اقتصاد ایران بیش از آنکه از کمبود ظرفیت، نیروی انسانی یا فرصتهای تجاری رنج ببرد، از ضعف در دفاع قاطعانه از منافع اقتصادی خود آسیب میبیند.
حسین کریمی سالهاست که تولیدکننده، صادرکننده، راننده، تاجر و سرمایهگذار ایرانی درگیر موانعی هستند که گاهی نه از کمبود منابع، بلکه از تصمیمهای ناهماهنگ، محدودیتهای غیرشفاف و بیتوجهی به هزینههایی ناشی میشود که بر زندگی مردم تحمیل میشود. در چنین شرایطی، کشور به مدیران و فعالانی نیاز دارد که در برابر تضییع حقوق اقتصادی مردم سکوت نکنند و برای دفاع از منافع ملی، اهل مذاکره، مطالبهگری و ایستادگی باشند.اظهارات اخیر بابک زنجانی درباره وضعیت رانندگان تریلیهای داتوان در مرز ریمدان و احتمال تغییر مسیر فعالیت این ناوگان، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که چرا باید رانندگان و فعالان اقتصادی برای مدت طولانی در انتظار تعیین تکلیف بمانند؟ اگر ادعای معطلی نزدیک به ۶۰ روز ناوگان در این مرز صحت داشته باشد، موضوع تنها یک اختلاف اجرایی نیست؛ بلکه مسئلهای مرتبط با سرمایه، زمان، درآمد خانوارها و اعتبار تجارت ایران است. رانندهای که هفتهها در مرز میماند، فقط با مشکل کاری مواجه نیست؛ هزینههای زندگی او، خانوادهاش و تعهدات مالیاش نیز ادامه دارد.در چنین موقعیتی، مسئولان نباید به توضیحهای اداری و وعدههای تکراری بسنده کنند. باید مشخص شود چه نهادی مسئول رفع مشکل است، علت محدودیت چیست و چه زمانی قرار است وضعیت به حالت عادی بازگردد. اقتصاد کشور نمیتواند هزینه ناکارآمدی تصمیمها را بارها از جیب مردم بپردازد.نکته قابل توجه در موضع زنجانی، تأکید بر استفاده از ظرفیتهای اقتصادی برای دفاع از حقوق فعالان ایرانی است. طرح تغییر مسیر ناوگان و بازنگری در مسیر صادرات، فارغ از امکان اجرایی و پیامدهای آن، نشان میدهد که تجارت خارجی نباید یکطرفه باشد؛ همانطور که ایران باید به تعهدات خود پایبند بماند، انتظار دارد طرفهای تجاری نیز به قواعد و توافقها احترام بگذارند. البته توقف صادرات گاز یا تغییر قیمت آن، تصمیمی نیست که صرفاً با یک موضعگیری رسانهای عملی شود و باید با در نظر گرفتن قراردادها، منافع ملی و مسئولیت نهادهای قانونی بررسی شود.
*کشور به آدمهای اهل ایستادگی نیاز دارد، نه تصمیمهای هیجانی.
* ایستادگی واقعی یعنی هیچ فرد یا نهادی نتواند بدون پاسخگویی، هزینه تصمیمهای خود را بر دوش مردم بگذارد. یعنی اگر مرزی بسته میشود، علت آن روشن باشد؛ اگر کامیونی متوقف میشود، مرجع پاسخگو مشخص باشد؛ و اگر حقوق یک صادرکننده یا راننده تضییع میشود، سازوکار مؤثری برای جبران خسارت وجود داشته باشد.همین نگاه باید درباره مرز چذابه و مبادلات با عراق نیز حاکم باشد. روابط اقتصادی با همسایگان برای ایران اهمیت راهبردی دارد و حفظ این روابط، به معنای چشمپوشی از حقوق کشور نیست. مذاکره قاطع، پیگیری حقوقی، استفاده حسابشده از اهرمهای اقتصادی و پرهیز از تصمیمهایی که به زیان تولیدکننده و مصرفکننده ایرانی تمام میشود، راه دفاع پایدار از منافع ملی است.مردم از مدیران انتظار ندارند با هر اختلافی وارد جنگ اقتصادی شوند؛ انتظار دارند اجازه ندهند زندگی و معیشت آنها قربانی بیتدبیری، تعلل یا زیادهخواهی دیگران شود. اقتصاد ایران به کسانی نیاز دارد که هم قدرت ایستادگی داشته باشند و هم هزینه تصمیمهایشان را محاسبه کنند؛ مدیرانی که نه در برابر فشار کوتاه بیایند و نه با تصمیمهای شتابزده، فرصتهای اقتصادی کشور را بسوزانند. معیار موفقیت نیز روشن است: حفظ منافع ملی، حمایت از فعالان اقتصادی و جلوگیری از تحمیل هزینههای اضافی به مردم.
https://eghtesadepooya.ir/?p=105976















نظرات کاربران