فرید نجاتبخش در گفت و گوی تفصیلی با پایگاه خبری « معدن نامه »، کاپیس را فرصتی برای ایجاد اتصال منسجمتر میان صنعت، دانشگاه و شرکتهای دانشبنیان میداند و معتقد است مهمترین خلأ موجود در زیستبوم فناوری، نبود حلقهای برای ترجمه نیازهای واقعی صنعت به راهکارهای فناورانه و هدایت این فرآیند تا مرحله اجرا و تجاریسازی است. او تأکید دارد که ظرفیت گسترده شرکتهای دانشبنیان اصفهان میتواند بخش قابلتوجهی از نیازهای فناورانه صنعت پلیمر و لاستیک را پوشش دهد، مشروط بر اینکه ارتباط میان این ظرفیتها و صنایع از حالت جزیرهای خارج شود.
نجاتبخش با اشاره به خصوصی بودن کاپیس، این ویژگی را یکی از عوامل مهم موفقیت این مرکز میداند و معتقد است کاپیس نباید صرفاً به محلی برای تعریف پروژههای تحقیق و توسعه محدود شود، بلکه میتواند با شناسایی مسائل صنعت، استفاده از ظرفیت تکنوبروکرهای تخصصی، شبکهسازی میان شرکتها و تقسیم ریسک میان بازیگران مختلف، مسیر تبدیل فناوری به محصول و ورود آن به بازار را کوتاهتر کند. او همچنین بر نقش انجمن در توانمندسازی کاپیس، معرفی شرکتهای توانمند و توسعه تعامل این مرکز با حاکمیت تأکید دارد.
مشروح گفت و گوی رئیس انجمن شرکتهای دانشبنیان و فناور استان اصفهان را در ادامه می خوانید:
*شما نخستین فردی بودید که بهصورت رسمی برای مشارکت با کاپیس اعلام آمادگی کردید. چه چیزی در مدل کاپیس دیدید که باعث شد این آمادگی را مطرح کنید؟
_ با توجه به اینکه برادران نصری و مجموعه ولکان صنعت و شرکتهای تابعه آن از اعضای انجمن شرکتهای دانشبنیان و فناور استان اصفهان هستند، سالهاست شناخت خوبی از فعالیتهای این مجموعه داریم. این شناخت نشان داده است که ولکان صنعت در حوزه پلیمر، تولید را به شکل دانشبنیان و مبتنی بر دانش و تجربه دنبال میکند. بنابراین برای ما روشن بود که وقتی این مجموعه برای توسعه ارتباطات خود با سایر ارکان زیستبوم دانشبنیان از جمله دانشگاهها قدم برمیدارد، این اقدام قطعاً با برنامه و طرح مشخصی همراه است.
از طرف دیگر دانشگاه آزاد اسلامی نجفآباد نیز از حاشیه امن خود خارج شده و اعلام کرده بود که میخواهد در کنار یک مجموعه صنعتی و دانشبنیان فعالیت کند. این موضوع نیز برای ما نشانهای بود که عزم دانشگاه صرفاً نمادین نیست و قصد دارد یک فعالیت واقعی و عملیاتی را دنبال کند.
به همین دلیل به این جمعبندی رسیدیم که انجمن شرکتهای دانشبنیان و فناور استان اصفهان نیز میتواند در جایی که دوستان صلاح بدانند این ترکیب را کامل کند. امیدواریم با کنار هم قرار گرفتن صنعت، دانشگاه و شرکتهای دانشبنیان و فناور، زیستبومی که مدنظر دوستان است شکل بگیرد و بتوانیم بیش از گذشته به توسعه اقتصاد دانشبنیان کمک کنیم.
*از نظر شما مهمترین خلایی که کاپیس میتواند در اکوسیستم فناوری و نوآوری استان اصفهان پر کند چیست؟
_به نظر من مهمترین خلأیی که کاپیس میتواند در این حوزه برطرف کند، موضوع ایجاد اتصال میان اجزای زنجیره فناوری و نوآوری است. امروز شبکهای از شرکتهای صنعتی، دانشگاهها، شرکتهای دانشبنیان و فناور در استان وجود دارد اما بخشی از این شبکه همچنان به صورت جزیرهای فعالیت میکند و ارتباطات میان اجزای آن به اندازه کافی ارگانیک و منسجم نیست.
