در گروههای تلگرامی معامله ارز تقریبا هر روز چنین پیامی دیده میشود: تتر فروشی، پایینتر از نرخ صرافی، تسویه کارتبهکارت. برای کسی که قصد خرید تتر دارد وسوسهانگیز است، چون روی مبلغهای بزرگ همین اختلاف کوچک رقم قابل توجهی میشود. این شکل معامله که به آن P2P یا همتا به همتا میگویند، در کنار صرافیها بازار موازیای ساخته که قاعدههایش جایی نوشته نشده است. سوال این است که ارزانی روی کاغذ در عمل هم ارزان تمام میشود یا نه. جواب به چیزی بستگی دارد که در قیمت دیده نمیشود: اینکه در هر مسیر چه کسی ضامن رسیدن پول و دارایی به دست دو طرف است.
تفاوت دو مسیر در طرف معامله است. در P2P خریدار و فروشنده مستقیم با هم طرفاند؛ روی قیمت توافق میکنند، یکی تومان را به حساب دیگری میریزد و دیگری تتر را به کیف پول او میفرستد. کسی که برای خرید تتر سراغ صرافی میرود اصلا با فروشنده روبهرو نمیشود. سفارشش در بازار همان پلتفرم با سفارش کاربر دیگری جفت میشود و جابهجایی تومان و تتر را خود صرافی انجام میدهد، بیآنکه دو طرف شماره کارت یا آدرس کیف پول هم را ببینند.
فروشندهای که در بازار همتا به همتا زیر نرخ میفروشد از سر خیرخواهی تخفیف نمیدهد. او کارمزد پلتفرم نمیپردازد، احراز هویت نشده و سقف برداشتی ندارد، و بخشی از همین صرفهجویی را به خریدار میدهد تا معامله زودتر جوش بخورد. بخش دیگر تخفیف بهای ریسکی است که خریدار قبول میکند، حتی اگر خودش نداند. در بازاری که قیمت مرجع ندارد، هیچ عددی تا وقتی با یک مرجع بیرونی مقایسه نشود نه ارزان است و نه گران. چانهزنی هم بیشتر به سود طرفی تمام میشود که هر روز معامله میکند، نه کسی که ماهی یک بار سراغ این بازار میآید.
ریسکی که در جدول کارمزد نوشته نمیشود
گره اصلی معامله مستقیم ترتیب پرداخت است. یکی از دو طرف باید اول حرکت کند؛ یا خریدار تومان را میریزد و منتظر تتر میماند، یا فروشنده تتر را میفرستد و منتظر تومان. تراکنش بلاکچینی برگشت ندارد و انتقال بانکی هم بدون رضایت گیرنده برنمیگردد، پس هر کس اول بفرستد تمام مبلغ را به اعتماد سپرده است. ریسک دوم دیرتر خودش را نشان میدهد و به شبکه بانکی برمیگردد. کسی که تتر میفروشد نمیداند تومانی که به حسابش نشسته از کجا آمده است. در کلاهبرداری معروف به مثلثی، پول را شخص سومی واریز میکند که خودش فریب خورده و بعد شکایت میکند، و رد شکایت به حسابی میرسد که پول در آن نشسته است. نتیجه میتواند مسدود شدن حساب و رفتوآمد قضایی باشد، برای معاملهای که قرار بود کمی ارزانتر تمام شود.
پلتفرمهای P2P که دارایی فروشنده را تا تایید پرداخت امانت نگه میدارند مشکل اول را حل میکنند و مشکل دوم را نه. آنها میتوانند تضمین کنند تتر به دست خریدار میرسد، ولی نمیتوانند بگویند پولی که میان دو حساب شخصی جابهجا شده از کجا آمده است.
از نگاه بانک هم این معاملهها بیرد نیستند. حساب شخصیای که هر روز از دهها نفر ناشناس پول میگیرد و برای دهها نفر دیگر میفرستد الگویی دارد که به چشم واحدهای نظارتی میآید، و فروشنده حرفهای P2P برای دور ماندن از همین نگاه گاهی از حساب دیگران استفاده میکند. خریدار در چنین حالتی پولش را به حسابی میریزد که صاحبش را نمیشناسد و طرف معاملهاش هم نیست. اگر اختلافی پیش بیاید، نام روی حساب کمکی به پیدا کردن فروشنده واقعی نمیکند.
در خرید تتر از صرافی هزینه کجا پرداخت میشود
صرافی این دو ریسک را از معامله بیرون میبرد و در عوض هزینهاش را آشکار میگیرد. واریز تومان فقط از حسابی ممکن است که به نام خود کاربر تایید شده و طرف معامله هم کاربری است که همین مسیر را طی کرده است. آنچه پرداخت میشود دو جزء دارد: کارمزد معامله و اسپرد، یعنی فاصله قیمت خرید و قیمت فروش در همان بازار. در بیتپین، بنا بر توضیح صفحه خرید و فروش تتر این صرافی در مهر ۱۴۰۵، معامله آسان تتر کارمزد ندارد و معامله در بازار اسپات طبق جدول کارمزدهای سایت حساب میشود. راهنمای بیتپین حداقل خرید را ۹۰ هزار تومان اعلام کرده و نوشته برای تبدیل ریال به تتر وارد کردن کد ملی و تاریخ تولد کافی است.
سرعت هم بخشی از حساب است. معامله در صرافی شبانهروزی است و تتر خریداریشده همان لحظه در کیف پول کاربر مینشیند، در حالی که معامله مستقیم به بیدار بودن و در دسترس بودن طرف مقابل بسته است. در عوض واریز تومان از درگاه بانکی سقف روزانه دارد و کسی که مبلغ بزرگی جابهجا میکند باید از قبل برایش برنامه بریزد یا سراغ انتقال بانکی برود. همین محدودیت یکی از دلایلی است که معاملهگران درشت را به سمت بازار مستقیم میکشد، با همه خطرهایی که دارد.
با این حساب مقایسه دو مسیر مقایسه دو عدد نیست. یک طرف تخفیفی است که اندازهاش معلوم است و طرف دیگر خطری که اندازهاش کل مبلغ معامله است. معامله مستقیم میان دو نفر که همدیگر را میشناسند و سابقه هم را دارند حساب جدایی دارد، ولی در خرید از یک غریبه در فضای مجازی این معادله کمتر به نفع خریدار درمیآید. هرچه مبلغ بزرگتر باشد تخفیف وسوسهانگیزتر و خسارت احتمالی سنگینتر میشود.
پیش از تصمیم یک حساب سرانگشتی کافی است. اختلاف نرخ پیشنهادی با نرخ صرافی را در مقدار تتری که میخواهید ضرب کنید تا صرفهجویی به تومان دربیاید، و بعد همان عدد را کنار کل مبلغی بگذارید که باید به اعتماد طرف مقابل بسپارید. اگر اولی در برابر دومی ناچیز بود، جواب روشن است.















نظرات کاربران