خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
اروپا ۴۲ میلیون بشکه نفت را روانه بازار می‌کند

اروپا ۴۲ میلیون بشکه نفت را روانه بازار می‌کند

مکرون: دلیل اصلی کاهش قدرت خرید در فرانسه، جنگ علیه ایران است

مکرون: دلیل اصلی کاهش قدرت خرید در فرانسه، جنگ علیه ایران است

بودجه بریتانیا بر برداشت از میدان‌های جدید دریای شمال حساب باز کرده است

بودجه بریتانیا بر برداشت از میدان‌های جدید دریای شمال حساب باز کرده است

قرارداد ۴ دکل حفاری دریایی؛ نفت فلات قاره: خرید خدمات است، نه خرید دستگاه

قرارداد ۴ دکل حفاری دریایی؛ نفت فلات قاره: خرید خدمات است، نه خرید دستگاه

نخست وزیر انگلیس از گفت‌وگوهای تلفنی با ترامپ برای کاهش تنش در منطقه خبر داد

نخست وزیر انگلیس از گفت‌وگوهای تلفنی با ترامپ برای کاهش تنش در منطقه خبر داد

شل و توتال‌انرژیز با اتکا به نفت گران، فصل قوی دیگری را رقم زدند

شل و توتال‌انرژیز با اتکا به نفت گران، فصل قوی دیگری را رقم زدند

ماکرون تنگه هرمز را عامل فشار بر قدرت خرید فرانسوی‌ها دانست

ماکرون تنگه هرمز را عامل فشار بر قدرت خرید فرانسوی‌ها دانست

نفت برنت با تلاش‌های دیپلماتیک تازه ۲٫۱ درصد کاهش یافت؛ قیمت ۱۰۹ دلار

نفت برنت با تلاش‌های دیپلماتیک تازه ۲٫۱ درصد کاهش یافت؛ قیمت ۱۰۹ دلار

مدیرعامل پتروشیمی جم: کمبود شناخت در سطوح تصمیم‌گیری، چالش صنعت پتروشیمی است

مدیرعامل پتروشیمی جم: کمبود شناخت در سطوح تصمیم‌گیری، چالش صنعت پتروشیمی است

اعتراف ماکرون درباره پیامدهای جنگ ایران؛ اختلال در تنگه هرمز بحران قدرت خرید فرانسه را تشدید کرد

اعتراف ماکرون درباره پیامدهای جنگ ایران؛ اختلال در تنگه هرمز بحران قدرت خرید فرانسه را تشدید کرد

ناترازی انرژی؛ ترمز پنهان تولید

بازدید ۱۸منبع: اقتصاد پویا
ناترازی انرژی؛ ترمز پنهان تولید

ناترازی انرژی در ایران دیگر صرفاً مسئله‌ای فنی در شبکه برق و گاز نیست؛ این پدیده به یکی از عوامل اثرگذار بر تصمیم‌های روزمره بنگاه‌های اقتصادی، برنامه‌ریزی تولید، امنیت شغلی کارگران و توان رقابت محصولات ایرانی در بازارهای داخلی و خارجی تبدیل شده است.

حسین قیدر / در شرایطی که صنایع در تابستان با محدودیت برق و در زمستان با کاهش دسترسی به گاز مواجه می‌شوند، کارخانه‌ها ناچارند بخشی از ظرفیت تولید خود را غیرفعال کنند، برنامه تحویل سفارش‌ها را تغییر دهند یا برای جبران توقف خطوط تولید، هزینه‌های تازه‌ای بپردازند. این وضعیت برای بنگاه‌های کوچک و متوسط اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا برخلاف صنایع بزرگ، بسیاری از این واحدها از منابع مالی گسترده، تجهیزات پشتیبان کافی یا قدرت چانه‌زنی بالایی برای مدیریت شوک‌های انرژی برخوردار نیستند. در چنین شرایطی، ظرفیت اسمی کارخانه، یعنی میزان تولیدی که واحد صنعتی در شرایط عادی و با استفاده کامل از امکانات خود می‌تواند محقق کند، لزوماً به تولید واقعی تبدیل نمی‌شود. بخشی از ماشین‌آلات بلااستفاده می‌ماند، نیروی انسانی در انتظار بازگشت جریان انرژی قرار می‌گیرد و هزینه‌هایی که باید میان حجم مشخصی از محصولات تقسیم شوند، بر تعداد کمتری از کالاهای تولیدشده سرشکن می‌شوند. نتیجه این فرایند، افزایش هزینه تمام‌شده، کاهش بهره‌وری و محدود شدن توان رقابت در بازاری است که تولیدکننده ایرانی هم‌زمان با فشار تورم، نوسان نرخ ارز، مشکلات تأمین مواد اولیه و محدودیت‌های مالی روبه‌روست. از این منظر، ناترازی انرژی تنها میزان تولید یک روز یا یک هفته را کاهش نمی‌دهد، بلکه می‌تواند زنجیره‌ای از اختلالات اقتصادی ایجاد کند که آثار آن تا ماه‌ها پس از پایان محدودیت‌ها ادامه یابد.