کاپیس میتواند این اجزا را به یکدیگر متصل کند، یعنی از برگزاری رویدادهای تخصصی و تعریف مسائل واقعی صنعت گرفته تا ایجاد سازوکاری که شرکتهای دانشبنیان بتوانند برای حل این مسائل وارد عمل شوند. همچنین تفکیک درست وظایف میان عناصر مختلف زیستبوم اهمیت زیادی دارد. به نظر من این همان بخشی است که یک مجموعه خصوصی مانند کاپیس بهویژه با تمرکز تخصصی بر صنعت پلیمر، میتواند در آن نقش مؤثری ایفا کند.
از طرف دیگر ظرفیت شرکتهای دانشبنیان استان اصفهان نیز قابل توجه است. بیش از ۱۰ درصد شرکتهای دانشبنیان کشور در استان اصفهان مستقر هستند و تعداد قابل توجهی از آن ها مستقیماً در حوزه پلیمر فعالیت میکنند. بخشی از این شرکتها سازنده تجهیزات مورد نیاز صنعت هستند، تعدادی در حوزه ابزار دقیق فعالیت دارند و گروهی نیز در زمینه طراحی نرمافزار و فرآیندهایی فعالیت میکنند که میتواند به شرایط تولید شرکتهای پلیمری استان کمک کند.
بنابراین از زوایای مختلف امکان همکاری وجود دارد و با توجه به پروژههایی که در کاپیس تعریف میشود، انجمن میتواند شرکتهای معتبر و توانمند این حوزه را به مجموعه کاپیس معرفی کند.
*انجمن شرکتهای دانشبنیان و فناور اصفهان با چه ظرفیتی میتواند در کنار کاپیس قرار بگیرد؟ آیا این همکاری صرفاً به معرفی شرکتها محدود میشود یا میتواند به اجرای مشترک پروژههای فناورانه برسد؟
_به نظر من این همکاری میتواند بسیار فراتر از معرفی شرکتها باشد. نمونههای موفق پروژههایی که طی سالهای گذشته اجرا شده و نتایج آنها نیز ماندگار بوده، معمولاً از ساختاری برخوردار بودهاند که در آن سه حوزه مشاوره، اجرا و نظارت از یکدیگر تفکیک شدهاند.
اگر کاپیس بخواهد از مسئله آغاز کند ابتدا باید مسئله به شکل صحیح شناسایی و تعریف شود. در این مرحله میتوان با شرکتهایی که در حوزه مشاوره فناوری فعالیت میکنند ارتباط گرفت تا مسئله به درستی شناسایی شود و آنچه در ذهن مدیرعامل یا متقاضی وجود دارد، به یک مسئله مشخص و قابل اجرا تبدیل شود.
پس از آن مسیر تعریفشده میتواند در اختیار شرکتهایی قرار گیرد که توانایی اجرای پروژه را دارند. از میان این شرکتها نیز بر اساس سوابق، اعتبار و توانمندی، مجموعه مناسب انتخاب شود. کاپیس میتواند در تمام این مراحل نقش نظارتی و راهبری داشته باشد، حتی اگر قرارداد اصلی میان طرفهای اجرایی پروژه منعقد شود.
به نظرم اگر کل مسیر از ابتدا تا انتها دیده شود و برای هر بخش از آن عنصر مناسب مورد استفاده قرار گیرد، نباید انتظار داشته باشیم که یک مجموعه به تنهایی تمام مراحل را انجام دهد. این تقسیم درست نقشها میتواند در موفقیت فرآیند حل مسائل صنایع بسیار مؤثر باشد.
انجمن نیز میتواند در این زنجیره علاوه بر معرفی ظرفیتهای موجود، در شناسایی مجموعههای توانمند، شبکهسازی، ایجاد ارتباط میان اعضا و حتی اجرای پروژههای مشترک نقش داشته باشد.
*یکی از اهداف کاپیس تبدیل مسائل واقعی صنعت به پروژههای پژوهشی و فناورانه است. شرکتهای دانشبنیان چگونه میتوانند در این زنجیره از مسئله تا راهحل وارد شوند؟
_در زنجیره تأمین فناوری، برخی از اجزا را در کشور داریم و برخی دیگر یا هنوز شکل نگرفتهاند یا به بلوغ کافی نرسیدهاند. یکی از حلقههای مفقوده «تکنوبروکرها یا واسطههای تخصصی فناوری» هستند که بتوانند زبان صنعت را به زبان فناوری ترجمه کنند و برعکس، زبان فناوری را برای صنعت قابل فهم کنند.
