آمریکا در سال ۱۷۷۶ اعلام استقلال کرد و نظام قانون اساسی فدرال آن در سال ۱۷۸۹ شکل گرفت. این تاریخ در مقیاس تمدنهای کهن، کوتاه است؛ اما کوتاهی عمر یک کشور نه مایه تحقیر آن است و نه دلیلی برای انکار دستاوردهایش. مسئله آنجاست که برخی سیاستمداران آمریکایی بهجای معرفی واقعبینانه تاریخ کشور خود، میکوشند میراث تمدنهای پیشین را چنان به نام غرب و آمریکا ثبت کنند که گویی فلسفه، اخلاق و تجربه سیاسی بشر ملک اختصاصی آنان است. تأثیرپذیری از میراث یونان، با ادعای مالکیت انحصاری بر آن تفاوت دارد. تمدن، میراث مشترک بشریت است، نه سندی برای برتریجویی سیاسی.
تناقض بزرگتر در آنجاست که آقای روبیو از شرافت، قهرمانی و اخلاق سخن میگوید، اما کارنامه سیاست خارجی آمریکا را از دایره این ارزیابی بیرون میگذارد. جنگ ویتنام، حمله به عراق، جنگ افغانستان، مداخلات آمریکا در آمریکای لاتین و پیامدهای انسانی بسیاری از عملیات نظامی این کشور، بخشی از تاریخ معاصرند که نمیتوان با چند عبارت پرطمطراق درباره فضیلت غربی از کنارشان گذشت. این وقایع نیازمند بررسی مستند و داوری منصفانهاند؛ اما دستکم یک حقیقت روشن است: هیچ دولتی نمیتواند صرفاً با تکرار واژههایی چون اخلاق و شرافت، خود را از پاسخگویی در برابر پیامدهای اقداماتش معاف کند.
بخش دیگری از سخنان روبیو، معرفی شهادت در اسلام بهعنوان نشانهای از «کیش مرگ» است؛ تعمیمی شتابزده که میان آموزههای دینی، برداشتهای گوناگون و رفتار گروههای افراطی تمایز نمیگذارد. در سنت اسلامی، شهادت با ایمان، فداکاری و دفاع از حق پیوند دارد و نمیتوان آن را به معنای بیارزششمردن جان انسان یا ستایش مرگ بهخاطر مرگ دانست.
آقای روبیو! اگر دفاع از منافع ملی برای آمریکا حق است، چرا دفاع ایران از استقلال، امنیت و تمامیت ارضی خود باید با برچسبهای اخلاقی محکوم شود؟ چرا آنچه برای واشنگتن مشروع شمرده میشود، هنگامی که از سوی تهران مطرح میشود، به نشانهای از تهدید تبدیل میگردد؟
ایران نیز به دلیل قدمت تاریخی خود از نقد مصون نیست. تاریخ طولانی بهتنهایی فضیلت نمیآفریند و افتخار به گذشته، جای مسئولیت در قبال امروز را نمیگیرد. اما همین قاعده درباره آمریکا نیز صادق است: نه جوانی یک کشور آن را محکوم میکند و نه قدرت نظامی و اقتصادی، آن را از پاسخگویی بینیاز میسازد. آنچه پذیرفتنی نیست، ساختن دوگانهای است که در آن غرب همواره قهرمان اخلاق معرفی شود و ملتهای دیگر، صرفاً به دلیل اختلاف سیاسی با واشنگتن، در جایگاه متهم قرار گیرند.
ایالات متحده برای برخورداری از احترام جهانی نیازی به جعل قدمت ندارد؛ همانگونه که ایران برای اثبات هویت تاریخی خود محتاج تأیید واشنگتن نیست. تاریخ ایران با یک سخنرانی آغاز نشده که با یک سخنرانی پایان یابد. این سرزمین، با همه فرازها و فرودهایش، بخشی ماندگار از تاریخ بشریت است. بهتر است روبیو بی خردِ، بی سواد و همفکرانش بهجای نشستن بر مسند داوری تمدنها، نخست درباره فاصله میان ادعاهای اخلاقی و عملکرد سیاست خارجی کشور خود تأمل کنند. تاریخ را نمیتوان با مزخرفات و جعلهای بچه گانه درتریبونها مصادره کرد، اخلاق را نمیتوان در انحصار گرفت و ملت ایران را نمیتوان با تحریف گذشتهاش از جایگاه تاریخی خود پایین کشید.















نظرات کاربران