ظرفیت اسمی روی کاغذ؛ تولید واقعی زیر فشار خاموشی

یکی از نخستین پیامدهای محدودیت انرژی، فاصله گرفتن تولید واقعی از ظرفیت اسمی کارخانه‌هاست. بسیاری از واحدهای صنعتی بر اساس برنامه‌ای مشخص فعالیت می‌کنند که در آن ساعات کار ماشین‌آلات، تأمین مواد اولیه، حضور کارکنان، نگهداری تجهیزات و زمان تحویل سفارش‌ها با یکدیگر هماهنگ شده‌اند. قطع برق در میانه این چرخه یا محدودیت گاز در فصل سرد می‌تواند نظم برنامه‌ریزی‌شده را بر هم بزند. در صنایعی که فرایند تولید به دمای مشخص، کارکرد پیوسته کوره‌ها یا فعالیت هم‌زمان چند دستگاه وابسته است، توقف ناگهانی ممکن است علاوه بر کاهش تولید، موجب آسیب به مواد اولیه، افت کیفیت محصول یا افزایش هزینه راه‌اندازی مجدد تجهیزات شود. حتی در واحدهایی که امکان توقف ایمن ماشین‌آلات وجود دارد، بازگشت به شرایط عادی لزوماً بلافاصله پس از وصل شدن انرژی اتفاق نمی‌افتد؛ زیرا تنظیم دوباره خطوط، آماده‌سازی مواد، هماهنگی کارکنان و جبران وقفه‌های ایجادشده به زمان نیاز دارد. این مسئله در بنگاه‌های کوچک و متوسط که اغلب با حاشیه سود محدود فعالیت می‌کنند، فشار مضاعفی ایجاد می‌کند. کارخانه‌ای که هزینه اجاره یا نگهداری سوله، حقوق کارکنان، استهلاک ماشین‌آلات و بخشی از مخارج اداری آن در زمان توقف نیز ادامه دارد، با کاهش تولید روزانه نمی‌تواند به همان نسبت هزینه‌های خود را کاهش دهد. در نتیجه، هزینه ثابت هر واحد محصول افزایش می‌یابد و حاشیه سود بنگاه کوچک‌تر می‌شود. از سوی دیگر، اگر کارخانه برای جبران توقف تولید به شیفت‌های فشرده‌تر یا اضافه‌کاری متوسل شود، ممکن است هزینه نیروی انسانی و مصرف سایر نهاده‌ها افزایش پیدا کند. استفاده از مولدهای برق اضطراری نیز راهکاری بدون هزینه نیست؛ خرید یا اجاره تجهیزات، تأمین سوخت، تعمیر و نگهداری و محدودیت توان تولیدی این دستگاه‌ها می‌تواند بخش مهمی از منابع مالی بنگاه را مصرف کند. بنابراین، مسئله اصلی فقط تعداد ساعات خاموشی نیست، بلکه میزان پیش‌بینی‌پذیری تأمین انرژی و امکان برنامه‌ریزی تولید بر اساس یک جدول زمانی قابل اتکاست. کارخانه‌ای که از زمان و مدت محدودیت‌ها اطلاع کافی ندارد، نمی‌تواند سفارش‌ها، خرید مواد اولیه و برنامه حضور نیروی انسانی را به‌درستی تنظیم کند. این نااطمینانی، خود به عاملی برای کاهش بهره‌وری و افزایش هزینه‌های عملیاتی تبدیل می‌شود.