این تکنوبروکرها باید تخصصی باشند، زیرا هر صنعت مسائل و ویژگیهای خاص خودش را دارد. کاپیس نیز با توجه به اینکه به صورت تخصصی در حوزه پلیمر فعالیت میکند، میتواند بخشی از این خلأ را پوشش دهد. دانش و تجربه برادران نصری و مجموعه ولکان میتواند در این زمینه کمک کند تا یک ترجمانی میان نیازهای صنعت و توانمندی شرکتهای فناور شکل بگیرد.
در ادامه نیز میتوان این دانش و تجربه را از طریق آموزش و همراهی با مجموعههایی که در این حوزه خلأ دارند، منتقل کرد تا به مرور تکنوبروکرهای تخصصی جایگاه خود را پیدا کنند. هرچه این واسطههای تخصصی بیشتر شکل بگیرند، ارتباط میان شرکتهای فناور، دانشبنیان و صنایع نیز سریعتر و مؤثرتر خواهد شد.
امروز جلساتی میان شرکتهای صنعتی و دانشبنیان برگزار میشود، اما هر یک از طرفین گرفتاریها و اولویتهای خاص خود را دارند. در نتیجه گاهی مسئلهای وجود دارد که هر دو طرف به آن نیاز دارند، اما در اولویت هیچکدام قرار نگرفته و همکاری به نتیجه نمیرسد.
تکنوبروکر میتواند در چنین شرایطی جلسات اختصاصی با هر یک از طرفین برگزار کند، موانع همکاری را شناسایی کند و بعد از چند مرحله دوباره دو طرف را روبهروی یکدیگر قرار دهد تا مشخص شود چه عواملی مانع شکلگیری قرارداد شده است. این فرآیند در نهایت میتواند به جمعبندی و شکلگیری قرارداد منجر شود. به نظر من کاپیس میتواند در حوزه پلیمر این نقش را به خوبی ایفا کند.
*به نظر شما چه تفاوتی میان همکاری سنتی صنعت با شرکتهای دانشبنیان و مدلی که کاپیس میتواند ایجاد کند وجود دارد؟
_شرکتهای صنعتی با انگیزههای مختلفی فعالیت میکنند. بخشی از مسائل آن ها روزمره است و برای حل این مسائل باید از محصولاتی استفاده شود که قبلاً تجاری شدهاند و کارایی خود را اثبات کردهاند.
اما گروهی از شرکتها علاوه بر حل مسائل روزمره، نگاه آیندهنگر دارند و میخواهند در آینده نیز یک گام جلوتر از رقبا باشند. ممکن است این شرکتها در داخل خود تیم تحقیق و توسعه کاملی نداشته باشند، اما به دنبال فناوریهایی هستند که بتواند پشتوانه آینده آنها باشد.
مشکل اینجاست که به دلیل نبود حلقههای ارتباطی مناسب در زنجیره تأمین فناوری، ممکن است این شرکتها حتی از وجود مجموعهای که قبلاً یک راهکار را تا مراحل مختلف توسعه داده و اکنون نیازمند حمایت برای ورود به بازار است، اطلاع نداشته باشند.
کاپیس میتواند با ایجاد یک بانک اطلاعاتی مناسب از یک طرف شرکتهای صنعتی آیندهنگر و علاقهمند به استفاده از فناوری را شناسایی کند و از طرف دیگر با استفاده از ارتباط خود با انجمن و دانشگاه آزاد، ظرفیتهای فناورانه و راهکارهایی را که هنوز به مرحله تجاریسازی نرسیدهاند، شناسایی کند.
سپس میتوان این دو گروه را به یکدیگر متصل کرد و با همان سازوکار مشاوره، اجرا و نظارت، مسیر همکاری را تا مرحله قرارداد و اجرای پروژه دنبال کرد. به این ترتیب کاپیس میتواند در حوزه فناوریهایی که هنوز تجاری نشدهاند، نقش یک حلقه اتصال مؤثر میان صنعت و شرکتهای فناور ایفا کند.
