خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
وضعیت عجیب در بازار محصولات کشاورزی / آمار به یک درصد کاهش یافت

وضعیت عجیب در بازار محصولات کشاورزی / آمار به یک درصد کاهش یافت

بازار محصولات کشاورزی در وضعیت عجیب و غیرمنتظره

بازار محصولات کشاورزی در وضعیت عجیب و غیرمنتظره

قیمت خودروهای پرفروش باز هم ریزش کرد+لیست

قیمت خودروهای پرفروش باز هم ریزش کرد+لیست

روند نزولی قیمت خودروها؛ شاهین به ۳ میلیارد و ۳۳۰ میلیون رسید

روند نزولی قیمت خودروها؛ شاهین به ۳ میلیارد و ۳۳۰ میلیون رسید

کارنامه یک ماهه بازار خودرو +جدول

کارنامه یک ماهه بازار خودرو +جدول

هشدار شرکت‌های هواپیمایی درباره افزایش قیمت بلیت در پی گرانی سوخت

هشدار شرکت‌های هواپیمایی درباره افزایش قیمت بلیت در پی گرانی سوخت

جدیدترین قیمت خودروهای بازار؛ رشد نجومی مونتاژی‌ها

جدیدترین قیمت خودروهای بازار؛ رشد نجومی مونتاژی‌ها

فارن پالیسی: جنگ ایران می‌تواند معادلات انتخابات آمریکا را علیه جمهوری‌خواهان تغییر دهد

فارن پالیسی: جنگ ایران می‌تواند معادلات انتخابات آمریکا را علیه جمهوری‌خواهان تغییر دهد

پیش‌بینی تثبیت نرخ بهره آمریکا در اکتبر ۲۰۲۶؛ تورم همچنان صعودی است

پیش‌بینی تثبیت نرخ بهره آمریکا در اکتبر ۲۰۲۶؛ تورم همچنان صعودی است

تصمیم جدید دولت برای قیمت گذاری و سهمیه سوخت

تصمیم جدید دولت برای قیمت گذاری و سهمیه سوخت

صنعت ؛ گرفتار ماشین‌آلات خاموش

بازدید ۷منبع: اقتصاد پویا
صنعت ؛ گرفتار ماشین‌آلات خاموش

اقتصاد پویا / سرویس اجتماعی - در شرایطی که اقتصاد ایران با محدودیت منابع مالی، افزایش هزینه‌های تولید، دشواری تأمین سرمایه در گردش و افت قدرت خرید مصرف‌کنندگان مواجه است، استفاده از ظرفیت‌های موجود صنعتی به یکی از موضوعات مهم در سیاست‌گذاری تولید تبدیل شده است. پرسش اساسی این است که وقتی بخش بزرگی از کارخانه‌های کشور با تمام ظرفیت خود فعالیت نمی‌کنند، چرا همچنان بخش قابل‌توجهی از منابع اقتصادی صرف ایجاد واحدهای صنعتی جدید، خرید زمین، احداث سوله و تأمین ماشین‌آلات می‌شود؟ آیا توسعه صنعتی الزاماً به معنای ساخت کارخانه‌های بیشتر است یا می‌توان با استفاده از زیرساخت‌های موجود، مسیر کم‌هزینه‌تری برای افزایش تولید، اشتغال و رشد اقتصادی انتخاب کرد؟ ایده «تولید بدون کارخانه» پاسخی به همین پرسش است.

