره بر آن تأکید داشته و اکنون به نظر میرسد طرف آمریکایی نیز دیگر بر خواسته غیرواقعبینانه غنیسازی صفر پافشاری نمیکند.
این پذیرش ضمنی، هرچند هنوز با ابهاماتی همراه است و مشخص نیست دقیقاً تحت چه شرایطی، با چه سطح نظارتی و در چه چارچوب زمانی پذیرفته خواهد شد، اما گامی مهم و رو به جلو محسوب میشود.
دولت ترامپ با این ادبیات جدید عملاً اعلام کرده که غنیسازی صفر در دستور کار نیست و نوعی ظرفیت محدود برای اهداف صلحآمیز قابل پذیرش است.
چنین تغییری میتواند مبنای مذاکرات جدی و نتیجهبخش قرار گیرد. ایران میتواند با نشان دادن آمادگی برای محدود کردن سطح غنیسازی به محدوده غیرنظامی و کاهش ظرفیتهای مازاد، راه را برای توافقی هموار کند که هم نگرانیهای امنیتی طرف مقابل را تا حدی برطرف کند و هم حق مشروع خود برای برنامه صلحآمیز هستهای را حفظ نماید.
این رویکرد واقعبینانه میتواند فضای دیپلماتیک را از بنبست خارج کند و مسیر را برای گفتوگوهای سازنده باز نماید.
فرصت کنونی از آن جهت ارزشمند است که طرف آمریکایی تحت فشارهای داخلی ناشی از تأثیر جنگ بر قیمت سوخت و نگرانیهای انتخاباتی قرار دارد.
ونس صراحتاً گفته که آمریکا آماده توافق است اما خواستار اقدام عملی است نه وعدههای لفظی. این بدان معناست که اگر تهران بتواند در چارچوب یک بسته مذاکراتی جامع، کاهش ظرفیت را با نظارتهای متقابل، تضمینهای فنی و رفع کامل تحریمها پیوند بزند، احتمال پیشرفت واقعی وجود دارد.
لغو تحریمها باید بخش جداییناپذیر و غیرقابل مذاکره هر توافقی باشد، زیرا بدون گشایش اقتصادی معنادار، هیچگونه محدودیت هستهای پایدار و قابل اجرا نخواهد بود و طرف ایرانی نیز انگیزه کافی برای پذیرش تعهدات نخواهد داشت.
تأخیر در استفاده از این فرصت میتواند هزینههای بیشتری به همراه داشته باشد و زمینه را برای تشدید تنشها فراهم کند. ادامه وضع موجود نه به نفع اقتصاد ایران است، نه ثبات منطقه را تأمین میکند و نه به سود منافع بلندمدت طرف آمریکایی تمام خواهد شد.
سخنان ونس نشان میدهد که واشنگتن از موضع حداکثری و غیرواقعبینانه پیشین فاصله گرفته و اکنون بر کاهش ظرفیت بهجای حذف کامل تمرکز دارد. این فاصلهگیری، هرچند هنوز کافی نیست و نیازمند جزئیات بیشتری در مورد سطح غنیسازی مجاز، میزان ظرفیت قابل قبول و سازوکارهای نظارتی است، اما دریچهای را گشوده که نباید بسته شود.
دیپلماسی فعال، واقعبینانه و مبتنی بر منافع متقابل میتواند این تغییر موضع را به توافقی ملموس و قابل اجرا تبدیل کند؛ توافقی که در آن غنیسازی محدود برای اهداف غیرنظامی پذیرفته شود، ظرفیتهای حساس کاهش یابد و در مقابل، تحریمها بهسرعت و بهصورت مرحلهای اما مؤثر برداشته شوند.
آنچه اهمیت دارد، تبدیل این نشانههای زبانی و تغییر موضع به اقدام عملی و توافق مکتوب است. ایران با حفظ اصول و حقوق بنیادین خود میتواند از این لحظه برای دستیابی به نتیجهای استفاده کند که هم امنیت ملی را تأمین کند، هم برنامه هستهای صلحآمیز را تثبیت نماید و هم راه را برای بازگشت به اقتصاد جهانی و بهبود شرایط معیشتی مردم باز کند.
فرصتهایی از این دست در سیاست بینالملل نادر هستند و غفلت از آنها میتواند به تداوم تنشهای پرهزینه و فرسایشی بینجامد. زمان آن فرا رسیده که با رویکردی هوشمندانه و بهموقع، این تغییر موضع را به فرصتی تاریخی برای توافق تبدیل کرد.















نظرات کاربران