*یکی از مشکلات شرکتهای دانشبنیان عبور از نمونه اولیه و ورود به بازار و تولید صنعتی است. آیا کاپیس میتواند این مسیر را برای شرکتهای دانشبنیان کوتاه کند؟ چگونه؟
_به نظر من شرکتهای دانشبنیان در واقع سربازهای کف میدان زیستبوم فناوری هستند و تمام امکانات و زیرساختهایی که ایجاد میشود باید در نهایت به آنها کمک کند تا بتوانند فعالیت خود را توسعه دهند.
با توجه به جوان بودن کشور و ظرفیتهای گستردهای که در حوزه نیروی انسانی و فناوری داریم، اگر ارتباط مناسبی میان بازار، صنعت و مجموعههایی مانند کاپیس شکل بگیرد و این ارتباط فعال و پویا باشد، شرکتهای دانشبنیان میتوانند ارزش افزوده قابل توجهی ایجاد کنند و کل اکوسیستم از این ظرفیت بهرهمند شود.
در این مسیر، انجمن نیز میتواند در سه محور اصلی در کنار کاپیس قرار گیرد. فعالیت انجمن در حوزههای همافزایی، توانمندسازی و افزایش تعامل اعضا با حاکمیت دنبال میشود. بخشی از ظرفیت انجمن میتواند برای توانمندسازی تیم داخلی کاپیس مورد استفاده قرار گیرد و در جلسات مشترک میتوان درباره راهکارهای ارتقای توانمندی این مجموعه گفتوگو کرد.
در حوزه تعامل با حاکمیت نیز انجمن، با توجه به جایگاهها و کرسیهایی که در اختیار دارد، میتواند به کاپیس کمک کند تا ظرفیتهای خود را بهتر معرفی کند و در بخشهایی که نیاز به تعامل با حاکمیت دارد، این ارتباط را توسعه دهد.
*آیا ظرفیت شرکتهای دانشبنیان اصفهان میتواند بخشی از نیازهای فناورانه صنعت پلیمر و لاستیک را پوشش دهد؟ در چه حوزههایی ظرفیت بیشتری وجود دارد؟
_قطعاً این ظرفیت وجود دارد. همانطور که اشاره کردم، بیش از ۱۰ درصد شرکتهای دانشبنیان کشور در استان اصفهان قرار دارند و تعداد قابل توجهی از این شرکتها در حوزههای مرتبط با پلیمر فعالیت میکنند.
بخشی از این شرکتها در حوزه ساخت تجهیزات مورد نیاز صنعت فعال هستند، گروهی سازنده ابزار دقیق هستند و تعدادی نیز در حوزه طراحی نرمافزار و فرآیندهایی فعالیت میکنند که میتواند به بهبود شرایط تولید شرکتهای پلیمری استان کمک کند.
بنابراین اگر مسئله به درستی تعریف شود، ظرفیت همکاری در حوزههای مختلف وجود دارد. انجمن میتواند با توجه به پروژههایی که در کاپیس تعریف میشود، شرکتهای معتبر و توانمند استان را شناسایی و به این مجموعه معرفی کند.
نکته مهم این است که این ظرفیتها نباید به شکل جزیرهای باقی بمانند. یکی از کارکردهای مهم کاپیس میتواند ایجاد همین اتصال میان ظرفیتهای موجود باشد؛ یعنی با برگزاری رویدادهای تخصصی، تعریف مسائل مشخص و ایجاد ارتباط میان شرکتهای دانشبنیان و صنایع، شبکهای منسجمتر شکل بگیرد.
*اگر یک شرکت دانشبنیان راهحلی برای یکی از مسائل صنعت ارائه کند، کاپیس چگونه میتواند امکان آزمون، اعتبارسنجی و ورود آن فناوری به خط تولید را فراهم کند؟
_به نظرم شرکتهای دانشبنیان باید در مرکز این فرآیند قرار داشته باشند. این شرکتها همان مجموعههایی هستند که باید بتوانند در میدان واقعی صنعت فناوری خود را به کار بگیرند و ارزش افزوده ایجاد کنند.