زهرا پیربداغی/ مدلی که در آن، صاحب یک برند یا کسب‌وکار به‌جای سرمایه‌گذاری سنگین برای احداث واحد تولیدی، از ظرفیت کارخانه‌های فعال یا کم‌کار استفاده می‌کند و تولید محصول خود را به آنها می‌سپارد. بر اساس اظهارات مطرح‌شده در این زمینه، طی چهار سال گذشته بیش از ۳۰ کارخانه با استفاده از این مدل احیا شده‌اند؛ تجربه‌ای که نشان می‌دهد در برخی شرایط، فعال‌کردن ظرفیت‌های بلااستفاده می‌تواند به‌جای سرمایه‌گذاری‌های سنگین و زمان‌بر، راهی برای بازگرداندن واحدهای صنعتی به چرخه تولید باشد. البته ادعای وجود ظرفیت خالی بیش از ۹۰ درصد کارخانه‌ها، بدون انتشار آمار تفکیک‌شده بر اساس رشته فعالیت، اندازه بنگاه و میزان بهره‌برداری، نیازمند بررسی دقیق‌تر است. با این حال، اصل مسئله ظرفیت‌های بلااستفاده در صنعت، موضوعی مهم برای اقتصاد ایران است؛ زیرا منابع مالی، انرژی، نیروی انسانی و مواد اولیه محدودند و هر واحد تولیدی که با سرمایه‌گذاری قبلی ایجاد شده اما کمتر از توان خود فعالیت می‌کند، می‌تواند فرصتی برای افزایش تولید بدون تحمیل تمام هزینه‌های ایجاد یک واحد جدید باشد. در چنین شرایطی، بازنگری در الگوی توسعه صنعتی اهمیت پیدا می‌کند؛ الگویی که به‌جای تمرکز صرف بر تعداد کارخانه‌ها و حجم سرمایه‌گذاری‌های جدید، میزان بهره‌وری، تولید واقعی و استفاده مؤثر از دارایی‌های موجود را در اولویت قرار دهد.تولید بدون کارخانه؛ راهی برای عبور از سرمایه‌گذاری سنگیندر الگوی سنتی تولید، کارآفرین برای ورود به بازار باید بخش مهمی از سرمایه خود را صرف خرید یا اجاره زمین، ساخت سوله، تهیه ماشین‌آلات، استخدام نیروی انسانی و ایجاد زیرساخت‌های تولید کند. افزون بر این هزینه‌ها، دریافت تسهیلات بانکی، تأمین وثیقه، پرداخت حق بیمه، هزینه‌های اداری، مالیاتی و نگهداری تجهیزات نیز بار مالی قابل‌توجهی به بنگاه تحمیل می‌کند. در اقتصادی که نرخ تأمین مالی بالاست و نوسان قیمت مواد اولیه می‌تواند برنامه‌ریزی تولید را مختل کند، چنین سرمایه‌گذاری‌ای ممکن است پیش از آنکه محصول به بازار برسد، بخش بزرگی از منابع کارآفرین را مصرف کند. مدل تولید بدون کارخانه تلاش می‌کند این مانع را کاهش دهد. در این روش، صاحب کسب‌وکار می‌تواند طراحی محصول، توسعه برند، بازاریابی، فروش و مدیریت زنجیره تأمین را برعهده بگیرد و تولید فیزیکی را به کارخانه‌ای واگذار کند که از تجهیزات، نیروی انسانی و مجوزهای لازم برخوردار است. به این ترتیب، سرمایه اولیه به‌جای آنکه در دارایی‌های ثابت و زیرساخت‌های پرهزینه قفل شود، می‌تواند برای خرید مواد اولیه، توسعه بازار، تبلیغات، توزیع و تأمین سرمایه در گردش به کار گرفته شود. برای نمونه، کارآفرینی که قصد عرضه یک محصول غذایی، پوشاک، شوینده یا کالای مصرفی را دارد، لزوماً نیازی ندارد از ابتدا خط تولید مستقل احداث کند؛ او می‌تواند با کارخانه‌ای دارای ظرفیت آزاد قرارداد ببندد و محصول خود را با مشخصات و استانداردهای موردنظر تولید کند. این همکاری، در صورت طراحی درست قرارداد، برای هر دو طرف منفعت دارد. کارآفرین با هزینه اولیه کمتر وارد بازار می‌شود و کارخانه نیز از تجهیزات و نیروی انسانی موجود خود بهره بیشتری می‌گیرد. همچنین، بخشی از هزینه‌های ثابت کارخانه که در دوره کم‌کاری بر دوش آن قرار دارد، از محل سفارش‌های جدید