از تعدیل موقت کارگران تا فرسایش توان تولیدی بنگاه‌هاپیامد ناترازی انرژی به دیوار کارخانه محدود نمی‌ماند و به‌سرعت به بازار کار انتقال پیدا می‌کند. هنگامی که واحد صنعتی امکان استفاده کامل از ماشین‌آلات خود را ندارد، نخستین واکنش ممکن است کاهش ساعات فعالیت، جابه‌جایی شیفت‌ها، تعویق اضافه‌کاری یا تعطیلی موقت بخشی از خطوط تولید باشد. در ادامه، اگر توقف‌ها طولانی یا تکرارشونده شوند و بنگاه نتواند هزینه‌های جاری خود را تأمین کند، احتمال کاهش نیروی انسانی یا تعدیل موقت کارگران افزایش می‌یابد. این تصمیم برای کارفرما ممکن است تلاشی برای جلوگیری از زیان بیشتر باشد، اما برای کارگر به معنای کاهش درآمد، بی‌ثباتی شغلی و دشوارتر شدن برنامه‌ریزی برای هزینه‌های خانوار است. اهمیت این مسئله در بنگاه‌های کوچک و متوسط از آن جهت بیشتر است که این واحدها سهم مهمی در اشتغال صنعتی و فعالیت زنجیره‌های تأمین دارند و توان محدودی برای تحمل دوره‌های طولانی کاهش درآمد دارند. در بسیاری از موارد، توقف یک کارخانه به کاهش فعالیت تأمین‌کنندگان قطعات، شرکت‌های حمل‌ونقل، تعمیرکاران و سایر کسب‌وکارهای وابسته نیز منجر می‌شود. به این ترتیب، اختلال انرژی می‌تواند اثری فراتر از یک واحد تولیدی داشته باشد و به حلقه‌های مختلف اقتصاد محلی سرایت کند. از سوی دیگر، تداوم نااطمینانی ممکن است بنگاه را از استخدام نیروی جدید، آموزش کارکنان یا سرمایه‌گذاری برای افزایش ظرفیت بازدارد. کارفرمایی که نمی‌داند در فصل آینده چند روز امکان تولید کامل خواهد داشت، ممکن است توسعه فعالیت خود را به تعویق بیندازد یا منابع مالی را به جای نوسازی تجهیزات، صرف تأمین هزینه‌های اضطراری کند. این وضعیت در بلندمدت بر کیفیت اشتغال نیز اثر می‌گذارد؛ زیرا فرصت‌های آموزش حین کار، ارتقای مهارت و تثبیت روابط حرفه‌ای کاهش می‌یابد. البته همه واحدهای صنعتی به یک اندازه از محدودیت انرژی آسیب نمی‌بینند و شدت پیامدها به نوع صنعت، میزان وابستگی فرایند تولید به برق یا گاز، امکان ذخیره‌سازی انرژی و دسترسی به منابع جایگزین بستگی دارد. با این حال، نبود سازوکار قابل پیش‌بینی برای مدیریت محدودیت‌ها، به‌ویژه در واحدهایی که توان مالی کمتری دارند، می‌تواند شوک موقت انرژی را به مسئله‌ای پایدار در اشتغال و سرمایه‌گذاری تبدیل کند. در چنین شرایطی، حمایت از تولید نباید صرفاً به جبران بخشی از هزینه‌های جاری محدود شود؛ بلکه باید امکان برنامه‌ریزی مطمئن‌تر برای فعالیت صنعتی و حفظ نیروی کار نیز در کانون توجه قرار گیرد.