برای اینکه این اتفاق رخ دهد، لازم است ارتباط میان صنعت و شرکتهای دانشبنیان فعال و پویا باشد. کاپیس میتواند با ایجاد این ارتباط، زمینهای فراهم کند که فناوریها از مرحله ارائه راهکار فراتر بروند و در تعامل با صنعت، مسیر توسعه و استفاده عملی از آنها دنبال شود.
در چنین مدلی، تمام اکوسیستم از نتیجه کار منتفع میشود زیرا شرکت دانشبنیان امکان توسعه محصول و ورود به بازار را پیدا میکند و صنعت نیز به راهکارهای فناورانه مورد نیاز خود دسترسی خواهد داشت.
*یکی از ایدههای مطرح درباره کاپیس ایجاد پیوند میان دانشگاه، صنعت و بازار است. به نظر شما ضلع چهارم این زنجیره یعنی شرکتهای دانشبنیان چه نقشی دارند؟
_شرکتهای دانشبنیان در واقع یکی از مهمترین اجزای این زنجیره هستند و میتوانند فناوری را از مرحله دانش و ایده به مرحله محصول و ارزش اقتصادی منتقل کنند.
نکته مهم درباره فناوری، بینرشتهای بودن آن است. ممکن است فناوری برای یک هدف مشخص توسعه پیدا کرده باشد، اما قابلیت استفاده در چندین هدف و در سطوح مختلف را داشته باشد. بنابراین فناوریهایی که به صورت اختصاصی در کاپیس توسعه پیدا میکنند، لزوماً محدود به یک صنعت یا یک کاربرد نخواهند بود و میتوانند مسائل صنایع دیگر را نیز حل کنند.
از این نظر شرکتهای دانشبنیان میتوانند نقش مهمی در توسعه، تکمیل، تجاریسازی و انتقال این فناوریها داشته باشند و کاپیس نیز میتواند بستر لازم برای این ارتباط را فراهم کند.
*آیا میتوان کاپیس را به بستری تبدیل کرد که فقط مسائل ولکان را حل نکند، بلکه مسائل سایر صنایع را نیز به شرکتهای فناور و دانشبنیان استان متصل کند؟
_قطعاً میتوان چنین نقشی را برای کاپیس در نظر گرفت. یکی از ویژگیهای فناوری این است که بسیاری از راهکارها محدود به یک کاربرد نیستند. ممکن است فناوری برای یک هدف مشخص توسعه پیدا کند، اما قابلیت استفاده در چند صنعت و برای چند مسئله دیگر را نیز داشته باشد.
بنابراین فناوریهایی که در کاپیس توسعه پیدا میکنند، میتوانند در صورت شناسایی کاربردهای جدید، برای حل مسائل سایر صنایع نیز مورد استفاده قرار گیرند. این موضوع میتواند به تدریج کاپیس را از یک مرکز حل مسئله برای یک مجموعه صنعتی، به بستری برای اتصال مسائل صنایع مختلف به ظرفیت شرکتهای فناور و دانشبنیان تبدیل کند.
*برای اینکه این همکاری از تفاهمنامه و اعلام آمادگی فراتر برود چه سازوکار مشخصی باید میان انجمن، کاپیس و شرکتهای دانشبنیان شکل بگیرد؟
_به نظر من یکی از مهمترین نقاط قوت کاپیس این است که یک مجموعه خصوصی واقعی است. این مرکز از یک طرف از سوی گروه صنعتی ولکان و مجموعه برادران نصری شکل گرفته و از طرف دیگر دانشگاه آزاد اسلامی نیز در آن حضور دارد، اما این مجموعه به بودجه دولتی وابسته نیست و قرار نیست فعالیت آن صرفاً در قالب اقدامات نمادین و تشریفاتی دنبال شود.
اینکه یک تصمیم از سوی بخش خصوصی گرفته شده و راهبری آن نیز با بخش خصوصی است، به نظر من یکی از عوامل مهم موفقیت این پروژه خواهد بود.
طبیعی است که هر پروژه جدیدی ممکن است با سعی و خطا همراه باشد، اما اگر نگاه بلندمدت وجود داشته باشد، میتوان امیدوار بود که این پروژه به موفقیت برسد. در این مسیر باید از ظرفیت مجموعههایی مانند انجمن نیز استفاده شود و تجربههایی که طی سالهای گذشته در اکوسیستم دانشبنیان شکل گرفته، به کاپیس منتقل شود تا ضریب موفقیت آن افزایش پیدا کند.
