به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، حسابهای شرکت ملی نفت ایران، بزرگترین شرکت زیرمجموعه وزارت نفت، روز یکشنبه ۱۸ اکتبر (۲۶ مهر) بار دیگر مسدود شد. ریشه این اتفاق، طلب یک بانک دولتی از این شرکت است. به بیان ساده، یک نهاد دولتی برای وصول طلب خود از نهاد دولتی دیگر، مسدود شدن حسابهای آن را پیگیری کرده است.
اهمیت این خبر فراتر از یک اختلاف اداری است. شرکت ملی نفت اصلیترین منبع درآمد ارزی کشور است و جریان مالی آن به بودجه دولت و عرضه ارز گره خورده است. از سوی دیگر، این ماجرا نشان میدهد بدهیهای درون دولت هنوز تسویه نشده است. پیامد این بدهیها در نهایت به نقدینگی، یعنی حجم پول در گردش اقتصاد، و از آن مسیر به ارزش پول مردم میرسد.
چرا بانک دولتی از شرکت دولتی طلب دارد؟
شرکتهای بزرگ دولتی برای اجرای پروژهها و تأمین هزینههای جاری از بانکها تسهیلات میگیرند. بانکهای دولتی معمولاً بزرگترین وامدهنده این شرکتها هستند. وقتی بازپرداخت این وامها عقب بیفتد، منابع بانک قفل میشود و بانک ناچار طلب خود را پیگیری میکند.
این کشمکش نمونهای از پدیدهای است که اقتصاددانان آن را «بدهیهای متقابل دولتی» مینامند. در این وضعیت، نهادهای دولتی همزمان از یکدیگر طلب دارند و به یکدیگر بدهکارند. این گره موضوع تازهای نیست. تکرار مسدود شدن حسابهای شرکت نفت نیز نشان میدهد هنوز راهحل پایداری برای آن پیدا نشده است.
از ترازنامه بانک تا جیب خانوار
وقتی بخشی از منابع یک بانک در قالب طلب وصولنشده بماند، توان آن بانک برای وامدهی به خانوارها و بنگاهها کم میشود. این وضعیت را «ناترازی بانک» مینامند؛ یعنی شکاف میان داراییهای قابل وصول و تعهدات بانک. هرچه این شکاف عمیقتر شود، فشار بر کل نظام بانکی بیشتر میشود.
بانکهای ناتراز برای پوشاندن این شکاف اغلب از بانک مرکزی قرض میگیرند. این استقراض پایه پولی را بالا میبرد. پایه پولی همان پولی است که بانک مرکزی خلق میکند و نقدینگی بر پایه آن چند برابر میشود. رشد نقدینگی یکی از محرکهای اصلی تورم در اقتصاد ایران است و اثر آن معمولاً در بازارهایی مانند ارز و طلا دیده میشود.
تاکنون جزئیاتی درباره رقم طلب بانک، مدت مسدود ماندن حسابها یا راه تسویه منتشر نشده است. یکی از راههای رایج در چنین مواردی «تهاتر» است؛ یعنی جابهجایی طلب و بدهی میان نهادهای دولتی بدون پرداخت نقدی. تا روشن شدن جزئیات، اثر کوتاهمدت این خبر بر بازارها محدود به نظر میرسد و اهمیت اصلی آن در پیامدهای بلندمدتش است.















نظرات کاربران