صادرات زیر سایه ناترازی؛ وقتی مشتری خارجی منتظر نمی‌ماند

یکی از مهم‌ترین آثار غیرمستقیم ناترازی انرژی، تضعیف توان رقابتی صادرکنندگان ایرانی است. در بازارهای بین‌المللی، قیمت مناسب تنها عامل موفقیت نیست؛ تحویل به‌موقع، ثبات کیفیت، امکان افزایش حجم سفارش و اعتبار تأمین‌کننده نیز اهمیت تعیین‌کننده دارد. کارخانه‌ای که به دلیل قطعی برق یا محدودیت گاز نمی‌تواند برنامه تولید خود را اجرا کند، ممکن است در تحویل سفارش صادراتی تأخیر داشته باشد یا نتواند تعهدات قراردادی را به‌طور کامل انجام دهد. این تأخیرها در برخی موارد هزینه حمل‌ونقل، انبارداری، جابه‌جایی برنامه ارسال و حتی جریمه‌های قراردادی را افزایش می‌دهند. مهم‌تر از آن، تکرار اختلال می‌تواند اعتماد خریدار خارجی را کاهش دهد و زمینه انتقال سفارش‌ها به تولیدکنندگان رقیب را فراهم کند. بازگرداندن مشتری ازدست‌رفته نیز همیشه آسان نیست؛ زیرا خریدار برای تأمین کالاهای مورد نیاز خود به دنبال عرضه‌کننده‌ای است که بتواند حجم، کیفیت و زمان تحویل را تا حد امکان تضمین کند. در چنین فضایی، حتی کارخانه‌ای که از نظر فناوری، کیفیت محصول یا هزینه نیروی کار مزیت دارد، ممکن است به دلیل ناپایداری انرژی بخشی از مزیت رقابتی خود را از دست بدهد. این مسئله برای بنگاه‌های کوچک و متوسط صادرات‌محور حساس‌تر است؛ زیرا دسترسی آن‌ها به منابع مالی برای جبران تأخیرها، نگهداری موجودی اضافی یا انتقال سریع سفارش به خطوط جایگزین محدودتر است. همچنین، افزایش هزینه تولید در نتیجه کاهش بهره‌برداری از ظرفیت کارخانه می‌تواند قیمت نهایی کالا را بالا ببرد و قدرت رقابت آن را در بازارهای هدف کاهش دهد. اگر بنگاه برای جبران این هزینه‌ها قیمت صادراتی را افزایش دهد، احتمال از دست دادن سفارش وجود دارد و اگر قیمت را ثابت نگه دارد، ممکن است با کاهش حاشیه سود مواجه شود. به این ترتیب، ناترازی انرژی تولیدکننده را در موقعیتی دشوار قرار می‌دهد که در آن حفظ بازار، سودآوری و استمرار اشتغال هم‌زمان تحت فشار قرار می‌گیرند. آثار این وضعیت می‌تواند به کاهش سرمایه‌گذاری برای توسعه صادرات و محدود شدن امکان حضور پایدار در زنجیره‌های تأمین منطقه‌ای نیز منجر شود. از این رو، تأمین پایدار انرژی برای صنعت را باید بخشی از زیرساخت رقابت‌پذیری اقتصاد کشور دانست، نه صرفاً موضوعی مرتبط با مدیریت مصرف در دوره‌های اوج تقاضا.در مجموع، ناترازی برق و گاز زمانی به بحرانی عمیق‌تر تبدیل می‌شود که اختلال در تأمین انرژی از یک محدودیت فصلی فراتر برود و به عاملی دائمی در تصمیم‌گیری بنگاه‌ها بدل شود. کارخانه‌ای که نمی‌تواند درباره زمان تولید، هزینه انرژی و امکان تحویل سفارش اطمینان داشته باشد، ناچار است بخشی از منابع خود را صرف مدیریت بحران کند؛ منابعی که در شرایط عادی می‌توانست برای نوسازی تجهیزات، توسعه بازار، افزایش بهره‌وری و آموزش نیروی انسانی به کار گرفته شود. مقابله با این وضعیت به مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ نیاز دارد: افزایش قابلیت اطمینان شبکه برق و گاز، توسعه ظرفیت تولید و ذخیره‌سازی انرژی، اصلاح الگوی مصرف، تقویت زیرساخت‌های بهره‌وری و طراحی سازوکارهای روشن برای اولویت‌بندی و اعلام محدودیت‌ها. در کنار این اقدامات، حمایت هدفمند از بنگاه‌های کوچک و متوسط برای بهبود بهره‌وری انرژی و استفاده از فناوری‌های کم‌مصرف می‌تواند توان آن‌ها را در برابر شوک‌های احتمالی افزایش دهد. با این حال، انتقال کامل هزینه ناترازی به صنایع، بدون توجه به توان مالی و نقش آن‌ها در اشتغال و صادرات، ممکن است نتیجه‌ای معکوس داشته باشد و به کاهش تولید، تعویق سرمایه‌گذاری و از دست رفتن بازارها بینجامد. راهکار پایدار آن است که امنیت انرژی، سیاست صنعتی، اشتغال و توسعه صادرات در چارچوبی مشترک دیده شوند. در نهایت، معیار موفقیت مدیریت ناترازی فقط روشن ماندن چراغ خانه‌ها یا عبور از اوج مصرف نیست؛ بلکه باید سنجید چه میزان از ظرفیت تولید کشور حفظ شده، چند فرصت شغلی پایدار مانده و چه تعداد از بنگاه‌های ایرانی توانسته‌اند با هزینه و زمان قابل پیش‌بینی به فعالیت خود ادامه دهند. صنعتی که انرژی مطمئن در اختیار نداشته باشد، حتی با وجود ماشین‌آلات و نیروی انسانی آماده، نمی‌تواند از تمام ظرفیت خود استفاده کند؛ و اقتصادی که ظرفیت تولیدش بلااستفاده بماند، بخشی از فرصت رشد، اشتغال و ارزآوری خود را نیز از دست خواهد داد.

منبع: اقتصاد پویا
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.