* اگر سه سال آینده را در نظر بگیریم، چه خروجی از همکاری انجمن و کاپیس میتواند نشان دهد که این مدل واقعاً موفق بوده است؟
_برای ارزیابی موفقیت چنین مدلی میتوان شاخصهای مختلف کمی و کیفی را در نظر گرفت. حتی میتوان شاخصهایی را تعریف کرد که به داراییهای مادی و مالکیتهای معنوی مربوط باشند.
برای مثال تعداد شرکتهایی که با کاپیس همکاری میکنند، تعداد پروژههایی که به کاپیس ارجاع میشود و تعداد مسائل اصلی شرکتهای متقاضی که در این مجموعه حل میشوند، میتواند از شاخصهای کمی باشد. همچنین باید بررسی کرد فناوریهایی که در این مجموعه توسعه پیدا میکنند تا چه اندازه قابلیت انتقال و استفاده در سایر صنایع را دارند.
این شاخصها میتوانند ابعاد مختلف عملکرد کاپیس در سه سال آینده را نشان دهند. مهم این است که این شاخصها از ابتدا در چهارچوب همکاری میان انجمن، کاپیس و سایر مجموعههای مرتبط تعیین شوند و بعد همه طرفها برای رسیدن به آنها حرکت کنند.
از سوی دیگر یکی از مسائل مهم صنعت، ریسکپذیری و ترس از ورود به حوزههای جدید است. به گفته امام علی (ع) «انسان دشمن جهل خویش است». وقتی نسبت به یک موضوع اشراف و اطلاعات کافی نداریم، طبیعتاً تمایل داریم از آن فاصله بگیریم.
اگر بتوانیم در حوزه ریسک ابتدا به شناسایی دقیق آن کمک کنیم و سپس با پیشبینی و ایجاد سازوکارهای مناسب، احتمال وقوع و شدت پیامدهای آن را کاهش دهیم، میتوانیم قدرت ریسکپذیری صنعت را افزایش دهیم.
از سوی دیگر وقتی اعضای زیستبوم در یک پروژه مشترک وارد میشوند، ریسک نیز میان آن ها تقسیم میشود. بخشی از ریسک را صنعت میپذیرد، بخشی میتواند توسط سرمایهگذاران و CVCها یا VCها پذیرفته شود، بخشی بر عهده مجموعههای تسهیلگر قرار گیرد و بخشی نیز توسط شرکت فناور پذیرفته شود. این تقسیم ریسک میتواند به صنعت کمک کند تا آمادگی بیشتری برای پذیرش فناوریهای جدید و انجام کارهای نو داشته باشد.
* بسیاری از مراکز نوآوری و تحقیقاتی با اعلام همکاریهای متعدد آغاز به کار میکنند اما بعد از مدتی خروجی عملی آنها محدود میشود. چه تضمینی وجود دارد که همکاری کاپیس و شرکتهای دانشبنیان به پروژه و محصول واقعی منجر شود؟
_به نظر من زمانی میتوان یک الگوی قابل تکرار ایجاد کرد که یک مجموعه بتواند تمام اجزا و بازیگران زیستبوم دانشبنیان را در اجرای پروژههای خود درگیر کند و از هر کدام در جایگاه مناسب خودش استفاده کند.
اگر هر یک از اجزای این زیستبوم وظیفه مشخصی داشته باشد و تمام ابعاد یک پروژه از مرحله شناسایی مسئله تا حل آن دیده شود، احتمال رسیدن به خروجی واقعی افزایش پیدا میکند.
بنابراین نباید انتظار داشته باشیم یک مجموعه به تنهایی همه کارها را از ابتدا تا انتها انجام دهد. موفقیت زمانی شکل میگیرد که هر یک از بازیگران، متناسب با توانمندی و جایگاه خود وارد فرآیند شوند و در نهایت تمام ظرفیتهای موجود برای حل مسئله به کار گرفته شود. به نظر من این همان مدلی است که میتواند همکاری کاپیس و شرکتهای دانشبنیان را از یک اعلام همکاری صرف، به پروژههای واقعی و قابل تکرار تبدیل کند.















نظرات کاربران