جبران می‌شود. با این حال، تولید بدون کارخانه به معنای حذف تمام هزینه‌ها یا ریسک‌های تولید نیست. صاحب برند همچنان باید هزینه مواد اولیه، کنترل کیفیت، بسته‌بندی، حمل‌ونقل، بازاریابی و توزیع را مدیریت کند و در بسیاری از موارد، تأمین سرمایه در گردش نیز برعهده اوست. بنابراین، مزیت اصلی این مدل در کاهش نیاز به سرمایه‌گذاری ثابت و استفاده از تخصص و زیرساخت موجود است، نه از بین بردن همه هزینه‌های کسب‌وکار. موفقیت آن نیز به انتخاب کارخانه مناسب، کیفیت قرارداد، تعهد طرفین و توانایی صاحب برند در فروش محصول بستگی دارد.ظرفیت خالی کارخانه‌ها؛ سرمایه‌ای که بلااستفاده مانده استظرفیت خالی در صنعت صرفاً به معنای خاموش‌بودن کامل یک کارخانه نیست؛ گاهی واحد تولیدی فعال است، اما به دلیل کمبود سفارش، محدودیت نقدینگی، دسترسی دشوار به مواد اولیه، قطعی انرژی یا کاهش تقاضا، تنها بخشی از توان اسمی خود را به کار می‌گیرد. در چنین وضعیتی، ماشین‌آلات، فضای تولید، تجهیزات انبارداری و بخشی از نیروی انسانی موجود هستند، اما حجم تولید به اندازه‌ای نیست که بهره‌برداری اقتصادی مناسبی از آنها صورت گیرد. این وضعیت می‌تواند هزینه تمام‌شده هر واحد محصول را افزایش دهد؛ زیرا بخشی از هزینه‌های ثابت باید میان تعداد کمتری از محصولات تقسیم شود. اگر سفارش‌های جدید بتوانند ظرفیت خالی را فعال کنند، کارخانه فرصت پیدا می‌کند هزینه‌های ثابت خود را روی حجم تولید بیشتری سرشکن کند و جریان درآمدی باثبات‌تری به دست آورد. تجربه اعلام‌شده از احیای بیش از ۳۰ کارخانه در چهار سال گذشته با استفاده از مدل تولید بدون کارخانه، از این منظر اهمیت دارد؛ زیرا نشان می‌دهد سفارش‌گیری از سوی کسب‌وکارهای دیگر می‌تواند در برخی موارد به بازگشت واحدهای کم‌کار به چرخه تولید کمک کند. با این حال، برای ارزیابی دقیق این تجربه باید مشخص شود چند واحد از این کارخانه‌ها پیش از اجرای طرح تعطیل بوده‌اند، چه میزان سرمایه‌گذاری و اشتغال ایجاد شده، حجم تولید آنها چقدر افزایش یافته و این فعالیت‌ها تا چه اندازه استمرار داشته‌اند. انتشار چنین اطلاعاتی می‌تواند به سنجش اثربخشی این مدل و شناسایی صنایع مناسب برای توسعه آن کمک کند. نکته مهم دیگر آن است که ظرفیت خالی در همه صنایع شرایط یکسانی ندارد. در برخی رشته‌ها، تجهیزات کارخانه به‌راحتی قابلیت تولید محصولات متنوع را دارند، اما در صنایع دیگر، تغییر محصول نیازمند تنظیمات فنی، خرید تجهیزات مکمل یا دریافت مجوزهای تخصصی است. همچنین، کارخانه‌ای که به دلیل فرسودگی ماشین‌آلات، کمبود انرژی یا نبود مواد اولیه فعالیت نمی‌کند، صرفاً با دریافت سفارش جدید احیا نخواهد شد. در این موارد، ابتدا باید موانع عملیاتی برطرف شوند. از سوی دیگر، توسعه تولید قراردادی می‌تواند فرصت‌هایی برای بنگاه‌های کوچک و متوسط ایجاد کند؛ بنگاه‌هایی که ایده، بازار یا شبکه فروش مناسبی دارند اما از سرمایه کافی برای ایجاد کارخانه برخوردار نیستند. چنین کسب‌وکارهایی می‌توانند با تمرکز بر کیفیت، شناخت مشتری و توسعه برند، سهم خود را در بازار افزایش دهند و هم‌زمان از ظرفیت تولیدی واحدهای موجود استفاده کنند. نتیجه این همکاری، در صورت وجود تقاضای واقعی، می‌تواند افزایش تولید، حفظ اشتغال و کاهش نیاز به سرمایه‌گذاری تکراری در زیرساخت‌های مشابه باشد.

از احیای صنعت تا اصلاح سیاست‌های تولید

گسترش تولید بدون کارخانه تنها به تصمیم صاحبان کسب‌وکار وابسته نیست و برای تبدیل‌شدن به یک الگوی پایدار، به اصلاحات نهادی و ایجاد فضای مناسب برای همکاری میان بنگاه‌ها نیاز دارد. یکی از موانع احتمالی، دشواری انعقاد قراردادهای تولیدی شفاف و قابل اجراست. صاحب برند باید مطمئن باشد که کارخانه، محصول را با کیفیت مورد توافق، در زمان تعیین‌شده و با حفظ محرمانگی فرمول یا اطلاعات تجاری تولید می‌کند. در مقابل، کارخانه نیز باید از پرداخت به‌موقع هزینه‌ها، تأمین مواد اولیه طبق قرارداد و روشن‌بودن مسئولیت طرفین اطمینان داشته باشد. تعیین تکلیف مالکیت محصول، مسئولیت دریافت مجوزها، استانداردهای بهداشتی و فنی، نحوه رسیدگی به محصولات معیوب و شرایط فسخ قرارداد از جمله مواردی است که می‌تواند از اختلافات آینده جلوگیری کند. در کنار این موضوع، دسترسی به اطلاعات ظرفیت‌های خالی نیز اهمیت دارد. اگر صاحبان برند نتوانند کارخانه‌های متناسب با محصول، فناوری، استاندارد و حجم سفارش خود را شناسایی کنند، بخش مهمی از مزیت این مدل از بین می‌رود. ایجاد سامانه‌های شفاف برای معرفی ظرفیت‌های تولیدی، مشخصات فنی خطوط، گواهی‌های استاندارد و زمینه‌های همکاری می‌تواند ارتباط میان سفارش‌دهندگان و تولیدکنندگان را تسهیل کند. سیاست‌های حمایتی نیز بهتر است به‌گونه‌ای طراحی شوند که صرفاً ایجاد واحدهای جدید را تشویق نکنند، بلکه افزایش بهره‌وری و فعال‌سازی ظرفیت‌های موجود را هم در نظر بگیرند. در شرایط محدودیت منابع، حمایت از طرح‌هایی که بدون سرمایه‌گذاری سنگین امکان افزایش تولید دارند، می‌تواند در کنار سرمایه‌گذاری‌های ضروری صنعتی، به تخصیص کارآمدتر منابع کمک کند. البته این رویکرد به معنای توقف ساخت کارخانه‌های جدید نیست. اقتصاد برای تولید محصولات تازه، توسعه فناوری، جایگزینی تجهیزات فرسوده و ورود به بازارهای جدید همچنان به سرمایه‌گذاری‌های نو نیاز دارد. مسئله اصلی، تفکیک میان سرمایه‌گذاری ضروری و ایجاد ظرفیت‌های تکراری بدون بررسی تقاضای بازار است. اگر یک صنعت با کمبود ظرفیت واقعی روبه‌رو باشدیا فناوری موردنیاز برای تولید محصول در کشور وجود نداشته باشد، احداث واحد جدید می‌تواند توجیه اقتصادی داشته باشد. اما در صنایعی که ظرفیت موجود پاسخ‌گوی نیاز بازار است و بخشی از خطوط تولید به دلیل کمبود سفارش یا سرمایه در گردش غیرفعال مانده‌اند، استفاده از امکانات موجود می‌تواند انتخاب کم‌هزینه‌تری باشد. از این منظر، سیاست صنعتی باید بر داده‌های دقیق، تحلیل تقاضا و ارزیابی اقتصادی استوار شود؛ نه صرفاً بر تعداد مجوزهای صادرشده یا کارخانه‌های افتتاح‌شده. همچنین، توسعه تولید بدون کارخانه باید با نظارت مؤثر بر کیفیت همراه باشد تا کاهش هزینه‌ها به افت استاندارد محصول، تضییع حقوق مصرف‌کننده یا انتقال نامتوازن ریسک به کارخانه‌های پیمانکار منجر نشود. در نهایت، پرسش «چرا کارخانه جدید بسازیم؟» بیش از آنکه مخالفت با سرمایه‌گذاری صنعتی باشد، دعوت به بازنگری در اولویت‌های توسعه است. هنگامی که منابع محدودند و نیازهای اقتصادی گسترده، استفاده بهتر از سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اگر بخشی از ظرفیت صنعت کشور بلااستفاده مانده باشد، فعال‌کردن آن می‌تواند راهی برای افزایش تولید و اشتغال با هزینه اولیه کمتر باشد؛ مشروط بر آنکه سفارش واقعی، تأمین مالی مناسب، قراردادهای شفاف و مدیریت کارآمد در کنار هم قرار گیرند. توسعه صنعتی تنها با ساختن کارخانه‌های بیشتر سنجیده نمی‌شود؛ گاهی ارزشمندترین اقدام، بازگرداندن کارخانه‌های موجود به فعالیتی پایدار و اقتصادی است.

منبع: اقتصاد پویا
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.